در میان آیینها و جشنهای ایرانی، جشن تیرگان از این جهت که نامش با آرش کمانگیر، یکی از اسطورههای بیبدیل این سرزمین، پیوند خورده است، جایگاهی ویژه دارد. این جشن که موعدی برای پاسداشت باران، آب و روشنایی نیز به شمار میرود، از آن روزی شکل گرفت که آرش کمانگیر، جانش را در بازوانش جمع و تیر را از چله کمان رها کرد تا مرزهای ایران را تا کرانههای توران بگستراند. حالا هزاران سال است که این جشن بهعنوان یکی از کهنترین آیینهای ایرانی برگزار میشود و به نمادی از فداکاری، امید، دوستی و آرزوی آبادانی بدل شده است.
جشن تیرگان، آیین باستانی باران و روشنایی، در روز سیزدهم از ماه تیر در گاهشمار زرتشتی و روز دهم تیرماه در تقویم خورشیدی برگزار میشود.
نام «تیرگان» از «تیر» یا «تیشتر» گرفته شده است. تیشتر در اوستا نام ایزد و ستارهای است که با ستاره شباهنگ (سیریوس) همانند دانسته میشود. در باورهای ایران باستان، تیشتر ایزد باران و نگهبان آبهای آسمانی بود که با «اپوش» یا دیو خشکسالی نبرد میکرد تا باران بر زمین ببارد و زندگی ادامه یابد. از همین رو، بسیاری از پژوهشگران تیرگان را در اصل جشنی برای طلب باران و سپاسگزاری از نعمت آب میدانند.
در کنار این جنبه آیینی، تیرگان با داستان آرش کمانگیر نیز گره خورده؛ روایتی که در منابع تاریخی بازتاب یافته است. بر اساس این روایات، هنگامی که ایران به سبب شکست سخت از سپاه افراسیاب، شاه توران، در آستانه افول بود و طوفان اندوه بر آسمان سرزمین سایه افکنده بود، دو سوی نبرد بر آن شدند که شمشیرها را غلاف کنند و سرنوشت جنگ را به گونهای دیگر رقم زدند.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
سپاه توران به قصد تحقیر سپاه ایران، شرط گذاشت تیری از قلب مازندران به سمت توران روانه شود و هرجا که تیر بر زمین نشست، همانجا مرز دو سرزمین باشد. در همان لحظه که سپاه ایران در تردید و خوف از این شرط بود، سپندارمذ، فرشته زمین، پدیدار شد و گفت کمان آورید و تیر که این سرنوشت را باید با بازوی انسانی استوار کرد.
فرشته زمین تیر و کمان را به آرش سپرد و او را گفت که تو را برگزیدیم و بدان که پهنای ایران اکنون بسته به نیروی بازوی تو است.
به روایت ابوریحان بیرونی، آرش، آرام و استوار، جامه از تن برگرفت، رو به شاه و سپاه ایستاد و گفت بنگرید که تندرستم و کژی در من نیست، اما بدانید چون تیر را از کمان رها کنم، جانم نیز همراه آن خواهد رفت. این تیر همه توان من است.
قهرمان باستانی ایران سپس کمان را برداشت و بر بلندای دماوند ایستاد. جان را در بازو گذاشت و تیر را از چله کمان رها کرد. آن تیر بیمانند از بامداد تا نیمروز در آسمان پرواز کرد، از کوه و دشت گذشت و سرانجام کنار رود جیحون بر زمین نشست و همانجا مرز ایران و توران شد.
از آن روز به بعد، جشن تیرگان زاده شد. هرچند روایتهای دیگری نیز از خاستگاه این آیین باستانی وجود دارد، آن روایتها نیز با داستان آرش در تضاد نیست. از همین رو است که ایرانیان تیرگان را فرصتی برای بزرگداشت آب، مرز، ازخودگذشتگی و روشنایی میدانند.
این جشن در طول سالیان مختلف در مناطق مختلف ایران با آیینها و رسوم گوناگونی برگزار شده است که بیشتر آنها با آب، باران، پاکی و آرزوی فراوانی پیوند دارند. هرچند برخی از این سنتها امروزه کمرنگ شدهاند، هنوز در میان زرتشتیان ایران و برخی جوامع محلی برگزار میشوند.
یکی از شناختهشدهترین رسوم تیرگان آیین آبپاشی است. در این مراسم، شرکتکنندگان به یکدیگر آب میپاشند؛ رسمی که ریشه در جایگاه آب در فرهنگ ایران باستان و پیوند جشن تیرگان با ایزد باران، تیشتر، دارد. پژوهشگران این آیین را نمادی از طلب باران، سپاسگزاری برای نعمت آب و آرزوی سالی پرباران و حاصلخیز میدانند.
از دیگر آیینهای مهم تیرگان «فال کوزه» است. به نوشته سایت امرداد، یک روز پیش از جشن تیرگان، دوشیزهای را برمیگزینند و کوزه سفالی سبزرنگ دهانگشادی به او میدهند که «دوله» نام دارد. او این ظرف را از آب پاکیزه پر میکند و یک دستمال سبز ابریشمی روی دهانه آن میاندازد. آنگاه «دوله» را نزد همه کسانی که میبرد که آرزویی در دل دارند و میخواهند در مراسم « فال کوزه» شرکت کنند. آنها هم جسم کوچکی مانند انگشتری، گوشواره، سنجاق سر، سکه یا مانند اینها در آب دوله میاندازند.
سپس دختر دوله را زیر درختی همیشه سبز چون سرو میبرد و میگذارد. در روز جشن تیرگان و پس از مراسم آبریزان، همه کسانی که در دوله جسمی انداختهاند و نیت و آرزویی داشتهاند، جایی گرد هم میآیند تا دوشیزه دوله را از زیر درخت به میان جمع آورد. در این فالگیری بیشتر زنان شرکت میکنند و سالخوردگان با صدایی بلند به نوبت شعرهایی میخوانند و دختر در پایان هر شعر، دستش را داخل دوله میبرد و یکی از چیزها را بیرون میآورد، به این ترتیب صاحب آن جسم متوجه میشود که شعر خواندهشده مربوط به نیت، خواسته و آرزوی او بوده است.
در آغاز جشن پس از خوردن شیرینی، بندی به نام «تیر و باد» که از هفت ریسمان به هفت رنگ متفاوت بافته شده است، به دست میبندند و در بادروز از تیرماه (۹ روز پس از جشن) این بند را باز میکنند و در جای بلندی مانند پشت بام به باد میسپارند تا آرزوها و خواستههایشان را همراه ببرد. این کار با خواندن شعر «تیر برو، باد بیا/ غم برو، شادی بیا / محنت برو، روزی بیا / خوشه مرواری بیا» انجام میشود.
برپایی جشنهای گروهی، گردهماییهای خانوادگی، اجرای موسیقی و سرودهای سنتی، خواندن اشعار حماسی و اسطورهای و نیز رفتن کنار چشمهها، رودها و دیگر منابع آب از دیگر رسوم مرتبط با تیرگان است. در برخی مناطق نیز سفرهای ویژه گسترده میشود که در آن میوههای تابستانی، شیرینیهای محلی و خوراکیهای سنتی قرار میگیرد.

