برداشت غیرمجاز قارچ ترافل از جنگلهای تاریخی هیرکانی در شمال ایران همچنان ادامه دارد و در تازهترین مورد، ساکنان حاشیه پارک ملی گلستان از ورود دوبارهٔ افرادی همراه با دستههای سگ به عرصههای جنگلی خبر میدهند. این تخریب در حالی ادامه دارد که از اعلام ممنوعیت برداشت و هشدار دربارهٔ پیامدهای آن، سالها میگذرد.
کندوکاو خاک، آسیب به ریشه درختان و ورود سگها به زیستگاه حیاتوحش ابعاد مختلف تجارتی است که فعالان حوزه محیطزیست از ضعف نظارت بر شبکه خریدوفروش و ناکافی بودن برخورد با عوامل اصلی آن سخن میگویند.
تازهترین روایتهای محلی تا سهشنبه پنجم آبان، از تداوم رفتوآمد برداشتکنندگان به جنگلهای پیرامون پارک ملی گلستان حکایت دارد. یکی از ساکنان منطقه به ایندیپندنت فارسی گفت هشدارهای پیشین اهالی جدی گرفته نشد و حتی آنها را تهدید هم کردهاند. این وضعیت نشان میدهد اعلام ممنوعیت و کشف محمولهها هنوز به توقف برداشت مخرب در رویشگاههای طبیعی منجر نشده است.
ترافل نوعی قارچ جنگلی زیرزمینی است که با ریشه برخی درختان از جمله بلوط و فندق همزیستی دارد. رشتههای قارچ به جذب آب و عناصر معدنی کمک میکنند و در مقابل، مواد قندی تولیدشدهٔ درخت را دریافت میکنند. بنابراین آنچه از خاک بیرون کشیده میشود، بخشی از شبکه زیستی جنگل است که سلامت آن با وضعیت درختان میزبان ارتباط دارد.
برداشت بیضابطهٔ ترافل خاک جنگل، ریشه درختان و چرخهٔ بازتولید این قارچ را همزمان تخریب میکند. جستوجوی پراکنده با بیل، کلنگ و چنگک هم لایه برگهای پوسیده و خاک سطحی را به هم میزند و ریشههای ظریف و رشتههای قارچی را قطع میکند. برداشت قارچهای نارس نیز فرصت بلوغ و مشارکت آنها را در پراکنش اسپور کاهش میدهد. بررسیهای علمی، کندوکاو بیهدف برای یافتن ترافل و به هم زدن بستر جنگل را از روشهای آسیبزا برای تولید قارچ معرفی کردهاند.
این تخریب با خروج برداشتکنندگان هم پایان نمییابد. کنار رفتن پوشش محافظ خاک و آسیب به ریشهها میتواند فرسایش را افزایش دهد و بازسازی طبیعی عرصه را دشوار کند. تردد مکرر و حفاری اطراف درختان نهالها را هم در معرض آسیب قرار میدهد. در جنگلی که همزمان با قطع درختان، چرای دام و تغییر کاربری مواجه است، فشار تازه بر خاک و زادآوری توان ترمیم زیستبوم را کاهش میدهد.
سگهای ترافلیاب و خطر برای تازهمتولدان حیاتوحش
اهمیت این خسارت به پیشینه و تنوع زیستی هیرکانی بازمیگردد؛ جنگلهایی بازمانده از رویشگاههای پهنبرگ با سابقه ۲۵ تا ۵۰ میلیون سال که بخشهایی از آنها در فهرست میراث جهانی ثبت شده است. حفاظت از این میراث علاوه بر حفظ درختان، به سلامت خاک و ارتباط میان گیاهان، قارچها و جانوران وابسته است.
