چهارم آبان سال ۱۲۹۸ در یکی از محلههای قدیمی تهران، پسری چشم به جهان گشود که در شش سالگی به مقام ولیعهدی ایران رسید. در سن ۲۱ سالگی دوران پادشاهیاش را آغاز کرد و چهارم آبانماه ۱۳۴۶، همزمان با تولد ۴۸ سالگی، بهطور رسمی تاجگذاری کرد. محمدرضاشاه در مراسم تاجگذاری در تالار سلام کاخ گلستان، گفت هدفی جز «شرف و افتخار ملت و کشور» ندارد و تنها امیدش نیز «حفظ استقلال، حاکمیت ایران و پیشرفت مردم ایران است» و در این راه نیز حاضر است حتی جان خود را فدا کند.
محمدرضاشاه و خواهر دوقلویش، اشرف پهلوی، در دوران سلطنت احمدشاه قاجار به دنیا آمدند. پدرشان رضاخان میرپنج، در آن زمان از فرماندهان نظامی ارشد بود و هنوز فعالیتهای سیاسیاش را آغاز نکرده بود، ولی دو سال بعد به مقام وزارت جنگ رسید. بعد هم نخستوزیر شد و سرانجام نیز سلطنت پهلوی را در ایران بنیان گذاشت.
محمدرضاشاه شش ساله بود که به مقام ولیعهدی ایران رسید. تحصیلات ابتدایی را در مدرسه نظام تهران آغاز کرد و همزمان زیر نظر آموزگاران خصوصی، از جمله یک معلم فرانسوی، به فراگیری زبان فرانسه و آشنایی با تاریخ و فرهنگ اروپا پرداخت.
در سال ۱۳۱۰، زمانی که نزدیک به ۱۲ سال داشت، به دستور رضاشاه، برای ادامهٔ تحصیل به سوییس رفت و در مدرسه شبانهروزی مشهور «لو روزه» مشغول تحصیل شد.
اقامت محمدرضاشاه در سوییس حدود پنج سال طول کشید. او در این دوره علاوه بر تحصیل، با زبانها و فرهنگ اروپایی بیشتر آشنا شد و به ورزشهایی مانند فوتبال علاقه نشان داد. در سال ۱۳۱۵، به ایران بازگشت و برای ادامه آموزش وارد دانشکده افسری تهران شد. او پس از گذراندن دوره دوسالهٔ آموزش نظامی، در سال ۱۳۱۷ با درجهٔ ستوان دومی فارغالتحصیل شد و سپس مسئولیتهایی در زمینه بازرسی ارتش بر عهده گرفت.
در همین دوران، موضوع ازدواج ولیعهد نیز مطرح شد. رضاشاه برای تحکیم روابط ایران و مصر، ازدواج پسرش با شاهزاده فوزیه، دختر ملک فؤاد اول و خواهر ملک فاروق، پادشاه وقت مصر را ترتیب داد. حاصل این پیوند شاهدخت شهناز بود که در آبان ۱۳۱۹ به دنیا آمد. با این حال، ازدواج آنها پایدار نماند و سرانجام به جدایی انجامید.
شروع سلطنت محمدرضاشاه و بحرانهای سیاسی
بیستوششم شهریور ۱۳۲۰، در حالی که ایران یکی از بحرانیترین مقاطع تاریخی خود را پشت سر میگذاشت، محمدرضاشاه پهلوی در ۲۱ سالگی به مجلس شورای ملی رفت، سوگند خورد و دوران پادشاهیاش را آغاز کرد.
در آن زمان، جنگ جهانی دوم به سومین سال خود رسیده بود و ایران، با وجود اعلام بیطرفی، به اشغال نیروهای نظامی بریتانیا و اتحاد جماهیر شوروی درآمده بود. سوم شهریور ۱۳۲۰، ارتش سرخ از مرزهای شمالی و نیروهای بریتانیایی از جنوب و غرب وارد خاک ایران شدند. نیروهای نظامی ایران در برابر این تهاجم مقاومت کردند، اما برتری نظامی ارتشهای مهاجم و فروپاشی ساختار فرماندهی، امکان ادامه مقاومت را از میان برد.
