جمهوری اسلامی در برابر معترضانی که تجمعهای مسالمتآمیز برگزار کردند، به خشونتی گسترده متوسل شد و آنها را با گلوله و مرگ سرکوب کرد. برای درک بهتر ابعاد قتلعام مردم ایران به دست رژیم حاکم بر این کشور در اعتراضهای اخیر، باید یادآوری کنیم که در حمله هفتم اکتبر حماس، حدود هزار و ۲۰۰ اسرائیلی و تبعه خارجی به قتل رسیدند، در حملات ۱۱ سپتامبر، حدود سه هزار نفر جانشان را از دست دادند و نبرد آنتیتام، خونینترین روز در تاریخ نظامی آمریکا، جان حدود سه هزار و ۶۰۰ نفر را گرفت، اما گزارشهایی که از ایران میرسد حاکی از جان باختن و مجروح شدن دهها هزار نفر است.
یک گروه حقوق بشری ایرانی مستقر در ایالات متحده اعلام کرده که کشته شدن بیش از پنج هزار و ۵۰۰ معترض را تایید کرده و در حال بررسی ۱۷ هزار پرونده دیگر است. افزون بر این، هزاران نفر هم زخمی شدهاند و گزارشهای مستقل نشان میدهد که دهها هزار ایرانی بازداشت یا ناپدید شدهاند.
یک پزشک ایرانی در شهر اصفهان به روزنامه تایمز گفته «جوانانی را دیده است که مغزشان با گلولههای جنگی له شده بود، مادری که از ناحیه گردن هدف اصابت گلوله قرار گرفته و کودکی که مثانه و لگنش با گلوله از هم پاشیده بود» و این تنها یک گزارش از صدها گزارش شاهدان عینی درباره خشونتهای حکومت در تظاهرات اخیر است.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
در همین حال، رئیس قوه قضائیه جمهوری اسلامی ایران هشدار داده است که بازداشتشدگان «بدون کوچکترین اغماض» مجازات خواهند شد. سوال اینجا است که آیا جهان به غلامحسین محسنیاژهای اجازه میدهد به خواستهاش برسد؟ پاسخ به این سوال یکی از مهمترین چالشهایی است که دولت دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا، با آن مواجه است.
نه شورای امنیت سازمان ملل متحد، جایی که جمهوری اسلامی میتواند به حمایت دیپلماتیک دوستان نزدیکش در مسکو و پکن تکیه کند، نه اتحادیه اروپا، که تهران را محکوم و تحریم کرد اما فاقد هرگونه ابزار اضافی برای مجازات آن است، نه کشورهای همسایه ایران و نه فعالان دانشگاهی و چهرههای شناختهشده جهانی که به جان فلسطینیها اهمیت میدادند اما به جان ایرانیها نه، هیچکدام خود را موظف به پاسخگو کردن جمهوری اسلامی نمیبینند. بنابراین، این وظیفه به ایالات متحده واگذار شده است که عواقب معنادار یکی از بدترین جنایات این قرن را به رژیم حاکم بر ایران نشان دهد.
دونالد ترامپ روز دوشنبه به رسانه اکسیوس گفت که ایرانیها میخواهند به توافقی برسند که از حمله نظامی جلوگیری کند. با این حال، تهران تاکنون هیچ نشانهای از موافقت با خواستههای اصلی آمریکا مبنی بر ممنوعیت هرگونه غنیسازی اورانیوم، پایان دادن به حمایت از حزبالله و سایر گروههای نیابتی و تعیین محدودیتهایی برای برنامه موشکهای دوربردش، نشان نداده است.
جمهوری اسلامی نشان داده که برای ادامه حیاتش همیشه حاضر است هر کاری انجام دهد یا وقتکشی کند، اما احتمال اینکه ترامپ پس از استقرار نیروی کافی در منطقه، دستور نوعی حمله را صادر کند، روزبهروز بیشتر میشود و حتی میتواند همین هفته اتفاق بیفتد.
این موضوع به نوبه خود، احتمال حمله اسرائیل را هم بیشتر میکند؛ یا به این دلیل که به حملات موشکی تلافیجویانه تهران پاسخ خواهد داد یا به این دلیل که به دنبال پیشگیری از حمله تهران خواهد بود. در هر صورت، این یک جنگ به سبک ونزوئلا در کمتر از سه ساعت نخواهد بود.
در چنین شرایطی، این سوال پیش میآید که آیا گزینه حمله نظامی عاقلانه است؟ استدلال مخالفان این است که بعید است حمله به جمهوری اسلامی نسبت به هزینههای آن، دستاورد زیادی داشته باشد، اما نباید فراموش کرد که بسیاری از معترضان در ایران، در انتظار وعده ایالات متحده مبنی بر پاسخگو کردن رژیم برای سرکوب خشونتبار تظاهراتاند.
رئیسجمهوری ایالات متحده که از معترضان خواست به خیابانها بروند و گفت که کمک در راه است، تاکنون در این زمینه اقدام جدی انجام نداده است.
این در حالی است که از دست دادن فرصت برای فلج کردن دشمن، آنهم وقتی آسیبپذیر، نامطمئن وــ علیرغم نمایش قدرتــ دچار تفرقه داخلی است، اشتباهی بزرگ و به نوعی دادن زمان برای بازیابی قدرتش خواهد بود تا دوباره برای ایالات متحده، جهان و مردم خودش خطری آشکار ایجاد کند.
آنچه باید پرسید این است که آیا واقعا میخواهیم در جهانی زندگی کنیم که در آن افرادی مانند محسنیاژهای بتوانند با مصونیت کامل مردم را ترور کنند؟ آیا تجربههای جهانی به ما نیاموخته است که حکومتهای مستبد میتوانند بارها و بارها معترضان را قتلعام کنند، حتی اگر از آن ابراز پشیمانی و برائت کنند؟
رئیسجمهوری آمریکا بارها نشان داده و در عمل هم ثابت کرده است که به طرز غیرمنتظرهای، مدافع معترضان در ایران علیه جمهوری اسلامی است. او نمیتواند این خشونت را بیجواب بگذارد. آن هم در مواجهه با قتلعام هزاران ایرانی که تعدادشان فقط یک آمار نیست و هر کدام زندگی و سرنوشت خود را داشتند.
برگرفته از نیویورکتایمز