استفاده از سگهای آموزشدیده از سالهای ۱۳۹۷ و ۱۳۹۸ با هدف یافتن محل دقیق قارچ و کاهش زیرورو شدن خاک در هیرکانی مطرح شد. با این حال، ورود سگها به زیستگاههای حساس، نگرانی دیگری ایجاد کرده است. احمد رادمان، رئیس پارک ملی گلستان، در خرداد ۱۴۰۵ هشدار داد که این سگها در فصل زادآوری برای شوکا و مرال، بهویژه نوزادان آنها خطرآفریناند.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
قدیر حسنزاده، مدیرکل حفاظت محیطزیست گلستان، نیز میان سگهای تربیتشده ترافلیاب و سگهای رهاشده تفاوت قائل شد. به گفتهٔ او، سگهای ترافلیاب ممکن است برای حیاتوحش مشکل ایجاد کنند، اما تهدید سگهای رهاشده در جنگلهای استان گستردهتر است. بنابراین استفاده از سگ، حتی اگر حفاری را محدود کند، بدون کنترل ورود و رعایت حساسیت زیستگاه، پاسخ کاملی به مسئله حفاظت نخواهد بود.
در ۱۷ اسفند ۱۴۰۰، مسئولان قضایی و منابع طبیعی استان گلستان بر ممنوعیت برداشت ترافل و برخورد با متخلفان تأکید کردند. عبدالرحیم لطفی، مدیرکل وقت منابع طبیعی استان، کلنگزنی و تیشهزنی را عامل آسیب به ریشه درختان و اندامهای قارچ دانست و از شناسایی محل تجمع خریداران و فروشندگان خبر داد. موضوع این ممنوعیت برداشت غیرمجاز از عرصههای طبیعی است و نباید آن را با ممنوع بودن مصرف خوراکی ترافل یکسان دانست.
ممنوعیت برداشت و ادامهٔ فعالیت واسطهها
اما با گذشت چند سال، کشف محمولهها همچنان ادامه دارد. در یک نمونه، محمد برزین، رئیس اداره منابع طبیعی کلاله، در خرداد ۱۴۰۵ از کشف ۲۰۲ کیلو ترافل خبر داد. پیشتر نیز محمولهای ۸۸۰ کیلوگرمی در ایستبازرسی تیلآباد آزادشهر کشف شد. این موارد، در کنار گزارشهای محلی، نشاندهندهٔ استمرار جمعآوری و انتقال قارچ در مقیاسی فراتر از مصرف شخصی است.
مدیرکل حفاظت محیطزیست گلستان میگوید در پارک ملی با ورود برداشتکنندگان برخورد میشود، اما وضعیت جنگلهای حاشیه مناسب نیست. به گفتهٔ او، شناسایی متخلفان دشوار است و افراد بازداشتشده معمولا حلقههای اصلی تجارت نیستند. او تأکید کرد که محلهای خریدوفروش و مسیرهای انتقال به خارج از استان و کشور هم به اندازه لازم رصد نمیشوند.
تشدید فقر و کمبود فرصت شغلی در روستاهای حاشیه جنگلها نیز به تداوم این چرخه کمک میکند. درآمد حاصل از فروش قارچ شماری از ساکنان را به برداشت سوق میدهد، در حالی که واسطهها از تفاوت قیمت خریدوفروش بهره میبرند. برخورد با برداشتکنندگان بدون پیگیری خریداران عمده و تامین معیشت جایگزین، این زنجیره را قطع نمیکند.
کشت ترافل در زمینهای مناسب خارج از جنگل، با استفاده از نهالهای میزبان تلقیحشده یکی از راهکارهای مطرح است. مظاهر جعفرنیا، پژوهشگر این حوزه، پیشتر از کاشت هزار و ۵۰۰ نهال در گالیکش در سال ۱۴۰۰ خبر داده بود، اما این مسیر به چند سال زمان، سرمایه و شرایط مناسب نیاز دارد و به گفتهٔ کارشناسان، حفاظت فوری از رویشگاهها و پاسخگویی دربارهٔ نتیجه طرحهای کشت باید همزمان دنبال شود تا هزینه ادامهٔ این تجارت همچنان از خاک و ریشههای هیرکانی پرداخت نشود.

