با وجود بیش از ۱۳هزار حمله هوایی آمریکا و اسرائیل به ایران، جمهوری اسلامی همچنان تلاش میکند تصویری از اعتمادبهنفس و مقاومت ارائه دهد. دیوید بلر در مقالهای در نشریه تلگراف به وضعیت فعلی جمهوری اسلامی میپردازد و مینویسد در شرایطی که مجتبی خامنهای، رهبر جدید جمهوری اسلامی، در انظار عمومی ظاهر نشده و گزارشهایی تاییدنشده درباره وضعیت جسمیاش منتشر شده است، مقامهای جمهوری اسلامی همچنان مواضعی تند در برابر آمریکا اتخاذ میکنند. پس از آنکه دونالد ترامپ پاسخ جمهوری اسلامی به طرح صلح آمریکا را «کاملا غیرقابل قبول» خواند، سخنگوی وزارت خارجه جمهوری اسلامی گفت تهران اهمیتی نمیدهد دیگران از مواضعش راضی باشند یا خیر.
جمهوری اسلامی پس از ۴۰ روز حملات هوایی مداوم آمریکا و اسرائیل اکنون با محاصره دریایی آمریکا نیز مواجه است، اقدامی که با هدف توقف صادرات نفت ایران و قطع منابع درآمد جمهوری اسلامی انجام شده است. اقتصاد ایران پیش از جنگ نیز تحت فشار تحریمها، سوءمدیریت و تورم شدید قرار داشت. با این حال، صادرات روزانه حدود ۱.۷ میلیون بشکه نفت، عمدتا به چین و هند، منبع اصلی درآمد رژیم محسوب میشد. پس از آغاز حملات آمریکا و اسرائیل در ۲۸ فوریه، جمهوری اسلامی در واکنش تنگه هرمز را بست، اما نفتکشهای حامل نفت ایران همچنان از تنگه عبور میکردند و صادرات نفت حتی به حدود ۱.۸ میلیون بشکه در روز رسید.
این وضعیت در ۱۳ آوریل تغییر کرد، و نیروی دریایی آمریکا محاصره بنادر ایران را آغاز کرد. از آن زمان، جمهوری اسلامی ناچار شده است نفت را در مخازن و نفتکشها ذخیره کند. کارشناسان میگویند درصورت پر شدن ظرفیت ذخیرهسازی، جمهوری اسلامی ناچار خواهد شد تولید نفت را کاهش دهد و منبع اصلی درآمدش را از دست میدهد؛ آن هم در شرایطی که جنگ خسارتهای سنگینی بر زیرساختهای کشور وارد کرده است. برخی برآوردهای رسمی در ایران میزان خسارت جنگ را حدود ۲۷۰ میلیارد دلار و برخی برآوردها در اسرائیل آن را نزدیک به ۴۰۰ میلیارد دلار اعلام کردهاند.
همزمان، جمهوری اسلامی محدودیت شدید اینترنت در کشور اعمال کرده است که به گفته منابع اقتصادی، روزانه ۵۰ میلیون دلار خسارت وارد کرده و هزاران شغل و کسبوکار را از بین برده است. بحران اقتصادی و فشار معیشتی پیشتر زمینهساز اعتراضهای گسترده در ایران شده بود و اکنون شرایط اقتصادی وخیمتر شده است. به گفته مایکل کلارک، استاد مطالعات جنگ در کینگز کالج لندن، آنچه اعتراضهای ژانویه را شکل داد، بحران اقتصادی بود و این بحران اکنون به «فاجعه اقتصادی» تبدیل شده است.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
تحلیلگران میگویند درصورت ادامه محاصره و کاهش درآمدهای نفتی، رژیم ممکن است در تامین مالی سپاه پاسداران و بسیج با مشکل مواجه شود، نیروهایی که نقش اصلی را در سرکوب اعتراضهای اخیر داشتند.
براساس گزارشهای اطلاعاتی آمریکا، جمهوری اسلامی هنوز میتواند چند ماه دیگر در برابر محاصره مقاومت کند. در همین حال، بستهشدن تنگه هرمز باعث اختلال شدید در بازار جهانی نفت شده و روزانه بیش از ۱۲ میلیون بشکه نفت از بازار جهانی حذف شده است. جمهوری اسلامی ظاهرا معتقد است اقتصاد جهانی سریعتر از تهران از ادامه بستهبودن تنگه هرمز آسیب خواهد دید.
