بسته شدن ناگهانی گذرگاههای شلمچه و چذابه از سوی عراق، اگر از سطح یک اقدام موقت امنیتی فراتر رود، نشانه آغاز مرحلهای تازه از فشار منطقهای بر ایران است؛ مرحلهای که پس از محاصره و ناامن شدن مسیرهای دریایی، اکنون گلوگاههای زمینی تجارت، انتقال ارز و شبکههای لجستیکی جمهوری اسلامی ایران را هدف میگیرد.
خبرگزاری رویترز به نقل از دو منبع امنیتی گزارش داد که دولت عراق دستور بسته شدن گذرگاه شلمچه را صادر کرده است؛ تصمیمی که پس از حملات پهپادی از خاک عراق به خط لوله شرق–غرب عربستان اتخاذ شد. بغداد همزمان عملیات امنیتی گستردهای را برای شناسایی عوامل حمله آغاز کرده و فرمانده نظامی مسئول عملیات استان میسان را نیز برکنار کرده است.
این تحول تنها چند روز پس از شدیدترین موج حملات متقابل به نفتکشها در اطراف تنگه هرمز رخ داد. بر اساس گزارش رویترز، آمریکا پنج نفتکش ایرانی را هدف قرار داده و جمهوری اسلامی ایران نیز از حمله به ده شناور، شامل نفتکشها و کشتیهای آمریکایی، خبر داده است.
ناامن شدن هرمز، افزایش هزینه بیمه و حملونقل و محدود شدن فعالیت ناوگان فرسوده ایران، عملا ظرفیت تجارت دریایی کشور را کاهش داده است. اکنون بسته شدن گذرگاههای عراق این پرسش را پیش میکشد که آیا فشار جغرافیایی بر ایران از دریا به خشکی منتقل شده است.
شلمچه و چذابه؛ گلوگاه تجارت ایران با دومین بازار صادراتی
اهمیت مرز عراق را نمیتوان تنها با تعداد کامیونهای متوقفشده سنجید. عراق طی سالهای اخیر یکی از دو مقصد اصلی کالاهای غیرنفتی ایران بوده است. بر اساس آمار اعلامشده از سوی مقامهای تجاری دو کشور، ارزش تجارت سالانه ایران و عراق در سال منتهی به مارس ۲۰۲۵ حدود ۱۲ میلیارد دلار بوده و دو طرف پیشتر از هدفگذاری برای رساندن آن به ۲۰ میلیارد دلار سخن گفته بودند. عراق همچنین پس از چین، در شمار مهمترین بازارهای صادراتی ایران قرار داشته است.
بر اساس آمار گمرک ایران، ارزش صادرات کشور به عراق در سال ۱۴۰۳ به حدود ۱۱ میلیارد و ۹۴۱ میلیون دلار رسید؛ رقمی معادل بیش از ۲۰ درصد کل صادرات غیرنفتی ایران. مجموع تجارت دو کشور نیز در همین دوره حدود ۱۲.۵ میلیارد دلار برآورد شده است. البته بخشی از صادرات ایران به عراق به گاز و برق اختصاص دارد که از طریق خطوط انتقال جابهجا میشود، اما بخش عمده صادرات کالایی و غیرانرژی ایران از شبکه گسترده گذرگاههای زمینی عبور میکند. به همین دلیل، مرز عراق فقط مسیر تردد محلی یا مسافری نیست، بلکه یکی از بزرگترین شریانهای صادراتی ایران و مسیر انتقال مواد غذایی، محصولات کشاورزی، مصالح ساختمانی، فولاد، سیمان، محصولات پتروشیمی و کالاهای مصرفی به بازار عراق محسوب میشود.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
آمار تفکیکی تنها شش گذرگاه زمینی نشان میدهد که در سال ۱۴۰۳ دستکم ۴.۹ میلیارد دلار کالا به وزن بیش از ۱۰.۲ میلیون تن از مرزهای مهران، پرویزخان، خسروی، سومار، شیخصله و شوشمی صادر شده است. در این میان سهم مهران حدود ۱.۴۶ میلیارد دلار، پرویزخان ۹۹۶ میلیون دلار، خسروی ۹۵۶ میلیون دلار، سومار ۸۷۱ میلیون دلار، شیخصله ۵۷۰ میلیون دلار و شوشمی نزدیک به ۵۱ میلیون دلار بوده است. این محاسبه هنوز صادرات انجامشده از شلمچه، چذابه، باشماق و برخی مسیرهای دیگر را بهطور کامل دربر نمیگیرد. بنابراین حجم واقعی تجارت جادهای ایران و عراق بهمراتب بیشتر است.
