انتخابات اسرائیل؛ جنگ ایران به سرنوشت سیاسی نتانیاهو گره خورده؟

تحلیلگران معتقدند تغییر دولت در اسرائیل لزوماً به معنای پایان جنگ با ایران نخواهد بود

انتخابات پارلمانی اسرائیل، پنج روز دیگر در روز سه‌شنبه ۲۷ اکتبر، در شرایطی برگزار می‌شود که سه سال از حمله هفتم اکتبر ۲۰۲۳ حماس گذشته و جنگ‌های پس از آن در غزه، لبنان و ایران، نه‌تنها معادلات امنیتی منطقه، بلکه فضای سیاسی داخل اسرائیل را نیز دگرگون کرده است. اکنون بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل و رهبر حزب لیکود، با یکی از مهم‌ترین رقبای سیاسی خود، گادی آیزنکوت، رئیس پیشین ستاد کل ارتش و رهبر حزب میانه‌روی «یاشار»، روبه‌رو است، رقابتی که نتیجه آن می‌تواند بر چگونگی مدیریت جنگ با ایران و مناسبات اسرائیل با آمریکا و کشورهای منطقه تأثیر بگذارد.

با این حال، بررسی مواضع نامزدهای اصلی و دیدگاه تحلیلگران منطقه‌ای نشان می‌دهد که اختلاف میان جریان‌های سیاسی اسرائیل بیش از آنکه بر سر ضرورت مقابله با ایران باشد، به شیوه اجرای این سیاست، دامنه عملیات نظامی و جایگاه دیپلماسی در تصمیم‌گیری‌های امنیتی مربوط می‌شود. رویترز در گزارشی به تاریخ ۲۱ اکتبر، با استناد به دیدگاه کارشناسان منطقه‌ای، نوشته است که حتی تغییر نخست‌وزیر نیز لزوماً به تجدیدنظر اساسی در سیاست امنیتی اسرائیل منجر نخواهد شد.

ایران؛ مسئله‌ای فراتر از رقابت نتانیاهو و مخالفانش

سیاست امنیتی اسرائیل در سال‌های اخیر بیش از گذشته بر مقابله با ایران، حفظ مناطق حائل در بیرون از مرزهای این کشور و استفاده از قدرت نظامی برای بازدارندگی تهدیدها متمرکز شده است. جنگ‌های سه سال گذشته نیز این رویکرد را در میان بخش بزرگی از ساختار سیاسی و نظامی اسرائیل تقویت کرده‌اند.

نتانیاهو بارها ایران را مهم‌ترین تهدید علیه امنیت اسرائیل معرفی کرده و بر ضرورت اقدام نظامی پیشگیرانه تأکید داشته است. او در سخنرانی‌های خود اعلام کرده است که اسرائیل باید به‌جای اتکا به مهار تهدیدها و دفاع در برابر آن‌ها، پیشگیری و حمله را در اولویت قرار دهد و توانایی نظامی مستقلی برای مقابله با خطرهای آینده ایجاد کند.

نخست‌وزیر اسرائیل همچنین اهداف خود در قبال ایران را به محدود کردن توانایی‌های نظامی این کشور منحصر نکرده و از سرنگونی حکومت جمهوری اسلامی سخن گفته است. به باور برخی تحلیلگران، ادامه نخست‌وزیری او با حمایت احزاب راست افراطی می‌تواند زمینه را برای تشدید عملیات نظامی علیه ایران فراهم کند؛ هرچند تحقق چنین سناریویی به تصمیم‌های واشنگتن، شرایط میدان جنگ و واکنش تهران نیز بستگی دارد.

مایکل یانگ، پژوهشگر مرکز خاورمیانه کارنگی، در گفت‌وگو با رویترز تأکید کرده است که بخش عمده ساختار امنیتی و سیاسی اسرائیل در موضوع مقابله با ایران دیدگاهی مشترک دارد. از نظر او، همین اشتراک راهبردی، دامنه تغییراتی را که دولت آینده می‌تواند در سیاست‌های امنیتی ایجاد کند، محدود خواهد کرد.

