انتشار دو نامه دربارهٔ شناسایی درختان «خطرآفرین» در بستر رودخانههای شمال ایران و درخواست شرکت صنایع چوب و کاغذ مازندران برای برداشت چوب، نگرانیها را از گسترش قطع درختان هیرکانی افزایش داده است.
فعالان محیطزیست و نمایندگان جمعیتهای دیدهبان هیرکانی با انتشار تصاویر نامههای دولتی، هشدار دادند که مقابله با پیامدهای النینو به پوششی برای بهرهبرداری از درختان ایستاده در ۲۵۳ هکتار جنگل کرانرودی تبدیل شده است.
در یک نمونه، حنیفرضا گلزار، فعال و دانشآموخته محیطزیست در شاهرود، هدف این اقدام را تسویه بدهی سازمان منابع طبیعی به شرکت چوب و کاغذ مازندران عنوان کرد و در شبکه ایکس نوشت که جنگلهای واقع در حاشیه رودخانهها به «مافیای آب وزارت نیرو» سپرده شدهاند. او در پایان خطاب به مسئولان این تصمیم، نوشت: «النینو ویرانگر خود شمایید.»
این هشدارها در شرایطی مطرح میشود که صدور مجوز برداشت چوب و اجرای پروژههای گردشگری و جادهسازی بارها عرصههای هیرکانی را در معرض تخریب قرار داده است؛ جنگلهایی که حفاظت از آنها وظیفه همان دستگاههایی است که درباره برداشت و واگذاری عرصههایشان تصمیم میگیرند.
از شناسایی درختان خطرآفرین تا درخواست برداشت چوب
محمدعلی فخاری، مدیرکل دفتر جنگلداری و امور بهرهبرداری سازمان منابع طبیعی، در نامهای به تاریخ ۱۸ مهر ۱۴۰۵، از ادارهکل منابع طبیعی گیلان، گلستان و دو حوزهٔ مازندران خواست شناسایی و نشانهگذاری درختان خطرآفرین در بستر جریان رودخانهها را تسریع کنند.
این نامه با استناد به هشدار درباره احتمال تقویت النینو و تغییر الگوهای دما و بارش، بر کاهش خسارت ناشی از حضور درختان ریشهکن، شکسته، افتاده یا سرپای خطرساز تاکید کرد. بر اساس این نامه، اقدامهای مذکور پس از دریافت نظر و اعلام نیاز شرکت آب منطقهای، ثبت موقعیت مکانی و بازدید مشترک کارشناسی انجام میشود.
نامه دیگر، درخواست شرکت صنایع چوب و کاغذ مازندران از استاندار برای صدور مجوز برداشت و حمل چوب است و در آن به مطالبات این شرکت از سازمان منابع طبیعی و ضرورت تأمین مواد اولیه هم اشاره کرده است. همین موضوع پیوند میان بدهیهای مالی و برداشت چوب جنگلها را برجسته میکند.
اگرچه نامهٔ سازمان منابع طبیعی مستقیماً دستور پاکتراشی چنین مساحتی را صادر نمیکند، گنجاندن درختان سرپا در فرایند نشانهگذاری دامنهٔ نگرانی دربارهٔ نحوه اجرای آن را افزایش میدهد.
جنگلهایی که خود سپر سیلاباند
جنگلهای کرانرودی پوشش گیاهی حاشیه رودخانهها و پهنههای سیلابیاند. ریشهٔ درختان این مناطق به پایداری کنارهٔ رودخانه، حفظ خاک و کاهش فرسایش کمک میکند و پوشش گیاهی آنها بخشی از سازوکار طبیعی تعدیل جریان آب است.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
از این رو، حذف گسترده درختان حاشیهٔ رودخانه با هدف مقابله با سیل، میتواند به تضعیف همان حفاظ طبیعی منجر شود. تشخیص یک درخت مشخص که خطر انسداد مسیر آب یا سقوط دارد، با مجوز برداشت اقتصادی از یک عرصه جنگلی، تفاوت اساسی دارد. محور نگرانی در اسناد منتشرشده نیز همین تداخل است. هنگامی که یک شرکت طلبکار و نیازمند چوب متقاضی برداشت میشود، ضرورت حفاظت و مدیریت خطر با منفعت اقتصادی بهرهبردار درهم میآمیزد.
سابقهٔ بازگشت بهرهبرداران با عنوانهای تازه
در آبان ۱۴۰۳ نیز مجوز حسن وحید، سرپرست وقت سازمان منابع طبیعی، برای برداشت درختان ریشهکنشده، شکسته و افتاده، اعتراض کارشناسان و کنشگران محیطزیست را برانگیخت. آنان هشدار دادند ورود دوبارهٔ پیمانکاران میتواند تحت پوشش جمعآوری چوبهای افتاده، امکان قطع و خارج کردن درختان زنده را فراهم کند.
در همان مقطع، کارشناسان بر نقش چوبهای مرده در حفظ زیستگاه موجودات، بازگشت مواد آلی به خاک و پایداری چرخه طبیعی جنگل تأکید کردند. نگرانی آنان این بود که عنوان «پاکسازی» به راهی برای احیای برداشت تجاری از هیرکانی تبدیل شود.
تخریب هیرکانی به برداشت چوب محدود نمانده است. ایندیپندنت فارسی فروردین ۱۴۰۳ در گزارشی تحقیقی، قطع حدود چهار هزار درخت و نهال در محدوده الیمالات نور برای ساخت پارکینگ یک مجموعه گردشگری را بررسی و درباره ارتباط هلدینگ مجری با ماجد علمالهدی، اسنادی منتشر کرد.
در اردیبهشت ۱۴۰۴ نیز گزارش ایندیپندنت فارسی درباره قطعه سوم آزادراه تهرانــشمال، از پیشبرد پروژهٔ بنیاد مستضعفان، بدون دریافت مجوز محیطزیستی و تهدید درههای حساس هریجان و زیستگاه پلنگ، خرس و مرال خبر داد.
میراثی که با کاشت نهال جایگزین نمیشود
بنا بر توضیحات یونسکو، پیشینهٔ اکوسیستم جنگلهای هیرکانی به ۲۵ تا ۵۰ میلیون سال پیش بازمیگردد. بخشهایی از این جنگلها در سال ۲۰۱۹ در فهرست میراث جهانی ثبت شدند. ارزش آنها به تداوم فرایندهای طبیعی و تنوع زیستی وابسته است و چنین ویژگیهایی، با کاشت چند نهال جایگزین نمیشوند.
اکنون، کنار هم قرار گرفتن دستور شناسایی درختان سرپای خطرساز و درخواست یک شرکت طلبکار برای برداشت چوب، نگرانی دربارهٔ تبدیل مدیریت بحران به مسیر تازه بهرهبرداری را تقویت کرده است. در چنین روندی، بدهی دستگاه دولتی با برداشت از سرمایهٔ طبیعی عمومی گره میخورد و هزینهٔ آن، از تخریب زیستگاه تا افزایش آسیبپذیری حاشیه رودخانهها، برای جنگل و ساکنان شمال ایران باقی میماند.

