چهاردم اردیبهشت ۱۳۰۴ در شرایطی که بازآفرینی هویت ملی و نوسازی ایران همراه با نظم نوین جهانی با نقشآفرینی خاص رضاشاه پهلوی آغاز شده بود، بانک سپه که ابتدا «بانک پهلوی قشون» نام داشت، از محل وجوه بازنشستگی نظامیان برای سروسامان دادن به امور مالی ارتش ایران با سرمایه اولیه کمتر از چهار میلیون ریال تاسیس شد.
در آن زمان رضاشاه پهلوی نخستوزیر بود و از آنجا که احمدشاه قاجار، دل در گروه کشور نداشت و بیشتر در اروپا بود، اداره همه امور مملکت عملا بر عهده رضاشاه بود.
اگر قرار باشد، پنج سال مهم و سرنوشتساز ایران در یک قرن اخیر را نام ببریم، سال ۱۳۰۴ خورشیدی بدون تردید یکی از مهمترین آنها است. در این سال، مجلس شورای ملی با سلب سلطنت از سلسله قاجار «به نام سعادت ملت ایران»، مسیر تغییر نظام سیاسی را هموار کرد و سپس مجلس موسسان رضاخان را به پادشاهی برگزید؛ کسی که در مدت ۱۶ سال، بنیانهای ایران نوین را پیریزی کرد.
البته تلاشهای رضاشاه برای اصلاحات زیربنایی و نوسازی ایران حتی پیش از رسیدن به پادشاهی آغاز شده بود. چه هنگامی که فرمانده قشون بود و چه زمانی که در جایگاه رئیسالوزرا قرار گرفت. یکی مصداقهای مهم این تلاشها نیز تاسیس بانک سپه یا «بانک پهلوی قشون» بود که حدود شش ماه قبل از رسیدن رضاشاه به پادشاهی و با ابتکار او، تاسیس شد؛ بانکی که بسیاری از ما آن را با شعار تبلیغاتی «بانک سپه، نخستین بانک ایرانی» میشناسیم.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
اردیبهشت ۱۳۰۴ را میتوان تا حدودی با اوضاع امروز ایران مقایسه کرد؛ نارضایتیها اجتماعی به اوج رسیده بود و از زخمهای بهجامانده از ماجراهای مشروطه و جنگ جهانی هنوز ترمیم نیافته و امنیت اجتماعی بهشدت آسیب دیده بود. احمدشاه قاجار هم بیشتر مواقع در سفر بود و تلاشهای رضاخان سردار سپه در مقام نخستوزیر برای اصلاحات زیربنایی با مانعتراشیهای جامعه مذهبی و سنتی مواجه میشد.
رضاخان در چنین شرایطی، یکی از نخستین گامها را برای کاهش وابستگی مالی به کشورهای خارجی و ایجاد نظم در ساختار اقتصادی ایران برداشت. با تاسیس بانک سپه دیگر برای نظمدهی به امور مالی و اقتصادی، به بانک شاهی انگلستان و بانک استقراضی روس نیازی وجود نداشت و منابع مالی دولت ایران بهخصوص در بخش نظامی، از کنترل بانکهای بیگانه خارج شد.
در واقع تاسیس بانکی در داخل ایران که امور مالی ارتش را بسامان میکرد و پرداخت حقوق نظامیان را نیز نظم میبخشید، هم از جهت نظم اداری ثمربخش بود و هم به اقتدار ارتش ایران کمک میکرد.
بانک سپه حدود یک سال بعد، هنگامی که رضاخان دیگر به پادشاهی رسیده بود، حوزه فعالیتش را از امور اقتصادی ارتش به دیگر بخشهای اقتصادی ایران گسترش داد. به طوری که در اساسنامه بانک سپه که سال ۱۳۰۵ با عنوان «اساسنامه بانک پهلوی ایران» تهیه شد، حوزه فعالیت آن رفع احتیاجات ایران در امور تجاری و اقتصادی ذکر شد.
در تابستان سال ۱۳۰۷، ساختمان مرکزی بانک سپه در خیابانی به همین نام در تهران آماده بهرهبرداری شد. پس از آن، بانک سپه بهسرعت به سامانه «اتوبانک» مجهز شد که کار ترابری پست را انجام میداد.
