در شرایطی که مردم ایران همچنان با پیامدهای درگیریهای نظامی، بحران اقتصادی و موج تازه کشتار و سرکوب داخلی دستوپنجه نرم میکنند، رسانههای حکومتی در روزهای اخیر تلاش کردهاند با پوشش گسترده قرعهکشی لیگ برتر فوتبال و اخبار نقلوانتقالات تابستانی، فضای رسانهای را به سمت فوتبال سوق دهند.
این در حالی است که تنها در ۲۴ ساعت گذشته، سپاه پاسداران از حمله به یک پایگاه آمریکا و سه نفتکش خبر داد و همزمان قوه قضاییه دو تن دیگر از بازداشتشدگان اعتراضهای ملی دیماه را اعدام کرد؛ اخباری که برای بخش بزرگی از جامعه، از زمان برگزاری دربی یا خریدوفروش بازیکنان بهمراتب مهمتر است.
بررسی میزان بازدید، پسندیدن و واکنش کاربران در شبکههای اجتماعی رسانههای ورزشی و صفحات رسمی باشگاههای بزرگ نشان میدهد اشتیاق عمومی برای دنبال کردن فوتبال داخلی کاهش یافته و بسیاری از مسابقات، اخبار نقلوانتقالات و حتی مراسم قرعهکشی لیگ هم با استقبال بسیار محدود کاربران مواجه شده است؛ موضوعی که از نگاه برخی کارشناسان، بازتاب تغییر اولویتهای جامعهای است که زیر فشار تورم، ناامنی و سرکوب سیاسی قرار دارد.
در همین حال، رسانههای دولتی و نزدیک به حکومت تلاش میکنند آغاز فصل جدید لیگ را بهعنوان رویدادی مهم و امیدبخش معرفی کنند. در حالی که حتی زمان دقیق شروع مسابقات نیز هنوز قطعی نیست و بسیاری از زیرساختهای اولیه برگزاری لیگ همچنان بلاتکلیفاند.
لیگی بدون ورزشگاه استاندارد
یکی از مهمترین مشکلات فوتبال ایران فقدان زیرساختهای استاندارد است. ورزشگاه آزادی تهران که بیش از پنج سال است در حال بازسازی است، هنوز حتی برای بهرهبرداری موقت نیز آماده نیست و زمان دقیقی هم برای پایان عملیات بازسازی آن اعلام نشده است. در نتیجه، هنوز مشخص نیست دیدار مهم دربی پایتخت در فصل جدید و مسابقات خانگی استقلال و پرسپولیس در کدام ورزشگاه برگزار خواهد شد.
به این ترتیب پرطرفدارترین تیمهای ایران برای چهارمین فصل متوالی ناچار خواهند بود مسابقات خانگی خود را در ورزشگاههایی با ظرفیت کمتر از ۱۰ هزار نفر برگزار کنند؛ ورزشگاههایی مانند شهدای شهر قدس (قلعهحسنخان) یا پاس قوامین که از نظر ظرفیت، کیفیت چمن و امکانات رفاهی اولیه مانند سرویس بهداشتی، آبخوری و مسیر دسترسی، با استانداردهای بینالمللی فاصله زیادی دارند.
این وضعیت در حالی ادامه دارد که باشگاههای ایرانی همچنان مدعی رقابت در سطح نخست فوتبال آسیا هستند و استقلال نیز بهعنوان نماینده اول ایران در لیگ نخبگان آسیا معرفی شده است.
بهشت دلالان و مدیران نظام
در سوی دیگر، بازار نقلوانتقالات فوتبال ایران همچنان عرصه مبادلات غیرشفاف با ارقام نجومی است. باشگاههایی مانند استقلال، پرسپولیس و تراکتور بابت رضایتنامه بازیکنانی که حتی سابقه ثابت حضور در تیم ملی ندارند، مبالغی بین ۱۲۰ تا ۱۵۰ میلیارد تومان پرداخت میکنند که با احتساب دستمزد چندساله، هزینه هر انتقال را به اعداد بسیار بزرگتر و میلیون دلاری میرساند.
کارشناسان اقتصادی ورزش و شماری از پیشکسوتان فوتبال ایران مانند علی دایی و علی کریمی، معتقدند بخش قابلتوجهی از این مبالغ، در قالب پورسانت، دلالی و قراردادهای غیرشفاف میان واسطهها و مدیران باشگاهها جابهجا میشود و به همین دلیل، فصل نقلوانتقالات برای بسیاری از مدیران فوتبال به سودآورترین دوره سال تبدیل شده است.
این در حالی است که همزمان، خط فقر در ایران از مرز ۷۰ میلیون تومان در ماه گذشته و بانک مرکزی نیز نرخ تورم نقطهبهنقطه تیرماه را ۸۳.۹ درصد اعلام کرده است؛ ارقامی که نشان میدهد بخش بزرگی از خانوادههای ایرانی برای تامین ابتداییترین هزینههای زندگی با مشکل روبهرو هستند.
یکی از مخاطبان در پیامی که در روزهای اخیر ارسال کرد، میگوید: «وقتی خانوادهها برای خرید گوشت و دارو مشکل دارند، شنیدن خبر رضایتنامه ۱۵۰ میلیارد تومانی یک بازیکن بیشتر شبیه شوخی تلخ است.»
