وبسایت «پولیتیفکت» PolitiFact که یک پایگاه اینترنتی آمریکاییِ مستقل در حوزه راستیآزمایی ادعاهای سیاسی است و بیشتر به بررسی اظهارات سیاستمداران، بهویژه در آمریکا، میپردازد، در یک گزارش تازه به موضوع جنگ ایران پرداخته است.
در این گزارش، به اظهارات متعدد دونالد ترامپ، رئیسجمهوری ایالات متحده، درباره عملکرد آمریکا در جنگ علیه جمهوری اسلامی پرداخته شده و بررسی میکند آیا همانطور که ترامپ از این نبرد بهعنوان یک موفقیت یاد میکند، آمریکا توانسته به اهدافش برسد؟
«پولیتیفکت» مینویسد جنگی که از ۲۸ فوریه آغاز شد، تا اواسط ژوئیه دستکم ۳۷.۵ میلیارد دلار هزینه مستقیم نظامی برای آمریکا به همراه داشته است؛ موضوعی که پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا، در گزارش خود به قانونگذاران اعلام کرد. همچنین تا پایان ماه ژوئیه، این جنگ به کشته شدن ۱۸ نظامی آمریکایی و زخمی شدن ۶۲۴ نفر دیگر انجامیده است.
اما آیا این جنگ از نظر تاکتیکی یا راهبردی موفق بوده است؟
ایالات متحده توانسته بخش قابل توجهی از توان نظامی متعارف ایران را تضعیف کند. با این حال، جمهوری اسلامی همچنان با بهرهگیری از آنچه «جنگ نامتقارن» نامیده میشود ــ از جمله استفاده از پهپادهای ارزانقیمت برای حمله به نیروها و متحدان آمریکا ــ توانسته قدرت نظامی خود را حفظ کرده و از آن بهرهبرداری کند.
از سوی دیگر، اهدافی همچون نابودی کامل برنامه هستهای ایران یا ایجاد تغییر واقعی در ساختار حاکمیت این کشور همچنان دستنیافتنی باقی ماندهاند. در عین حال، چالشهای جدیدی نیز پدید آمده است؛ از جمله آنچه بهعنوان کنترل اعلامشده ایران بر تنگه هرمز توصیف میشود.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
از این رو، کارشناسان سیاست خارجی نسبت به خوشبینی ترامپ تردید دارند و معتقدند عملکرد دولت آمریکا در این جنگ را فعلا باید ناتمام ارزیابی کرد.
«پولیتیفکت» مینویسد که ایالات متحده خسارات قابل توجهی به توان نظامی ایران وارد کرده است؛ از جمله به سامانههای پدافند هوایی و تجهیزات متعارف نیروی دریایی این کشور.
به باور کارشناسان، بازسازی برخی از این تاسیسات احتمالا زمان زیادی خواهد برد و میلیاردها دلار هزینه خواهد داشت. ایران همچنین تعدادی از دانشمندان ارشد هستهای و فرماندهان بلندپایه نظامی خود را از دست داده است.
با این حال، تحلیلگران نظامی هشدار میدهند که ایران همچنان بخش مهمی از توانمندیهای خود را حفظ کرده است؛ زیرا از سالها قبل خود را برای جنگی آماده کرده بود که در آن با برتری نظامی متعارف ایالات متحده روبهرو میشد.
از این رو، به گفته کارشناسان، ایران همچنان قادر است با شلیک موشک یا پهپاد از عمق خاک خود به نبرد ادامه دهد. حمله موشکی ایران در ماه ژوئیه به یک پایگاه آمریکایی در اردن، همراه با ادامه حملات پهپادی به کشورهای حاشیه خلیج فارس، نشان میدهد که ایران همچنان هم مهمات کافی در اختیار دارد و هم توان عملیاتی برای اجرای حملات را حفظ کرده است.
جلوگیری از چنین حملاتی مستلزم آن است که آمریکا نیروی زمینی قابلتوجهی را وارد خاک ایران کند و برای ایجاد یک منطقه حائل، بخشهایی از این کشور را در اختیار بگیرد؛ اقدامی که به معنای تشدید چشمگیر جنگ خواهد بود.
اهداف اصلی آمریکا همچنان محقق نشدهاند
ترامپ هنوز به چند هدف مهمی که برای این جنگ ترسیم کرده بود، دست نیافته است.
یکی از این اهداف، تغییر نظام سیاسی ایران بود. اگرچه آمریکا بسیاری از مقامهای ارشد ایرانی، از جمله رهبر جمهوری اسلامی، را هدف قرار داده و کشته است، اما ساختار حکومت ایران هیچ نشانهای از تضعیف یا تغییر ایدئولوژیک از خود بروز نداده است. همچنین مردم ایران که ترامپ پیشتر از آنها ابراز حمایت کرده بود، تاکنون شاهد گسترش حقوق و آزادیهای خود نبودهاند.
