گزارشهای میدانی و روایتهای مردم از رواج بیسابقه زندگی قسطی در ایران حکایت دارد. تبلیغات گسترده استفاده از خدمات اعتباری و خرید قسطی هم بهطور فزایندهای در سطح شهرها مشاهده میشود و از روی تابلوهای تبلیغاتی بزرگ در خیابانها و پارچهنوشتهها در بازارچهها گرفته تا اعلامیههای کاغذی پشت شیشه بسیاری از مغازهها دیده میشوند. فروشگاههای اینترنتی نیز مدام به مشتریان خود وعده «الان بخر، بعدا پرداخت کن» میدهند و روزانه پیامکهای زیادی نیز با همین مضمون برای بسیاری از مردم ارسال میشوند.
فراگیری این تبلیغات با توجه به اینکه بخش عمده آنها درباره مایحتاج مردم از قبیل پوشاک، غذا و دارو است، نشانهای از رونق بازار یا افزایش قدرت خرید مردم نیست، بلکه بحران اقتصادی بیسابقه در لایههای مختلف جامعه را آشکار میکند، زیرا برای بسیاری از مردم، خرید قسطی به امکانی برای بقا و تامین نیازهای ضروری تبدیل شده است.
تصویری گویا از عمق فاجعه فقر
بهتازگی تصویری از یک تابلو بزرگ تبلیغات شهری در شبکههای اجتماعی منتشر شد که فروش اقساطی مرغ و گوشت را تبلیغ میکرد. این تصویر واکنشهای زیادی در پی داشت و بسیاری از کاربران آن را آینهای از وضعیت اقتصادی و معیشتی حال حاضر مردم دانستند. بسیاری نیز یادآور شدند که این تابلوهای تبلیغاتی با کلیدواژههای «تخفیف ویژه»، «فروش اقساطی»، «الان بخر بعدا پرداخت کن» و «فروش اعتباری» حالا دیگر در تمام نقاط شهر دیده میشوند.
از نگاه ناظران، گسترش تبلیغ فروش اقساطی، تصویری از عمق فاجعه معیشتی در خانوارهای ایرانی است؛ خانوادههایی که درآمد ماهانهشان دیگر برای تامین نیازهای همان ماه نیز کفایت نمیکند و ناچارند بخشی از هزینههای امروز را به درآمدهای نامعلوم ماههای آینده منتقل کنند.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
خبر فوری در گزارشی با همین مضمون، نوشت که تبلیغات فروش اقساطی معمولا با زبانی امیدوارکننده و اطمینانبخش طراحی میشوند: «بدون پیشپرداخت»، «فقط با چند کلیک» و «امروز بخر، بعدا پرداخت کن». با این حال، فراوانی این پیامها در فضای شهری و بازار خرید اینترنتی، ناخواسته از اضطراری عمیقتر حکایت دارد. هرچه کالاهای بیشتری با برچسب فروش قسطی و اعتباری عرضه میشوند، این پرسش نیز جدیتر مطرح میشود که چرا پرداخت نقدی حتی برای نیازهای معمول زندگی، برای بخش بزرگتری از جامعه دشوار یا ناممکن شده است؟
تبلیغات فروش اعتباری و اقساطی به تابلوهای بزرگ تبلیغات شهری یا پارچهنوشتهها محدود نیست و به لایههای عمیقتر بازار، بهویژه فروشگاههای اینترنتی هم گسترش یافته است. کافی است واژه «قسطی» را در اینترنت جستوجو کنید تا با طیف متنوعی از کالاها و خدمات اعتباری مواجه شوید؛ از دارو و خدمات درمانی گرفته تا برنج، روغن، چای و دیگر اقلام مصرفی خانوار.
یکی از ساکنان تهران در همین زمینه میگوید که روزانه پیامکهای متعددی با پیشنهاد خرید اقساطی دریافت میکند؛ پیشنهادهایی که از پنیر و ماست تا پوشاک، گوشی و لوازم خانگی را دربر میگیرند. به گفته او، تعدد این پیامکها نشان میدهد که اکنون بسیاری از مردم برای جبران کسری درآمد ماهانه و تامین نیازهای معمول زندگی، به قسط و نسیه روی آوردهاند و مجبورند درآمد ماههای آینده خود را پیشخور کنند. در این میان، رقابت فروشندگان کالا در اینترنت برای فروش اعتباری هم به جزئی ثابت از زندگی روزمره مردم تبدیل شده است.
خبرگزاری ایلنا در گزارشی با عنوان «زندگی مقروض طبقه کارگر» به ابعاد این پدیده پرداخت و از قول جوانی ۲۹ ساله که از چندین برنامه اینترنتی اعتباری استفاده میکند، نوشت: «استفاده از این برنامهها باعث میشود دایره انتخابهایت محدودتر شود. شاید بتوانی همان کالا را جای دیگری ارزانتر پیدا کنی، اما چون توان پرداخت یکجا را نداری، مجبوری چشم بر قیمت بالاتر ببندی و فقط از فروشگاههای طرف قرارداد این برنامهها خرید کنی.»