وب‌سایت تحلیلی مدرن دیپلماسی هم در گزارش ۲۱ اکتبر، با استناد به اطلاعات رویترز، به این موضوع پرداخته است که اختلاف میان جریان‌های اصلی سیاسی اسرائیل بیش از آنکه بر سر اصل مقابله با ایران باشد، به شدت عملیات نظامی، گسترش شهرک‌سازی و میزان استفاده از دیپلماسی مربوط می‌شود.

این ارزیابی به معنای یکسان بودن تصمیم‌های همه رهبران اسرائیل نیست. تفاوت در زمان‌بندی حملات، میزان هماهنگی با آمریکا، اهداف عملیات نظامی و آمادگی برای پذیرش توافق‌های دیپلماتیک می‌تواند پیامدهای قابل‌توجهی برای ایران داشته باشد؛ حتی اگر هدف کلی مقابله با نفوذ منطقه‌ای و توانایی‌های نظامی تهران تغییر نکند.

گادی آیزنکوت؛ رقیب نتانیاهو با پیشینه‌ نظامی

در رقابت انتخاباتی امسال، گادی آیزنکوت از جایگاهی متفاوت با بسیاری از مخالفان پیشین نتانیاهو برخوردار است. او نه یک سیاستمدار صرفاً غیرنظامی، بلکه ژنرالی است که نزدیک به چهار دهه در ارتش اسرائیل خدمت کرده و به ریاست ستاد کل آن رسیده است.

آیزنکوت پس از حمله هفتم اکتبر، به‌عنوان ناظر به کابینه جنگ نتانیاهو پیوست، اما هشت ماه بعد با انتقاد از نبود راهبردی روشن برای ادامه جنگ، از این مجموعه کناره‌گیری کرد. او اکنون با رهبری حزب «یاشار» تلاش می‌کند خود را جایگزینی برای نخست‌وزیر کنونی معرفی کند؛ جایگزینی که در عین انتقاد از مدیریت سیاسی و نظامی نتانیاهو، همچنان بر سیاست امنیتی سخت‌گیرانه تأکید دارد.

آسوشیتدپرس در گزارشی که ۲۲ اکتبر منتشر شده، یادآور می‌شود که آیزنکوت از چهره‌های مرتبط با تدوین «دکترین ضاحیه» است؛ رویکردی نظامی که بر استفاده از قدرت تخریبی گسترده علیه مناطقی تأکید دارد که گروه‌های مسلح از آن‌ها برای انجام حملات استفاده می‌کنند.

Read More

This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)

این پیشینه نشان می‌دهد که اختلاف آیزنکوت با نتانیاهو را نمی‌توان به تقابل دو دیدگاه کاملاً متفاوت درباره استفاده از نیروی نظامی تعبیر کرد. آیزنکوت از منتقدان مدیریت جنگ نخست‌وزیر است، اما سابقه نظامی و مواضع امنیتی او نشان می‌دهد که تشکیل دولتی به رهبری وی، به‌خودی‌خود به معنای کنار گذاشتن گزینه نظامی در برابر ایران نخواهد بود.

در عین حال، نحوه اداره جنگ و روابط با متحدان خارجی می‌تواند یکی از نقاط تمایز دولت احتمالی آیزنکوت باشد. اختلاف بر سر مدیریت عملیات نظامی، تعیین اهداف قابل دستیابی و چگونگی خروج از بحران، موضوعاتی هستند که حتی میان سیاستمدارانی با دیدگاه‌های امنیتی نزدیک نیز می‌توانند به تصمیم‌های متفاوت منجر شوند.

نفتالی بنت و احزاب راست‌گرا چه نقشی خواهند داشت؟

رقابت سیاسی اسرائیل تنها به نتانیاهو و آیزنکوت محدود نیست. نفتالی بنت، نخست‌وزیر پیشین، نیز با ائتلاف انتخاباتی خود با یائیر لاپید، از دیگر چهره‌های مهم این انتخابات است.

