شمارش معکوس پایان مهلت دونالد ترامپ به جمهوری اسلامی آغاز شده، ایرانیان داخل کشور همچنان در سیونهمین روز از آغاز جنگ، اینترنت ندارند و دسترسی به جریان آزاد اطلاعات هم بهشدت محدود شده است. در این شرایط که رسانههای داخلی در خدمت دستگاه تبلیغاتی جمهوری اسلامی، پیوسته ادعای شکست «دشمن» را مطرح میکنند، گزارشها از ایران حاکی از آن است که بسیاری از مردم در این ساعات پایانی به خرید لوازم ضروری مانند باتری، چراغ قوه، رادیو، شمع و غذاهای خشک روی آوردهاند و به یکدیگر توصیههای ایمنی میکنند. نگرانیها درباره پیامدهای این جنگ هم بهشدت افزایش یافته است. در این میان، آنچه به اضطراب عمومی عمیق تبدیل شده، این است که با وجود تحمل این همه رنج، جمهوری اسلامی ماندگار شود.
«انگار خاک مرده روی شهر پاشیده باشند. مردم مضطرب و عصبیاند، هرجا میروی چند نفر را میبینی که دارند به اینها [حاکمان جمهوری اسلامی] بدوبیراه میگویند. بیپولی و گرانی بیداد میکند. همه نگراناند. برخی ابراز میکنند و برخی هم سعی میکنند به دیگران روحیه بدهند، ولی هیچکس نمیتواند نگرانی عمیقش را از ماندن جمهوری اسلامی پنهان کند.» اینها سخنان مرد ۷۲ سالهای ساکن یکی از محلههای قدیمی تهران است.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
او مشاهداتش را از وضعیت امروز ایران در شرایط جنگی، چنین توصیف میکند: «مردم بهشدت هوای یکدیگر را دارند. انگار به این درک مشترک رسیدهاند که در یک جبهه قرار دارند و در مقابل «شر مطلق»، باید مراقب هم باشند.
به گفته این فرد، در شرایطی که حکومت دسترسی به اینترنت بینالملل را قطع کرده و روایت یکطرفه خود را به مردم تحمیل میکند، خیلیها برای پیگیری اخبار به شبکههای ماهوارهای و کانالهای اطلاعرسانی بینفردی متکیاند.
یکی از ساکنان منطقه امیرآباد تهران در توصیف آنچه در محیط اطرافش میگذرد، میگوید: حمله به زیرساختهای حیاتی مانند پلها و نیروگاهها که میتواند پیامدهای آخرالزمانی داشته باشد، نگرانکننده است و کسی نمیتواند بگوید که نگران نیست و از عواقب آن نمیترسد، اما دستکم کسانی که من در اطرافم میبینم، میگویند اگر هزینه سرنگونی این حکومت ظالم زیرساختهای حیاتی است، حاضرند بپردازند. نه به این دلیل که درکی از پیامد آن ندارند. به این دلیل که میلیونها ایرانی به آستانه تحمل خود رسیدهاند و امیدوارند که پایان این روزهای سخت، ساقط شدن حکومت باشد.
فرد دیگری از ساکنان جنوب غربی تهران نیز این سوال را مطرح میکند که چرا باید مردم ایران هزینه سرنگونی جمهوری اسلامی را با از دست دادن زیرساختهای حیاتی بپردازند؟ او میگوید این سوال اکنون برای طیف وسیعی از جامعه مطرح است که مگر دولتمردان آمریکا و اسرائیل شناخت کافی از سران جمهوری اسلامی ندارند و نمیدانند که نابودی زیرساختهای ایران، اهمیتی برایشان ندارد.
به گفته این فرد، مردم ایران اکنون خود را در میانه یک جنگ تمامعیار بیدفاع و بیسلاح میبینند. از یک سو نارضایتی عمیق از ساختار حاکم و از سوی دیگر تهدیدهای مداوم طرف مقابل و نابودی زیرساختهایی مانند پلها، نیروگاهها، شبکههای برق و آب. آن هم در شرایطی که تا پیش از این زیر بار گرانی، تورم و خفقان موجود به اندازه کافی کمرشان خم شده بودند.
او میگوید برای این حکومت فقر، گرسنگی و بیچارگی مردم اهمیتی ندارد. چه بسا از آن استفاده تبلیغاتی هم بکند تا نزد جامعه جهانی خود را مظلوم جلوه دهد. در این شرایط، رئیسجمهوری آمریکا باید مراقب باشد برای ضربه زدن به حکومت، مردم را قربانی نکند.
با این حال، این فرد نیز مانند دیگران نگرانی عمیقتری دارد و آن تداوم جمهوری اسلامی پس از این مراحل بحرانی است، چرا که اطمینان دارد جمهوری اسلامی پس از پایان جنگ نیز هرگز رویهاش را تغییر نمیدهد و مردم ایران زیر بار مشکلات بیشتری میروند.
در همین روزهای اخیر گزارشهای متعددی از ایران منتشر شده است، مبنی بر اینکه بسیاری از شرکتها با شروع سال کاری جدید، نیروهایشان را تعدیل کردهاند. موج بیکاری و بیپولی آغاز شده و فقر دامن طبقه متوسط رو به بالای جامعه را نیز گرفته است.
کارگزاران جمهوری اسلامی مدام ادعا میکنند کالاهای اساسی به اندازه کافی موجود است و از نبود کمبود اقلام اساسی برای خود دستاوردسازی میکنند. با این حال، در طرف مقابل، مشاهدات عینی حاکی از آن است که خیلیها اساسا پولی در بساط ندارند و شکلی از گرسنگی و سوءتغذیه از همین حالا آغاز شده است.
در این وضعیت، خفقان و آزارهای سازمانیافته حکومتیها نیز مزید بر علت شده است. از برپایی ایستبازرسی در نقاط مختلف شهر و اجتماعات شبانه حامیان حکومت تا بازداشتهای خودسرانه و پروندهسازیها که مردم ایران را به نقطهای رسانده است که احساس میکنند چیزی برای از دست دادن ندارند.
هر سه فردی که در این گزارش با آنها گفتگو شد، دقیقا این جمله را بر زبان آوردند: «مردم دیگر چیزی برای از دست دادن ندارند و بالاتر از سیاهی رنگی نیست.» این به معنای آن است که جامعه امید به پایان کمهزینه رنج را از دست داده و حالا خود را برای پرداخت هزینههای پایان، هرچند سخت، آماده کرده است به این شرط که اطمینان حاصل کند پایانی در کار خواهد بود.
به گفته فردی ۷۲ ساله ساکن تهران دقیقا به همین دلیل است که وقتی مردم صداهای انفجار را نمیشنوند، نگران میشوند: «هیچکس بیمار نیست که از آوار و انفجار خوشحال شود. مردم بهواقع میترسند که جنگ تمام شود و جمهوری اسلامی تمام نشود.»
او میگوید در جمهوری اسلامی کسی که خردمند باشد و بخواهد که ایران را در این پیچ سخت از ویرانی نجات دهد، وجود ندارد، اگر هم کسی باشد، قدرت ایستادن مقابل سران حکومت را ندارد. مردم هم این را خوب میدانند. برای همین است که اطمینان دارند این نظام اصلاحناپذیر است و در این پیچ سخت تاریخ فقط یکدیگر را دارند.