در حوزه نظامی، مقامهای آمریکایی اعلام کردهاند حملات آمریکا و اسرائیل بخش بزرگی از توان پدافندی، نیروی هوایی و نیروی دریایی جمهوری اسلامی را از بین برده است. به گفته فرمانده سنتکام، نیروهای آمریکایی طی کمتر از ۴۰ روز بخش مهمی از توان نظامی را که جمهوری اسلامی طی دههها ایجاد کرده بود، نابود کردهاند. با این حال، تحلیلگران میگویند مهمترین توان نظامی جمهوری اسلامی نه نیروی دریایی یا هوایی، بلکه زرادخانه بزرگ موشکهای بالستیک و پهپادهای تهاجمی است.
از زمان آغاز جنگ، جمهوری اسلامی حدود ۱۵۰۰ موشک و ۵ هزار پهپاد به سمت ۱۱ کشور منطقه شلیک کرده است. این حملات نه فقط اسرائیل، بلکه کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس را نیز هدف قرار داده است و برخی پهپادها تا پایگاه هوایی آکروتیری بریتانیا در قبرس رسیدهاند. بر اساس ارزیابیهای اطلاعاتی آمریکا، جمهوری اسلامی هنوز بخشی از زرادخانه موشکی و پرتابگرهای متحرک را در اختیار دارد. گزارشها همچنین حاکی از آن است که جمهوری اسلامی همچنان به ۳۰ پایگاه موشکی از مجموع ۳۳ پایگاهش در اطراف تنگه هرمز دسترسی عملیاتی دارد.
در جریان حملات هوایی، انبارهای موشکی ایران از اهداف اصلی آمریکا و اسرائیل بودند. اما به گفته برخی منابع، بسیاری از این انبارها در اعماق زمین قرار دارند و فقط ورودیها تخریب شده است، که احتمال بازیابی بخشی از موشکها را باقی میگذارد. همچنین، آتشبسی که از ۷ آوریل آغاز شد به جمهوری اسلامی فرصت داده است تا ذخایر پهپادیاش را بازسازی کند. کلارک میگوید پهپادسازی برای جمهوری اسلامی سریعتر و ارزانتر از تولید موشکهای دقیق و بمبهای سنگرشکن برای آمریکا است.
در عرصه دیپلماتیک، فقط یک دور مذاکرات رسمی میان جمهوری اسلامی و آمریکا پس از آغاز جنگ برگزار شد. دور بعدی مذاکرات در پی مخالفت تهران با طرح ۱۴ مادهای آمریکا متوقف شد. واشنگتن خواستار بازگشایی تنگه هرمز، تحویل ذخایر اورانیوم غنیشده ایران و توقف کامل غنیسازی اورانیوم است.
جمهوری اسلامی ذخایر اورانیوم غنیشده را ابزار چانهزنی مهمی میداند و همچنان بر حق غنیسازی تاکید میکند. رژیم ایران همچنین کنترل بر تنگه هرمز را اهرمی برای امتیازگیری از آمریکا میداند و خواستار لغو تحریمها، جبران خسارت جنگ و تضمین عدم حمله مجدد آمریکا شده است.
پس از کشتهشدن علی خامنهای در آغاز حملات، ساختار رژیم ایران بهسمت تمرکز بیشتر قدرت در دست سپاه پاسداران حرکت کرده است. ازجمله چهرههای اصلی کنونی حکومت میتوان به احمد وحیدی، فرمانده سپاه پاسداران، و محمدباقر قالیباف اشاره کرد. کلارک میگوید ساختاری که پیشتر یک حکومت مذهبی با رهبری روحانی و شاخههای نظامی و غیرنظامی بود، اکنون به «حکومت نظامی با ظاهری روحانی» تبدیل شده است.
همزمان، جمهوری اسلامی با استفاده از کنترل تنگه هرمز و توان موشکی، تلاش کرده است موقعیت خود را دربرابر آمریکا حفظ کند، در حالی که خسارتهای ناشی از حملات هوایی، بازسازی کشور را به پروژهای طولانی و بسیار پرهزینه تبدیل کرده است.
در حال حاضر، رهبران جمهوری اسلامی بهگونهای رفتار میکنند گویی این تهران است که به ترامپ فشار میآورد، نه برعکس. با این حال، احتمال دارد رژیم ایران موقعیت راهبردیاش را بالاتر از اندازه واقعی ارزیابی کند و خطر بازگشت به جنگ را افزایش دهد.
کلارک میگوید: «آنها بیش از حد روی قدرتشان حساب میکنند. البته فقط آنها نیستند؛ یکی از ویژگیهای بحران فعلی این است که هر دو طرف بیش از اندازه روی اهرمی که دارند تکیه میکنند.»

