با آغاز هشتمین روز اعتراضات سراسری در ایران، حضور فعال معترضان در شهرهای مذهبی، بهویژه قم و مشهد، ابعاد تازهای از شکاف عمیق میان حاکمیت و بخشهای گستردهای از جامعه را نمایان کرده است.
سر دادن شعارهایی علیه حکومت دینی در این شهرها، بهخصوص در مشهد، که از پایگاههای سنتی روحانیت شیعه محسوب میشوند، نشان میدهد نارضایتی اجتماعی به لایههایی رسیده که تا همین اواخر از حامیان یا دستکم ساکتان درمقابل ساختار قدرت تلقی میشدند.
برخلاف روایت رسمی رهبر جمهوری اسلامی که اعتراضات را صرفا به مشکلات اقتصادی تقلیل میدهد، شعارهای معترضان در قم و مشهد از مرز مطالبات معیشتی فراتر رفته و مشروعیت نظام دینی و رهبری آن را هدف قرار داده است. این تغییر لحن و محتوا، بهویژه در شهرهایی که خاستگاه ایدئولوژیک حکومت محسوب میشوند، از منظر تحلیلگران سیاسی نشانهای مهم از زدوده شدن مشروعیت ساختار ولایت فقیه است.
قم؛ قلب تشیع سیاسی در برابر حکومت دینی
در قم، شهری که نقش محوری در شکلگیری و تثبیت تشیع سیاسی معاصر داشته، شعار «آخوند باید گم بشه» بارها در تصاویر منتشرشده از تجمعات معترضان شنیده میشود. شهری که جرقههای اولیه مطرح شدن آیتالله خمینی بهعنوان رهبر مخالفان حکومت شاهنشاهی در آن زده شد، اکنون پس از گذشت بیش از چهار دهه از استقرار حکمرانی دینی، شاهد شعارهایی چون «پهلوی برمیگرده» و دیگر شعارهای حمایتی از شاهزاده رضا پهلوی است.
تحلیلگران سیاسی، شنیده شدن این شعارها در قم را، که ایدئولوژی ولایت فقیه از آنجا نشئت گرفته است، ضربهای عمیق به مشروعیت نمادین و تاریخی جمهوری اسلامی ارزیابی میکنند. از نگاه آنان، اعتراض در قم تنها یک ناآرامی شهری نیست، بلکه نشانه فروپاشی تدریجی پیوند نهاد دین رسمی و بخشهایی از جامعه مذهبی است.
مشهد؛ زادگاه رهبر جمهوری اسلامی در آتش اعتراض
وضعیت در مشهد، زادگاه علی خامنهای، نیز شباهتهای قابلتوجهی با قم دارد. مشهد که برخی آن را در شرایط بحرانی پناهگاه احتمالی رهبر جمهوری اسلامی میدانند، در روزهای اخیر صحنه حضور گسترده معترضانی بوده که شعارهایی مانند «مرگ بر دیکتاتور»، «میجنگیم، میمیریم، ایران رو پس میگیریم» و «رضاشاه روحت شاد» سر میدهند. هر یک از این شعارها، از منظر تحلیلگران، چالشی مستقیم علیه ایدئولوژی اسلام سیاسی حاکم بر جمهوری اسلامی است.
در شهری که امام جمعه آن پیوسته از بلندگوی نماز جمعه ضرورت نفی ملیگرایی را تبلیغ میکند، شنیده شدن شعار «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» بیانگر شکافی جدی میان گفتمان رسمی حکومت و خواستهای نسل جوان و معترض است.
از اعتصاب تا درگیری خیابانی در قم
اعتراضات در قم در روز پنجم وارد مرحله تازهای شد. حضور گسترده شهروندان، اعتراضها را از سطح شعارهای شبانه خانگی به کف خیابانها کشاند. ویدیوهای منتشرشده نشان میدهد نیروهای امنیتی برای سرکوب معترضان از گاز اشکآور استفاده کرده و به آنها تیراندازی مستقیم کردهاند. در برخی تصاویر، جوانان معترض در حال مقابله مستقیم با نیروهای بسیج دیده میشوند و شعارهایی علیه روحانیت حاکم سر میدهند.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
بر اساس گزارشهای منتشرشده، دستکم دو معترض در قم جانشان را از دست دادهاند. اعتراضها از بازارهای محلی فراتر رفته و به خیابانهای اطراف حرم حضرت معصومه نیز کشیده شده است. انتشار تصاویر پیکر حسین ربیعی با سینه شکافتهشده بر کف خیابان، به یکی از نمادهای تازه خشونت حکومتی بدل شده و واکنش گسترده کاربران رسانههای اجتماعی را برانگیخته است.
در همین حال، مرتضی حیدری، معاون سیاسی و امنیتی استاندار قم، از جان باختن نوجوانی ۱۷ساله در جریان اعتراضات خبر داد و مسئولیت این قتل را متوجه معترضان دانست؛ الگویی که در اعتراضات پیشین نیز بارها تکرار شده و در موارد متعدد با انتشار اسناد و شواهد مستقل، ادعاهای رسمی حکومت زیر سوال رفته است.
