سرانجام پس از ماهها گمانهزنیهای رسانهای، هشدارهای کارشناسان و بحثهای پرتنش در محافل بینالمللی، آلمان، فرانسه و بریتانیا، سه کشور اروپایی عضو برجام، «مکانیسم ماشه» را به صورت رسمی فعال کردند. این سازوکار در متن برجام بهعنوان یکی از ابزارهای نظارتی و تنبیهی پیشبینی شد و همواره چون تهدیدی جدی بر فراز روابط جمهوری اسلامی و جامعه جهانی سایه انداخته بود.
بر اساس این اقدام، چنانچه ظرف ۳۰ روز آینده توافقی تازه و قابل قبول بر سر مسائل هستهای جمهوری اسلامی حاصل نشود، تمامی تحریمهای تعلیقشده شورای امنیت سازمان ملل متحد به صورت خودکار و بدون نیاز به رایگیری مجدد، بازخواهند گشت. با این توضیح که حالا دیگر فقط برنامه هستهای مسئله نیست و پرونده نیابتیها و توسعه موشکی جمهوری اسلامی نیز به آن افزوده شده است.
این تصمیم در عمل به معنای بازگشت به نقطهای بحرانیتر از دوران پیش از توافق هستهای سال ۲۰۱۵ است؛ نقطهای که جمهوری اسلامی بار دیگر در معرض انزوای اقتصادی و سیاسی شدید قرار میگیرد و فشارهای بینالمللی میتواند در سطحی گستردهتر و هماهنگتر اعمال شود.
با این حال فراتر از معادلات قدرت و بازیهای دیپلماتیک، پیامدهای واقعی این رخداد متوجه مردم ایران خواهد بود که سالها است بار اصلی ماجراجوییهای ایدئولوژیک و سیاستهای پرتنش جمهوری اسلامی در منطقه و جهان را به دوش کشیدهاند.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
فعالسازی این مکانیسم میتواند سرآغاز دورهای فرابحرانی باشد که در آن، فشار اقتصادی، کاهش دسترسی به بازارهای جهانی، سقوط ارزش پول ملی و محدودیتهای فزاینده در زندگی روزمره، زندگی میلیونها ایرانی را بیش از گذشته در تنگنا قرار دهد.
«مکانیسم ماشه» اصطلاحی رسانهای برای سازوکار حلوفصل اختلافها در برجام است که در دو ماده ۳۶ و ۳۷ توافق هستهای پیشبینی شد. بر اساس این سازوکار، اگر یکی از طرفها نقض جدی تعهدات جمهوری اسلامی را گزارش دهد و اختلاف از مسیر گفتگو در کمیسیون مشترک و مراجع بالاتر حل نشود، پرونده به شورای امنیت سازمان ملل میرود.
ویژگی اصلی این سازوکار آن است که تحریمهای لغوشده شورای امنیت (مصوب سالهای ۲۰۰۶ تا ۲۰۱۰) میتوانند بهطور خودکار بازگردند، مگر آنکه شورای امنیت ظرف ۳۰ روز، قطعنامهای برای ادامه تعلیق آنها تصویب کند. از آنجا که این روند مبتنی بر سازوکار «وتو معکوس» است، حتی یک عضو دائم نیز نمیتواند مانع بازگشت تحریمها شود.
مهمترین پیامد فعالسازی این مکانیسم، بازگشت جمهوری اسلامی ذیل فصل هفتم منشور ملل متحد و احیای تحریمهای تسلیحاتی، مالی، موشکی و مسافرتی گسترده است؛ تحریمهایی که برای تمام کشورها از جمله چین و روسیه، الزامآورند و عملا انزوای جمهوری اسلامیرا در نظام بینالملل تشدید میکنند.
از منظر اقتصادی، شوک ناشی از بازگشت تحریمها نیز به سقوط بیشتر ارزش پول و افزایش تورم، بیکاری و فقر منجر میشود؛ پیامدی که آثارش در همین روزهای اخیر نیز نمایان بود.
