حضور در مجمع عمومی سازمان ملل زمانی معنا پیدا میکند که یک کشور بتواند صدایش را به گوش دیگران برساند و از این فرصت برای افزایش نفوذ و اثرگذاری بهره گیرد. در جهانی که جنگ و اقتصاد، مسیرهای دریایی و امنیت انرژی و تحولات منطقهای و امنیت تجارت بینالمللی به یکدیگر گره خوردهاند، دیپلماسی دیگر ابزاری تجملی در سیاست خارجی نیست، بلکه به یکی از مهمترین ابزارهای حفاظت از منافع ملی و اثرگذاری بر شکلگیری نظم بینالمللی بدل شده است.
حضور پررنگ عربستان سعودی در هشتاد و یکمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد را باید در همین چارچوب ارزیابی کرد. هیأت عربستان سعودی به ریاست شاهزاده فیصل بن فرحان، وزیر امور خارجه، در این نشست حضور یافت؛ حضوری که بر تعهد ریاض به دیپلماسی چندجانبه و تقویت همکاریهای بینالمللی تأکید داشت و با دیدارها و رایزنیهای دوجانبه و منطقهای در حاشیه نشست همراه بود.
اما مهمتر از گستردگی این حضور، ماهیت و پیامی بود که عربستان سعودی با خود به نیویورک آورد. پیام ریاض روشن بود: صلح همچنان انتخاب راهبردی عربستان سعودی است، اما صلح بدون امنیت پایدار نمیماند؛ امنیت بدون بازدارندگی دوام نمیآورد و بازدارندگی نیز زمانی کارآمد است که دیپلماسی بر واقعیتهای قدرت تکیه داشته باشد.
یمن؛ بحرانی داخلی با پیامدهای منطقهای و بینالمللی
شاید یمن آشکارترین نمود این معادله باشد، چرا که تنشآفرینیهای حوثیها در طول تابستان به مرزهای یمن محدود نماند و با آغاز حملات موشکی و پهپادی به خاک عربستان سعودی و هدف قرار دادن کشتیهای تجاری در دریای سرخ، دامنهاش به فراتر از مرزهای این کشور کشیده شد.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
عربستان سعودی در نشست سپتامبر گذشته شورای امنیت نیز تأکید کرد که تهدید امنیت دریانوردی در دریای سرخ و تنگه بابالمندب تهدیدی فراتر از مرزهای منطقه است و پیامدهای آن تا تجارت بینالمللی، زنجیرههای تأمین و اقتصاد جهانی نیز گسترش مییابد. این موضع در حالی مطرح شد که شورای امنیت با بررسی تشدید تنشها در بابالمندب، درمورد شتاب گرفتن تحولات نظامی در سواحل غربی یمن هشدار داد.
اینجاست که ابعاد بحران از یک کشمکش سیاسی معمول فراتر میرود. وقتی گذرگاههای تجارت جهانی در معرض تهدید قرار میگیرند و دیگر نمیتوان بحران را صرفا در چارچوب منازعه یمن دید، پرسش مهمتری پیش روی جامعه بینالمللی قرار میگیرد: چگونه میتوان از امنیت و آزادی دریانوردی پاسداری کرد و همزمان برای پایان دادن به این درگیری و برطرف کردن ریشههای سیاسی آن راهی یافت؟
کشاندن این مسئله به کانون بحثهای سازمان ملل، نشاندهنده درک روزافزون عربستان سعودی از این واقعیت است که امنیت این کشور را نمیتوان جدا از امنیت منطقه و جهان در نظر گرفت و حفاظت از مرزها، تأسیسات حیاتی و گذرگاههای تجاری بخشی از یک مسئولیت گستردهتر بینالمللی است.
معماری جدید دیپلماسی عربستان سعودی؛ از سیاست محورها تا ائتلافسازی راهبردی
رایزنیهای اخیر نیویورک جلوه دیگری از رویکرد دیپلماتیک ریاض را به نمایش گذاشت: گسترش دایره شرکا و رایزنیها، به جای محدود ماندن به روابط دوجانبه یا ائتلافهای سنتی. حضور فعال عربستان سعودی در ششمین نشست گروه چهارجانبه منطقهای با مشارکت عربستان سعودی، ترکیه، مصر و پاکستان، نمونهای از این رویکرد بود؛ نشستی که با هدف کاهش تنشها و تقویت هماهنگی منطقهای برگزار شد.
این رویکرد با حضور عربستان سعودی در نشستهای کشورهای حوزه خلیج فارس، عربی، اسلامی و همچنین رایزنی درباره بحران غزه و دیگر مسائل مهم منطقه ابعاد گستردهتری یافت.
این رویکرد، بیش از آنکه بر قرار گرفتن در یک صف یا پیوستن به یک محور خاص استوار باشد، بر حفظ آزادی عمل و گسترش دامنه انتخابها تکیه دارد. عربستان سعودی با توجه به جایگاه سیاسی، اقتصادی و دینی خود، میکوشد راههای ارتباطیاش را همزمان با قدرتهای بزرگ، کشورهای عربی و اسلامی و قدرتهای نوظهور منطقهای باز نگه دارد.
