زنبیل‌ خرید خاطره‌انگیز دهه پنجاه سر از فروشگاه‌های معروف دنیا درآورد

برای بخشی از جامعه، این زنبیل‌ها یادآور خریدهای روزانه، بازار تره‌بار، صف، کوپن، سفرهای شمال و زندگی اقتصادی دوران جنگ و پس از جنگ‌ است

تصویر ترکیبی از زنی با زنبیل پلاستیکی خرید در دست و مدل «اچ اند ام» 

زنبیل پلاستیکی مشبک، همان سبد ساده‌ای که روزگاری از گوشه چادر رنگی زنان در بازار بیرون می‌زد و سال‌ها بخشی از حافظه روزمره ایرانیان بود، این روزها از ویترین فروشگاه‌های معتبر مد سر درآورده‌ است.

آن‌ زنبیل‌ها فقط وسیله‌ای بر حمل خرید نبودند، بلکه نشانه‌ای از زندگی ساده، مصرف حساب‌شده، خرید محلی و حتی تصویری آشنا از طبقه متوسط شهری را ترسیم می‌کردند؛ تصویری که به قدری پررنگ بود که رد آن‌ همچنان در فرهنگ‌عامه مانده است، به طوری که اصطلاح «زنبیل گذاشتن» هنوز هم به معنای پیشدستی کردن، نوبت گرفتن یا جا نگه‌ داشتن به کار می‌رود.

Read More

This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)

با تغییر سبک خرید، ورود ساک‌های تبلیغاتی، کیف‌های پارچه‌ای و چرخ‌های فلزی فروشگاه‌ها، زنبیل پلاستیکی به‌تدریج از مرکز زندگی روزمره کنار رفت. از طرفی پلاستیک هم با مفهوم مصرف‌گرایی، آلودگی، ارزانی و کالاهای بی‌دوام گره خورد و در میانه این قضاوت‌های عمومی، زنبیل پلاستیکی آرام‌آرام حذف شد.

با این‌ حال امروز همان شیء آشنا دوباره در حال بازگشت است، آن هم نه‌ فقط به خانه‌ و بازار، بلکه به ویترین فروشگاه‌ها در سواحل‌ مدیترانه و حتی صفحات مد.

این روزها اچ اند ام (H&M) نمونه‌های کوچک ۲۵ دلاری آن را در چهار رنگ عرضه کرده است. در میان خانه‌‌مد‌های سطح بالا هم، کلوئه (Chloé) که در چند فصل گذشته دمپایی‌ پلاستیکی را در مجموعه‌های پاریسی خود ارائه کرد، زنبیل خرید با بند بلند چرمی هزار دلاری را روانه بازار کرده است. در البته نسخه‌های ۱۰ دلاری مشابه آن هم در وب‌سایت‌های فروش انبوه مانند آمازون در رنگ‌ها و اندازه‌های مختلف به خریداران عرضه‌ می‌شود.

با این حال این بار زنبیل پلاستیکی نه به‌عنوان نشانه مصرف‌گرایی، بلکه به‌عنوان نمونه‌ای از دوام، خاطره، طراحی صنعتی قرن بیستم و استفاده مسئولانه‌تر از پلاستیک دیده می‌شود.

خونه‌دار و بچه‌دار! زنبیل رو بردار و بیار!

پیش از رواج زنبیل‌های پلاستیکی، سبدهای حصیری یا از جنس بامبو سابقه‌ای طولانی در زندگی روزمره داشتند. در ایران، انواع زنبیل و سبد از ترکه، برگ نخل، سوف، نی و بامبو بافته می‌شد و در فرانسه نیز «سبد بازار» (panier de marché) بخشی از فرهنگ خرید روزانه بود.

پس از جنگ جهانی دوم، به‌ویژه از دهه‌های ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰، برابر با دهه‌های ۱۳۳۰ و ۱۳۴۰ خورشیدی، با گسترش مواد پلاستیکی و ارزان‌تر شدن تولید صنعتی، نمونه‌های قالب‌گیری پلاستیکی جای بسیاری از سبدهای سنتی را گرفتند.

تاریخ پلاستیک در قرن بیستم نشان می‌دهد که این ماده به دلیل ارزانی، سبکی، قابلیت تولید انبوه و امکان شکل‌پذیری، پس از جنگ جهانی دوم به بخشی جدایی‌ناپذیر از زندگی مدرن تبدیل شد. زنبیل‌ پلاستیکی‌های مشبک هم از همین منطق بیرون آمدند: سبک، ارزان، ضدآب، قابل شست‌وشو، بادوام و مناسب تولید انبوه.

در ایران، این زنبیل‌ها در دهه ۱۳۵۰ و ۱۳۶۰ تقریبا در هر خانه‌ای پیدا می‌شدند. برای بخشی از جامعه، این زنبیل‌ها یادآور خریدهای روزانه، بازار تره‌بار، صف، کوپن، سفرهای شمال و زندگی اقتصادی دوران جنگ و پس از جنگ‌ است.

