گزینه‌های پیش روی آمریکا در مقابله با جمهوری اسلامی

گزینه دوم، حمله با هدف تضعیف رژیم است که می‌تواند سپاه پاسداران، بسیج و حتی چهره‌های ارشد حکومت را هدف بگیرد. این سناریو با تهدیدهای علنی ترامپ و حمایتی که از معترضان نشان داده هم‌راستا است و می‌تواند توان نیروهای سرکوب را کاهش دهد

سه هفته پس از آغاز اعتراض‌ها در سراسر ایران، دولت آمریکا با توجه به تهدیدهایی که دونالد ترامپ علیه جمهوری اسلامی مطرح کرده، با مجموعه‌ای از تصمیم‌های عملیاتی مواجه شده است. 

موسسه مطالعات امنیت ملی در یک ارزیابی دامنه گزینه‌های پیشِ روی دولت آمریکا، واکنش‌های احتمالی جمهوری اسلامی و پیامدها را بررسی می‌کند.

جمهوری اسلامی در برابر تشدید تهدیدهای آمریکا مجموعه‌ای محدود از گزینه‌های پرخطر مقابل خود می‌بیند. هر یک از تهدیدهای تهران‌ــ از حمله به پایگاه‌های آمریکا و اسرائیل تا بستن تنگه هرمز‌ــ هر یک می‌تواند به پاسخ‌های شدیدتر و پرهزینه‌تر منجر شود. 

از همین رو، رژیم کوشیده است پیش از عملی‌ شدن تهدید آمریکا، اعتراض‌ها را به‌سرعت سرکوب کند، که به خشونتی گسترده و کشته‌ شدن هزاران نفر و بازداشت ده‌ها هزار نفر انجامیده و به‌دلیل قطع اینترنت، برآورد دقیق دشوار است. 

هم‌زمان، تهران مسیر دیپلماتیک را نیز دنبال کرده و پیشنهاد ازسرگیری مذاکرات هسته‌ای را مطرح کرده است، مذاکراتی که از ژوئن ۲۰۲۵ متوقف بوده و جمهوری اسلامی پیش‌تر شروط واشنگتن، به‌ویژه توقف غنی‌سازی در داخل، را نپذیرفته بود. اقدام ترامپ به تعلیق تماس‌های مستقیم احتمال آغاز سریع مذاکرات را کاهش داده، اما منتفی نکرده است. در عین حال، واشنگتن ممکن است حمله را اهرمی برای گرفتن امتیازهای هسته‌ای و موشکی بداند. 

خط قرمز ترامپ زیر پا گذاشته شده و این امر خروج بدون توسل به زور از بحران را دشوار کرده است، هرچند محدودیت‌های عملیاتی آمریکا پس از کاهش نیروها در خاورمیانه، گزینه‌های عملیات طولانی را محدود می‌‌کند.

سناریوهای اقدام آمریکا

تا زمانی که اعتراض‌ها در ایران ادامه دارد و سرکوب خشونت‌بار حکومت نیز تداوم پیدا کرده است، آمریکا با مجموعه‌ای از گزینه‌های عملیاتی روبه‌رو است. 

نخستین گزینه، حمله نمادین است، حمله‌ای محدود به چند هدف یا فرد که برای ازکاراندازی سامانه‌های اصلی جمهوری اسلامی نیست، بلکه ارسال پیام جدیت تهدیدهای آمریکا، جلوگیری از تلقی ترامپ به‌عنوان رئیس‌جمهوری مردد در استفاده از زور، و واداشتن جمهوری اسلامی به بازگشت به میز مذاکره در شرایطی مطلوب‌تر است. با این حال، چنین حمله‌ای احتمالا به‌عنوان تحقق وعده حمایت مستقیم از معترضان تلقی نخواهد شد.

Read More

This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)

گزینه دوم، حمله با هدف تضعیف رژیم است که می‌تواند سپاه پاسداران، بسیج و حتی چهره‌های ارشد حکومت را هدف بگیرد. این سناریو با تهدیدهای علنی ترامپ و حمایتی که از معترضان نشان داده هم‌راستا است و می‌تواند توان نیروهای سرکوب را کاهش دهد. همچنین، امکان هدف قرار دادن مقام‌های رده‌بالا وجود دارد، رویکردی که آمریکا پیش‌تر در ونزوئلا نیز دنبال کرده است.

گزینه سوم، حملات شدید بدون تمرکز مستقیم بر سازوکارهای سرکوب است. در این حالت، آمریکا ممکن است به اهداف نظامی‌ حمله کند که نابودی‌شان سوای بی‌ثباتی رژیم، در راستای منافع راهبردی واشنگتن قرار دارد، از جمله زرادخانه موشک‌های بالستیک و سایر دارایی‌های نظامی. چنین حملاتی می‌تواند توان جمهوری اسلامی برای پاسخ‌گویی را کاهش دهد و هزینه ایستادگی در برابر فشار آمریکا را بالا ببرد.