تشدید خشونت و تغییر بافت معترضان
گزارشها از استفاده گسترده نیروهای امنیتی از سلاحهای جنگی و گلولههای ساچمهای در قم حکایت دارد. برخی شهروندان با نمایش پوکههای گلوله، از افزایش سطح خشونت علیه معترضان خبر دادهاند. به باور ناظران، این شدت سرکوب واکنشی به جسارت و شجاعت فزاینده جوانان قمی است که تصاویر درگیری مستقیم آنان با ماموران توجه افکار عمومی را جلب کرده است.
یکی دیگر از ویژگیهای برجسته اعتراضات قم، حضور گسترده جوانان و تنوع اجتماعی معترضان است. در تصاویر منتشرشده، زنانی حتی با پوشش اسلامی نیز در میان معترضان دیده میشوند؛ امری که نشاندهنده وسعت نارضایتی در لایههای مختلف جامعه است.
همزمان، برخی کاربران به کاهش چشمگیر حضور روحانیون و طلبهها در سطح شهر اشاره کردهاند. این موضوع یادآور دستورهای غیررسمی پیشین مدیریت حوزه علمیه است که از روحانیون خواسته بود برای پرهیز از اهانت احتمالی، از پوشیدن لباس روحانیت در زمان تردد خودداری کنند. برخی معتقدند چنین دستوری بار دیگر صادر شده و برخی میگویند روحانیون از بیم واکنش معترضان از پوشیدن لباس روحانیت پرهیز میکنند.
مشهد؛ سابقه اعتراض و تداوم نارضایتی
اعتراضات در مشهد، دومین شهر بزرگ ایران و مهمترین شهر مذهبی در ساختار سیاسی جمهوری اسلامی و زادگاه رهبر جمهوری اسلامی، از همان روزهای نخست با تجمعات خیابانی همراه بود. این شهر در اعتراضات دیماه ۱۳۹۶، آبان ۱۳۹۸ و شهریور ۱۴۰۱ نیز از کانونهای اصلی ناآرامیها به شمار میرفت. شنبهشب، خیابانهای مرکزی مشهد، ازجمله بولوار کلاهدوز، شاهد حضور گسترده معترضان بود و در واکنش به سرکوب، یک موتورسیکلت متعلق به نیروهای امنیتی به آتش کشیده شد.
گزارشهای محلی حاکی از آن است که اعتراضات مشهد با اعتصاب بازاریان آغاز و بهسرعت به تظاهرات شبانه بدل شد. حضور گسترده زنان بدون حجاب اجباری و شعارهایی با رویکرد نفی حکومت دینی، نشانه تغییرات عمیق اجتماعی در شهری است که بهطور سنتی گرایشهای مذهبی پررنگی داشته است.
دلایل اعتراضات در قم و مشهد ترکیبی از بحران اقتصادی و نارضایتی ایدئولوژیک است. سقوط بیسابقه ارزش ریال، کمبودهای معیشتی و اختلال مداوم در تامین آب، برق و گاز، حتی در شهرهایی که قرار بود «قلب امن نظام» باشند، نارضایتی اجتماعی را به اوج رسانده است. در کنار این عوامل، اجرای سختگیرانه قوانین مذهبی، بهویژه در حوزه حجاب، نقش مهمی در تشدید اعتراضها داشته است.
نگرانی حکومت از اعتراضات در این شهرها، ابعاد امنیتی نیز دارد. در نظر علی خامنهای مشهد همواره مکانی امن برای روزهای بحران بوده است. در جریان جنگ ۱۲روزه اخیر، شواهدی از احتمال حضور او در این شهر مطرح شد، ازجمله سفر مستقیم علی لاریجانی از مسکو به مشهد پس از دیدار با ولادیمیر پوتین. از این منظر، گسترش اعتراضات در مشهد میتواند این «قلعه امن» را به محیطی ناامن بدل کند.
در قم نیز، که محل استقرار مراجع تقلید و روحانیون ارشد وابسته به حکومت است، شعارهای ضد استبداد مذهبی و اسلام سیاسی، لرزهای بر پیکره نظام دینی وارد کرده است. حمایت علنی از خاندان پهلوی در این شهرها، یادآور هشدار برخی روحانیون منتقد درباره گسترش نارضایتی حتی در میان طلاب جوان حوزههای علمیه است.
همین تحولات بود که علی خامنهای را بار دیگر به تهدید واداشت و خواستار برخورد قاطع با هرگونه اعتراض خیابانی شد، چراکه او میداند هر موج اعتراضی، افزون بر افزایش جسارت معترضان، به ریزش هرچه بیشتر حامیان در پایگاههای سنتی حامی حکومت میانجامد، ریزشی که به تعبیر برخی ناظران، شبیه برداشته شدن آجرها، یکی پس از دیگری، از دیوارهای قلعه قدرت اوست.

