چندی پیش، شهرهای لاذقیه و طرطوس در سوریه عرصه درگیریهایی خشونتآمیز و صحنههایی تکاندهنده از کشته و زخمی شدن غیرنظامیان و نیروهای امنیتی بودند؛ رخدادی نگرانکننده که به سلسله بحرانهایی که پایههای دولت جدید سوریه را لرزاند، میافزاید. این تظاهرات که در پاسخ به فراخوان شیخ غزال غزال، رئیس شورای عالی اسلامی علویان در سوریه و خارج از کشور، برای اعتراض به انفجار تروریستی مسجد امام علی در حمص برگزار شد، از یک راهپیمایی مسالمتآمیز در محکومیت خشونت، به یک رویارویی خونین تبدیل شد.
بر اساس گزارشهای رسمی، شماری از بقایای هواداران رژیم پیشین به سوی نیروهای امنیتی که مسئول حفاظت از تظاهرات بودند، آتش گشودند. این تحولات در حالی رخ داد که سوریه از یک سو با تنشهای فرقهای و از سوی دیگر با فروپاشی اقتصادی و نگرانیهای فزاینده درباره ازهمگسیختگی وحدت ملی روبرو است.
البته رویدادهای خونین یادشده اتفاقهایی جداگانه و مقطعی نیستند، بلکه بخشی از زنجیرهای طولانیاند که از شمال تا جنوب و از غرب تا شرق سوریه امتداد یافتهاند و نشان میدهند این کشور بر لبه پرتگاه ایستاده است؛ میان دو گزینه متضاد: آشتی ملی فراگیر یا سقوط در باتلاقی از خون و تجزیه.
از انفجار تا درگیریهای خونین؛ دور باطل خشونت و بیاعتمادی
انفجار تروریستی روز جمعه ۲۷ دسامبر ۲۰۲۵ در مسجد امام علی شهر حمص، ضربهای سنگین و تکاندهنده برای جامعه علوی بود. این حمله خونین در جایی رخ داد که همواره فضایی امن برای عبادت شناخته میشد. بنابراین به دنبال این حمله وحشتناک، ساکنان منطقه خود را عملا در معرض تهدید و خطر یافتند و برای اعتراض به خشونت تظاهرات کردند.
این تظاهرات که در آغاز مسالمتآمیز بود، خیلی زود به درگیری مسلحانه تبدیل شد و از دو خطر جدی پرده برداشت: نخست، رخنه عمیق به لایههای امنیتی و سوءاستفاده از رویدادهای حساس برای شعلهور کردن آتش فتنه و تنشهای داخلی. دوم و مهمتر از آن، بحران بیاعتمادی میان بخشی از جامعه سوریه و دولت دمشق تا جایی که نیرویی که باید حافظ امنیت تظاهرات باشد، در نگاه برخی معترضان، به هدفی برای درگیری تبدیل میشود.
علاوه بر آن، اعمال مقررات منع رفتوآمد در لاذقیه نیز بیش از آنکه نشانه کنترل اوضاع باشد، بیانگر ناتوانی نهادهای دولتی در کنترل سریع و کمهزینه بحران است؛ اقدامی که به جای آرامسازی فضا، ممکن است بر شدت تنشها و نارضایتیها بیفزاید.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
مطالبه فدرالیسم در سایه بحرانهای فراگیر؛ جستوجوی پناه در سایه ناامنی
شعارهای معترضان تنها به محکومیت بمبگذاری محدود نمیشد. آنها همچنین خواستار «فدرالیسم» بودند. این شعارها در واقع فریاد کمکخواهی شهروندانی بود که بیشترشان علویاند و احساس میکنند دولت دیگر قادر به محافظت از آنها یا تامین معیشت آنها نیست. بنابراین این بخش از جامعه به دنبال دولتی است که امنیت بیشتری به آن بدهد و احساس کند اختیار بیشتری بر سرنوشت خود دارد.
این خواسته را باید در چارچوب کلیتر اوضاع سوریه دید. در شمالشرق کشور، نیروهای دموکراتیک سوریه (قسد) میان دو گزینه ادغام در ارتش سوریه یا رویارویی تحت فشار قرار دارند و در استان سویدا نیز حکمت الهجری، رهبر معنوی دروزیهای سوریه، علنا خواستار تشکیل اقلیم مستقل برای دروزیها است.
ناتوانی دولت مرکزی در مهار بحرانها و سروسامان دادن به اوضاع کشور مولفههای مختلف سوریه را به سمت انزواطلبی سوق میدهد. در نتیجه، هر گروه به صورت جداگانه و با تکیه بر حامیان بیرونی، به دنبال راهی برای نجات خود است، نه مسیری که کل کشور را نجات دهد. تداوم این ناهنجاری بدون شک، وحدت ملی سوریه را با گذشت هر روز شکنندهتر میکند.
