برخلاف گفتههای برخی منتقدان، از آغاز حملات مشترک آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی، معتقد بودهام که دونالد ترامپ فرد بیثباتی نیست، بلکه در هدفش کاملا منسجم و پیوسته عمل میکند و خواسته نهایی او سقوط رژیم حاکم بر ایران است.
باور دارم که در این راه خود آیتاللهها طناب دار خودشان را فراهم میکنند. رفتار آنها ناشی از قدرت نیست و نباید درمورد ادامه این وضعیت نگران یا ناامید باشیم. برخورد مقامهای جمهوری اسلامی در مذاکرات و مدیریت جنگ نشان میدهد که هیچ درهای نیست که حاضر نباشند در آن سقوط کنند.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
آنها از پیشبینی حرکت بعدی آمریکا ناتواناند و بارها و بارها همان اشتباهات قبلی را تکرار میکنند. در همین حال، در مسیر سرنگونی رژیم، ترامپ همچنان موفق ظاهر میشود. او توانسته چین، رقیب شماره یک آمریکا و متحد جمهوری اسلامی را از رویارویی کنونی دور نگه دارد، و همزمان رژیم حاکم بر ایران، که استاد فریبکاری است، تنها و بیپشتوانه رها شود.
ترامپ چگونه جمهوری اسلامی را از تمام مزایای اقتصادی و دیپلماتیکش محروم میکند؟ به نظر میرسد او رویکردی تازه در پیش گرفته و مهمترین عنصر فرهنگی جامعه ایران را شناسایی کرده است.
برای غربیها، ترامپ شاید پیشبینیناپذیر و تهاجمی به نظر برسد. اما اینطور نیست. در عرصه دیپلماتیک و نظریات پیرامون جنگ، میتوان گفت او تاکتیکی از «پیشبینیناپذیر بودن محترمانه و خشن» را به کار میبرد؛ ترکیبی از زیرکی در پوششی از ظرافت.
رئیسجمهوری آمریکا در حال بیثبات کردن جمهوری اسلامی و برهمزدن تعادل رهبران آن است. او به هسته هویتی آنها ضربه میزند و درواقع آنها را دچار شرمساری میکند.
سران جمهوری اسلامی که دکترین تهاجمی و تهدیدآمیزی در مذاکره به کار گرفته و درمقابل باراک اوباما و جو بایدن موثر عمل کرده بودند، بهسادگی همان تاکتیک را علیه ترامپ هم ادامه میدهند: «ممکن است کارت آخرمان را که دنیا را نابود میکند رو کنیم.» اما ترامپ بارها پاسخ میدهد: «پس این کار را بکن.» و آنها هیچ چیزی در چنته ندارند.
پس از ضربات سنگین نظامی ازسوی قدرتمندترین نیروهای جهان، یعنی آمریکا و اسرائیل، دیگر هیچ کارتی برای جمهوری اسلامی باقی نمانده و آنها کاملا دستشان خالی است. همگان اکنون ناتوانی آنها را میبینند، آنها شرمگیناند و همین موضوع است که از درون متلاشیشان میکند.
رویدادهای سیاسی اطراف ما، مهمترین دستاورد جنگ علیه جمهوری اسلامی را پنهان میکند، در حالی که نباید این را نادیده گرفت که آیتاللهها در عمیقترین نقطه فروپاشی روانی قرار گرفتهاند؛ آنها شرمگیناند و نمیتوانند تصمیمهای درستی بگیرند.
حتی کشورهایی مانند ترکیه و قطر، که روابط خوبی با جمهوری اسلامی دارند، دریافتهاند که این آغاز سرنگونی رژیم حاکم بر ایران است. آنها از جمهوری اسلامی میخواهند وارد مذاکره شود تا شاید نجات پیدا کند. اما آیتاللهها اکنون دیگر حتی قادر به انجام این کار هم نیستند. آنها در اسلامآباد در مذاکرات حاضر نمیشوند، چون از نظر خودشان دستشان خالی است. هیچکدام نمیتوانند این شرم را تحمل کنند. بیدلیل نیست که حتی نمیتوانند درباره اینکه چه کسی باید در مذاکرات شرکت کند به توافق برسند، یا پیشنهادهایی میفرستند که حتی در نگاه میانجیها مضحک به نظر میرسد. آشوب محض در ایران برقرار است.
آیتاللهها هرگز با تحریم یا فشار اقتصادی نمیشکنند، هرچقدر هم شدید باشد. از نظر آنها، مردم میتوانند گرسنگی بکشند. آنها بر بقای خودشان متمرکزند. بر این باورند که بگذار ایران از بین برود؛ تا وقتی آنها زنده بمانند، اهمیتی نخواهد داشت.
تنها چیزی که آنان را از نظر ذهنی میشکند، آسیب به «غرور شخصی» آنهاست، نه غرور ملی. این همان چیزی است که غرب تاکنون درنیافته است. غرور ملی برای رهبران جمهوری اسلامی اهمیتی ندارد و وقتی از «غرور ایرانی» صحبت میکنند، منظور فقط اعتبار، وجهه و غرور خودشان است.
فشار نظامی و بمباران احتمالا بهزودی علیه جمهوری اسلامی از سر گرفته شود. آمریکا چهار ناو هواپیمابر در منطقه دارد و اسرائیل ذخایرش را دوباره تجدید کرده است. براساس واقعیتهای موجود، به نظر میرسد دروازههای جهنم ممکن است بهزودی به روی آیتاللهها گشوده شود.
اما این بار، برای رسیدن به فروپاشی نهایی رژیم، فشار نظامی باید با شوک روانی و ترس ترکیب، و پیامهای تحقیر و شرمساری علیه رهبری جمهوری اسلامی صادر شود. این موضوع است که اعتماد به نفس لرزان آنها را تضعیف و درگیری درونی آنها را تشدید میکند و بهسرعت به فروپاشی رژیم منجر میشود.
مثالی آشکار در این مورد کشتهشدن علی خامنهای است. در طول عملیات قبلی آمریکا و اسرائیل، رهبر جمهوری اسلامی در پناهگاه مخفی شده بود. در پایان عملیات، لقب تمسخرآمیز «موشعلی» را به او دادند و این موضوع به شکلهای مختلف در اینترنت منتشر و میلیونها بار دیده شد. او علنا تحقیر شد.
خامنهای که از شرم دیوانه شده بود، تصمیم گرفت ثابت کند فردی شجاع است. او از مخفیشدن دست کشید و در محل اصلی زندگیاش باقی ماند و رهبران ارشد نظام را هم دور خودش جمع کرد. چیزی که بیش از حد انتظار موساد بود و درنهایت توانست تمامی آنها را در آن واحد حذف کند.
برگرفته از واینت

