با بسته ماندن درهای مدارس بالاتر از کلاس ششم و دانشگاهها به روی دختران در افغانستان بخشی از آنان برای ادامه تحصیل، ناگزیر به مدارس دینی روی آوردهاند؛ مراکزی که بسیاری از آنها با ایدئولوژی طالبان همسو یا به آن نزدیکاند و در کنار آموزشهای مذهبی، حجاب سیاه، گشاد و سرتاسری را نیز ترویج میکنند.
در این نوع پوشش، تمام بدن و صورت دختران پوشانده میشود و تنها چشمهایشان بیرون میماند. برخی از آنان حتی دستکش نیز میپوشند.
بسیاری از دختران با همین پوشش از مدارس دینی فارغالتحصیل میشوند. گسترش این نوع حجاب در میان دختران، از یکسو نتیجه فشار محتسبان امر به معروف طالبان است و از سوی دیگر، دخترانی که میخواهند به تحصیل در مدارس دینی ادامه دهند، ناگزیرند پوشش موردنظر این مراکز را رعایت کنند.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
در حکومت پیشین افغانستان، پوشیدن نوع مشخصی از حجاب اجباری نبود و زنان و دختران بر اساس سلیقه و خواست خود، نوع لباس و حجابشان را انتخاب میکردند. بیشتر دختران با چهره نپوشیده در جامعه حضور مییافتند و استفاده از برقع یا چادر سیاه و سرتاسری به سبک رایج در برخی کشورهای عربی، در مقایسه با این روزها، کمتر متداول بود.
اما پس از پنج سال حاکمیت مجدد طالبان، همزمان با افزایش فشارهای وزارت امر به معروف و نهی از منکر طالبان، استفاده از این نوع پوشش گسترش یافته است. محتسبان طالبان بارها زنان را به دلیل نوع پوشش آنان در خیابان، بازار و مراکز آموزشی بازخواست کردهاند و مدارس دینی نیز به یکی از مراکز اصلی ترویج پوشش موردنظر این رژیم تبدیل شدهاند.
ساره، یکی از طلبههای مدرسهای دینی در کابل، هر روز با چادر سیاه، گشاد و سرتاسری به این مرکز میرود؛ پوششی که تمام صورت او را میپوشاند و تنها دو چشمش دیده میشود.
این مدرسه دینی برای ساره و شماری دیگر از دختران، دوره یک ماهه فن بیان برگزار کرد و او بهتازگی از این دوره فارغالتحصیل شده است. ساره میگوید: «خیلی وقت است که در این مدرسه درس میخوانم و اخیرا دوره فن بیان را تمام کردم. حالا میخواهم حفظ قرآن کریم را شروع کنم.»
مینه نصیری نیز یکی از دخترانی است که از آموزش رسمی محروم شده و به دلیل بسته ماندن مدارس دخترانه بالاتر از کلاس ششم، به یک مدرسه دینی در کابل روی آورده است. او در این مرکز در بخش ترجمه و تفسیر قرآن درس خوانده است.
مینه در دوران حکومت پیشین افغانستان بدون چادر یا برقع در کابل گشتوگذار میکرد، اما اکنون چادر سیاه و سرتاسری به سبک عربی میپوشد و تنها چشمهای او دیده میشود. او پس از چند سال تحصیل در مدرسه دینی، دختران دیگر را نیز تشویق میکند همین مسیر را دنبال کنند.
او گفت: «من چند سال میشود که در مدرسه دینی درس میخوانم و حالا از رشته ترجمه و تفسیر قرآن کریم فارغالتحصیل شدم. این مرکز دینی از لحاظ نظم، آموزش و استادان خیلی خوب است. من از هموطنانم میخواهم که دخترانشان را به مدرسه دینی بفرستند تا قرآن کریم و تفسیر یاد بگیرند.»
برای دخترانی که میخواهند پس از کلاس ششم به تحصیل ادامه دهند، مدارس دینی از معدود گزینههایی است که طالبان پیش روی آنان گذاشتهاند. در بسیاری از این مدارس، سختگیری درباره پوشش دختران زیاد است و بر رعایت حجاب سرتاسری، انجام دادن عبادتهای دینی و پیروی از آموزههای موردتایید طالبان تاکید میشود.
در حکومت پیشین افغانستان، بیشتر دختران پس از فارغالتحصیلی از مدرسه برای شرکت در آزمون سراسری کنکور آماده میشدند و تلاش میکردند به دانشگاه راه یابند، اما طالبان این مسیر را به روی دختران بستند و بخشی از آنان از ناگزیر جذب مدارس دینی شدند.
حسابهای کاربری طالبان در شبکههای اجتماعی و رسانههای تحت حمایت این رژیم تصاویر دختران در مدارس دینی با چادر سیاه، گشاد و بلندی را که تمام بدن و صورت آنان را میپوشاند و تنها چشمهایشان را نمایان میگذارد، تبلیغ میکنند.
این حسابها ویدیوهایی از مراسم فارغالتحصیل شدن دختران از مدارس دینی هم منتشر میکنند و پوشش سرتاسری آنان را بهعنوان «حجاب مطلوب» به نمایش میگذارند. در شماری از این ویدیوها دیده میشود که برخی مدارس دینی دخترانه در کنار درسهای مذهبی، آموزشهای ابتدایی در بخش کامپیوتر نیز برای طلبهها برگزار میکنند.
رژیم طالبان در پنج سال گذشته هزینه هنگفتی صرف ساخت مساجد و مدارس دینی کرده است تا شمار بیشتری از طلبههای دینی را تحت پوشش قرار دهد. این رژیم در کنار گسترش مدارس دینی پسرانه، به ترویج آموزشهای مذهبی برای دختران هم توجه ویژهای نشان داده و شمار مدارس دینی دخترانه در این مدت افزایش یافته است.
تمرکز طالبان بر گسترش مدارس دینی دخترانه به این دلیل نگرانی ایجاد کرده است که جامعه افغانستان به آموزگار، پزشک، پرستار و زنان متخصص در بخشهای گوناگون نیاز جدی دارد و مدارس دینی نمیتوانند جایگزین آموزش رسمی و تخصصی دانشگاهها شوند و آموزشهای محدود این مراکز نیز دختران را برای ورود به بسیاری از رشتههای حرفهای آماده نمیکند.
با این حال، سیاستهای طالبان نشان میدهد که تامین نیاز جامعه به زنان متخصص در اولویت این رژیم قرار ندارد. طالبان همچنان بر تحمیل پوشش موردنظرشان بر زنان و محروم نگه داشتن آنان از حق تحصیل و کار تاکید میکنند.
جایگزین کردن آموزش رسمی با آموزش دینی نهتنها مسیر تحصیل دختران را محدود میکند، بلکه نوع پوشش، محتوای آموزش و آینده حرفهای آنان را نیز تحت کنترل طالبان قرار میدهد. ادامه این روند میتواند نسلی از دختران را از کسب دانش تخصصی و ورود به حرفههای موردنیاز جامعه محروم کند و کمبود زنان متخصص در افغانستان را در سالهای آینده بیشتر کند.

