من برای پول به برنامه «آشپزی افراد مشهور» رفتم

به عنوان تنها نان‌آور خانواده از این کار شرمی ندارم

instagram/shappikhorsandi

 من به برنامه تلویزیونی «آشپزی سلبریتی‌ها» رفتم، نمایشی که افراد مشهور در آن آشپزی می‌کنند و من در زمینه پول درآوردن آدم مشهوری هستم. به عنوان تنها نان‌آور خانه، هیچ شرمی در این مورد وجود ندارد.

اغلب یکه می‌خورم که چقدر بعضی افراد راحت درباره پول حرف می‌زنند و مستقیم می‌پرسند که چقدر درآمد دارید.

من بیشتر احتمال دارد از کسی بپرسم که چه نوع فیلم پورن را دوست دارد تماشا کند تا اینکه در مورد امور مالی کسی کندوکاو کنم. (این مورد را در موتور جستجویPornhub تایپ کنید، شرط می بندم یک نفر را پیدا می‌کنید که  این موضوع مورد علاقه‌اش باشد). 

این اتفاق بارها در مناسبت‌های اجتماعی مختلف برای من افتاده است.

«پس شما از "کمدی" چقدر پول درمی‌آورید؟»

از همان ابتدای کارم، یعنی ۲۰ سال پیش، این سوال از من شده است. در سه سری شوی استندآپ کمدی «اجرای زنده در آپولو»، ده تور و دو کتاب بعد از آن، هنوز هم کسی در یک مهمانی بعد از نوشیدن چند گیلاس مشروب، گیج و سردرگم این پرسش را از من می‌کند. (اتفاقا علامت‌های نقل قول اطراف "کمدین" نشانگر تن صدای آنهاست. منظورم این نیست که آنها این سوال را بر روی یک کاغذ می‌نویسند و آن را از روی سالاد سیب زمینی به دست من می‌رسانند، گرچه آرزو می‌کنم چنین می‌کردند).

بسیاری از افراد از اینکه می‌توانید از جوک گفتن و دیگر تلاش‌های خلاقانه درآمدزایی کنید، حیرت می‌کنند، به ویژه اگر هرگز اسم شما را نشنیده باشند، که به طرز غم‌انگیزی این در مورد من بسیار اتفاق می‌افتد.

با گذشت سالها، شمارش تعداد دفعاتی که با این پرسش ها روبرو شده ام، از دستم در رفته. دفعاتی که کسی را که به سختی می شناسم از من پرسیده چقدر درآمد دارم، خانه ام چقدر می ارزد یا پیش فروش کتابم چقدر بوده است. در تمام این سالها، این افراد بدون استثنا همه مرد بوده اند.

Read More

This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)

من این نکته را به خاطر گیر دادن به مردها نمی گویم. من بیشتر علاقه مندم بدانم که چرا زنان سوال نمی کنند. آیا ما مودب‌تر هستیم؟ یا اینکه ما با این باور بزرگ شده ایم که کسب و کار داشتن، پول درآوردن، مدیریت آن، بیشتر کار مردها است؟ برای من طی سالها، حرف زدن در مورد پول و چانه زدن بر سر آن دشوار بوده است. اگر خودکارفرما باشید، این مهارتی حیاتی در زندگی است.

من تنها نان آور خانواده هستم. دو عضو دیگر خانواده من 12 سال و شش سال سن دارند و به لطف دولت، آنها مجاز به کار نیستند تا من راحت با پیژامه لک پکی بنشینم و کیک جافا بخورم. همه کارها به عهده من است.

بعضی اوقات، منظورم اغلب اوقات است، این مسئولیت را بیش از حد می بینم و فکر می کنم آیا تمام این سالها اشتباه نکرده ام که سیندرلا را برای ازدواج با یک شاهزاده قضاوت کردم. البته، در این داستان افسانه ای، او به خاطر عشق با او ازدواج کرد، اما بگذارید روراست باشیم، کل موضوع "عاشق شدن" با پول و موقعیت شاهزاده ارتباط بسیاری داشت. اگر او مردی بود در یک میهمانی معمولی که یک بطری شراب ارزان قیمت لامبراسکوی نیمه خالی که از پشت یخچالش پیدا کرده بود در دست داشت، سیندرلا آخر مهمانی برای خودش اوبر می گرفت و از آنجا فرار می کرد. 