بنت که پیش‌تر از نزدیکان نتانیاهو بود و ریاست شورای شهرک‌های اسرائیلی را بر عهده داشت، با تشکیل ائتلافی متشکل از احزاب گوناگون در سال ۲۰۲۱ به نخست‌وزیری رسید. او با تشکیل کشور مستقل فلسطینی مخالف است و از توسعه شهرک‌های اسرائیلی در کرانه باختری اشغالی حمایت می‌کند.

اختلاف او با نتانیاهو عمدتاً به نحوه مدیریت مسائل امنیتی، عملکرد دولت و رویارویی نخست‌وزیر با دستگاه قضایی اسرائیل مربوط می‌شود. به نوشته آسوشیتدپرس، این اختلاف‌ها با وجود نزدیکی مواضع دو سیاستمدار درباره مسئله فلسطین همچنان عمیق است.

در سوی دیگر، ایتمار بن‌گویر، وزیر امنیت ملی و رهبر حزب راست افراطی «اوتسما یهودیت» یا «قدرت یهودی»، از چهره‌هایی است که حضورش در ائتلاف حاکم به تقویت جریان‌های تندرو کمک کرده است. او از بازسازی شهرک‌های اسرائیلی در غزه حمایت می‌کند و طرح‌هایی را برای آنچه «مهاجرت داوطلبانه» فلسطینی‌ها می‌نامد، مطرح کرده است.

اهمیت این احزاب در ساختار انتخاباتی اسرائیل از آنجا ناشی می‌شود که هیچ حزبی تاکنون به‌تنهایی اکثریت کرسی‌های پارلمان ۱۲۰ نفره این کشور را به دست نیاورده است. بنابراین، نتیجه انتخابات تنها به تعداد کرسی‌های لیکود یا یاشار وابسته نیست و ترکیب ائتلاف آینده نیز می‌تواند در تعیین سیاست‌های دولت، از جمله در قبال ایران، نقشی تعیین‌کننده داشته باشد.

آیا تغییر دولت می‌تواند به کاهش جنگ با ایران منجر شود؟

یکی از مهم‌ترین پرسش‌های پیش روی دولت آینده اسرائیل، چگونگی ادامه رویارویی با ایران است؛ جنگی که با وجود حملات گسترده و تضعیف برخی متحدان منطقه‌ای تهران، هنوز به حل اختلاف‌های بنیادین دو کشور منجر نشده است.

در ارزیابی آینده این جنگ باید میان دو موضوع تفاوت گذاشت: نخست، اهداف بلندمدت اسرائیل در قبال ایران و دوم، تصمیم‌های عملی دولت آینده درباره ادامه حملات، گسترش دامنه جنگ یا استفاده از مسیرهای دیپلماتیک.

در موضوع نخست، مواضع مطرح‌شده از اشتراک نظر قابل‌توجهی میان جریان‌های اصلی سیاسی اسرائیل حکایت دارند. اما در موضوع دوم، تفاوت رویکرد رهبران می‌تواند بر شدت و گستره درگیری تأثیر بگذارد.

نتانیاهو از ادامه فشار نظامی بر ایران دفاع کرده و اهدافی فراتر از محدود کردن توانایی‌های نظامی تهران را مطرح کرده است. در مقابل، هر چند آیزنکوت نیز از سیاست امنیتی سخت‌گیرانه حمایت می‌کند، اختلاف او با نخست‌وزیر بر سر مدیریت جنگ نشان می‌دهد که نحوه تصمیم‌گیری درباره عملیات نظامی می‌تواند یکی از موضوعات اختلاف در دولت آینده باشد.

با این همه، کارشناسان درباره توانایی اسرائیل برای دستیابی به اهداف گسترده‌تر خود از طریق جنگ تردید دارند. در گزارش رویترز، تحلیلگران نظامی و سیاسی این پرسش را مطرح کرده‌اند که آیا حملات هوایی و عملیات محدود می‌توانند جمهوری اسلامی را به کنار گذاشتن آنچه منافع حیاتی امنیتی خود می‌داند، وادار کنند یا خیر.

