حالا که آتشبس با جمهوری اسلامی عملا فقط با کمک دستگاه تنفس مصنوعی زنده مانده، وقت آن رسیده است که رئیسجمهوری دونالد ترامپ پروژه «آزادی» را از سر بگیرد و تنگه هرمز را برای رفتوآمد عادی کشتیهای تجاری باز کند، البته نه برای تردد کشتیهای ایرانی. محاصره دریایی بندرهای ایران باید آنقدر ادامه یابد تا جمهوری اسلامی از «غبار هستهای» خود دست بکشد و برنامههای هستهایاش را بهصورتی که قابلراستیآزمایی باشد، متوقف کند.
ترامپ کاملا درست میگوید که ایرانیها «ما را سر کار گذاشته و معطل نگه داشتهاند»، پیشنهادهای «کاملا غیرقابلقبول» ارائه دادهاند و در کل «بازی درمیآورند».
او از همان ابتدا گفته بود که آتشبس منوط به «بازگشایی کامل، فوری و امن» تنگه از سوی ایران است، اما جمهوری اسلامی نهتنها تنگه هرمز را باز نکرد، بلکه تلاش کرد بازگشایی آن را به موضوعی برای معامله تبدیل کند؛ معاملهای که در ازای آن خواهان مجموعهای طولانی از امتیازها از سوی آمریکا شده است، از جمله پایان محاصره، پرداخت غرامت جنگ و به رسمیت شناختن حاکمیت ایران بر تنگه هرمز.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
اینها توهیناند نه مذاکرهای صادقانه. تهران تصور میکند این رئیسجمهوری هم به همان اندازه باراک اوباما، سادهلوح است.
همانطور که ترامپ نیز اشاره میکند، جمهوری اسلامی دههها است غرب را به همین شیوه معطل کرده است: ابتدا برای حتی آغاز گفتگو خواهان امتیاز میشود، سپس مذاکرات را به بخشهای کوچک تقسیم میکند و بعد هر بخش را مدام کش میدهد و طولانی میکند تا جایی که حتی توافقهای موقت هم در این روند، دوام نمیآورند.
اما دیگر بس است. متحدان آمریکا در خلیج فارس حالا با پروژه آزادی همراه شدهاند و باید در اجرای آن هم کمک کنند. دیگر متحدانی که به بازگشت جریان نفت و تجارت علاقه دارند، نیز باید وارد عمل شوند. بریتانیا دستکم یک کشتی به خلیج فارس اعزام کرده است، اما آیا میتواند فراتر از «رصد اوضاع» اقدامی انجام دهد؟
آنچه نیاز است، صرفا اسکورت ناوهای آمریکایی نیست، بلکه اقدام قاطع آمریکا علیه هرگونه تلاش تهران برای متوقف کردن کشتیرانی در این تنگه است. هر قایقی که دست به اقدامی تهاجمی بزند، باید غرق شود و هر سایتی که موشک یا پهپادی از آن شلیک میشود، باید نابود شود. هدف قرار دادن تمام زیرساختهای فرماندهی و کنترل نظامی جمهوری اسلامی هم باید از سر گرفته شود و لازم است دوباره به روند حذف مقامهای ارشد سپاه بازگردیم.
چه آمریکا و اسرائیل در نهایت کارزار متوقفشده در اوایل آوریل را از سر بگیرند یا نه، فشار بر تهران باید تا زمانی که با شرط «فاقد سلاح هستهای» موافقت کند، ادامه پیدا کند و همانطور که بنیامین نتانیاهو و ترامپ هر دو تاکید کردهاند، ذخایر اورانیوم غنیشده خود را تحویل دهد.
تا آنجا که ما میتوانیم تشخیص دهیم، تنها دلیل ادامه یافتن به این آتشبس و زنده نگه داشتن آن به لطف دستگاه تنفس مصنوعی، جلوگیری از پیچیدهتر شدن مذاکرات رئیسجمهوری آمریکا در سفرش به چین در اواخر این هفته است، اما پس از آن، او میتواند این آتشبس را پایان دهد و بدون گرفتار شدن دوباره در روند فرسایشی «گفتگو، گفتگو، گفتگو»، اراده واشنگتن را اعمال کند.
رهبران جمهوری اسلامی تصور میکنند میتوانند بیشتر از ما صبر کنند، اما ما نیازی نداریم منتظر آنها بمانیم. تهران باید بداند که نمیتواند مانع بازگشایی تنگه هرمز یا ادامه محاصره بشود. ترامپ میتواند این روند را آنقدر ادامه دهد تا یا جمهوری اسلامی شروط او را بپذیرد یا رهبران جدیدی در ایران روی کار بیایند که چنین کاری را انجام دهند.
برگرفته از نیویورک پست