در صورت تاخیر در اقدام آمریکا و ناتوانی رژیم در سرکوب اعتراض‌ها، آمریکا می‌تواند نیروها و تجهیزات نظامی‌ را که از منطقه خارج شده بودند، به خاورمیانه بازگرداند. این اقدام میزان خطر برای نیروهای آمریکایی و متحدان منطقه‌ای را کاهش می‌دهد و زمینه اقدام‌های گسترده‌تر را فراهم می‌کند، روندی که نشانه‌هایی از آغاز آن دیده می‌شود.

اگر اعتراض‌ها فروکش کند، جمهوری اسلامی می‌تواند ادعا کند به خواست ترامپ برای توقف سرکوب عمل کرده است. در چنین شرایطی، رئیس‌جمهوری آمریکا قادر خواهد بود اعلام کند بدون توسل به زور، به هدف خود رسیده است. این وضعیت ممکن است به صرف‌نظر کردن از حمله یا انتخاب گزینه‌ای نمادین منجر شود. با این حال، دامنه و مدت اقدام آمریکا به میزان آمادگی جمهوری اسلامی برای امتیازدهی در حوزه‌های حیاتی برای واشنگتن، به‌ویژه برنامه هسته‌ای، وابسته خواهد بود. 

به‌طور کلی، ارزیابی‌ها نشان می‌دهد احتمال حمله نظامی آمریکا افزایش و احتمال پایان بحران بدون استفاده از زور کاهش پیدا کرده است.

سناریوهای واکنش جمهوری اسلامی به حمله آمریکا

در صورت حمله آمریکا، واکنش‌های جمهوری اسلامی نیز در چند سناریو قابل تصور است. 

نخست، حمله به پایگاه‌ها و زیرساخت‌های نظامی آمریکا در خلیج فارس است. جمهوری اسلامی همچنان از ذخایر موشک‌های بالستیک کوتاه‌برد و پهپادهای انتحاری برخوردار است، اما نگران است که تلفات جدی، به‌ویژه تلفات آمریکایی، واکنش بسیار شدیدتری در پی داشته باشد و حتی به تلاش برای تغییر رژیم منجر شود. هم‌زمان، کمبود نسبی نیروهای آمریکا در منطقه و نبود ناوگروه هواپیمابر (که هنوز به منطقه نرسید) می‌تواند بر شدت واکنش جمهوری اسلامی اثر بگذارد.

در مقابل، اگر تهران به‌دنبال بازگشت به مذاکره باشد، واکنش نمادین و محدود نیز محتمل است، مشابه حمله به پایگاه العدید قطر در ژوئن ۲۰۲۵ که به تلافی بمباران تاسیسات هسته‌ای ایران صورت گرفت.

سناریو دیگر، حمله موشکی یا پهپادی جمهوری اسلامی به اسرائیل است. چنین اقدامی می‌تواند به واکنش اسرائیل، تشدید تنش و حتی درگیر شدن نیروهای باقی‌مانده حزب‌الله لبنان منجر شود و دامنه بحران را گسترش دهد.

بستن تنگه هرمز گزینه‌ای پرخطر و آخرین راه‌حل تلقی می‌شود، اقدامی که می‌تواند منازعه را بین‌المللی کند، اقتصاد جهانی را دچار شوک کند و احتمال مداخله گسترده‌تر آمریکا و جامعه جهانی را افزایش دهد.

در نهایت، ابتکار دیپلماتیک نیز مطرح است، مسیری که جمهوری اسلامی برای بقا، به توافقی تن دهد که توقف غنی‌سازی در داخل و محدودیت برنامه موشکی را شامل شود. این گزینه پیامدهای عمیق ایدئولوژیک دارد و بعید است بدون تغییر رهبری عملی شود. این امر می‌تواند از طریق کودتا نیز رخ دهد که رهبر، با ترغیب سپاه پاسداران، کنار گذاشته شود، وضعیتی که از یک سو امکان دستیابی به توافق را فراهم کند و از سوی دیگر به ترامپ اجازه دهد اعلام کند تغییر رژیم در ایران محقق شده است. چنین سناریویی، مشابه «مدل ونزوئلا»، می‌تواند اپوزیسیون ایران را به حاشیه براند.

نتیجه‌گیری و پیامدها

توالی رویدادهای هفته‌های اخیر نشان‌دهنده ضعف حاد جمهوری اسلامی است، وضعیتی که رژیم را در برابر مجموعه‌ای از گزینه‌های نامطلوب قرار داده است. در داخل، حکومت ناچار است میان سرکوب خشونت‌آمیزی که خشم عمومی را تشدید می‌کند و کاهش فشار به شکلی که بقای رژیم را فورا به خطر می‌اندازد، یکی را انتخاب کند. در سطح بین‌المللی نیز میان تسلیم در برابر فشار خارجی یا مقاومتی که ممکن است به خسارت‌های مستقیم و سنگین منجر شود، قرار دارد. 

با وجود این ضعف، رژیم همچنان از توانایی‌ ایجاد اختلال برخوردار است. تهدیدهای ترامپ و تاخیر در اجرای آن‌ها نشان‌دهنده آمادگی‌اش برای استفاده از زور است، اما هم‌زمان محدودیت‌های نظامی آمریکا در منطقه و تمایل به پرهیز از جنگی تازه در خاورمیانه بر تصمیم‌گیری‌ها سایه انداخته است.