بخش بزرگی از صادرات ایران به عراق شامل مواد غذایی، محصولات کشاورزی، مصالح ساختمانی، فولاد، سیمان، فراوردههای پتروشیمی، محصولات پلاستیکی، لوازم خانگی و کالاهای مصرفی است. این تجارت، برخلاف صادرات نفت، به شبکه گستردهای از تولیدکنندگان کوچک و متوسط، شرکتهای حملونقل، بازارچههای مرزی و صرافیها متصل است. بنابراین بسته شدن مرز فقط درآمد یک شرکت دولتی را کاهش نمیدهد، بلکه زنجیرهای از تولیدکنندگان، رانندگان و بازرگانان در خوزستان و دیگر استانها را درگیر میکند.
شلمچه، به دلیل اتصال مستقیم به بصره، یکی از مهمترین مسیرهای دسترسی ایران به بازار جنوب عراق است. چذابه نیز مسیر ارتباط خوزستان با استان میسان و مناطق مرکزی عراق را فراهم میکند. اهمیت این گذرگاهها در دوره جنگ و پس از ایجاد اختلال در مسیرهای دریایی دوچندان شده است، زیرا مرز زمینی میتوانست بخشی از تجارت ازدسترفته با امارات و خلیج فارس را جبران کند. شلمچه به واسطه قرار گرفتن در محدوده منطقه آزاد اروند، بر اساس قانون مناطق آزاد تجاری و توسعه خدمات حملونقل، میتواند زمینه ایجاد هزاران فرصت شغلی مستقیم و غیرمستقیم را فراهم کند. از سوی دیگر، هر سال میلیونها زائر برای حضور در مراسم اربعین از مرز شلمچه عبور میکنند که این موضوع اهمیت این گذرگاه را در حوزه گردشگری مذهبی دوچندان کرده است.
ماجرا تنها عراق نیست. موضع اخیر نخستوزیر عراق زمانی اهمیت مضاعف مییابد که بدانیم امارات متحده عربی نیز در ۱۹ اوت اعلام کرد کل مبادلات تجاری و تراکنشهای مالی با ایران را تا اطلاع ثانوی متوقف کرده است. این تصمیم یکی از مهمترین مجاری سنتی واردات، صادرات مجدد و تسویه مالی ایران را مسدود کرد. دبی طی دههها حلقه واسط میان شرکتهای ایرانی و بازار جهانی بود؛ از این رو تعلیق مبادلات تجاری و مالی با امارات و همزمان بسته شدن مرز عراق، دو ضربه متوالی به شبکه تجارت غیرمستقیم ایران محسوب میشود.
در مرز شرقی نیز وضعیت چندان مطمئن نیست. گذرگاههای تفتان و گبد–ریمدان میان ایران و پاکستان پیشتر در دورههای بحران امنیتی به روی مسافران بسته شدهاند و حملات گروههای مسلح در بلوچستان بارها موجب محدودیت تردد، تشدید بازرسیها و توقف مقطعی تجارت شده است. هرچند تهران و اسلامآباد در اوت ۲۰۲۶ درباره افزایش ساعت فعالیت مرزها توافق کردند، درگیریهای شهریور در بلوچستان نشان داد که این مسیر همچنان شکننده است. بنابراین نمیتوان از «انسداد کامل» مرز پاکستان سخن گفت، اما تردد در آن دیگر ثبات و قابلیت پیشبینی پیشین را ندارد.
بغداد در برابر شبکههای مسلح؛ پیام سیاسی پشت بستن مرز
تصمیم بغداد را باید در متن سیاست تازه علی فالح الزیدی، نخستوزیر عراق، بررسی کرد. الزیدی پس از دیدار با دونالد ترامپ، رئیسجمهوری ایالات متحده، تعهد کرد تا ۳۰ سپتامبر گروههای مسلح خارج از فرمان دولت را خلع سلاح کند. او اعلام کرد که برخی گروهها سلاحشان را تحویل داده، ارتباطات سازمانی مستقلشان را قطع کرده و به ساختار رسمی حشدالشعبی پیوستهاند؛ درحالیکه مذاکره با گروههای قدرتمندتر ادامه دارد.
