آتش‌بس ایران و آمریکا فقط تعویق یک جنگ اجتناب‌ناپذیر است

یافتن راهی برای خروج از بن‌بست مذاکرات میان آمریکا و ایران دشوار است، زیرا هر دو طرف اطمینان دارند که می‌توانند بیش از طرف مقابل دوام بیاورند

حدود ۹ هفته پس از آغاز جنگ «غرش شیران»، و حدود سه هفته پس از اعلام آتش‌بس و شکست مذاکرات میان نمایندگان واشنگتن و تهران در اسلام‌آباد، مذاکرات میان دو کشور به نقطه‌ای رسیده که پیشرفتی در آن دیده نمی‌شود و معلوم نیست برای خروج از این وضعیت اصلا راه‌حلی وجود دارد یا اگر وجود دارد، چگونه می‌توان به آن رسید. به‌ویژه اینکه به نظر می‌رسد هیچ‌یک از طرفین حاضر نیست از مهم‌ترین اهرم فشار خود‌ــ  بستن‌ تنگه هرمز در دست ایران و محاصره دریایی در دست آمریکا‌ــ صرف‌نظر کنند.

کنترل تهران بر تنگه هرمز نه‌تنها به آن امکان تاثیرگذاری بر بازار جهانی انرژی را می‌دهد، بلکه این فرصت را نیز فراهم می‌کند که از این کنترل به‌عنوان یک اهرم سیاسی و اقتصادی مهم بهره‌برداری کند. برخی مقام‌های جمهوری اسلامی هم این دیدگاه را به‌وضوح مطرح کرده و گفته‌اند که تنگه هرمز یکی از مولفه‌های اصلی قدرت چانه‌زنی جمهوری اسلامی است که اهمیت آن حتی از بمب هسته‌ای نیز بیشتر است.

از دید واشنگتن، محاصره دریایی این امکان را فراهم می‌کند که بدون از سرگیری اقدام‌های نظامی‌ــ که پس از هفته‌ها درگیری درباره اثربخشی آن‌ها تردیدهایی شکل گرفته است‌ــ فشار سنگین بر تهران حفظ شود.

در عین حال، هر دو کشور بر این باورند که توان تحملشان از طرف مقابل بیشتر است و هم‌زمان، هر دو معتقدند که برای تشدید تنش هنوز گزینه‌های بیشتری در اختیار دارند.

Read More

This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)

ترامپ تهدید کرده است که جنگ را از سر می‌گیرد و به زیرساخت‌ها و نیروگاه‌های ایران حمله می‌کند، در حالی که جمهوری اسلامی تهدید می‌کند از طریق حوثی‌ها، تنگه باب‌المندب را هم می‌بندد و تاسیسات راهبردی در کشورهای خلیج فارس را هدف قرار می‌دهد.

حتی اگر برای بازگشت به میز مذاکره هم راهی پیدا شود، بعید است بتوان درباره پرونده هسته‌ای به راه‌حلی رسید. تهران در حال حاضر از گفتگو درباره این موضوع خودداری می‌کند و پیشنهاد داده است در ازای کاهش محاصره دریایی و پایان جنگ، تنگه هرمز را باز کند و بحث درباره موضوع هسته‌ای به مراحل بعدی موکول شود، اما ترامپ این پیشنهاد را رد کرده است. او اصرار دارد شرط پایان جنگ حل پرونده هسته‌ای، از جمله توقف کامل غنی‌سازی و خارج کردن اورانیوم با غنای بالا از ایران باشد.

در همین حال، رهبری جدید در جمهوری اسلامی در حال تثبیت موقعیت خود است و با وجود نشانه‌ها از اختلاف‌ میان سران رژیم، تلاش می‌شود چنین نشان داده شود که حتی اگر بر سر سیاست مذاکراتی اختلاف‌نظرهایی به وجود آمده باشد، مقام‌های ارشد در اظهارنظرهای علنی خود همچنان موضعی واحد دارند. حتی در حالی که وضعیت اقتصادی در ایران همچنان رو‌به‌وخامت است.

