تا پیش از اکتبر ۲۰۲۳، اسرائیل در لبنان حضور نداشت. این حزبالله بود که با تصمیم جمهوری اسلامی ایران، به آنچه «جنگ حمایت از غزه» نامید، وارد شد و زمینه ورود اسرائیل به لبنان را فراهم کرد. رهبران حزبالله از همان ابتدا میدانستند که واکنش اسرائیل، مشابه آن چیزی است که در غزه رخ داد و جنگ تغییری در موازنهها ایجاد نخواهد کرد. با وجود این، حزبالله با ورود به جنگ ماجراجویی را شروع کرد که نتیجه آن اشغال هفت نقطه در جنوب لبنان از سوی اسرائیل بود.
سپس حزبالله وارد جنگ دیگری شد که آن را «حمایت از رژیم جمهوری اسلامی ایران» خواند و در نهایت به گسترش حضور نظامی اسرائیل و اشغال سراسر جنوب لبنان انجامید. در حالی که «مقاومت» از منظر نظامی در دستیابی به اهدافش ناکام ماند: نه توانست نتانیاهو را متوقف کند، نه از فرماندهان حزبالله و ساکنان مناطق جنوبی محافظت کند و نه به اشغالی که خود زمینهساز آن شده بود، پایان دهد.
در نتیجه، اسرائیل که خود را پیروز صحنه نبرد میبیند، در پی آن است که دستاوردهای نظامی خود علیه حزبالله را به اهرمی برای کسب امتیازهای سیاسی از دولت لبنان تبدیل کند.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
در حالی که حزبالله که نتوانست «اسرائیل را به دریا بیندازد»، «جنگ غزه را پایان دهد» و «به اشغال جنوب لبنان خاتمه بخشد»، باید به این پرسشها پاسخ دهد:
- چرا حزبالله لبنان را به سمت مذاکراتی سوق داد که مطابق خواست بنیامین نتانیاهو است؟
- چرا حزبالله همچنان بر حفظ سلاحهایی اصرار میورزد که به ویرانی لبنان انجامیده و عمر سیاسی نتانیاهو را طولانیتر کردهاند؟
- حزبالله چگونه میتواند مذاکرات واشنگتن و توافق لبنان و اسرائیل را محکوم کند، در حالی که خود زمینهساز این اشغال بوده است؟
- پس از ناکامی گزینههای نظامی، جز راهحل دیپلماتیک چه راهی باقی میماند؟
- آیا حزبالله مفاد توافقنامه و نقاط مثبت آن را خوانده است؟ همان توافقی که عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، به آن افتخار کرد و موفقیتش را به مذاکرات سوییس نسبت داد.
تناقض در مواضع تهران و حزبالله در قبال توافق لبنان و اسرائیل
به محض اعلام توافق میان لبنان و اسرائیل که عباس عراقچی آن را دستاوردی مهم توصیف کرد، هواداران حزبالله در اعتراض به آنچه «توافق ذلتبار و ننگین» نامیدند، جادهها را بستند؛ اقدامی که با مداخله و برخورد نیروهای ارتش لبنان مواجه شد.
عراقچی با انتشار پیامی در ایکس، این توافق را دستاوردی مهم توصیف کرد و مدعی شد: «خروج اسرائیل از لبنان نتیجه تلاشهای تهران در گفتگوهایش با واشنگتن است» و افزود: «با وجود این واقعیت، واشنگتن تلاش میکند موفقیتهایی را که جمهوری اسلامی ایران کسب کرده است، به خود نسبت دهد.»
بالاخره این «توافقی ذلتبار» است یا یک پیروزی دیپلماتیک برای جمهوری اسلامی ایران؟ آنچه مسلم است، این توافق برای لبنان یک دستاورد به شمار میرود، زیرا از یک سو بر نفوذ و سلطه جمهوری اسلامی ایران بر لبنان نقطه پایان میگذارد و از سوی دیگر، برای پایان دادن به اشغال اسرائیل سازوکاری فراهم میکند.
