رژیم طالبان در افغانستان با وجود روابط نزدیک، عمیق و چندلایه با تحریک طالبان پاکستان (تیتیپی) و فراهم کردن پناهگاهی امن برای فرماندهان و نیروهای این گروه، در مواجهه رسمی با پاکستان، هرگونه حمایت از تیتیپی را انکار میکند؛ انکاری که بهنوعی تکرار دقیق همان سناریویی است که حکومت و ارتش پاکستان پیشتر در قبال طالبان درگیر جنگ با حکومت پیشین افغانستان و متحدان غربی آن، دنبال میکردند.
در آن دوران، پاکستان به طالبان افغانستان در خاک خود پناه داده بود و از این گروه حمایت مالی، تسلیحاتی و آموزشی میکرد، اما هر زمان که کابل و واشنگتن خواستار قطع این همکاری میشدند، اسلامآباد به صورت رسمی، هرگونه حمایت از طالبان را رد میکرد.
آنچه این روزها در ایالتهای خیبرپختونخوا و بلوچستان، در امتداد مرز با افغانستان جریان دارد، بازتولید همان الگو و همان تجربه است؛ با این تفاوت که این بار طالبان در جایگاه بازیگر مسلط قرار گرفتهاند.
طالبان افغانستان و تحریک طالبان پاکستان پیوندهای ایدئولوژیک عمیقی دارند. هدف اصلی تیتیپی در پاکستان روی کار آوردن نسخهای شبیه «امارت اسلامی طالبان» در ایالت خیبرپختونخوا، بهویژه در مناطق قبایلی است؛ مناطقی که منبع اصلی تامین نیروی جنگی این گروه به شمار میروند. این همسویی ایدئولوژیک فراتر از یک رابطه تاکتیکی کوتاهمدت است و در بنیانهای فکری مشترکی ریشه دارد که طی چندین سال جنگ شکل گرفته است.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
ارتباط نزدیک میان طالبان و تیتیپی در دوران جنگ با حکومت پیشین افغانستان و متحدان غربی آن شکل گرفت. نیروهای تیتیپی در بسیاری از جبههها، دوشادوش طالبان با نیروهای دولت افغانستان و سربازان خارجی جنگیدند. در طول این سالها، حتی میان برخی اعضا و فرماندهان طالبان و تیتیپی روابط خویشاوندی وخانوادگی هم شکل گرفت و به ایجاد شبکههای اجتماعی و قومی نیز منتهی شد.
سالها جنگ مشترک، همسویی عملیاتی و تبعیت تیتیپی از دستورها و خطمشی رهبر طالبان در افغانستان این رابطه را از یک همکاری مقطعی به اتحادی پایدار بدل کرد.
در جریان این جنگها، اعضای تیتیپی در جنگ چریکی تجربه گستردهای به دست آوردند و مهارتهای عملیاتی آنان به طور قابلتوجهی ارتقا یافت. از سوی دیگر، بر اساس دستور رهبر طالبان، هر میزان تجهیزات و امکانات نظامی که در نتیجه حمله به پاسگاهها و قرارگاههای نیروهای حکومت پیشین افغانستان به دست میآمد، «غنیمت جنگی» تلقی و میان نیروهای شرکتکننده در آن عملیات تقسیم میشد. به این ترتیب، بخشی از جنگجویان تیتیپی به تسلیحات پیشرفته ساخت آمریکا هم دست یافتند؛ تسلیحاتی که در اصل در اختیار ارتش افغانستان قرار داده شده بود و پس از فروپاشی نظام جمهوری، به دست گروههای مسلح افتاد.
پس از امضای توافقنامه دوحه در فوریه ۲۰۲۰، طالبان با اعتماد به نفس بیشتری آتش جنگ را در افغانستان شعلهور کردند. کاهش محسوس حملات هوایی نیروهای آمریکایی در حمایت از نیروهای افغان، طالبان را به این نتیجه رساند که موازنه قدرت به نفع آنان تغییر کرده است. در نتیجه، حملات طالبان از روستاها به سمت شهرستانها و سپس به شهرهای بزرگ گسترش یافت. این روند روحیه نیروهای امنیتی افغانستان را تضعیف کرد و انسجام صفوف آنان را درهم شکست؛ روندی که در نهایت به سقوط کابل و به قدرت رسیدن طالبان در اوت ۲۰۲۱ انجامید.