بریتانیا و شوروی حضور اتباع و کارشناسان آلمانی در ایران و احتمال گسترش نفوذ آلمان نازی را از دلایل حمله اعلام کردند، اما هدف راهبردی آنها تسلط بر مسیرهای ارتباطی و تدارکاتی ایران برای انتقال تجهیزات و کمکهای نظامی به شوروی و همچنین حفاظت از منابع نفتی جنوب ایران بود.
تهاجم نظامی متفقین به ایران به بحرانی سیاسی انجامید که سرانجام رضاشاه را به کنارهگیری از سلطنت واداشت. او در ۲۵ شهریور ۱۳۲۰ به نفع ولیعهد از پادشاهی کنارهگیری کرد.
به این ترتیب، دوران پادشاهی محمدرضاشاه در یکی از متزلزلترین مقاطع تاریخ معاصر ایران آغاز شد. تنها یک روز پس از ادای سوگند او، نیروهای شوروی و بریتانیا وارد پایتخت کشوری شدند که پادشاهش فقط ۲۱ سال داشت و مهمترین مسئلهٔ موجود، حفظ حاکمیت و یکپارچگی ایران و بیرون راندن نیروهای خارجی بود.
نخستین تضمین حقوقی برای خروج اشغالگران چند ماه پس از آغاز سلطنت محمدرضاشاه به دست آمد. ایران در بهمن ۱۳۲۰، پیمان سهجانبهای با بریتانیا و اتحاد جماهیر شوروی امضا کرد که بر اساس آن، هر دو کشور متعهد شدند نیروهایشان را حداکثر شش ماه پس از پایان جنگ، از خاک ایران خارج کنند. با پایان جنگ، نیروهای بریتانیایی و آمریکایی ایران را ترک کردند، در حالی که شوروی برخلاف موعد تعیینشده در پیمان سهجانبه، نیروهایش را از شمال ایران خارج نکرد.
علاوه بر این، با حمایت این کشور، حکومت خودمختار دموکرات آذربایجان در تبریز شکل گرفت و حضور ارتش سرخ مانع از آن شد که دولت مرکزی نیروهای نظامی خود را برای اعمال حاکمیت به این مناطق اعزام کند. بحران به جایی رسید که ایران در دی ۱۳۲۴ موضوع مداخله شوروی را به شورای امنیت سازمان ملل برد.
در تهران، احمد قوام که به نخستوزیری رسیده بود، راه مذاکره مستقیم با مسکو را در پیش گرفت. او در دیدار با استالین، درباره خروج ارتش سرخ مذاکره کرد و پس از ادامه مذاکرات، توافقی حاصل شد که در کنار خروج نیروهای شوروی، پیشنهاد تشکیل شرکت مشترک نفت ایران و شوروی را نیز دربرمیگرفت؛ پیشنهادی که اجرای آن به تصویب مجلس ایران مشروط شد.
سرانجام ارتش سرخ در اردیبهشت ۱۳۲۵ ایران را ترک کرد و چند ماه بعد، با ورود ارتش ایران به آذربایجان در آذر همان سال، حکومت فرقهٔ دموکرات فروپاشید و حاکمیت دولت مرکزی بر این منطقه دوباره برقرار شد. مجلس نیز بعدتر، قرارداد نفت پیشنهادی با شوروی را رد کرد.
با این حال، پایان اشغال نظامی به معنای پایان بحرانهای سیاسی ایران نبود. در سالهای نخست سلطنت محمدرضاشاه، رقابت احزاب و گروههای سیاسی، تغییر دولتها، اختلاف میان دربار و مجلس و نفوذ قدرتهای خارجی، فضای سیاسی ایران را متلاطم کرده بود.