واکنش بازارهای مالی در ایران به فعال شدن مکانیسم ماشه
روز پنجشنبه ششم شهریور، تنها ساعاتی پیش از اعلام رسمی فعالسازی مکانیسم ماشه، در حالی که هنوز خبرها در حد زمزمه و گمانهزنی بود، بازارهای ایران بهسرعت واکنش نشان دادند و بهای طلا و ارز ناگهان اوج گرفت؛ بهگونهای که رسانههای داخلی همان روز، از رسیدن قیمت هر گرم طلای ۱۸ عیار به هشت میلیون و ۴۲۷ هزار تومان خبر دادند و آن را یک «رکورد تاریخی» توصیف کردند. در همین حال، نرخ دلار روز چهارشنبه به ۱۰۱ هزار تومان رسید و روز جمعه، با وجود تعطیلی رسمی بازار، روند افزایش ادامه یافت و به ۱۰۲ هزار تومان نزدیک شد.
معاونت بینالملل اتاق بازرگانی ایران بهتازگی در گزارشی تحلیلی هشدار داده است که نگرانکنندهترین چشمانداز ناشی از فعال شدن مکانیسم ماشه، ورود اقتصاد جمهوری اسلامی به بحرانی عمیق و چندلایه خواهد بود. بر اساس این ارزیابی، نرخ دلار میتواند به حدود ۱۶۵ هزار تومان برسد، تورم از مرز ۹۰ درصد عبور کند و نرخ بیکاری به ۱۴ درصد افزایش یابد. رشد اقتصادی هم با سقوط به منفی ۳ درصد، رکودی سنگینتر از سالهای گذشته را رقم خواهد زد و ارزش بازار بورس نیز تا حدود ۶۵ میلیارد دلار کاهش پیدا میکند.
هرچند رسانههای دولتی در واکنش به این گزارش تلاش کردند آن را به نقل از اتاق بازرگانی «غیرواقعی» یا فاقد اعتبار جلوه دهند، نفس انتشار چنین براوردهایی خود نشاندهنده عمق نگرانی کارشناسان و فعالان اقتصادی است. حتی اگر ادعای موردتایید نبودن گزارش مطرح شود، اصل موضوع روشن است: فعال شدن مکانیسم ماشه میتواند اقتصاد جمهوری اسلامی را با طیفی گسترده از پیامدهای ویرانگر مواجه کند؛ پیامدهایی که نهتنها در شاخصهای اقتصادی کلان، بلکه در زندگی روزمره مردم نیز بازتابی فوری و محسوس خواهد داشت و همین حالا نیز آثار آنها در زندگی فردی و اجتماعی ایرانیان مشهود است.
این روزها از پیر و جوان، همه اخبار مربوط به تحولات بینالمللی جمهوری اسلامی را دنبال میکنند و در همان حال، دغدغه نان شب و نگرانی از عواقب بحرانهای پیشرو نیز آنها را رها نمیکند. برخی نیز که زیر بار فشارهای طاقتفرسا کمر خم کردهاند، با تلخی میگویند: «بالاتر از سیاهی رنگی نیست.»
حسرت یک زندگی معمولی
جوان ۳۱ سالهای اهل اصفهان در پاسخ به این پرسش که فعال شدن مکانیسم ماشه و بازگشت تحریمهای بینالمللی چه تاثیری بر زندگی شخصی و خانوادگی او خواهد داشت، به ایندیپندنت فارسی میگوید: «شما به من بگویید چه فرقی است بین آنچه قرار است اتفاق بیفتد و آنچه همین حالا در زندگی ما جریان دارد؟ ما همین امروز هم زیر بار فشار، فقر و تورم کمر خم کردهایم. برای ملتی که حتی در زمان بیماری توانایی تامین هزینه دارو و درمان ندارد، فعال شدن مکانیسم ماشه یا هر چیز دیگر، تقریبا هیچ تفاوتی نمیکند.»
این جوان که آشکارا از وضعیت موجود خشمگین است، در ادامه میافزاید: «میدانم گفتن این جمله هیچ فرقی نخواهد داشت و عوامانه به نظر میرسد، اما واقعیت این است که نه فقط من، که همه اطرافیانم آنقدر از این شرایط خستهایم که دیگر بیحس شدهایم.»
