شبکه فاکسنیوز روز یکشنبه درباره کارزار سایبری جمهوری اسلامی ایران گزارشی منتشر کرد و نوشت: «تهران در شبکههای اجتماعی غربی جبهه جدیدی گشوده است؛ از جمله یک کارزار نفوذ پنهان برای تاثیرگذاری بر آمریکاییها و تضعیف تلاشهای دونالد ترامپ برای رسیدن به توافق هستهای.»
در این گزارش اشاره شده است که پس از حملات علیه جمهوری اسلامی ایران در ماه فوریه که بخش بزرگی از مقامهای ارشد تهران را از بین برد و همچنین در پی امضای یک تفاهمنامه موقت میان تهران و واشنگتن، تحلیلگران میگویند مقامهای ایرانی برای نمایش قدرت و ارائه تصویری از وجود یک فرماندهی متمرکز، بیشازپیش به عوامل دیجیتال متکی شدهاند.
دکتر عمر محمد، کارشناس ضدتروریسم، به فاکسنیوز دیجیتال گفت: «سران جمهوری اسلامی ایران اکنون عملا در شبکه اجتماعی ایکس (توییتر سابق) زندگی میکنند، چون هسته رهبری حکومت تا حد زیادی از میان رفته است.»
او افزود: «این رژیم اکنون میدان رقابت بر سر مشروعیت خود را به یک پلتفرم مجازی منتقل کرده و وقتی میدان نبرد آنجا است، ناچار باید راهبرد و پیامهایش را با قواعد همان فضا تنظیم کند. در آنجا جملات انگلیسی مناسب برای انتشار گسترده، طعنههایی با قابلیت تبدیل شدن به میمهای اینترنتی و نوعی غرور تمدنی به چشم میخورد. این نوعی سازگار شدن با شرایط فشار و در عین حال عملیات نفوذی است که از این واقعیت سرچشمه گرفته که ادارهکنندگان جمهوری اسلامی ایران دیگر نمیتوانند از یک جایگاه رسمی سخنرانی کنند.»
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
به گفته این کارشناس، پس از کشته شدن علی خامنهای، از میان رفتن بخش عمدهای از رهبران ارشد حکومت و در مخفیگاه ماندن مجتبی خامنهای، رهبر جدید، پیامرسانی دیجیتال حکومت بسیار متمرکزتر شد.
او توضیح داد: «هماهنگی بین رهبران جمهوری اسلامی ایران در شبکههای اجتماعی کاملا مشهود است. میبینید که رئیس قوه قضائیه، معاون رئیسجمهوری و شورای عالی امنیت، ظرف چند دقیقه دقیقا جملاتی مشابه را بازنشر میکنند. این نشان میدهد که متنها را یک مرکز رسانهای واحد تهیه و توزیع میکند، نه اینکه مقامها بهطور مستقل و همزمان، تحت تاثیر یک احساس مشترک، به یک نتیجه واحد رسیده باشند. حتی لحن و سبک نگارش نیز این موضوع را آشکار میکند.»
به گفته عمر محمد، حسابهای کاربری حکومت در شبکه اجتماعی ایکس، خلا ناشی از نبود رهبران را بهطور مصنوعی پر میکنند و همزمان از شکافهای سیاسی در آمریکا بهره میبرند؛ راهبردی که به گفته او پس از آنکه ترامپ توافق صلح جدید را در ورسای امضا کرد، پررنگتر شد.
او توضیح داد که جمهوری اسلامی ایران ایالات متحده را یک مجموعه واحد نمیبیند: «از نگاه تهران، واشنگتن دو مرکز قدرت دارد، لذا پیامهایش را برای هر دو تنظیم میکند. یعنی از یک سو میکوشد توافقی را که رئیسجمهوری متولی آن است، به دردسر بیندازد و از سوی دیگر، با استفاده از ادبیات جهان چندقطبی، مخاطب قرار دادن جریانی را هدف میگیرد که آن را نزدیک به نگاه معاون رئیسجمهوری آمریکا میداند.»