در بهمن ۱۳۲۷، شاهنشاه آریامهر در جریان مراسمی در دانشگاه تهران، هدف سوءقصد قرار گرفت و زخمی شد. دو سال بعد، با اوجگیری جنبش ملی شدن صنعت نفت، ایران وارد یکی دیگر از پرتنشترین دورههای تاریخ معاصر خود شد؛ بحرانی که با نخستوزیری محمد مصدق، تشدید اختلافات سیاسی، تحریم نفتی بریتانیا و سرانجام وقایع مرداد ۱۳۳۲، ابعاد گستردهتری پیدا کرد.
در کنار این تحولات، زندگی شخصی محمدرضاشاه نیز با فرازونشیبهایی همراه بود. ازدواج نخست او با فوزیه، شاهزاده مصری، در سال ۱۳۲۷ رسماً به پایان رسید. او در بهمن ۱۳۲۹ با ثریا اسفندیاری بختیاری ازدواج کرد، اما این پیوند پس از هفت سال، در اسفند ۱۳۳۶، به دلیل مسئله جانشینی سلطنت به جدایی انجامید.
تاجگذاری محمدرضاشاه و شهبانو فرح
شاهنشاه آریامهر در آذرماه ۱۳۳۸ با شهبانو فرح دیبا ازدواج کرد و نخستین فرزند آنان، شاهزاده رضا، نهم آبان ۱۳۳۹ به دنیا آمد. شاه فقید سرانجام در چهارم آبان ۱۳۴۶، پس از گذشت ۲۶ سال از آغاز سلطنتش، رسماً تاجگذاری کرد. در این مراسم، شهبانو فرح نیز تاجگذاری کرد و به نیابت از سلطنت انتخاب شد تا در صورت درگذشت شاه پیش از رسیدن ولیعهد به سن قانونی، مسئولیت نیابت سلطنت را بر عهده بگیرد.
درباره دلایل این فاصله ۲۶ ساله میان آغاز سلطنت محمدرضاشاه و برگزاری مراسم تاجگذاری روایتها و تحلیلهای متعددی مطرح شده است؛ از بحرانهای سیاسی سالهای نخست پادشاهی و اشغال ایران به دست متفقین گرفته تا مسئله جانشینی سلطنت و شرایط اقتصادی ایران.
با این حال، محمدرضاشاه بعدها دلیل دیگری را نیز برای این تأخیر بیان کرد. او توضیح داد که نمیخواست در شرایطی که بخش بزرگی از مردم ایران با فقر و مشکلات اقتصادی روبهرو بودند، مراسم تاجگذاری برگزار کند. به گفته او، تاجگذاری بر مردمی فقیر افتخاری نداشت و ترجیح میداد زمانی تاج بر سر بگذارد که کشور به پیشرفت و آبادانی بیشتری رسیده باشد.
مراسم تاجگذاری محمدرضاشاه با حضور اعضای خاندان سلطنتی، مقامهای کشوری و لشکری و مهمانان خارجی برگزار شد. محمدرضاشاه و شهبانو فرح پهلوی با کالسکه سلطنتی از کاخ مرمر به کاخ گلستان رفتند. شاهزاده رضا پهلوی نیز که در آن زمان حدودا هفت ساله بود، به همراه شاه و شهبانو بر تخت نادری حضور یافت.
پس از اجرای تشریفات رسمی، محمدرضاشاه تاج پهلوی را که به دستور رضاشاه برای تاجگذاری سال ۱۳۰۵ ساخته شده بود، با دستان خود بر سر گذاشت. پس از آن نیز تاج شهبانو فرح را بر سر او گذاشت.
علاوه بر کاخ گلستان که محل اصلی برگزاری مراسم تاجگذاری بود، در سراسر ایران نیز طی روزهای چهارم تا یازدهم آبان جشنهایی برگزار شد. در قالب این جشنها، تالار رودکی افتتاح و اپرای «سرزمین آریامهر» در سه بخش «زال و رودابه»، «عشق و دلقک» و «جشن دهگان» اجرا شد. لوح یادبود برج شهیاد آریامهر (میدان آزادی) نیز نصب شد و نمایشگاهی از دستاوردهای صنعتی ایران برای نمایش پیشرفت اقتصاد و صنعت کشور آغاز به کار کرد.