همینطور به گفته کارشناسان سیاست هستهای، مهمترین هدف ترامپ یعنی از بین بردن توانایی ایران برای ساخت سلاح هستهای نیز هنوز محقق نشده است. برنامه هستهای ایران آسیب دیده، اما نابود نشده است.
به باور برخی ناظران، در تئوری، فشار نظامی آمریکا میتوانست ایران را به پذیرش یک توافق هستهای جدید وادار کند؛ اما هنوز مشخص نیست که این جنگ تا چه اندازه برای تهران پرهزینه بوده که آن را به سمت یک توافق هستهای سوق دهد.
این جنگ بازگشت بازرسان بینالمللی برای بررسی ذخایر اورانیوم غنیشده و سانتریفیوژهای ایران را بیش از پیش به تعویق انداخته است.
علاوه بر این، ناکامی آمریکا در متوقف کردن جاهطلبیهای هستهای ایران ممکن است نفوذ واشنگتن بر سایر کشورها را نیز کاهش دهد؛ کشورهایی که اکنون ممکن است سلاح هستهای را یک ابزار ضروری برای امنیت ملی خود بدانند.
مشکلاتی که جنگ ایجاد یا تشدید کرده است
بزرگترین پیامد اقتصادی و ژئوپلیتیکی جنگ، افزایش توان ایران برای اعمال کنترل بر تردد تجاری از تنگه هرمز بوده است؛ گذرگاهی که نفت، فرآوردههای پتروشیمی، کود شیمیایی، آلومینیوم و بسیاری از کالاهای صنعتی از آن عبور میکنند.
پیامدهای جنگ برای اقتصاد جهانی میتواند وخیمتر نیز شود؛ بهویژه اگر حوثیهای یمن ــ که از متحدان ایران محسوب میشوند ــ اقدام به مسدود کردن مسیر کشتیرانی در تنگه بابالمندب، میان عربستان سعودی و آفریقا، کنند؛ مسیری که یکی از مهمترین جایگزینهای تنگه هرمز است.
همچنین در ۲۹ ژوئیه، یک بندر مصری در نزدیکی کانال سوئز هدف حملهای قرار گرفت که گمان میرود با پهپاد انجام شده باشد؛ هرچند هنوز مشخص نیست این حمله از سوی ایران یا یکی از گروههای همپیمان آن صورت گرفته است.
مستقیمترین اثر این اختلالات برای شهروندان آمریکایی، افزایش قیمت بنزین بوده است. قیمت سوخت اکنون حدود ۱.۱۵ دلار در هر گالن بیشتر از سطح پیش از آغاز جنگ در اواخر فوریه است و در برخی مقاطع حتی تا ۱.۵۵ دلار بالاتر از قیمتهای قبل از جنگ نیز رسیده بود. از آنجا که هزینه سوخت بر قیمت حملونقل و در نتیجه بر بهای بسیاری از کالاها و خدمات مصرفی اثر میگذارد، نرخ تورم نیز در پی افزایش قیمت بنزین رشد کرده است.
کاهش ذخایر تسلیحاتی آمریکا
یکی دیگر از پیامدهایی که جنگ با ایران تشدید کرده، کاهش ذخایر تسلیحاتی ایالات متحده است. چندین گزارش نشان میدهد که با ادامه جنگ، انبارهای تسلیحاتی آمریکا با سرعت در حال خالی شدن هستند.
بر اساس تحلیلی که مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی (CSIS)، یک اندیشکده فعال در حوزه امنیت ملی، در ماه مه ۲۰۲۶ منتشر کرد، بازسازی ذخایر برخی از مهمات پرکاربرد در جنگ با ایران ــ از جمله موشکهای تاماهاوک و رهگیرهای سامانههای پاتریوت و تاد که برای مقابله با موشکها و پهپادها به کار میروند ــ بین سه تا چهار سال زمان خواهد برد.
تنشهای دیپلماتیک
ادامه حملات موشکی ایران به متحدان آمریکا در منطقه خلیج فارس، بر تنشها میان این کشورها و واشنگتن افزوده است. هماهنگی عملیاتی میان آمریکا و اسرائیل در مقابله با ایران چشمگیر بوده است؛ اما این جنگ احتمالا نارضایتی موجود در میان شهروندان عادی آمریکا نسبت به اسرائیل را نیز تشدید کرده است.
با این حال به باور کارشناسان، یکی از برندگان غیرمستقیم این جنگ چین بوده است. ذخایر بزرگ نفتی چین، تنوعبخشی به منابع تامین انرژی و اتکای روزافزون این کشور به منابع انرژی غیرفسیلی باعث شده است که چین بهتر از بسیاری از کشورها بتواند از این بحران عبور کند.
کاهش ذخایر تسلیحاتی آمریکا ممکن است به تقویت رویکرد توسعهطلبانه چین نیز منجر شود؛ زیرا توان واشنگتن برای مقابله با هرگونه اقدام احتمالی پکن علیه تایوان ــ که چین آن را بخشی جداییناپذیر از قلمرو خود میداند ــ کاهش خواهد یافت.

