در فاصله کمتر از ۱۰ ساعت، از عصر سهشنبه ۲۲ اردیبهشت تا بامداد چهارشنبه ۲۳ اردیبهشت، منطقه پردیس در شرق تهران ۹ بار لرزید. دو زمینلرزه با بزرگی بیش از ۴، نهتنها ساکنان پردیس، رودهن و بومهن، بلکه بسیاری از ساکنان تهران را نیز نیمهشب از خواب پراند و بار دیگر این پرسش را زنده کرد که اگر زلزلهای بزرگ در پایتخت رخ دهد، چه بر سر شهری با بیش از ۱۵ میلیون جمعیت خواهد آمد؟
آنچه این بار نگرانیها را تشدید کرد، تنها تعداد زمینلرزهها نبود، بلکه هشدار صریح زلزلهشناسان درباره قرار گرفتن گسل مشا در «مرحله تنش بحرانی» و انتقاد آنان از نبود برنامه عملی حکومت برای مواجهه با زلزلهای احتمالی است.
نخستین لرزه قابلتوجه ساعت ۲۳:۴۶ سهشنبه شب با بزرگی ۴.۶ ثبت شد. این زمینلرزه در بخشهای وسیعی از تهران احساس شد و بسیاری از مردم را به خیابانها کشاند.
محل برخورد گسلهای مرگبار
شرق تهران یکی از خطرناکترین پهنههای لرزهای ایران است؛ جایی که دو گسل اصلی، یعنی گسل مشا و گسل شمال تهران، در نزدیکی لواسان و پردیس به یکدیگر میرسند.
مهدی زارع، استاد پژوهشگاه بینالمللی زلزلهشناسی و مهندسی زلزله، میگوید گسل مشا به طول بیش از ۲۰۰ کیلومتر توانایی ایجاد زلزلهای با بزرگی بیش از ۷ را دارد. به گفته او، از آخرین زلزله بزرگ این گسل در سال ۱۸۳۰ که بزرگی آن حدود ۷.۱ براورد شد، نزدیک به دو قرن میگذرد و همین موضوع نشان میدهد این گسل در وضعیت تنش بالایی قرار دارد.
او همچنین یادآور شد زلزله دماوند به بزرگی ۵.۱ که اردیبهشت ۱۳۹۹ رخ داد و وحشت زیادی در تهران ایجاد کرد، نیز روی همین گسل بود.
یکی از رایجترین پرسشها پس از چنین رخدادهایی این است که آیا زلزلههای کوچک، انرژی گسل را تخلیه میکنند و خطر را کاهش میدهند؟ کارشناسان بر این باورند که این لرزهها بخشی از انرژی را آزاد میکنند، اما هرگز به این معنا نیستند که خطر یک زلزله بزرگ از بین رفته است و در برخی موارد، چنین لرزههایی میتوانند پیشلرزه باشند.
به بیان دیگر، علم هنوز نمیتواند زمان دقیق وقوع زلزله را پیشبینی کند، اما میتواند بگوید که ظرفیت رخ دادن یک زمینلرزه ویرانگر در تهران کاملا واقعی است.
خرید چادر، خلاصه برنامه حکومت
فریبرز ناطقی الهی، عضو هیئت علمی پژوهشگاه زلزلهشناسی ایران، در گفتگو با ایلنا با لحنی انتقادی پرسید: «اگر امروز اعلام شود دو ساعت دیگر زلزلهای به بزرگی ۷ در تهران رخ میدهد، برنامه دولت چیست؟»
او گفت که طی چهار دهه گذشته آسیبپذیری تهران را بارها به مسئولان گوشزد کرده، اما اقدام موثری صورت نگرفته است. ناطقی الهی با اشاره به توصیه اخیر مدیریت بحران تهران برای خرید چادر، این پرسش را مطرح کرد که «آیا برنامه مدیریت شهری برای کلانشهری مانند تهران این است که مردم یک چادر بخرند تا اگر خانهشان فروریخت، در آن زندگی کنند؟»
این جمله خلاصهای از رویکرد جمهوری اسلامی برای دفاع از جان ساکنان پایتخت در برابر یکی از بزرگترین تهدیدهای طبیعی است و به معنای انتقال مستقیم مسئولیت از حکومت به مردم خواهد بود.