توافق لبنان و اسرائیل، گامی در مسیر تقویت حاکمیت دولت لبنان
دولت لبنان با راهبردی روشن که ژوزف عون، رئیسجمهوری این کشور، ترسیم کرد، وارد مذاکرات شد. عون معتقد است که مذاکره تنها مسیر بازگرداندن حاکمیت دولت، سپردن کامل مسئولیتهای امنیتی به ارتش لبنان، پایان دادن به هرگونه قیمومت خارجی و بهرهگیری از توافقها بهعنوان آخرین فرصت برای برقراری صلح و ثبات پایدار در کشور است.
بر پایه این راهبرد و دستورالعملها، لبنان در چارچوب این توافق دستاوردهای زیر را کسب کرد:
- دو کشور (لبنان و اسرائیل) بر حق متقابل یکدیگر برای زندگی در فضای صلح و امنیت تاکید میکنند
- حلوفصل همه مسائل حلنشده میان دو کشور از طریق پایان دادن به جنگ و حرکت بهسمت یک راهحل فراگیر باشد
-حاکمیت دولت بر سراسر قلمرو لبنان تثبیت میشود. اسرائیل متعهد شده است در چارچوب روندی متقابل و تدریجی، زمینه را برای بازگشت اقتدار واقعی دولت لبنان بر تمام خاک این کشور فراهم کند، بهگونهای که پس از اطمینان از خلع سلاح گروههای مسلح، ارتش لبنان مسئولیت اعمال حاکمیت و کنترل امنیتی بر سراسر خاک لبنان را بر عهده گیرد.
اجرای موفقیتآمیز این هدف میتواند راه را برای برقراری روابط پایدار میان دو کشور هموار کند و زمینه خروج ارتش اسرائیل را از خاک لبنان فراهم آورد.
- لبنان و اسرائیل برای اجرای گامبهگام این توافق، بر سر تعیین دو منطقه بهعنوان «مناطق آزمایشی» به توافق رسیدند. مناطق آزمایشی بعدی نیز پس از اطمینان از موفقیت روند خلع سلاح گروههای مسلح، با توافق و رضایت متقابل دو کشور مشخص خواهد شد. پس از آن، روند بازسازی لبنان با حمایت جامعه بینالمللی آغاز میشود و غیرنظامیان خواهند توانست با امنیت کامل به این مناطق که تحت حاکمیت دولت لبنان قرار خواهند داشت، بازگردند.
با پایان تهدیدهای حزبالله، هرگونه نیاز احتمالی در آینده به اقدام نظامی یا حضور نظامی اسرائیل در لبنان از میان خواهد رفت؛ بهویژه اینکه در بند پنجم توافقنامه تصریح شده است: «با توجه به موارد فوق، دولت اسرائیل اعلام میکند که هیچگونه مطامع سرزمینی در لبنان ندارد.»
- پایان دادن به هرگونه نقشآفرینی ایران و سوریه در امور لبنان. بر اساس بند ششم توافق، دولت لبنان «تاکید میکند نیروهای امنیتی این کشور مسئولیت انحصاری امنیت و دفاع از لبنان را بر عهده دارند و ادعای هر کشور یا نهادی برای استفاده از زور به نمایندگی از لبنان را مردود میداند».
این توافقنامه همچنین تصریح میکند که روند بازسازی لبنان باید تحت حاکمیت کامل دولت لبنان انجام شود و هیچ گروه مسلحی نباید امنیت شهروندان دو کشور را به خطر اندازد.
چرا اسرائیل از موضعگیریهای حزبالله خرسند است؟
اسرائیل بهطور ضمنی به دنبال گسترش توافقهای ابراهیم است و حزبالله با ماجراجوییهای خطرناکش، برای لبنان هیچ گزینهای باقی نگذاشته جز اینکه به این قطار بپیوندد.
پیروزی که دیپلماسی لبنان امروز به آن دست یافته، در واقع همان چیزی است که مقاومت مسلحانه طی چند دهه گذشته از دستیابی به آن بازماند. مقاومت ادعایی جز اینکه لبنان را به ویرانی بکشاند و به تقویت مواضع اسرائیل بینجامد، دستاورد دیگری نداشت. اگر نتانیاهو تمایلی به صلح ندارد، پس دیپلماسی لبنان به دستاوردی رسیده که برخلاف خواست او است، اما اگر نتانیاهو در پی صلح باشد، حزبالله مسیر تحقق این هدف را عملا برایش هموار کرده است.

