با کشته شدن علیرضا تنگسیری، فرمانده نیروی دریایی سپاه پاسداران، زنجیره حذف هدفمند فرماندهان و مقامهای ارشد جمهوری اسلامی وارد مرحلهای شده که اکنون از راس هرم قدرت تا بدنه فرماندهی نظامی را دربرگرفته و ساختار تصمیمگیری نظام را با بحرانی بیسابقه مواجه کرده است.
در این میان، کشته شدن علی خامنهای، فرمانده کل قوای جمهوری اسلامی، بهعنوان نقطه آغاز جنگ جدید، بیشترین تاثیر را بر فروپاشی ساختار فرماندهی به جا گذاشت. حذف او بهویژه در شرایطی که وضعیت سلامتی مجتبی خامنهای نیز در هالهای از ابهام قرار دارد، خلائی بیسابقه در راس قدرت جمهوری اسلامی به وجود آورد و مسیر هدف قرار گرفتن سایر لایههای سیاسی، امنیتی و نظامی را هموار کرد.
بنیامین نتانیاهو پیش از این، در جریان جنگ ۱۲روزه هم ضرباتی کاری و گسترده به بدنه فرماندهی جمهوری اسلامی وارد کرده بود. بر اساس آمارهای رسمی، دستکم ۳۸ فرمانده ارشد جمهوری اسلامی در آن دوره کشته شدند که محمد باقری، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح، حسین سلامی، فرمانده کل سپاه پاسداران، امیرعلی حاجیزاده، فرمانده هوافضای سپاه، غلامعلی رشید، فرمانده قرارگاه خاتمالانبیا، و علی شادمانی، جانشین او از جمله آنها بودند که بهنوعی ستون فقرات فرماندهی نظامی جمهوری اسلامی را تشکیل میدادند.
در کنار این افراد، نفرات کلیدی بخشهای اطلاعاتی و عملیاتی نظام نیز هدف قرار گرفتند. محمد کاظمی در سازمان اطلاعات سپاه، غلامرضا محرابی در معاونت اطلاعات ستاد کل، خسرو حسنی در اطلاعات هوافضا و حسن محقق بهعنوان جانشین اطلاعات سپاه، به همراه شماری از فرماندهان پهپادی و پدافندی، از جمله داوود شیخیان، محمدباقر طاهرپور و امین پورجودکی کشته شدند و شبکه شناسایی و توان واکنش عملیاتی جمهوری اسلامی بهشدت تضعیف شد.
این موج بهسرعت به لایههای میانی نیز گسترش یافت و بدنه فرماندهی در سپاه و ارتش را هم فراگرفت. طیفی از چهرهها از فرماندهان میدانی و پشتیبانی تا مدیران ستادی، هدف قرار گرفتند. از جمله محمدجعفر اسدی در معاونت بازرسی قرارگاه خاتمالانبیا، محمدرضا نصیرباغبان در معاونت اطلاعات سپاه، رضا مظفرینیا در سازمان سپند و مسعود شانهای در دفتر فرماندهی کل سپاه.
در کنار آنها، عباس نوری در پشتیبانی نیروی زمینی ارتش، منصور صفرپور در فرماندهی پایگاه هوایی تهران و شماری از معاونان نیروی هوافضای سپاه از جمله مسعود طیب، محمود باقری، جواد جرسرا و علی محمد مدداللهی نیز در میان کشتهشدگان بودند.
طی جنگ ۱۲ روزه، حذف تا سطح مناطق و یگانها نیز پیش رفت و رضا نجفی، فرمانده سپاه زنجان، اسماعیل شاکری، فرمانده سپاه قم، علیحسین محمدی، فرمانده تیپ ۷۱ پیاده ارتش، مجتبی کرمی، جانشین فرمانده سپاه کرج و علی پیری جناقرد، فرمانده پدافند هوایی ارتش در اردبیل از جمله افرادی بودند که در این موج کشته شدند.
در بخشهای امنیت داخلی و بسیج نیز افرادی مانند تقی یوسفوند در حفاظت اطلاعات بسیج، میثم رضوانپور و اکبر عنایتی در حوزه اجتماعی بسیج و سپاه، علیرضا لطفی در اطلاعات فراجا و سیدمجتبی معینپور در سپاه البرز از میان برداشته شدند.
گستره این فهرست نشان میدهد که هدف کل شبکه فرماندهی از بالا تا پایین بود.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
نقطهزنیهای جدید نتانیاهو
با آغاز موج جدید حملات از اسفند ۱۴۰۴، دامنه این حذفها به سطح سیاسیــامنیتی نیز کشیده شد. در این مرحله، پس از کشته شده علی خامنهای، رهبر و فرمانده کل قوای جمهوری اسلامی، چهرههایی که نقش واسط میان میدان و تصمیمگیری کلان را ایفا میکردند نیز هدف قرار گرفتند. از جمله علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، علی شمخانی، دبیر شورای دفاع، عبدالرحیم موسوی، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح، عزیز نصیرزاده، وزیر دفاع و اسماعیل خطیب، وزیر اطلاعات و معاونانش.
یکی از ویژگیهای قابلتوجه این مرحله هدف قرار گرفتن سریع جانشینان است؛ بهگونهای که در برخی موارد، افراد منصوبشده برای جایگزینی، پیش از تثبیت در جایگاه خود هدف حمله قرار گرفتند. این الگو نشان میدهد که هدف این عملیاتها، نهتنها حذف افراد، بلکه جلوگیری از بازسازی زنجیره فرماندهی بود.
در چنین شرایطی، کشته شدن علیرضا تنگسیری اهمیت ویژهای پیدا میکند، زیرا او بهعنوان فرمانده نیروی دریایی سپاه، در مهمترین ابزار بازدارندگی جمهوری اسلامی، یعنی کنترل و بستن تنگه هرمز به روی نفتکشها و کشتیهای تجاری، نقش محوری و تاثیرگذار داشت؛ ابزاری که همواره در جنگ جاری بهعنوان مهمترین اهرم فشار تهران در برابر آمریکا و اسرائیل مطرح است. حذف او میتواند این ظرفیت را با اختلالی جدی مواجه کند و توان جمهوری اسلامی را در اعمال این نوع فشار راهبردی کاهش دهد.
از سوی دیگر، کشته شدن پیاپی مقامهای ارشد جمهوری اسلامی در نقاط مختلف ایران، تصویری از برتری اطلاعاتی طرف مقابل هم ارائه میدهد. تداوم این روند، آن هم با وجود پنهان شدن بسیاری از این مقامها و رعایت تدابیر امنیتی، نشان میدهد که شبکههای نفوذ و رصد اطلاعاتی اسرائیل با دقت بالایی عمل میکنند و همین مسئله آسیبپذیری ساختار امنیتی جمهوری اسلامی را بیشازپیش آشکار کرده است.
برایند این تحولات نشان میدهد که جمهوری اسلامی در فاصلهای کوتاه، بخش قابلتوجهی از راس، میانه و بدنه فرماندهی خود را از دست داده است. در چنین شرایطی، چالش اصلی صرفا جایگزینی افراد نیست، بلکه بازسازی اعتماد، کاهش ترس فرماندهان باقیمانده و احیای فرایند تصمیمگیری است که با تداوم این روند، بیشازپیش دشوار میشود.

