در آستانه سال میلادی جدید، به نظر میرسد بشریت با چالشهای بیشتری روبرو است. بهویژه در فضای ژئوپلیتیکی آشفته و پرنوسان و رویدادهایی که امنیت و صلح را در سراسر جهان تهدید میکنند.
هرچند نگرانیهای معمول به جنگهای سنتی بهویژه بازگشت به مسابقه تسلیحات هستهای، انباشت کلاهکهای مرگبار بیشتر در شرق و غرب و نظامیسازی فضا گره خورده، افقی تازه و رازآلود هم پیش رو است که با وجود پیامدهای جدی آن برای آینده بشرــ چه خوب و چه بدــ، آنطور که شایسته است، موردتوجه قرار نگرفته است.
واژه «نانو» در زبان یونانی کهن ریشه دارد و به معنای «کوتوله» یا «ریز» است. از همین ریشه، زبان عربی نیز واژه «نَنّوس» را به معنای «کودک خردسال» به کار میگیرد. در هر صورت، این واژه به چیزهایی اشاره دارد که با چشم غیرمسلح دیده نمیشوند، اما آثارشان کاملا محسوس است؛ آثاری که میتوانند بشریت را به سوی پیشرفت و تعالی ببرند یا برعکس، آن را به سراشیبی سقوط و خواری بکشانند.
نانوفناوری بهعنوان دستاوردی بزرگ در جهان علم شناخته میشود؛ دستاوردی که میتواند به بشر در عرصههای مختلف پزشکی، کشاورزی و تجارت کمک کند و جایگاه انسان رابهویژه در حوزه سلامت و افزایش طول عمر ارتقا دهد. کافی است به گفتههای ری کرزویل، دانشمند علوم رایانه، نویسنده، مخترع و آیندهپژوه آمریکایی توجه کنیم. او از امکان رساندن عمر انسان به بیش از ۴۵۰ سال با استفاده از رباتهای نانویی که در رگها حرکت میکنند، به مغز میرسند و جلو بیماری و پیری را میگیرند، سخن میگوید. با شنیدن این حرفها میتوان دریافت که چه آینده تازه و شگفتانگیزی ممکن است در انتظار بشریت باشد.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
با این حال، در برابر این دستاورد مثبت پزشکی، خطرهای عظیم و پیشبینیناپذیری نیز وجود دارد. سازوکارهای نانو میتوانند میان انسانها مرزبندی تازهای ایجاد و آنها را به دو گروه متفاوت تقسیم کنند: گروه نخست انسانهایی تقویت و دستکاری ژنتیکیشده با ابزارهای نانویی با تواناییهای ویژه قدرت و سرعت بیشتر، مقاومت بالاتر در برابر بیماریها و توان مقابله با سختیها که سرما و گرما بر آنها اثر چندانی ندارد و شاید حس گرسنگی، سیری یا حتی عواطف هم در آنها کمرنگ شود؛ موجوداتی شبیه به «سایبورگ»، نیمی انسان و نیمی ماشین. در مقابل، گروه دوم همان انسانهای عادیاند؛ آفریدهشده به شیوه طبیعی و بدون هیچگونه دخالت بشر.
در اینجا پرسشی مهم مطرح میشود: «اگر این دو نوع انسان روی زمین وجود داشته باشند، سرنوشت جهان چگونه رقم خواهد خورد و آیا رویارویی و درگیری میان آنها امری اجتنابناپذیر خواهد بود؟»
نانوفناوری در زندگی مدنی درباره وضعیت آینده اقتصادی و مالی بشر و اینکه زندگی و شیوه معیشت انسانها در آینده چگونه پیش خواهد رفت، پرسشهای بسیاری را مطرح میکند.
چند هفته پیش، ایلان ماسک، این چهره شگفتانگیز دنیای فناوری، موضوعی را مطرح کرد که در آغاز غیرواقعی و باورناپذیر به نظر میرسید. او گفت: در آینده دیگر نیازی به کار کردن نخواهد بود و حتی پول نیز اهمیتی نخواهد داشت.
این اظهارنظرها تصادفی نیست، بلکه بیشتر شبیه «پیشبینیهایی» است که مسیر تحقق خود را هموار میکند؛ بهویژه اگر تولید در مقیاس مولکولی به یک واقعیت عملی تبدیل شود، که در آن صورت میتواند اقتصاد جهانی را دگرگون کند و اثری بیسابقه بر آن بگذارد.
اگر نانوفناوری به مرحلهای برسد که بتواند هر چیزی را با یک فشار دکمه بسازد، آنگاه این پرسش مطرح میشود که مشاغل تولیدی در سراسر جهان با چه سرنوشتی روبرو خواهند شد؟ از سوی دیگر، اگر بتوانیم هرچه را نیاز داریم با استفاده از دستگاههای پیشرفته نسخهبرداری تولید کنیم، در آن صورت، آینده صنایع سنتی چه خواهد شد و چه سرنوشتی در انتظار دنیای امور مالی و ارزها خواهد بود؟ آیا در آن زمان با اقتصادی کاملا دیجیتال روبرو خواهیم بود که تنها گروه کوچکی از الیگارشی جهانی آن را کنترل میکنند؟
در حالی که پرسشهای یادشده ذهن بسیاری را به خود مشغول کرده، نگرانی از پیامدهای منفی نانوفناوری در عرصه مدنی در مقایسه با سایه سنگین آن بر حوزه نظامی، کاملا ناچیز است؛ بهویژه اینکه این اواخر هشدارها درباره تهدیدهای آینده نانوفناوری در حوزه نظامی بهطور فزایندهای شدت یافته است. اکنون پرسش مهم این است که این تهدیدها چه ماهیتی دارند؟
در پاسخ به پرسش فوق، میتوان با قاطعیت و بدون ورود به جزئیات، گفت که تسلیحات مبتنی بر نانوفناوری این توان را دارند که بشریت را در فضای سرشار از تردید غرق کنند و آن را به عمق ناشناختهها و ابهام سوق دهند.