باز هم می گویم که قضاوت نمی کنم. من برای پول کارهای بسیار بدتری انجام داده‌ام تا ازدواج با مردی که تازه دیده بودم و فتیش پا داشت. من به شوی "من یک آدم مشهور هستم ... مرا از اینجا فراری بده!" رفتم، و برایم اصلا مهم نیست که به شما بگویم چقدر دریافت کردم. من دو هفته را در کنار آدم های کاملا غریبه‌ای سر کردم که می گفتند: "همینه که هست"، اما آنقدر گرفتم که ارزش داشت برای یک سال هنگام خواب کنار فرزندانم باشم.

من به شوی "آشپزی افراد مشهور" رفتم برای پول. اگر بیشتر در این نمایش بمانید بیشتر در می آورید. من باردار و مجرد بودم، و می دانستم که اگر به دور دوم نمایش بروم، می توانم به اندازه کافی برای یک مرخصی زایمان کوتاه مدت دربیاورم. من این کار را کردم، پول مرخصی زایمان را درآوردم، سپس یک ساندویچ درست کردم و از آنجا بیرون انداختنم.

به عنوان کسی که گاه و بیگاه صورتحساب‌های بانکی را در کشوی لباس زیرش پیدا می کند، مدیریت مالی را کار مشکلی می دانم. نامه هایی که پاکت قهوه ای رنگ دارند باز نمی کنم. باعث اضطراب من می شود. من شلخته هستم.

این موضوعی است که من هرگز با دوستانم در مورد آن صحبت نمی کنم.

ما، من و دوستان زنم، در مورد همه چیز صحبت می کنیم. عشق، رابطه عاشقانه، سیاست، بواسیر ... چند مکالمه در همین حد متنوع و باز که موقع خوردن کراسان بادام تلاش دارند به آن توجه کنند. اما پول، چگونه پول درآوردن، وقتی که نگران بی پولی هستیم، به ندرت در گفت وگوهایمان مطرح می شود. شاید حواسمان باشد؛ برای اینکه همه ما می دانیم دوستمان از لحاظ مالی مشکل دارد و نمی خواهد نگرانی های مالی ما را بشنود.

به ما یاد داده اند که موضوع پول خیلی شخصی است، و حرف زدن از آن بسیار بی ادبی و ضایع است. تغییر خوشایند اینکه اخیرا با زنان کمدین جوانی آشنا شده ام که در مورد اینکه در این شغل باید با جربزه‌تر بود، بازتر برخورد می کنند. با برخورد بازتر، ما به یکدیگر ایده بزرگتری نسبت به آنچه که در بیرون می گذرد، می دهیم. آنطور که می گویند اگر نپرسید، جوابی هم دریافت نمی کنید.

چرا برای ما پرسش مستقیم درباره پول نسبت به بعضی از مردان، دشوارتر است؟ اگر آنها مادر باشند، زنان سهم اصلی در مراقبت از کودکان را برعهده دارند، آیا این امر بر نحوه برخوردمان در کسب و کار تاثیر می گذارد؟ اینکه حرفه ما چیزی جانبی محسوب می شود و مثل کار مردان جدی گرفته نمی شود؟ کی می داند. بیشتر اوقات، مانند بسیاری از افراد خویش‌فرمای دیگر، من آنقدر مشغول کار هستم، وقت ندارم که به اینکه آیا من همه کارها را به همان اندازه موثر انجام می دهم، فکر کنم.

روش اصلی من این است که به کار بچسبم و برای پیش آمدن بهترین ها امیدوار باشم. با این روحیه، امیدوارم به خوانندگان این ستون فشار نیاورم و یا خیلی زود یادآوری نکرده باشم که دو هفته دیگر نمایش من Skittish Warrior ،Confessions of a Club Comic در تاریخ 17 سپتامبر در سالن تئاتر سوهو آغاز می شود. آیا می آیید؟ همانطور که گفتم، اگر نپرسید، جوابی نمی گیرید. و کیک های جافا دارد تمام می شود.

https://www.independent.co.uk/

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مقاله، نظر نویسنده بوده و سیاست یا موضع ایندیپندنت فارسی را منعکس نمی‌کند.

© The Independent

بیشتر از دیدگاه