تهران روی چند گسل فعال قرار دارد و بخشهای وسیعی از آن با تراکم بالای جمعیت، ساختوسازهای فشرده، برجهای بلند و بافتهای فرسوده احاطه شده است. مناطق مرکزی و جنوبی شهر، با کوچههای باریک و ساختمانهای قدیمی، در صورت زلزله بزرگ میتوانند به تلههای مرگ تبدیل شوند. در چنین شرایطی، حتی اگر نیروهای امدادی آماده باشند، دسترسی به مناطق آسیبدیده با دشواری جدی مواجه خواهد شد.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
علاوه بر این، شبکههای حیاتی تهران از جمله آب، برق، گاز، مترو، پلها و بزرگراهها در برابر زلزله شدید بسیار آسیبپذیرند. شکستن لولههای گاز میتواند به آتشسوزیهای گسترده منجر شود و قطع آب، عملیات اطفای حریق را مختل کند.
تجربه بم
در دیماه ۱۳۸۲، زلزلهای به بزرگی ۶.۶ در بم بیش از ۲۶ هزار کشته به جا گذاشت. در آن زمان، ضعف ساختوساز و نبود آمادگی کافی، ابعاد فاجعه را چند برابر کرد. اما تفاوت تهران با بم در این است که جمعیت پایتخت ایران دهها برابر بیشتر است و نهادهای حکومتی، بیمارستانها، زیرساختهای اقتصادی و مراکز حیاتی کشور آنجا متمرکزند.
برخی براوردهای کارشناسی در سالهای گذشته نشان دادهاند که در سناریو وقوع زلزلهای بزرگ در تهران، شمار قربانیان میتواند به صدها هزار نفر برسد و میلیونها نفر را بیخانمان کند.
زلزلهشناسان در چهار دهه گذشته بارها درباره خطر زلزله تهران هشدار دادهاند. مقاومسازی ساختمانها، محدود کردن ساختوساز در پهنههای پرخطر، نوسازی بافت فرسوده و تدوین برنامه تخلیه اضطراری از جمله توصیههاییاند که بارها مطرح شدند.
با این حال، توسعه بیرویه شهر، ساخت برجهای جدید و نبود برنامه شفاف برای مدیریت بحران نشان میدهد که این هشدارها در اولویت سیاستگذاران قرار نگرفتهاند. حتی پس از زلزلههای متعدد و هشدارهای مکرر، مقامهای رسمی معمولا بدون آنکه جزئیات برنامه عملیاتی برای روز وقوع فاجعه را منتشر کنند، به اعلام آمادهباش و توصیههای عمومی بسنده میکنند.
یادآوری واقعیتی انکارناپذیر
۹ زمینلرزهای که در یک شب شرق تهران را لرزاند، لزوما به معنای وقوع قریبالوقوع زلزلهای بزرگ نیست، اما بار دیگر یادآور شد که پایتخت ایران روی مجموعهای از گسلهای فعال بنا شده است و خطری دائمی آن را تهدید میکند. به عبارت دیگر، زلزله خواهد آمد و پرسش اصلی این نیست که آیا رخ میدهد یا خیر، بلکه این است که وقتی رخ دهد، تهران چقدر آماده خواهد بود.
اظهارات کارشناسان این حوزه نشان میدهد نگرانی اصلی نه فقط قدرت گسلها، بلکه نبود برنامهای جدی و شفاف برای کاهش تلفات انسانی است. اگر زمینلرزهای با بزرگی بیش از ۷ در نزدیکی تهران رخ دهد، آنچه میلیونها نفر را تهدید میکند، تنها لرزش زمین نیست، بلکه دههها بیتوجهی، مدیریت ناکارآمد و نادیده گرفتن هشدارهایی است که بارها تکرار شدهاند.