فروپاشی اقتصاد؛ عامل تشدید تنشها
تنشهای سیاسی و فرقهای در سوریه را نمیتوان از وضعیت فاجعهبار اقتصادی این کشور جدا دانست. طبق برخی براوردها، نرخ بیکاری به حدود ۷۰ درصد رسیده است و نزدیک به ۹۰ درصد مردم سوریه زیر خط فقر زندگی میکنند. گرانی افسارگسیخته، زندگی روزمره میلیونها نفر را فلج کرده و جامعه را در وضعیتی قرار داده است که کوچکترین جرقهای میتواند به شعلهور کردن آتش بحرانی بزرگ بینجامد.
وقتی مردم زیر فشار گرسنگی و نگرانی دائمی برای آینده فرزندانشان قرار میگیرند، طبیعی است که در برابر شعارهای تند و وعدههای جداییطلبانه آسیبپذیر شوند؛ وعدههایی که از امنیت و رفاه سخن میگویند، حتی اگر پایه و اساسی نداشته باشند. تکیه بر پول ارسالی مهاجران هم راهحل واقعی نیست، بلکه نشانهای روشن از ناتوانی دولت در تامین حداقلهای زندگی شهروندان است.
اقتصاد فروپاشیده مرزهای هویتی را درهم میشکند، علوی و سنی و کرد و دروزی را یکسان زیر فشار قرار میدهد و همه را به سوی تصمیمهایی سوق میدهد که بیش از آنکه از امید برخاسته باشند، زاده ناامیدیاند.
راه نجات سوریه؛ گفتگوی ملی واقعی و پایان مداخلات خارجی
سوریه برای دور شدن از خطر تجزیه یا گرفتار شدن در ورطه یک جنگ داخلی خونینتر، نه به آشوب بیشتر نیاز دارد و نه به تعمیق شکافهای فرقهای. تنها راه نجات، آغاز یک گفتگوی ملی واقعی و فراگیر است؛ گفتگویی که همه گروهها و جریانهای سیاسی با نمایندگان واقعی خود، در آن حضور داشته باشند.
هدف این گفتگو باید رسیدن به توافق بر سر شکل جدیدی از حکومت باشد که در آن همه شهروندان احساس کنند در یک کشور واحد، برابر و شریکاند، نه کنار گذاشتهشده یا تابع دیگران. زمان آن رسیده است که سوریه منطق برد و باخت را کنار بگذارد و به سوی یک قرارداد اجتماعی جدید گام بردارد.
قدرتهای منطقهای و بینالمللی هم باید این واقعیت را بپذیرند که تداوم بهرهجویی از خاک سوریه برای تسویهحسابهای سیاسی و حمایت از یک طرف علیه طرف دیگر، تنها به شکلگیری کشوری ناکام و ناپایدار میانجامد و باعث میشود منطقه همچنان دستخوش بیثباتی و ناامنی باشد. بر این اساس، باید کشورهای تاثیرگذار در تحولات سوریه مسیر یک راهحل داخلی فراگیر را هموار کنند و از نسخهپیچی به سود منافع خود فاصله بگیرند.
سوریه در بزنگاهی سرنوشتساز
آنچه اخیرا در شهرهای لاذقیه و طرطوس رخ داد، اتفاقی گذرا نیست، بلکه زنگ خطری است که درباره آینده دشوار سوریه هشدار میدهد. خونهایی که در مسجد امام علی در حمص و در خیابانهای ساحل سوریه ریخته شد، بار دیگر یادآوری میکند که خشونت فرقهای آتشی است که نمیتوان آن را فقط برای مدتی خاموش کرد و انتظار داشت دوباره شعلهور نشود.
انتخابها روشن است: یا ادامه سیاستهای حذف که ناگزیر به فروپاشی دولت و تقسیم آن به کانونهای متخاصم منجر میشود و سوریه را به کانون دائمی تروریسم و بیثباتی تبدیل میکند، یا شجاعت نشستن پای میز مذاکره، به رسمیت شناختن طرفهای دیگر و ساختن آیندهای که در آن سوریه خانه همه سوریها باشد.
فاجعه بزرگی که میتواند از فروپاشی دولت سوریه ناشی شود، اغراق نیست، بلکه یک احتمال واقعبینانه است که برای منطقه و جهان پیامدهای خطرناکی به همراه دارد. بنابراین همه طرفهای تاثیرگذار داخلی، منطقهای و بینالمللی باید برای مهار بحران و جلوگیری از گسترش آن اقدام کنند.