کیفیت نمونه‌های اولیه نیز در ماندگاری آن‌ها نقش داشت. بسیاری از زنبیل‌های قدیمی از مواد اولیه مرغوب‌تری ساخته می‌شدند که رنگشان زیر آفتاب به‌سرعت نمی‌پرید، بدنه‌شان ترک نمی‌خورد و دسته‌هایشان به‌آسانی پاره نمی‌شد، اما به‌مرور و با افت کیفیت تولید و استفاده گسترده‌تر از پلاستیک‌های بازیافتی یا مواد ارزان‌تر، بسیاری از نمونه‌های جدیدتر شفافیت، رنگ و زیبایی اولیه را از دست دادند و زنبیل‌ها کدرتر، شکننده‌تر و کم‌دوام‌تر شدند. همین افت کیفیت تصویر عمومی آن‌ها را هم تغییر داد و کالایی که زمانی دهه‌ها دوام می‌آورد، به‌تدریج به وسیله‌ای ارزان، شکننده و موقتی تبدیل شد.

شبکه‌های مربع و لوزی در این زنبیل‌ها فقط انتخابی تزیینی نبودند. از نظر طراحی صنعتی، این الگوها راه‌حلی سازه‌ای‌اند که با کمترین مصرف ماده اولیه، بیشترین استحکام را ایجاد می‌کنند، وزن وسیله را پایین نگه می‌دارند و امکان شست‌وشو و خشک شدن سریع را فراهم می‌کنند. چنین منطق سازه‌ای در بسیاری از محصولات پلاستیکی دهه‌های ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ هم دیده می‌شود؛ محصولاتی که قرار بود ارزان، سبک، قابل تولید انبوه و مناسب زندگی روزمره باشند.

درباره مخترع یا طراح نخستین زنبیل‌ پلاستیکی‌های مشبک، سند روشنی در دست نیست، اما سرنخ‌ها در ایتالیا نشان می‌دهد که این فرم دست‌کم در دهه ۱۹۶۰، برابر با دهه ۱۳۴۰، در بازارهای محلی اروپا رواج داشت. شباهت این مدل‌ها با زنبیل‌ پلاستیکی‌ها در ایران و سایر کشورهای مدیترانه نشان می‌دهد که این فرم بخشی از زبان مشترک طراحی پلاستیک در نیمه دوم قرن بیستم بود.

آنچه امروز دوباره توجه را به این زنبیل‌ها جلب کرده است، فقط خاطره نیست. در سال‌های اخیر، نسل جدید دوباره به سراغ اشیایی رفته است که زمانی ارزان، عامه‌پسند یا حتی بی‌ارزش تلقی می‌شدند. مانند دمپایی‌های ژله‌ای، صندلی‌های پلاستیکی با قالب یکپارچه، کیف‌های توری پلاستیکی، سبدهای خرید رنگی و زنبیل‌های مشبک.

برای مثال، دمپایی‌های ژله‌ای که در دهه‌های ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰، برابر با دهه‌های ۱۳۶۰ و ۱۳۷۰، مد شدند، در سال‌های اخیر در گزارش‌های مد ثبت و در فصل‌های گذشته دوباره در بازار مد دیده‌ شده‌اند.

نمونه‌ دیگری که همین مسیر را طی کرد، صندلی پلاستیکی مونوبلاک (Monoblock) بود؛ صندلی‌هایی سبک و یک‌تکه که سال‌ها نماد ارزانی و مصرف انبوه به شمار می‌رفتند و امروز موضوع نمایشگاه‌ها و مطالعات طراحی شده‌اند. موزه طراحی ویترا به همین صندلی به‌عنوان یکی از فراگیرترین اشیای طراحی در جهان پرداخته و آن را از منظر اجتماعی، صنعتی و فرهنگی بررسی کرده است.

ساک برزنتی‌ یا پلاستیکی آبی ایکیا نیز از یک وسیله ساده و کاربردی به الهام‌بخش طراحی‌های لوکس تبدیل شد تا جایی که شباهت کیف گران‌قیمت بالنسیاگا به آن در سال ۲۰۱۷، بحثی گسترده در رسانه‌های مد به راه انداخت.

این نمونه‌ها بخشی از روند بزرگ‌تری‌اند که در آن، طراحی صنعتی قرن بیستم دوباره کشف می‌شود. تفاوت امروز با گذشته در زاویه نگاه به پلاستیک است. حتی شرکت‌های بازیافت و گروه‌های حفاظت از محیط‌زیست نیز این ایده جدید را قابل‌طرح می‌دانند.

بنیاد الن مک‌آرتور در گزارش‌ها و برنامه‌های مربوط به اقتصاد چرخشی پلاستیک، بر همین تغییر نگاه تاکید می‌کند: هدف حذف  پلاستیک‌ نیست، بلکه طراحی سیستمی است که در آن پلاستیک به زباله تبدیل نشود و ارزش ماده تا جای ممکن در چرخه استفاده باقی بماند. این بنیاد چشم‌اندازی را مطرح می‌کند که در آن پلاستیک هرگز به پسماند تبدیل نشود و طراحی، استفاده مجدد و گردش مواد در مرکز تصمیم‌گیری قرار گیرد.

در چنین نگاهی، زنبیل پلاستیکی قدیمی هم معنای دیگری پیدا می‌کند. اگر وسیله‌ای ۳۰ سال عمر کند، هر روز استفاده شود، دور انداخته نشود، قابل شست‌وشو باشد و جای ده‌ها یا صدها کیسه پلاستیکی یک‌بارمصرف را بگیرد، دیگر نمی‌توان آن را با همان منطق مصرف بی‌دوام قضاوت کرد. این همان چیزی است که امروز در طراحی پایدار و اقتصاد چرخشی اهمیت دارد: دوام، تعمیرپذیری، استفاده مکرر و کاهش نیاز به تولید و دورریز مداوم.

بیشتر از مُد و زیبایی