از سوی دیگر، یک زن خانهدار ساکن امیرآباد تهران روایت میکند که شب گذشته، هنگامی که با همسرش مشغول تماشای برنامههای تلویزیونی درباره فعال شدن مکانیسم ماشه و پیامدهای آن بودند و حواسشان به دختر ۱۲ سالهشان نبود، متوجه شدند که او در گوشی عبارت «فعال شدن مکانیسم ماشه» را جستوجو کرده تا بداند چه اتفاقی قرار است رخ دهد. این زن میگوید: «وقتی از دخترم خواستم نگران نباشد و چنین خبرهایی را دنبال نکند، با این سوال روبرو شدم که آیا باز هم جنگ میشود؟»
او توضیح میدهد که دخترش در دوران جنگ اخیر با اسرائیل بهشدت ترسیده و روحیهاش را از دست داده بود. به گفته این زن، زندگی مردم بهشدت تحت تاثیر تنشهای بینالمللی قرار دارد و ترس از آغاز دوباره جنگ و پیامدهای آن، همراه با گرانی، فقر و بیکاری، همه چیز را تحتالشعاع قرار داده است. او میافزاید: «تقریبا همه کسبوکارها از رونق افتادهاند و هیچکس چشمانداز روشنی برای آینده نمیبیند.»
او درباره مشاهدات شخصی خود میگوید: «مدتها است در خیابان و جمعهایی که مردم حضور دارند دقیق میشوم و کمتر کسی را میبینم که با صدای بلند بخندد. این نشانهای آشکار از جامعهای افسرده، ناامید و مستاصل است.»
«از وقتی حرف مکانیسم ماشه جدی شد، مشتریها کمتر خرید میکنند. بیشتر مردم پول ندارند، کسانی هم که اندک پساندازی دارند، سکه و ارز میخرند.» اینها هم روایت مغازهداری در یکی از پاساژهای مرکز تهران است که تا چند سال پیش در مغازهاش فرصت سرخاراندن نداشت، اما حالا بهندرت فروش دارد. او میگوید: «بازار کاملا قفل شده است.»
یک معلم بازنشسته نیز درباره اینکه پس از بازگشت تحریمهای سازمان ملل چه چشماندازی را برای ایران متصور است، در یک جمله میگوید: «خدا به دادمان برسد، همین.»
یک دانشجوی سال آخر رشته مهندسی در دانشگاه تهران هم با تاکید بر اینکه او و همنسلانش فقط به فرار از ایران میاندیشند، میگوید: «شاید باورتان نشود، بیشتر مردم در وضعیت بلاتکلیفی زندگی میکنند و هیچکس برنامهریزی بلندمدت برای هیچکاری ندارد.» این جوان دانشجو «افسردگی جمعی ایرانیان» را خطرناکتر از هر نوع تحریم خارجی میداند.
این روایتها تصویری روشن از جامعه امروز ایران به دست میدهد؛ جامعهای که همزمان زیر بار فشارهای بینالمللی، سوءمدیریت داخلی و بحرانهای اقتصادی در حال فرسایش است و حتی برخی وابستگان حاکمیت نیز به این وضعیت اذعان کردهاند. از جمله ابراهیم اصغرزاده، عضو جبهه موسوم به اصلاحات، که وضعیت درآمد ایرانیان را «فاجعه» توصیف کرده و گفته که «۴۸ درصد مردم ایران خرجشان بیشتر از دخلشان است و ۴۲ درصد هم هرچه درمیآورند مصرف میکنند. این یعنی ۹۰ درصد مردم ایران در وضعیت بحرانی بهسر میبرند و فقط ۱۰ درصد میتوانند پول پسانداز کنند»؛ مردمی که برنامه هستهای، فعالیت موشکی و تقویت نیروهای نیابتی را انتخاب نکردهاند و برای یک زندگی کاملا معمولی متحمل دردسرهای جدی میشوند.