ایران و چالش‌های انزوا در منطقه

بررسی تنش‌های داخلی و پروژه سیاسی ایران در خاورمیانه

حسن روحانی، رییس‌جمهور ایران در کنار محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه HO / Iranian Presidency / AFP

با گذشت هر روز میزان درگیری میان جناح های سیاسی حاکم در ایران افزایش می یابد و وقوع هر حادثه و تحول، پرده از تنش های سیاسی تازه ای بر می دارد که نشان می دهد اختلافات داخلی در این کشور به شدت در حال افزایش است. شیوع شتابان بیماری کرونا که ایران را دچار چالش های بی شماری کرد، آزمون دیگری بود که عمق اختلاف نظر میان جناح های مختلف سیاسی ایران را آشکار کرد. اما در این میان، سپاه پاسداران که خود را همواره به عنوان ناجی ملت و حامی منافع ایران در داخل و خارج کشور می داند، با استفاده از ناتوانی دولت که عملکرد آن در اثر فشارهای بیت رهبری، جریان اصولگرا و حتی خود سپاه، ضعیف شده است، بار دیگر با قوت تمام در صحنه ظاهر شد تا نشان دهد که از دست دادن قاسم سلیمانی نتوانسته است مانع پیشتازی سپاه در عرصه حمایت از سیاست های نظام شود. سپاه پاسداران برای همین منظور سعی کرد به بهانه مدیریت بحران کرونا وارد اقدام شود و توانایی خود را بار دیگر به نمایش گذارد.

اما جریان سیاسی موسوم به اصلاح طلب و یا میانه رو به شدت نگران آینده است و حتی برخی از رهبران این جریان به صراحت اظهار می دارند که چیرگی رو به افزایش اصول گرایان بر اغلب بخش های نظام و نهادهای قضایی و قانونگذاری می تواند اصلاح طلبان را با چالش های بسیاری رو به رو کند. همچنان به نظر می رسد که حسن روحانی و جواد ظریف نیز سر انجام به سرنوشت سید محمد خاتمی، رئیس جمهور پیشین و یا حتی آیت الله رفسنجانی که در وضعیت مبهمی درگذشت، دچار شوند.

تردیدی نیست که دولت ایران باور کامل دارد که خروج از بحران کنونی، مرهون بهبودی روابط با کشورهای عربی به ویژه با عربستان سعودی است و گفت و گو میان ریاض و تهران بهترین راهکار عملی برای بیرون رفت از ناهنجاری های موجود است؛ زیرا عربستان سعوی می تواند از یک  سو جریان اصلاح طلب را از باتلاق دشواری ها نجات دهد و از سوی دیگر در کاهش فشارهای آمریکا نقش موثری ایفا کند.

البته عربستان سعودی موضع آشکار و روشنی در برابر ایران دارد و خواسته های عربستان سعودی از ایران کاملا واضح و نمایان است؛ اگر تهران قصد بهبودی روابط با ریاض را داشته باشد، می تواند سیاستی را اتخاذ کند که در آن میان گفتار و رفتار ایران تناقضی وجود نداشته باشد. دولت ایران می تواند با اقدامات عملی که بیانگر حسن نیت باشد اعتماد عربستان سعودی را به دست آورد و از به کار بستن ترفندها و اظهارات تهدید آمیزی که در موارد بسیاری جز مصرف رسانه ای هدف دیگری در پی ندارد، خودداری کند.

از سوی دیگر، چهره های سیاسی اصلاح طلب که در حال حاضر در تصمیم گیری های بزرگ دولت ایران نقش دارند و خود را برای غربی ها میانه رو معرفی می کنند، در واقع با اصول سخت‌گیرانه انقلاب اسلامی و سیاست های اصول گرایان تفاوت چندانی ندارند. زیرا هنگامی که این افراد در معرض پرسش در مورد واقعیت های سیاست خارجی ایران قرار می گیرند و نمی توانند پاسخ قناعت بخشی ارائه کنند، بلافاصله به دفاع از موضع اصولگرایان می پردازند و همین امر باعث شده است تا بسیاری از مردم در کشورهای منطقه بدین عقیده باشند که درگیری های داخلی میان جناح های سیاسی حاکم در ایران، نمی تواند تأثیری در سیاست خارجی ایران و اهداف استراتژیک این کشور در منطقه داشته باشد.

Read More

This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)

افزون بر آن، دولت ایران به رهبری حسن روحانی حتی در دشوار ترین شرایط، نقش قابل ذکری در تصمیم گیری های بزرگ و سرنوشت ساز کشور ندارد و مقامات وزارت امور خارجه دولت روحانی از جزئیات سیاست خارجی ایران و چگونگی روابط با جامعه جهانی اطلاع کافی در دست ندارند؛ در حالی که علی اکبر ولایتی، وزیر پیشین امور خارجه که روابط تنگاتنگی با رهبر دارد، اطلاعات بیشتری در مورد برنامه های راهبردی خارجی ایران داشته و نقش چشمگیری در تصمیم گیرهای تهران در عرصه برنامه های استراتژیک دارد. از همین رو، جواد ظریف در بسیاری موارد وادار به تناقض گویی می شود و این ناهنجاری در اظهارات وی به صورت اغلب نمایان است.

چالش دیگری که دولت ایران را در انزوای کنونی قرار داده است، خصلت برتری انگاری ایران نسبت به کشورهای همسایه است و به نظر می رسد که سیاستمداران ایران نمی توانند خود را از کمند این میراث تاریخی توسعه طلبانه و سیطره جویی که در دنیای مدرن هیچ جایی نداشته و مغایر مفاهیم دولت های ملی گرا است، نجات دهند. علاوه بر آن، دولت ایران ویژگی های یک کشور پیشتاز و پیشرفته را ندارد و نمی تواند در داخل کشور و یا در سطح بین المللی الگوی یک نظام جذاب و همه پسند را ارائه دهد. در واقع، رویای امپراطوری ایران مبتنی بر اندیشه توسعه طلبانه نظام ولایت فقیه و مفاهیم انقلاب اسلامی است و قانون اساسی ایران بر بسیاری از ابعاد آن سایه افکنده است.

در فرجام می توان گفت که دولت ایران برای رسیدن به مرحله اعتماد سازی، ابراز حسن نیت و ایجاد دگرگونی در رفتارهای دشمنانه و خصومت آمیزش در برابر کشورهای منطقه و جهان، تا هنوز راه درازی را در پیش دارد. بنابر این، برای رسیدن به این آمال، دولت ایران بایستی در نخستین گام در صدد تغییر اندیشه های سیاسی خود شود و به منظور کسب اعتماد دیگران، حسن نیت خود را در عمل پیاده کند و نشان دهد که هدف از اقدامات تازه اش، برنامه‌ریزی راهبردی برای ایجاد فضای اعتماد میان کشورها است و هیچ ترفند سیاسی دیگری در عقب آن نهفته نیست.

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مقاله، نظر نویسنده بوده و سیاست یا موضع ایندیپندنت فارسی را منعکس نمی‌کند.

بیشتر از دیدگاه