افتتاح شعب بانک سپه در دیگر شهرهای ایران از همان سال ۱۳۰۴ آغاز شد. به طوری که در اسفند همان سال، شعبه بانک سپه در رشت شروع به کار کرد و پس از آن نیز در ماهها و سالهای بعد، شعبههای دیگری در شهرهای مشهد، همدان، تبریز و قزوین افتتاح شدند. تا آنجا که تعداد شعب بانک سپه در سال در سال ۱۳۴۰ در سراسر ایران به ۵۱ شعبه رسید.
در سال ۱۳۵۱، نیز با افزایشی چشمگیر ۴۵۰ شعبه بانک سپه در سراسر ایران فعال بود و برای سود و بازدهی بیشتر با دیگر بانکهای ایرانی که پس از آن تاسیس شده بودند، رقابت میکرد.
بانک سپه پس از انقلاب اسلامی
پس از وقوع انقلاب اسلامی، تمامی بانکها از جمله بانک سپه تحت کنترل دولت جمهوری اسلامی قرار گرفتند، منتها سرنوشت این بانک به دلیل پیوند تاریخی با نیروهای نظامی، متفاوت از دیگر بانکها بود.
بانک سپه در دهه نخست پس از وقوع انقلاب اسلامی، تقریبا عهدهدار تامین مالی هزینههای جنگ ایران و عراق بود، اما اصل ماجرا که تغییر بنیادین سرنوشت این بانک را رقم زد، از اواخر دهه ۱۳۶۰ آغاز شد و در دهه ۱۳۷۰ با فرمان علی خامنهای، رهبر پیشین جمهوری اسلامی به نقطهای بدون بازگشت رسید.
در دولت موسوم به «سازندگی»، تحت ریاستجمهوری اکبر هاشمی رفسنجانی، سپاه پاسداران رسما وارد فعالیتهای اقتصادی کلان شد و پروژههای بزرگ عمرانی ایران را به انحصار خود درآورد. به این ترتیب برای مدیریت گردش مالی عظیم و روبهرشد خود، به سامانهای امن در ساختار بانکی نیاز داشت و چه سامانهای مناسبتر از بانک سپه که از ابتدا، با سرمایه صندوق بازنشستگی نظامیان بنا شده بود.
در دهه ۱۳۷۰ وقتی با دستور مستقیم علی خامنهای، «تعیین تکلیف سهام بانک سپه» در دستور کار قرار گرفت، اگرچه مبنای ظاهری این دستور احقاق حق سهامداران و صیانت از «حقالناس» اعلام شد، فرایند اجرا به گونهای رقم خورد که این بانک قدیمی به یکی از مقتدرترین بازوهای فراقانونی سپاه تبدیل شود.
در همین راستا، «شرکت مدیریت سرمایهگذاری امید» در سال ۱۳۸۰ تاسیس شد تا به بهانه حفظ ارزش دارایی سهامداران، سرمایههای بانک را در پروژههای سودآور به کار گیرد، اما برایند این تغییرات خروج تدریجی بانک از چتر نظارتی دولت و تبدیل شدن آن به شاهرگ حیاتی سپاه پاسداران بود. به طوری که از پروژههای قرارگاه سازندگی خاتمالانبیا تا خریدهای نظامی، برنامههای موشکی و تامین بودجه عملیاتی سپاه قدس، همگی از کانال این بانک عبور میکردند.
نقطه عطف اصلی این تغییر اواخر دهه ۱۳۹۰ و همزمان با تشدید تحریمهای بینالمللی رقم خورد. در این مقطع، نقش بانک سپه در شبکه پیچیده دور زدن تحریمها و پشتیبانی مالی مربوط به گروههای نیابتی دوچندان شد و حاکمیت را بر آن داشت تا تمام داراییهای مالی خود در بخش نظامی را تجمیع کند. این راهبرد در سال ۱۳۹۹ به پروژه بزرگ «ادغام» انجامید؛ عملیاتی که طی آن بانکهای بدنام یا ورشکستهای چون انصار، قوامین و مهر اقتصاد در بانک سپه ادغام شدند.
