همزمان با تشدید احتمال آغاز دور تازهٔ جنگ میان جمهوری اسلامی ایران و آمریکا و اسرائیل، قیمت دلار روز پنجشنبه ۳۰ مهر در بازار آزاد تهران، رکورد تازهای ثبت کرد و به ۲۷۳ هزار و ۴۰۰ تومان رسید. این جهش در شرایطی رخ داد که دونالد ترامپ از در کار نبودن مذاکره با جمهوری اسلامی ایران و نزدیک بودن اتخاذ تصمیمی مهم سخن گفت و دربارهٔ پرواز جنگندههای اسرائیلی در نزدیکی مرزهای ایران هم گزارشهایی منتشر شد. در این میان، پرسش اصلی برای میلیونها ایرانی این است که اقتصادی گرفتار رکود، تورم شدید و کمبود کالاهای ضروری، تا چه اندازه توان تحمل جنگی دیگر را دارد؟
بررسیهای ایندیپندنت فارسی از قیمت مواد غذایی، کالاهای مصرفی و دارو در پایان مهرماه نشان میدهد بهای برخی اقلام خوراکی طی شش ماه، بیش از سه برابر و قیمت شماری از داروهای پرمصرف در یک سال چهار تا نزدیک به شش برابر شده است. همزمان، فروشندگان درباره افزایش مداوم قیمتها و تشدید کمبود برخی از کالاهای اساسی هشدار میدهند و اخبار رسیده از داروخانهها نیز حاکی از اختلال در تأمین دارو و افزایش سهم هزینهها از جیب بیماران است.
این وضعیت در حالی ادامه دارد که بر اساس آمار مرکز آمار، تولید ناخالص داخلی در بهار ۱۴۰۵ نسبت به بهار سال قبل از آن، ۱۰.۱ درصد کاهش یافت و تورم نقطهبهنقطهٔ شهریورماه نیز به ۸۹.۸ درصد رسید.
هزینه چند قلم خوراکی برابر با یک ماه حقوق کارگری
بررسی میدانی ایندیپندنت فارسی نشان میدهد در پایان مهرماه، هر کیلو برنج ایرانی درجه ۳ حدود ۳۰۰ هزار تومان، برنج درجه ۲ حدود ۴۰۰ هزار تومان و برنج طارم ممتاز ۵۶۰ هزار تومان قیمت دارد. برنج هندی و پاکستانی نیز بین کیلویی ۲۵۰ تا ۳۵۰ هزار تومان فروخته میشود. قیمت هر کیلو مرغ هم به دستکم ۳۷۰ هزار تومان رسیده و یک بسته ۹۰۰ گرمی ران مرغ تمیزشده ۵۸۵ هزار تومان است. هر شانه تخممرغ بین ۶۳۰ تا ۷۰۰ هزار تومان قیمت دارد و یک بطری ۱.۵ لیتری روغن آفتابگردان یک میلیون و ۱۱۸ هزار تومان فروخته میشود. قیمت بطری سه لیتری روغن نیز حدود دو میلیون تومان است.
در بخش لبنیات، یک بسته ۹۰۰ گرمی شیر کمچرب ۱۰۰ هزار تومان و یک بسته شیر پرچرب ۱۲۵ هزار تومان قیمت دارد. یک بسته پنجعددی نان تافتون نیز ۵۵ هزار تومان فروخته میشود.
بر این اساس، خرید سبدی شامل پنج کیلو برنج درجه ۳، دو کیلو مرغ، یک شانه تخممرغ ۷۰۰ هزار تومانی، یک بطری ۱.۵ لیتری روغن و پنج بسته شیر کمچرب، چهار میلیون و ۵۵۸ هزار تومان هزینه دارد و این مبلغ بدون احتساب گوشت قرمز، میوه، سبزیجات، مسکن، حملونقل، پوشاک یا دارو و درمان محاسبه شده است.
جهش ۲۰۰ درصدی قیمتها در شش ماه
مقایسه قیمتهای ثبتشده ایندیپندنت فارسی در فروردین و پایان مهرماه ۱۴۰۵ نشان میدهد قیمت یک قوطی رب گوجهفرنگی از ۱۱۰ هزار تومان به ۳۷۰ هزار تومان رسیده و ۲۳۶ درصد افزایش یافته است. بهای ارزانترین کنسرو تن ماهی نیز از ۱۰۴ هزار تومان به ۳۳۰ هزار تومان رسیده و حدود ۲۱۷ درصد گرانتر شده است.
قیمت یک بسته چای دوغزال از ۷۵۰ هزار تومان به یک میلیون و ۸۷۰ هزار تومان افزایش یافته و یک بسته پنیر نیز از ۳۵۰ هزار تومان به ۸۶۰ هزار تومان رسیده است. بهای نوشابه ۱.۵ لیتری کوکاکولا نیز از ۵۰ هزار تومان به ۱۴۵ هزار تومان افزایش یافته است.
این افزایشها تنها به مواد غذایی محدود نیست. قیمت مایع ظرفشویی پریل در شش ماه از ۳۵۰ هزار تومان به ۸۴۰ هزار تومان رسیده و مایع لباسشویی سافتلن نیز تنها طی یک ماه از ۴۹۵ هزار تومان به ۵۷۰ هزار تومان افزایش یافته است.