بستن شلمچه پس از حملهای که بغداد پذیرفته از خاک عراق انجام شده، پیامی فراتر از کنترل مرزی دارد: دولت عراق نمیخواهد خاک این کشور به سکوی عملیات نیروهای همسو با جمهوری اسلامی ایران علیه همسایگان عرب تبدیل شود. این سیاست مستقیما با الگوی چند دهه گذشته تهران در عراق مغایرت دارد؛ الگویی که در آن گروههای مسلح، شبکههای تجاری، مؤسسات مذهبی، شرکتهای پوششی و مسیرهای مرزی در کنار یکدیگر عمل میکردند.
بسته شدن مرزها انتقال نیروی انسانی، قطعات فنی، تجهیزات ارتباطی و منابع مالی به گروههای نزدیک به ایران در عراق را دشوارتر میکند. در رابطه با یمن، اثر این اقدام غیرمستقیم است: عراق مسیر زمینی مستقیمی به یمن ندارد، اما محدود شدن شبکههای عراقی میتواند حلقههای واسط مالی، تدارکاتی و هماهنگی منطقهای مرتبط با حوثیها را تضعیف کند.
این فاصلهگیری سیاسی پیشتر در سفر محمدباقر قالیباف به بغداد نیز آشکار شده بود. انتشار تصویری از دیدار او با هیبت الحلبوسی، رئیس مجلس عراق، در مکانی که تابلویی با عبارت جعلی «خلیج عربی» در پسزمینه آن دیده میشد، موجی از واکنشها را در ایران برانگیخت. با آنکه دفتر قالیباف همراهی او با این نامگذاری را رد کرد، اما اصل ماجرا نشان داد حتی نزدیکترین شرکای عرب تهران حاضر نیستند حساسیتهای ملی و سیاسی حکومت ایران را در مواضع رسمیشان لحاظ کنند. یک روز پس از آن دیدار نیز الحلبوسی تصویری با همین عبارت ساختگی منتشر کرد.
انسداد مسیر دلار؛ محاصرهای که فقط تجاری نیست
عراق برای ایران صرفا بازار فروش کالا نبوده، بلکه یکی از مجاری مهم دسترسی غیرمستقیم به دلار نیز محسوب میشده است. وابستگی عراق به درآمدهای نفتی نگهداریشده در بانک فدرال رزرو آمریکا، شبکه بانکی این کشور را به یکی از نقاط اصلی کشمکش واشنگتن و تهران تبدیل کرده است.
آمریکا از سال ۲۰۲۲ نظارت بر نقلوانتقال دلار به بانکهای عراقی را تشدید کرده است. آسوشیتدپرس گزارش داده بود که پس از اجرای سامانه الکترونیکی بررسی انتقالها، حدود ۸۰ درصد درخواستهای اولیه خرید دلار به دلیل اطلاعات ناقص یا ظن پولشویی رد شده است. مقامهای آمریکایی معتقد بودند بخشی از ارز خریداریشده از پنجره بانک مرکزی عراق از طریق فاکتورهای جعلی، شرکتهای پوششی و بازار غیررسمی به ایران و سوریه منتقل میشد.
چهارده بانک عراقی در سال ۲۰۲۳ از معاملات دلاری منع شدند و در فوریه ۲۰۲۵، پس از مذاکره بانک مرکزی عراق و وزارت خزانهداری آمریکا، پنج بانک دیگر و سه شرکت پرداخت با محدودیت مشابه روبهرو شدند. رویترز هدف این اقدامات را مقابله با پولشویی، قاچاق دلار و استفاده ایران و گروههای وابسته از شبکه مالی عراق عنوان کرد.
اگر انسداد شلمچه و چذابه موقت باشد، اثر آن ممکن است به صف کامیونها و افزایش هزینه حمل محدود بماند، اما اگر بغداد این اقدام را به دیگر گذرگاهها گسترش دهد یا کنترل مالی و امنیتی را دائمی کند، ایران با یک حلقه فشار کمسابقه مواجه خواهد شد: محاصره دریایی در جنوب، توقف همکاری تجاری و مالی امارات در آنسوی خلیج فارس، ناامنی و محدودیت در مرز پاکستان در شرق و اکنون تهدید بسته شدن مهمترین دروازه زمینی کشور در غرب.
از این منظر، اتفاق امروز صرفا بسته شدن دو پایانه مرزی نیست. شلمچه و چذابه میتوانند نخستین نشانه تبدیل عراق از «تنفسگاه تحریمی ایران» به بخشی از معماری مهار منطقهای تهران باشند؛ معماریای که هدف آن همزمان تجارت، دلار و توان پشتیبانی جمهوری اسلامی ایران از شبکههای مسلح است. حلقهای که از دریا آغاز شد، اکنون به مسیرهای زمینی رسیده است.