به باور این کارشناسان، ادامه جنگ ممکن است نه‌تنها به پایان رویارویی منجر نشود، بلکه انگیزه ایران برای تقویت توانایی‌های بازدارنده خود را افزایش دهد. مایکل یانگ نیز نسبت به خطر تبدیل شدن درگیری به وضعیتی فرسایشی هشدار داده است.

از این منظر، پیامد انتخابات برای تهران را نمی‌توان صرفاً با نام نخست‌وزیر آینده سنجید. اینکه دولت جدید چه اهدافی را در جنگ دنبال کند، تا چه اندازه برای ادامه عملیات به حمایت آمریکا نیاز داشته باشد و چه شرایطی را برای توقف درگیری بپذیرد، می‌تواند به‌اندازه تغییر رهبری اسرائیل اهمیت داشته باشد.

نقش آمریکا در آینده رویارویی اسرائیل و ایران

روابط اسرائیل و آمریکا یکی دیگر از عواملی است که می‌تواند دامنه اختیارات دولت آینده را در ادامه جنگ با ایران تعیین کند.

نتانیاهو در کارزار انتخاباتی خود بر روابط نزدیک با دونالد ترامپ تأکید کرده و حمایت رئیس‌جمهوری آمریکا را از نقاط قوت رهبری خود دانسته است. با این حال، همراهی واشنگتن با اهداف امنیتی اسرائیل لزوماً به معنای موافقت با تمام تصمیم‌های نظامی دولت نتانیاهو نیست.

در ماه‌های گذشته، اختلاف بر سر چگونگی پایان جنگ با ایران نیز به یکی از موضوعات روابط دو کشور تبدیل شده است. تلاش‌های دیپلماتیک واشنگتن برای مدیریت بحران با تهران، در کنار حمایت نظامی از اسرائیل، نشان می‌دهد که محاسبات آمریکا الزاماً با اهداف سیاسی دولت اسرائیل یکسان نیست.

این موضوع برای دولت احتمالی آینده اسرائیل نیز اهمیت خواهد داشت. حتی اگر رهبران جدید بر ضرورت مقابله با ایران توافق داشته باشند، ادامه یک جنگ گسترده، به‌ویژه عملیاتی که مستلزم مشارکت مستقیم آمریکا باشد، تنها به تصمیم دولت اسرائیل وابسته نخواهد بود.

از سوی دیگر، دولتی که بخواهد روابط آسیب‌دیده اسرائیل با دیگر متحدان غربی را ترمیم کند، ممکن است در انتخاب زمان و دامنه عملیات نظامی ملاحظات دیپلماتیک بیشتری داشته باشد. چنین تغییری البته لزوماً به معنای کنار گذاشتن سیاست مقابله با ایران نیست.

مسئله فلسطین؛ اختلاف در شیوه اجرا، نه لزوماً اهداف

پیامدهای انتخابات اسرائیل برای منطقه به ایران محدود نمی‌شود. آینده غزه، گسترش شهرک‌سازی در کرانه باختری و امکان تشکیل کشور مستقل فلسطینی نیز از موضوعاتی هستند که بر مناسبات اسرائیل با همسایگانش تأثیر می‌گذارند.

غسان الخطیب، تحلیلگر فلسطینی در گفت‌وگو با رویترز گفته است که با توجه به تغییر فضای سیاسی اسرائیل و گرایش احزاب به مواضع سخت‌گیرانه‌تر، انتظار تغییر اساسی در سیاست این کشور در قبال فلسطینی‌ها را ندارد.

به اعتقاد او، دولت احتمالی مخالفان نتانیاهو ممکن است برای بهبود روابط بین‌المللی اسرائیل، اقداماتی برای محدود کردن شهرک‌نشینان انجام دهد یا توسعه شهرک‌ها را با تبلیغات کمتری دنبال کند؛ اما این تغییرات الزاماً به معنای پذیرش تشکیل کشور مستقل فلسطینی نخواهد بود.