پس از امضای تفاهمنامه و نخستین دور مذاکرات در سوییس، ترامپ در شبکه اجتماعی تروث سوشال اعلام کرد که داراییهای بلوکهشده ایران برای خرید محصولات کشاورزی آمریکا از جمله سویا، گندم و ذرت استفاده خواهد شد. او نوشته بود که وزارت خزانهداری آمریکا داراییهای ایران را «در یک حساب امانی تحت کنترل آمریکا» آزاد خواهد کرد و این منابع صرفا برای خرید مواد غذایی از جمله ذرت، گندم و سویا از کشاورزان آمریکایی و نیز تجهیزات پزشکی از آمریکا هزینه خواهد شد
اما محمدباقر قالیباف، مذاکرهکننده ارشد تهران، در پیامهایی که منتشر کرد، این ادعاها را «حرفهای بیارزش» خواند و به باد تمسخر گرفت. او در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «آمریکا بهدروغ ادعا میکند داراییهای آزادشده ما برای خرید محصولات کشاورزی آنها استفاده خواهد شد. جالب است. تنها محصولی که ما برداشت میکنیم همان چیزی است که دههها کاشتهاید: دههها بیاعتمادی. این محصول کاملا ارگانیک، فراوان و بومی است.»
به باور ناظران، این طعنه درباره کشاورزی مستقیم ترامپ را هدف گرفته است، چون خود ترامپ آزادسازی داراییهای بلوکهشده را بهعنوان یک سود بزرگ برای کشاورزان آمریکایی معرفی کرده بود.
عمر محمد در این زمینه میگوید که «تهران اگر بتواند توافقی را که رئیسجمهوری ارائه میدهد و در حال تبلیغ آن است بیاعتبار کند، سود میبرد» و افزود: «واضح است که این متن را یک مقام ۶۴ ساله جمهوری اسلامی ایران بهتنهایی ننوشته، این کار یک تیم جوان وارد در کار شبکههای اجتماعی است.»
او در ادامه، تفاوت نوشتههای ترامپ و مقامهای جمهوری اسلامی ایران در شبکههای اجتماعی را اینگونه توصیف کرد: «مطالب ترامپ واقعا مال خود او هستند. حساب کاربری و شخصی او یکی است. اما درباره مقامهای ایرانی، قضیه برعکس است. این پیامها را نهادی منتشر میکند که در حال ساختن یک چهره عمومی برای رهبری است که نمیتواند حضوری ظاهر شود.»
در حالی که مردم عادی در ایران همچنان با محدودیتهای شدید اینترنتی روبرو هستند، مقامهای حکومتی آزادانه به شبکههای اجتماعی خارجی دسترسی دارند تا مخاطبان غربی را هدف قرار دهند.
آلپ توکر، از شرکت پایش اینترنت نتبلاکس، به فاکس نیوز دیجیتال گفت: «این حکومتها خوب یاد گرفتهاند که از جنگ اطلاعاتی نامتقارن چگونه استفاده کنند. آنها بهتدریج میآموزند که شبکههای اجتماعی، هوش مصنوعی و سانسور اینترنت را به ابزارهای جنگ اطلاعاتی نامتقارن تبدیل کنند؛ به گونهای که از مخاطبان جهانی بهره ببرند، اما به مردم خود پاسخگو نباشند.»
به باور او و برخی دیگر از کارشناسان، وجود این دو نظام موازی یعنی اینترنت بهشدت سانسور شده در داخل و یک «بلندگوی باز» برای مخاطبان غربی، قویترین نشانه آن است که این فعالیتها در واقع یک عملیات نفوذ خارجیاند، نه بیانی طبیعی و خودجوش یا اظهارنظرهای معمول مقامهای ارشد جمهوری اسلامی ایران.