در همین گزارش، فرد دیگری توضیح میدهد که ماهانه پنج میلیون تومان از «اسنپپی» و حدود پنج تا شش میلیون تومان از «دیجیپی» اعتبار دریافت میکند و نکته مهمتر اینکه این اعتبار بابت هزینه رفتوآمد روزانه و خرید وعدههای کوچک غذا خرج میشود.
روایت فردی دیگر نیز نشان میدهد که وابستگی به اعتبار خرید تا چه اندازه در زندگی روزمره ریشه دوانده است: «اکنون کار به جایی رسیده است که هزینه غذایی را که از رستوران یا کافه میگیریم هم قسطی پرداخت میکنیم. این مرز تازهای از بحران بود که سال ۱۴۰۵ از آن هم عبور کردیم.»
او میافزاید که بهطور میانگین ماهانه چهار تا پنج میلیون تومان و در برخی ماهها بیش از ۱۰ میلیون تومان فقط بابت اقساط خریدهای روزمره پرداخت میکند.
از چیپس و شامپو تا دارو و هزینه درمان
جستوجو در فروشگاههای اینترنتی نشان میدهد که دامنه خریدهای قسطی و اعتباری دیگر حدومرزی نمیشناسد. گوشی، لوازم خانگی و کالاهای دیجیتال همچنان بخش مهمی از این بازار را تشکیل میدهند، اما در کنار آنها، طیف متنوعی از کالاهای مصرفی و خدمات روزمره نیز با امکان پرداخت چندمرحلهای عرضه میشوند. از برنج، روغن، چای، گوشت و لبنیات گرفته تا شامپو، مواد شوینده، پوشک، شیرخشک و حتی تنقلاتی مانند چیپس. بسته اینترنت، مودم و هزینه قبض تلفن همراه نیز در مسیر قسطی شدن قرار گرفتهاند.
در بخش خدمات نیز میتوان امکان پرداخت اعتباری یا اقساطی هزینه سفر، خرید بلیت، رزرو اقامتگاه، آموزش، تعمیرات، بیمه و انواع خدمات درمانی را مشاهده کرد. گسترش این شیوه پرداخت به اقلام کمقیمت و مصرفی نشان میدهد که فروش اقساطی دیگر فقط برای تقسیم هزینه خریدهای سنگین به کار نمیرود و حتی پرداخت مبلغ خریدهای خرد هم به ماههای آینده موکول میشوند.
فروشگاههای اینترنتی پشت وعدههای پرداخت چند مرحلهای، پیوسته قیمت محصولات را بالا میبرند و حتی آنها را تا دو برابر قیمت خرید نقدی عرضه میکنند. برای نمونه، کاربری در شبکه اجتماعی ایکس، به شامپویی اشاره کرد که قیمت نقدی آن حدود ۴۵۰ هزار تومان است، اما در فروش اقساطی با قیمت نزدیک به ۸۵۰ هزار تومان عرضه شده و همزمان برچسب تخفیف نیز خورده است.
نگرانکنندهترین بخش این روند را میتوان در گسترش «درمان قسطی» مشاهده کرد. به طوری که دارو، خدمات دندانپزشکی، آزمایشهای پزشکی و برخی دیگر از هزینههای درمان اکنون در برخی مراکز بهصورت اقساطی عرضه میشوند. در نتیجه، برخی بیماران پیش از تهیه نسخه یا آغاز درمان، ناچارند در جستوجوی اعتبار، وام، امکان پرداخت چندمرحلهای یا کد تخفیف باشند. به این ترتیب بیمار دارو را قسطی میخرد و درمان را با بدهی آغاز میکند.
مسئله مهمتر این است که بسیاری از مردم حتی توان پرداخت همان اقساطی را هم که برای جبران کمبود درآمد به آنها پناه بردهاند، ندارند. هر قسط بخشی از درآمد ماههای آینده را پیشاپیش مصرف میکند و مجموع تعهدات کوچک، بهتدریج سهم بزرگی از حقوق ماهانه را میبلعد. به این ترتیب، فردی که برای تامین نیازهای امروز بدهکار شده، ماه بعد با درآمدی مواجه میشود که بخشی از آن پیش از واریز شدن خرج شده است و برای گذران زندگی دوباره به اعتبار تازه نیاز دارد و این چرخه ادامه پیدا میکند.
ضمن اینکه هزینههای جانبی این خریدها نیز کماهمیت نیستند. کارمزد اعتبار، سود یا هزینه خدمات، جریمه دیرکرد، الزام به ارائه چک یا سفته و پیچیدگی برخی قراردادها، مبلغ نهایی را افزایش میدهند. در نتیجه، خریدی که در نگاه نخست به دلیل تقسیم مبلغ آن به چند قسط امکانپذیر به نظر میرسد، ممکن است در پایان با قیمتی بهمراتب بیشتر از خرید نقدی تمام شود.
به عبارت دیگر، مردمی که به دلیل نداشتن پول نقد به خرید قسطی روی آوردهاند، در نهایت باید هزینه بیشتری بپردازند و همزمان با خطر انباشته شدن بدهی نیز روبهرو شوند.