با این حال، یکسان دانستن مواضع تمام احزاب اسرائیلی نیز تصویر دقیقی از صحنه سیاسی این کشور ارائه نمی‌دهد. احزاب عربی و برخی جریان‌های مخالف دولت در موضوع حقوق فلسطینی‌ها و مشارکت سیاسی شهروندان عرب مواضع متفاوتی دارند.

منصور عباس، رهبر حزب عربی «رعام»، از جمله سیاستمدارانی است که تلاش کرده با تمرکز بر مشکلات داخلی شهروندان عرب اسرائیل، از جمله جرم و جنایت و مسائل اجتماعی، امکان مشارکت حزبش در ائتلاف‌های حکومتی را افزایش دهد. او پیش‌تر در سال ۲۰۲۱ با پیوستن به ائتلاف حکومتی، نخستین تجربه حضور یک حزب عربی در چنین ائتلافی را رقم زد.

خاورمیانه در انتظار تصمیم دولت آینده

ادامه تقابل اسرائیل و ایران تنها به روابط دو کشور محدود نمانده و به یکی از مسائل اصلی امنیت خاورمیانه تبدیل شده است. کشورهای منطقه از یک سو نگران گسترش جنگ و پیامدهای آن برای ثبات اقتصادی و سیاسی خود هستند و از سوی دیگر، درباره نفوذ منطقه‌ای ایران و آینده روابط تهران با همسایگانش دیدگاه‌های متفاوتی دارند.

عبدالعزیز صقر، رئیس مرکز پژوهش‌های خلیج فارس، در گفت‌وگو با رویترز ضمن انتقاد از سیاست‌های نتانیاهو در غزه، کرانه باختری، سوریه و لبنان، بر ضرورت دستیابی به راه‌حلی برای اختلاف با ایران پیش از تشدید بیشتر درگیری تأکید کرده است. این موضع نشان‌دهنده یکی از پیچیدگی‌های سیاست منطقه‌ای است: مخالفت با گسترش عملیات نظامی اسرائیل لزوماً به معنای همراهی با سیاست‌های منطقه‌ای ایران نیست و نگرانی از نفوذ تهران نیز الزاماً به حمایت از ادامه جنگ منجر نمی‌شود.

در چنین شرایطی، انتخابات اسرائیل می‌تواند بر روابط این کشور با دولت‌های منطقه و نحوه مدیریت بحران‌های امنیتی تأثیر بگذارد، اما پایان دادن به جنگ با ایران مستلزم تصمیم‌هایی فراتر از تغییر نخست‌وزیر خواهد بود.

برای رأی‌دهندگان اسرائیلی، انتخابات ۲۷ اکتبر فرصتی برای داوری درباره عملکرد نتانیاهو پس از حمله هفتم اکتبر، مدیریت جنگ‌های سه سال گذشته و آینده سیاسی کشورشان است. اما برای ایران و دیگر کشورهای خاورمیانه، پرسش اصلی این است که دولت آینده اسرائیل با چه اهدافی و از چه راه‌هایی سیاست امنیتی خود را دنبال خواهد کرد.

در نهایت، تغییر رهبری اسرائیل می‌تواند بر شدت جنگ، دامنه عملیات نظامی و میزان تمایل به دیپلماسی اثر بگذارد، بی‌آنکه لزوماً به تغییر نگاه راهبردی این کشور به ایران بینجامد. از همین رو، نتیجه انتخابات به‌تنهایی پاسخ روشنی درباره پایان یا ادامه جنگ نخواهد داد؛ پاسخ این پرسش بیش از هر چیز به تصمیم‌های دولت آینده اسرائیل، سیاست واشنگتن و تحولات میدانی و دیپلماتیک پس از انتخابات بستگی دارد.

بیشتر از جهان