کالابرگ حتی برای تهیه دو کیلو برنج هم کافی نیست
حقوق ماهانه ۲۳ میلیون تومانی یک بازنشسته در ایران با دلار ۲۷۳ هزار و ۴۰۰ تومانی، معادل حدود ۸۴ دلار است. فعالان کارگری نیز هزینه تأمین زندگی و خط فقر یک خانوار را بیش از ۱۰۰ میلیون تومان براورد میکنند؛ رقمی که چند برابر درآمد ماهانه کارگران، بازنشستگان و سایر حقوقبگیران است.
در همین شرایط، دولت پزشکیان افزایش ۵۰۰ هزار تومانی اعتبار کالابرگ را بهعنوان یکی از اقدامهای حمایتی معرفی کرده است. در حالی که با قیمتهای فعلی، این مبلغ حتی برای خرید دو کیلو برنج ایرانی درجه ۳ هم کافی نیست.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
از طرفی، شرط درآمد کمتر از ۲۰ میلیون تومان برای متقاضیان، اختلال در سامانه ثبتنام، قطع اعتبار بعضی خانوارها و خودداری شماری از فروشگاهها از پذیرش کالابرگ به دلیل تسویه نشدن مطالباتشان، دسترسی مردم به همین حمایت محدود را هم دشوار کرده است.
داروهایی که ظرف یک سال، تا ۴۸۸ درصد گران شدند
بحران معیشتی در ایران به خوراکیها محدود نیست. بررسی ایندیپندنت فارسی از قیمت شش داروی پرمصرف نشان میدهد بهای همهٔ این اقلام در فاصلهٔ مهر ۱۴۰۴ تا مهر ۱۴۰۵، بیش از چهار برابر شده است.
قیمت یک بسته قرص آسنترا۱۰۰ از ۲۰۴ هزار تومان به یک میلیون و ۲۰۰ هزار تومان رسیده و ۴۸۸ درصد افزایش یافته است. یک بسته استأمینوفن کدئین نیز از ۱۳۷ هزار تومان به ۶۸۰ هزار تومان رسیده که افزایشی ۳۹۶ درصدی را نشان میدهد.
قیمت قرص کنکور۲.۵، از داروهای قلب، از ۱۶۲ هزار تومان به ۶۹۰ هزار تومان رسیده و بهای یک بسته پلاویکس نیز از ۳۱۶ هزار تومان به یک میلیون و ۴۰۰ هزار تومان افزایش یافته است.
در همین مدت، قیمت یک بسته آموکسیسیلین از ۳۲۰ هزار تومان به یک میلیون و ۳۵۰ هزار تومان و یک بسته ژلوفن از ۲۰۰ هزار تومان به ۸۳۰ هزار تومان رسیده است.
این افزایش قیمتها در حالی ادامه دارد که هادی احمدی، سخنگوی انجمن داروسازان ایران، در شهریورماه از کمبود حدود ۸۰۰ قلم فراورده دارویی، شامل ۹۰ داروی حیاتی و ضروری خبر داد.
داروخانهدارانی که با ایندیپندنت فارسی گفتوگو کردند، نیز از افزایش پرداختی بیماران، دشواری تأمین داروهای وارداتی و اختلال یا قطع برخی زنجیرههای تأمین خبر میدهند. با توجه به وابستگی کامل تولید داخلی به واردات مواد اولیهٔ دارویی، تشدید محدودیتهای مرزی و تجاری، تولید داخلی و دسترسی بیماران به دارو را دشوارتر هم کرده است.
جنگ تازه چه پیامدهایی خواهد داشت؟
بر اساس آمار مرکز آمار ایران، اقتصاد ایران در بهار ۱۴۰۵ با احتساب نفت ۱۰.۱ درصد و بدون احتساب نفت ۴.۶ درصد نسبت به دوره مشابه سال گذشته، کوچکتر شد. تورم نقطهبهنقطه شهریور نیز به ۸۹.۸ درصد و تورم سالانه به ۷۳.۶ درصد رسید. صندوق بینالمللی پول نیز در تازهترین پیشبینی خود، کاهش ۷.۶ درصدی تولید ناخالص داخلی ایران در سال ۲۰۲۶ را پیشبینی کرده است.
این ارقام نشان میدهند که اقتصاد ایران پیش از آغاز یک جنگ تازه نیز با کاهش تولید، افت قدرت خرید و افزایش شدید هزینههای ضروری مواجه است و حتی یک درگیری نظامی کوتاهمدت هم میتواند با افزایش تقاضا برای کالاهای ضروری، نوسان بیشتر نرخ ارز و اختلال در توزیع همراه شود. طولانی شدن جنگ و محدود شدن مسیرهای تجاری نیز تأمین مواد غذایی، دارو، سوخت و مواد اولیه کارخانهها را با مشکلات گستردهتری مواجه خواهد کرد.
میزان دقیق ذخایر راهبردی مواد غذایی و منابع ارزی قابلاستفاده جمهوری اسلامی ایران بهصورت عمومی مشخص نیست و بنابراین نمیتوان با قطعیت تعیین کرد که اقتصاد ایران تا چه مدت توان تأمین نیازهای ضروری در شرایط جنگی را خواهد داشت. با این حال، دادههای موجود نشان میدهند که توان حکومت برای تأمین هزینههای نظامی را نباید با توان اقتصادی مردم برای تحمل جنگ یکسان دانست.
جمهوری اسلامی ایران ممکن است همچنان برای ادامه جنگ، منابعی داشته باشد، اما برای دهها میلیون ایرانی که همین حالا هم با قیمتهای چندبرابری غذا، داروهای میلیونی و درآمدهای ناکافی مواجهاند، هر اختلال جدید در واردات، تولید و توزیع میتواند تأمین ابتداییترین نیازهای زندگی را دشوارتر کند.