به نظر میرسد نقطه آغاز از جایی باشد که سلاحهایی فوقالعاده کوچک تولید شوند؛ سلاحهایی نامرئی برای چشم در مقیاسی گسترده که بتوانند اهداف خود را با دقت بالا هدف قرار دهند و هیچ سامانه دفاعی قادر به متوقف کردن یا از کار انداختن آنها نباشد. با پیشرفت فناوری نانو، موادی ویژه هم در بدن سربازان کاشته خواهد شد تا توان، انرژی و کارآیی آنها را افزایش دهد یا لباسهای ضدگلوله جدیدی برایشان تولید میشود که بسیار محکمتر و سبکتر از زرههای فعلی خواهد بود.
از سوی دیگر، کارشناسان فیزیک هستهای این پرسش را مطرح میکنند که آیا میان فناوری نانو و و پژوهشهای نظامی دوران جنگ جهانی دوم، بهویژه تحقیقات دانشمندان آلمانی، ارتباطی وجود دارد؟
بسار محتمل است که چنین پیوندی وجود داشته باشد، زیرا نانوفناوری قادر است ذراتی بسازد که با چشم غیرمسلح دیده نمیشوند، اندازه آنها کمتر از یک میلیاردیم متر است و میتوانند اجسام را از دید پنهان کنند. بنابراین به نظر میرسد که در حال حاضر، جهان با آزمایشهایی مشابه آنچه نازیها در دهه ۱۹۴۰ قرن گذشته انجام دادند و به نام «میدان مغناطیسی یکپارچه» شناخته میشد، روبرو است. گفته میشود در آن زمان، آلمانها توانستند با استفاده از فناوری یادشده، تمامی تجهیزات نظامی را از چشم دشمن مخفی کنند.
کاری که ذرات نانو انجام میدهند، دقیقا مانند اسفنجی است که آب را جذب میکند؛ به این معنا که این ذرات تمام بازتابهای نور و گرما را که به چشم انسان میرسد جذب میکنند و اجازه نمیدهند چشم انسان بتواند آنچه را در برابرش قرار دارد، ببیند.
استفاده از نانوفناوری در جنگ بهشدت خطرناک است، زیرا پیشرفتهای روزافزون فناوری نانو میتواند با گذشت هر روز، روشهای بازدارندگی متقابل میان قدرتهای جهانی را دگرگون کند. بهعنوان مثال، در سال ۲۰۰۳، ایالات متحده توانست یک بمب خلاء با قابلیتهایی قابلمقایسه با بمب هستهای تولید کند که به آن لقب «مادر بمبها» داده شد. حدود پنج سال بعد در اواسط سال ۲۰۰۹، روسیه آنقدر در فناوریهای نظامی پیشرفت کرد که توانست یک بمب خلاء بسازد که «پدر همه بمبها» نام گرفت؛ بمبی که قدرت تخریبیاش چهار برابر نمونه آمریکایی بود.
ماجرا به این نقطه محدود نمیشود، زیرا با استفاده از فناوری نانو میتوان میلیاردها سلاح کشنده تولید کرد که به صورت خودکار حرکت و عمل میکنند و به حضور سربازان انسانی نیازی ندارند. بلکه میتوان این سلاحها را طوری برنامهریزی کرد که ابزاری در جنگهای گزینشی باشند و برای ترور به کار گرفته شوند.
فاجعه واقعی آن است که روزی از خواب بیدار شویم و دوروبرمان پر از دستههای پرندگان، پروانهها یا حشراتی باشند که نتوانیم ماهیت واقعیشان را تشخیص دهیم؛ موجوداتی که در ظاهر زنده به نظر میرسند، اما در حقیقت چیزی جز ارتشی از رباتهای نانویی نیستند که میتوانند آبها را آلوده و محصولات کشاورزی را نابود کنند و حتی وارد بدن انسان شوند.
پرسشی که ذهن بسیاری را مشغول کرده، این است که آینده بشریت چگونه خواهد بود. بهویژه اگر سلاحهای نانو با هزینه پایین به دست گروههای تروریستی و قانونشکن بیفتد.
در اینجا، مدل فرانکنشتاین در مقایسه با آن واقعیت ترسناکی که لويی دی مونته، فیزیکدان هستهای آمریکایی، در کتاب جذاب خود با عنوان «نانوفناوری نظامی: تهدیدی فزاینده برای بشریت» به آن اشاره کرده است، مانند یک عروسک کودکانه به نظر میرسد.
آیا بشریت برای مقابله با این وحشت روبهرشد، به یک چارچوب اخلاقی جدید نیاز دارد؟
تصور کنید وقتی نانوفناوری و هوش مصنوعی در زمین، دریا و هوا با هم ادغام شوند، چه تحولی رخ خواهد داد و چه سرنوشتی در انتظار بشریت خواهد بود؟
برگرفته از العربیه