فرد دیگری از شیراز هم نوشت: «این فوتبال فقط برای مدیران و دلالها درآمد دارد. برای مردم نه هیجانی مانده، نه افتخاری و نه حتی امکان رفتن به ورزشگاه.»
استقلال؛ نماد آشفتگی مدیریتی
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
نمونه روشن بحران مدیریت در فوتبال ایران را میتوان در استقلال تهران مشاهده کرد. این باشگاه با وجود بسته بودن پنجره نقلوانتقالاتش به دلیل بدهیهای خارجی و پرونده فساد مالی مدیرانش، به جذب بازیکنانی مانند محمد خلیفه و بهرام گودرزی اقدام کرد و بابت اخذ رضایتنامه و قرارداد آنان هم مبالغ قابلتوجهی به باشگاه آلومینیوم اراک پرداخت، اما به دلیل محرومیت نقلوانتقالاتی، امکان ثبت قرارداد این بازیکنان را ندارد.
بر اساس مقررات فیفا، تا زمانی که پنجره استقلال باز نشود، این باشگاه حتی امکان انتقال قرضی این بازیکنان به تیمهای دیگر را نیز نخواهد داشت و همین موضوع میتواند هزینههای بیشتری را به باشگاه تحمیل کند.
ماجرای یاسر آسانی نیز نمونه دیگری از این آشفتگی است. مدیران استقلال برای بازگرداندن این بازیکن بهعنوان پیشپرداخت دستمزد ۸۰۰ هزار دلار هزینه کردند و او هم در تمرینهای تیم حاضر شد، اما مجتبی فریدونی، عضو سابق هیأتمدیره استقلال، اکنون اعلام کرده است از آنجا که آسانی در پایان فصل گذشته قراردادش را یکطرفه فسخ کرد و اکنون بازیکن جدید محسوب میشود، تا زمان باز شدن پنجره نقلوانتقالات، امکان ثبت قرارداد و بازی برای استقلال را نخواهد داشت.
در واقع، نماینده نخست ایران در لیگ نخبگان آسیا هنوز از ثبت قرارداد خریدهای جدید خود نیز عاجز است و در پی جدایی هشت بازیکن از ترکیبش در فصل گذشته، با بحران کمبود بازیکن در فهرست خود روبهرو است.
نقلوانتقالات پرهزینه، خروجی نامشخص
در میان مدعیان قهرمانی نیز تغییرات گستردهای رخ داده است. پرسپولیس و سپاهان بخش مهمی از ترکیب فصل گذشته خود را از دست دادهاند و تراکتور نیز چند بازیکن کلیدی را کنار گذاشته و چهرههای تازهای جذب کرده است.
با این حال، بسیاری از کارشناسان معتقدند بخش قابلتوجهی از این جابهجاییها از جمله انتقال همزمان پنج بازیکن گلگهر به پرسپولیس پس از حضور مهدی تارتار، سرمربی پیشین گلگهر روی نیمکت قرمزها، بیش از آنکه بر پایه نیازهای فنی باشد، تحت تاثیر شبکه واسطهها، منافع مالی و روابط میان مدیران و دلالان فوتبال شکل گرفته است؛ بازاری که هر تابستان هزاران میلیارد تومان پول در آن جابهجا میشود، بدون آنکه کیفیت لیگ یا موفقیت باشگاهها در رقابتهای آسیایی افزایش یابد.
یکی از مخاطبان ایندیپندنت فارسی در پیامی نوشت: «هر سال اسامی بازیکنان عوض میشود، اما نتیجه همان است: حذف از آسیا، ورزشگاههای فرسوده و مدیرانی که ثروتمندتر میشوند.»
جامعهای که دغدغههای دیگری دارد
فوتبال ایران زمانی مهمترین سرگرمی دهها میلیون نفر بود و دربی تهران میتوانست فضای جامعه را تا چند روز تحت تاثیر قرار دهد و ورزشگاه آزادی با بیش از ۱۰۰ هزار تماشاگر میزبان مسابقات باشد، اما امروز، در میانه بحرانهای اقتصادی، ناامنی، مهاجرت گسترده، اعدام معترضان، درگیریهای نظامی و کاهش شدید قدرت خرید مردم، فوتبال داخلی دیگر آن جایگاه گذشته را ندارد. کاهش محسوس استقبال از اخبار لیگ، واکنش سرد کاربران به نقلوانتقالات و افت علاقه عمومی به مسابقات نشانه تغییر اولویتهای جامعهای است که بیش از هر زمان دیگری، درگیر مسائل معیشتی و سیاسی است.
در چنین شرایطی، برگزاری مراسم پرزرقوبرق قرعهکشی لیگ و انتشار اخبار رنگارنگ از خریدهای چندصد میلیارد تومانی تیمهای متمول دولتی که همگی به بودجه عمومی وابستهاند، برای بسیاری از مردم نه نویدبخش آغاز یک جشن فوتبالی، بلکه یادآور شکاف عمیق میان روایت رسمی حکومت و واقعیت زندگی روزمره مردم ایران است؛ واقعیتی که در آن، فوتبال نیز دیگر نمیتواند بحرانهای انباشته جامعه را پشت هیاهوی نقلوانتقالات و مراسم افتتاحیه پنهان کند.

