در حالی که قیمت دلار در بازار تهران روز سهشنبه ۱۷ شهریور به ۲۲۷ هزار تومان رسید و موج تازه گرانی کالاهای اساسی، مسکن و خدمات فشار بیسابقهای بر معیشت میلیونها ایرانی وارد کرده، اعتراضهای کارگران، بازنشستگان، معلمان و جوانان بیکار نیز در نقاط مختلف ایران رو به گسترش است.
تنها طی ۷۲ ساعت گذشته، تجمعهای اعتراضی متعددی در تهران و اصفهان و ساری، اهواز، شوش، رشت، کرمانشاه، ایلام و سیرجان شکل گرفتند. اعتراضهایی پراکنده، اما همزمان که با تشدید بحران اقتصادی، این احتمال را که هر لحظه جرقه موجی گستردهتر و سراسری از اعتراضهای معیشتی در ایران زده شود، افزایش دادهاند.
دامنه این اعتراضها دیگر به یک صنف یا یک مطالبه مشخص محدود نیست. بازنشستگان تامین اجتماعی در رشت، شوش و اهواز مقابل ادارات این سازمان تجمع کردند و گفتند مستمریهایشان حتی هزینه نصف ماه را هم پوشش نمیدهد.
بازنشستگان مخابرات نیز در اصفهان و کرمانشاه بار دیگر به خیابان آمدند و خواستار متناسبسازی حقوق، اجرای مطالبات قانونی و بهبود خدمات درمانی شدند. در شوش، کرخه و هفتتپه، نیز بازنشستگان اعلام کردند پس از بینتیجه ماندن نامهنگاریها و مذاکرات، حضور در خیابان را «آخرین راه چاره» میدانند.
همزمان در تهران، گروهی از معلمان شاغل و بازنشسته مقابل سازمان برنامه و بودجه تجمع کردند. معترضان میگویند حقوق یک معلم حتی برای نصف ماه کافی نیست و خواستار افزایش دستمزد متناسب با خط فقر و تورم واقعی، اجرای کامل رتبهبندی و پرداخت معوقات شدند. بازنشستگان فرهنگی نیز در بیانیهای جداگانه، به پرداخت ناقص مطالبات رتبهبندی پس از پنج سال اعتراض کردند؛ مطالباتی که به گفته آنان، در فاصلهای پرداخت شد که ارزش ریال بهشدت سقوط کرده و بخش بزرگی از قدرت خرید آن از بین رفته بود.
فشار اقتصادی در بخشهای صنعتی و خدماتی نیز به اعتراضهای تازهای منجر شدند. ۱۱۵ کارگر شرکت «محور گستر نصر» در سیرجان، مقابل فرمانداری و اداره کار تجمع کردند. این کارگران میگویند پس از سالها فعالیت، اکنون باید بین انتقال اجباری به پروژههایی در مهران و جاسک یا از دست دادن شغل خود یکی را برگزینند.
در ایلام، نیز کارگران کارخانه پویا نخ که حدود ۱۸۰ نفر آنان بیش از یک سال است بیکار شدهاند، مقابل استانداری تجمع کردند و اعلام کردند تا روشن شدن وضعیت کارخانه و شغلشان، به اعتراض ادامه خواهند داد.
در اهواز، جوانان بیکار روستاهای موران و عمیشیه برای چندمین روز پیاپی مقابل مجتمع نیشکر دعبل خزاعی تجمع کردند و خواستار استخدام نیروهای بومی شدند. آنان میگویند زمینهای روستا در اختیار این مجموعه قرار گرفته، اما جوانان همان منطقه با وجود داشتن مدارک تحصیلی، همچنان بدون کار و درآمد ماندهاند.
اعتراضها در دیگر نقاط ایران نیز اشکال متفاوتی پیدا کردهاند. کارگران خدمات شهری نیشابور از تحمیل سه ساعت کار اضافی در پروژههای آسفالتکاری بدون دریافت دستمزد خبر دادند. کارکنان شرکت پژوهش و فناوری پتروشیمی ماهشهر هم به تاخیر در پرداخت مزایا، خدمات رفاهی و اضافهکاری اعتراض دارند. نیروهای حفاظت منابع طبیعی سیستان و بلوچستان هم چهار ماه است حقوق نگرفتهاند. یا در موردی دیگر، کارگران روزمزد نیروگاه بخار ایرانشهر به دلیل سه ماه معوقه مزدی و نبود امنیت شغلی، تجمع کردند.