ارزش پول ملی ایران این هفته به پایین‌ترین سطح تاریخی خود رسید و کسب‌وکارها از قطع اینترنت به‌شدت آسیب دیده‌اند. با این حال، تاکنون نشانه‌ای از تمایل سران تهران برای اتخاذ مواضعی نرم‌تر دیده نمی‌شود و هرچند به نظر می‌رسد بحران اقتصادی ممکن است در مقطعی به از سرگیری اعتراض‌های داخلی منجر شود، حکومت احتمالا هنوز توان و آمادگی سرکوب آن‌ها را دارد (مشابه آنچه در دی‌ماه ۱۴۰۴ انجام داد)، بنابراین فعلا احساس نمی‌کند مجبور به عقب‌نشینی یا مصالحه باشد.

جمهوری اسلامی ایران در حال نزدیک شدن به لحظه تصمیم‌گیری است. همانند سال ۱۹۸۸ (۱۳۶۷)، که رهبر آن باید انتخاب می‌کرد که آیا «جام زهر» را بنوشد و به مصالحه‌ گسترده تن دهد یا نه. در آن زمان، روح‌الله خمینی پس از هشت سال جنگ، تحت تاثیر سیاستمدارانی که هشدار می‌دادند اقتصاد در آستانه فروپاشی است، تصمیم گرفت با وجود مخالفت سپاه، آتش‌بس با عراق را بپذیرد،‌ اما در حالی که بسیاری از فرماندهان سپاه در دهه ۱۳۶۰، امروز در راس جمهوری اسلامی قرار گرفته‌اند و نقش محوری دارند، مشخص نیست قالیباف و پزشکیان از آن میزان نفوذ و قدرت برخوردار باشند که بتوانند فشار سیاسی مشابهی وارد کنند. از طرفی درباره توان رهبر کنونی برای اتخاذ چنین تصمیمی نیز تردید وجود دارد.

در همین حال، جمهوری اسلامی همچنان توانمندی‌های هسته‌ای قابل‌توجهی در اختیار دارد. خودداری این کشور از گفتگو درباره پرونده هسته‌ای ممکن است این ارزیابی را تقویت کند که رهبران کنونی حفظ این توانایی‌ها را ابزاری حیاتی برای دستیابی به سلاح هسته‌ای می‌داند. به نظر می‌رسد که جنگ هم منطق راهبردی چنین اقدامی را تقویت کرده است؛ چه به‌عنوان تضمینی برای بقای حکومت و چه به‌عنوان عامل بازدارنده در برابر حملات آینده.

بنابراین، اگر راه‌حلی پیدا نشود که به حذف یا نابودی اجزای کلیدی برنامه هسته‌ای تهران منجر شود، ممکن است حکومت هم دیگر به مفهوم «آستانه هسته‌ای» پایبند نماند و با وجود خطرات، برای دستیابی مستقیم به سلاح هسته‌ای اقدام کند.

جمهوری اسلامی تلاش‌هایش را برای بازسازی توان موشکی خود هم از سر گرفته و ارزیابی‌های ارتش اسرائیل نشان می‌دهد که بدون دستیابی به توافق، ایران ممکن است ظرف چند سال دوباره هزاران موشک انباشته کند.

برخی در اسرائیل معتقدند وضعیت کنونی (نه جنگ رسمی، نه توافق) بهترین گزینه است، زیرا فشار اقتصادی ممکن است ایران را به نرمش وادارد، در حالی که هر توافقی مستلزم کاهش تحریم‌ها خواهد بود و به ایران فرصت تنفس می‌دهد، اما این ارزیابی دو نکته مهم را نادیده می‌گیرد؛ نخست اینکه درباره امکان تداوم این وضعیت در بلندمدت، با توجه به خطر تشدید تنش و هزینه‌های اقتصادی فزاینده برای همه طرف‌ها، تردید جدی وجود دارد و دوم اینکه این وضعیت به تهران اجازه می‌دهد توانمندی‌های هسته‌ای خود را حفظ و توان موشکی‌اش را بازسازی کند، که این امر خطر دستیابی به سلاح هسته‌ای و ازسرگیری جنگ در شرایطی دشوارتر در آینده را افزایش می‌دهد.

برگرفته از وای‌نت

دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مقاله لزوماً سیاست یا موضع ایندیپندنت فارسی را منعکس نمی کند.

بیشتر از دیدگاه