با بازگشت طالبان به قدرت، بخش قابلتوجهی از فرماندهان و جنگجویان تیتیپی دوباره به پاکستان رفتند. این جابهجایی به تشدید ناامنی و افزایش حملات در ایالت خیبرپختونخوا انجامید و با گذشت هر روز از حاکمیت طالبان در افغانستان، شدت بیشتری گرفت.
ارتش پاکستان که یکی از ارتشهای قدرتمند منطقه به شمار میرود، اینک با جنگی چریکی مواجه است که رژیم طالبان در افغانستان برای عاملان آن «پناهگاه امن» فراهم کردهاند. به این ترتیب هر زمان که ارتش پاکستان تلاش میکند فشار نظامی بر تیتیپی را افزایش دهد، نیروهای این گروه میتوانند به افغانستان عقبنشینی و آنجا تجدید قوا کنند و سپس حملاتشان را از سر بگیرند؛ دقیقا همان الگویی که طالبان در دوران جنگ با حکومت پیشین افغانستان بارها به کار بردند؛ در خزان و زمستان به خاک پاکستان عقبنشینی میکردند و با گرم شدن هوا، بهویژه در فصل بهار، دامنه حملاتشان را در افغانستان گسترش میدادند.
کارشناسان نظامی بر این باورند که تا زمانی که در کشور همسایه برای تیتیپی پایگاهی امن فراهم باشد، شکست آنها بسیار دشوار خواهد بود.
حکومت و ارتش پاکستان در محاسباتشان به این جمعبندی رسیده بودند که با خروج نیروهای آمریکایی و ناتو، حکومت افغانستان سقوط خواهد کرد و طالبان بار دیگر به قدرت بازخواهند گشت؛ وضعیتی که بهزعم اسلامآباد، طالبان را وادار میکرد منافع پاکستان را در اولویت قرار دهند. عمران خان، نخستوزیر وقت پاکستان، پس از سقوط کابل گفته بود که افغانها «زنجیر بردگی را شکستند»؛ اظهارنظری که نشان دهنده خرسندی اسلامآباد از فروپاشی نظام جمهوری در کابل و بازگشت طالبان به قدرت بود.
سیاستگذاران و استراتژیستهای پاکستانی بر این باور بودند که افغانستان تحت حاکمیت طالبان در رقابت با هند، به جبهه پاکستان ملحق خواهد شد و دهلی نو از این کشور به طور کامل کنار گذاشته میشود، اما این محاسبه غلط از آب درآمد. طالبان نهتنها از حمایت از تیتیپی دست برنداشتند، بلکه با وجود حملات هوایی پاکستان، درگیریهای مرزی مکرر و بسته شدن گذرگاههای مرزی برای ماهها، برای مهار تیتیپی یا عادیسازی روابط با اسلامآباد هیچ اقدام جدی انجام ندادند.
در همین حال، شماری از مقامهای بلندپایه طالبان، از جمله امیرخان متقی، وزیر خارجه این گروه، به هند سفر کردند و با استقبال گرم مقامهای هندی روبرو شدند. این وضعیت پاکستان را با یک واقعیت دوگانه مواجه کرد: نهتنها نتوانسته تهدید تیتیپی را مهار کند، بلکه اکنون گسترش تعامل رقیب دیرینهاش، هند، با رژیم طالبان را شاهد است.
برای پاکستان، در شرایطی که با بحران اقتصادی و مالی عمیقی دستوپنجه نرم میکند، راهاندازی عملیات گسترده نظامی علیه تیتیپی بسیار پرهزینه و دشوار است. حتی اگر چنین عملیاتی انجام شود، هیچ تضمینی وجود ندارد که پس از برقراری آرامش نسبی، تیتیپی بار دیگر حملاتش را از سر نگیرد. این همان چرخهای است که طالبان در طول سالهای جنگ بارها آن را تکرار کردند: شکست در میدان، عقبنشینی به پناهگاه امن، تجدید قوا و بازگشت دوباره به جنگ؛ چرخهای که این بار علیه خود پاکستان در حال تکرار است.