در همین حال کارگران پیمانکاری توزیع برق در بیانیهای سراسری به ادامه نظام پیمانکاری، کاهش قدرت خرید و تضییع حق بیمه اعتراض کردند و نوشتد: «ما کار کردیم و از زندگی عقب ماندیم.»
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
کارگران ابنیه فنی راهآهن لرستان هم به تبعیض در حقوق و مزایا میان نیروهای رسمی و پیمانکاری اعتراض دارند. در صنایع غذایی چابهار نیز کارگران از انباشته شدن چند ماه حقوق معوقه و دشواری تامین هزینههای خانوادههایشان خبر دادند.
یکی از شدیدترین نمونههای فشار معیشتی در اهواز است؛ جایی که یک نگهبان باسابقه پروژه قطار شهری، پس از پنج ماه دریافت نکردن حقوق و سپس اخراج از کار، مقابل ساختمان شهرداری اقدام به خودسوزی کرد که با دخالت حاضران، نجات یافت.
این حادثه بار دیگر نشان داد که بحران دستمزد و امنیت شغلی برای بخشی از کارگران از مرحله کاهش سطح رفاه عبور کرده و به مسئله تامین ابتداییترین هزینههای زندگی رسیده است.
همزمان حدود هزار و ۵۰۰ کارگر شرکت خدمات هوایی سامان که از اردیبهشتماه تعدیل شدند، میگویند با وجود صدور حکم بیمه بیکاری، هنوز مقرری دریافت نکردهاند و برخی برای تامین هزینههای روزمره ناچار شدهاند به رانندگی در تاکسیهای اینترنتی و مشاغل موقت روی بیاورند.
اعتراضها در شرایطی افزایش یافتند که فاصله میان دستمزد و هزینه زندگی هر روز بیشتر میشود. فعالان کارگری میگویند حقوق پایه حدود ۱۶ میلیون تومانی پاسخگوی هزینههای یک هفته هم نیست. حتی برخی براوردها هزینه حداقلی زندگی یک خانوار چهار نفره در ایران را دستکم ۹۰ میلیون تومان در ماه میدانند. گزارشهای میدانی نیز از حذف کامل گوشت، مرغ و لبنیات از سفرههای طبقات کمدرآمد و افزایش شدید اجارهبها، حتی در محلههای فقیرنشین حکایت دارد.
افزایش نرخ دلار به ۲۲۷ هزار تومان نیز بر نگرانیها افزوده است. در اقتصادی که قیمت بسیاری از کالاها و مواد اولیه مستقیم یا غیرمستقیم از نرخ ارز تاثیر میگیرد، ادامه سقوط ارزش ریال میتواند موج جدیدی از گرانی را رقم بزند و فاصله میان درآمد ثابت میلیونها کارگر و بازنشسته با هزینههای روزمره را بیشتر کند.
آنچه برای حکومت ایران اهمیت سیاسی بیشتری دارد و نگرانکننده خواهد بود، همزمانی و پراکندگی جغرافیایی این اعتراضها است. تجمعهایی که فعلا عمدتا با مطالبات صنفی، مزدی و معیشتی آغاز میشوند، اما در صورت ادامه تورم، سقوط ارزش ریال، بیکاری و ناتوانی دولت در پاسخگویی، میتوانند به یکدیگر متصل شوند. تجربه اعتراضهای سالهای گذشته نیز نشان داده است که در ایران، مطالبات اقتصادی در صورت گسترش و بیپاسخ ماندن میتوانند بهسرعت ماهیت سیاسی پیدا کنند.
به این ترتیب، اعتراضهای پراکنده این روزها را نمیتوان صرفا مجموعهای از تجمعهای مستقل صنفی دانست. از بازنشستهای که حقوقش کفاف نصف ماه را هم نمیدهد تا کارگری که چند ماه دستمزد نگرفته و جوانی که شغلی برای او وجود ندارد، یک عامل مشترک دیده میشود و آن «کاهش سریع توان ادامه زندگی با درآمدهای فعلی» نام دارد. اگر روند سقوط ریال و افزایش هزینهها متوقف نشود، همین نارضایتیهای پراکنده میتواند به یکی از مهمترین چالشهای رژیم در ماههای آینده تبدیل شود.