دیپلماسی عربستان؛ از مدیریت بحرانهای منطقه تا نقشآفرینی در مسئله فلسطین
اما نقش عربستان سعودی در سازمان ملل فقط به مسائل امنیتی و بازدارندگی محدود نمیشود. بخش مهمی از رویکرد ریاض نیز به مسئله فلسطین اختصاص دارد؛ رویکردی که بر تلاش برای پیشبرد راهحل دوکشوری و فراهم کردن زمینه برای صلحی پایدار استوار است.
در ادامه تلاشهای بینالمللی برای پیشبرد راهحل دوکشوری، نشستی با حمایت عربستان سعودی، فرانسه، کانادا و بریتانیا در ۲۲ سپتامبر گذشته برگزار شد. در این نشست، دبیرکل سازمان ملل تأکید کرد که راهحل دوکشوری بر پایه مرزهای پیش از ۱۹۶۷ همچنان یکی از اصلیترین مسیرها برای دستیابی به صلحی پایدار در خاورمیانه است.
ریاض در کنار این تلاشها، در نشست مشترک کشورهای عربی و اسلامی نیز حضوری فعال داشت؛ نشستی با محوریت وضعیت انسانی غزه، کمکرسانی به مردم و حفاظت از غیرنظامیان. حمایت از حق فلسطینیان برای تعیین سرنوشت و تشکیل کشور مستقل نیز از دیگر محورهای این رایزنیها به شمار میرفت.
در این رویکرد، امنیت و صلح دو روی یک سکهاند. امنیت منطقهای زمانی پایدار میماند که در کنار مهار بحرانها، ریشههای منازعات نیز خشکانده شود و زمینه برای عدالت سیاسی فراهم آید، زیرا ثباتی که بر بحرانهای حلنشده بنا شود دیر یا زود رنگ میبازد.
از مدیریت بحران تا آیندهسازی؛ گذار به مرحلهای تازه
در کنار پروندههای امنیتی و سیاسی، حضور هیأت سعودی در سازمان ملل حامل پیام دیگری نیز بود؛ عربستان میخواهد نشان دهد که نگاهش تنها به مدیریت بحرانهای خاورمیانه معطوف نیست، بلکه برای نقشآفرینی در شکل دادن به آینده اقتصاد و فناوری نیز افقی روشن پیش روی خود ترسیم کرده است.
عربستان سعودی سال ۲۰۲۶ را «سال هوش مصنوعی» نامگذاری کرده است. این رویکرد با هدف توسعه زیرساختهای دیجیتال، تقویت نوآوری و بهرهگیری از فناوریهای پیشرفته برای پیشبرد اقتصاد و توسعه کشور دنبال میشود.
این پیام از آن جهت اهمیت دارد که نشان میدهد جایگاه یک کشور در عرصه بینالمللی تنها با توانایی آن در مهار بحرانها و کاهش خطرات سنجیده نمیشود. کشوری که میخواهد در شکلگیری نظم آینده جهان سهمی داشته باشد، باید از مدیریت تهدیدها فراتر برود و در خلق فرصتهای تازه نیز نقشآفرین باشد.
دیپلماسی؛ راهی برای تأمین صلح و ساختن آینده
رویکرد فعال ریاض در سازمان ملل متحد، بیش از آنکه نشانه تغییر در اهداف بنیادین عربستان سعودی باشد، از تحول در رویکرد سیاسی این کشور حکایت دارد. هدف همچنان صلح، ثبات و همکاری است، اما عربستان برای پیشبرد این اهداف، دامنه ابزارهای دیپلماتیک خود را گستردهتر کرده است؛ از همکاریهای منطقهای و حضور فعال در مجامع چندجانبه گرفته تا نقشآفرینی در مسئله فلسطین و دفاع از امنیت کشور و آزادی کشتیرانی.
شاید مهمترین پیامی که ریاض از نیویورک با خود به همراه میآورد این باشد که صلح هرگز به معنای نفی قدرت نیست و دیپلماسی نمیتواند جایگزینی برای حفاظت از منافع ملی باشد؛ بلکه کارآمدترین دیپلماسی آن است که با تکیه بر قدرت و بازدارندگی نگذارد جنگ و زور به تنها گزینه روی میز بدل شوند.
خاورمیانه برای رسیدن به ثباتی ماندگار، بیش از هر چیز به همافزایی سنجیده میان دیپلماسی و قدرت نیاز دارد، چرا که صلح بدون پشتوانه امنیتی دوام نمیآورد و بازدارندگی نیز تنها زمانی کارآمد است که راه را برای کاهش تنش و گشودن باب گفتگو هموار کند. از همین رو، رویکرد نوین عربستان سعودی را میتوان تلاشی برای ایفای نقشی فعالتر در شکلدهی به معادلات منطقهای و جهانی دانست؛ رویکردی که دیگر صرفا در پی مدیریت بحرانها نیست، بلکه میکوشد در ترسیم مسیر آینده منطقه نیز نقش داشته باشد.