در حالی که عبدالناصر همتی، رئیس وقت بانک مرکزی، این اقدام را گامی کلیدی در «اصلاح نظام بانکی» میخواند، پشتپرده ماجرا چیزی جز پاکسازی ردپای مالی سپاه پاسداران نبود. این ادغام هویت نظامی بانکهای تحت تحریم را در نشان قدیمی بانک سپه پنهان کرد و به این نهاد نظامی اجازه داد تا در قامت یک غول اقتصادی بیرقیب، بر تمام ارکان مالی و زیرساختی ایران سایه بیندازد.
شرکت سرمایهگذاری امید
شرکت سرمایهگذاری امید که اکنون یکی از پنج شرکت برتر از نظر ارزش بازار در بورس تهران است، یکی از بزرگترین هلدینگهای چندرشتهای است که با تمرکز بر صنایع معدنی و انرژی، سهم قابلتوجهی از داراییهای راهبردی کشور را در اختیار دارد که عملا به معنای تسلط کامل بر شریان اقتصادی ایران است.
این شرکت در حال حاضر ۸۰ درصد ذخایر سنگآهن ایران را از طریق زیرمجموعههایش در (گلگهر، چادرملو و گهرزمین) کنترل میکند. همچنین شرکت زیرمجموعه آن به نام «پتروامید آسیا» مالک ۱۰۰ درصدی مخازن راهبردی گناوه و خط انتقال گوره به جاسک است که راهبردیترین طرح نفتی ایران برای دور زدن تنگه هرمز به شمار میرود.
به این موارد باید دارایی شرکت دیگر زیرمجموعه آن، یعنی «مدیریت انرژی تابان هور» را نیز افزود که ۹۲ درصد مالکیت چندین نیروگاه بزرگ برق در سراسر ایران را در اختیار دارد. بخش بزرگ صنایع لاستیک و ساختمان و سیمان نیز عملا تحت اختیار شرکت سرمایهگذاری امید است که وظیفه تامین مالی پروژههای نظامی را برعهده دارد.
امروز وقتی از شرکت امید صحبت میکنیم، از یک کارتل اقتصادی در دل بانک سپه سخن میگوییم که نفوذش در سراسر ایران گسترده است؛ از زنجیره تولید فولاد تا صادرات نفت و تامین برق.
هک و هدف قرار گرفتن بانک سپه
بانک سپه دقیقا به دلیل نقش محوری در تامین مالی نیروهای مسلح با تشدید تنشهای جمهوری اسلامی و آمریکا و اسرائیل به یکی از اصلیترین اهداف نبرد سایبری و فیزیکی تبدیل شد و در فروردین ۱۴۰۴، نخستین موج حملات سایبری گسترده علیه سامانههای مرکزی این بانک به نشت اطلاعات میلیونها مشتری و فلج شدن سیستم یکپارچه آن انجامید.
در جریان جنگ ۱۲ روزه در خرداد ۱۴۰۴ نیز درباره ازکارافتادگی کامل خودپردازها و سامانههای آنلاین بانک سپه گزارشهای متعددی بیرون آمد که نشان میداد زیرساختهای دیجیتال این بانک برخلاف ادعاها و تبلیغات، در برابر جنگ الکترونیک بهشدت آسیبپذیرند.
با گسترش دامنه درگیریهای نظامی میان آمریکا، اسرائیل و جمهوری اسلامی از اسفندماه ۱۴۰۴، بانک سپه به یک هدف نظامی تبدیل شد. استدلال مهاجمان بر این پایه استوار بود که از کار انداختن سپه، به معنای قطع زنجیره تامین مالی قرارگاههای عملیاتی و لجستیک سپاه پاسداران است. اوج این رویارویی در ۲۱ اسفند ۱۴۰۴ رقم خورد؛ وقتی علاوه بر نفوذ مخرب به لایههای امنیتی سرورهای بانک، ساختمانهای مرکزی و دیتاسنترهای پشتیبانی آن نیز در حملات هوایی هدف قرار گرفتند و ستون فقرات بانکداری دیجیتال بانک سپه در هم شکست.
حالا در شرایطی که خدمات بانکداری دیجیتال این بانک تقریبا از کار افتاده و مشتریان عادی برای دسترسی به سپردههایشان با بنبست مواجهاند، رسانههای وابسته به سپاه پاسداران یک شماره حساب ویژه در بانک سپه را برای «واریز کمکهای مردمی به منظور تقویت بنیه موشکی و حمایت از جبهه مقاومت» تبلیغ میکنند.

