بحران جنگ در سوریه، واقعیت ها و اشتباهات

نظامی سازی قیام مردمی در سوریه، بهانه ای برای سرکوبی جنبش اعتراضی شد

نیروهای ترکیه در حال عبور از منطقه کفر حلب در حومه غربی استان حلب در سوریه .‏ عکس از: ‏AFP‏

در حالی که از آغاز بحران جنگ در سوریه، 9 سال گذشته است، اما تا هنوز هیچ امیدواری در افق تحولات این کشور که مشعر بر پایان یافتن جنگ باشد، دیده نمی شود و ملت سوریه هر روز با فاجعه و دشواری تازه ای رو به رو می شود. در واقع، بحران جنگ در سوریه آن چنان آشفته و پیچیده شده است که نه تنها ملت سوریه بلکه کشورهای درگیر در این بحران نیز راهی برای خروج از این باتلاق را نمی یابند. در آغاز بحران جنگ در سوریه، یکی از مقامات وزارت امور خارجه ایالات متحده با اشاره به آشفتگی اوضاع در سوریه، اظهار داشته بود که واشنگتن در قبال بحران سوریه، دچار چالش شده است و اکنون که بیش از 9 سال از آغاز جنگ در سوریه می گذرد، این واقعیت هویدا می شود که آشفتگی اوضاع سوریه با هیچ بحران دیگری قابل مقایسه نیست.

واشنگتن از یک سو قصد دارد، تغییری در رفتار رژیم بشار اسد ایجاد کند و آن را از نفوذ و محور ایران دور نگه دارد، به همین دلیل از جنبش صلح آمیز ملت سوریه علیه رژیم اسد پشتیبانی می کند، اما از سوی دیگر، واشنگتن گزینه دیگری برای جایگزینی بشار اسد ندارد و نه هم می تواند به توانایی مخالفان دولت، در پیشبرد مبارزه و انتقال مسالمت آمیز قدرت، اعتماد کند.

Read More

This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)

بحران جنگ در سوریه تفاوت بسیاری با تحولات ناشی از بهار عربی در سایر کشورهای منطقه دارد، به گونه مثال، پس از تشدید بحران در لیبی، اجماع بین المللی و عقب نشینی روسیه، زمینه را برای تصویب قطعنامه های شورای امنیت سازمان ملل و مداخله بین المللی برای پایان دادن به بحران جنگ در آن کشور فراهم کرد و منجر به سقوط رژیم معمر قذافی شد.

اما در سوریه، هرگز چنین شرایطی فراهم نشد و دخالت های مغرضانه خارجی، قیام مردمی را به جنگ داخلی و درگیری های نظامی تبدیل کرد و عرصه نا امنی و کشمکش را در سراسر کشور گسترش داد.

مخالفان سوریه بدون این که ابعاد بحران را به صورت درست ارزیابی کنند، تصمیم گرفتند با الهام گیری از تجربه لیبی، اقدام به تشکیل "ارتش آزاد" کنند، اما این نیروی جدید نتوانست حمایت جامعه جهانی و همسویی شورای امنیت سازمان ملل را به دست آورد.

پس از این که قیام مردمی سوریه تبدیل به یک مبارزه مسلحانه شد، مخالفان رژیم بشار اسد سعی کردند، پای جامعه جهانی را به این بحران بکشانند، اما به این نکته توجه نکردند که اوضاع سوریه هیچ شباهتی با تحولات لیبی ندارد و آن چه در لیبی اتفاق افتاده است، نمی تواند در سوریه به اجر در آید.

از این رو، اقدام شتابزده نظامی سازی قیام مسالمت آمیز مردمی در سوریه نتوانست، پوششی برای حمایت از تظاهر کنندگان شود، بلکه این امر، هدفی را برآورده کرد که رژیم اسد مدت ها به دنبال آن بود و زمنیه را برای حمله مسلحانه ارتش سوریه علیه تظاهر کنندگان فراهم کرد. رژیم بشار اسد که در جست و جوی شیوه ای برای سرکوبی تظاهرات مردمی بود، با نظامی شدن قیام مردمی، توانست با استفاده از تمام ابراز جنگی و دفاعی به سرکوبی معترضان بپردازد و از هیچ خشونت و ستیزه جویی علیه تظاهر کنندگان دریغ نکند.

از سوی دیگر و با آن که مخالفان دولت سوریه و شماری از کشورها سعی داشتند، رژیم بشار اسد را هرچه زودتر به زانو در آورند، اما رسیدن به این هدف با دو چالش بزرگ مواجه شد، طوری که از یک سو، کشورهای غربی تصمیم جدی برای حمایت از مخالفان سوریه نگرفتند و از سوی دیگر، روسیه و چین برای این که منافع آن ها در منطقه با خطر رو به رو نشود، مانع بر آورده شدن این آرمان شدند.

هنوز دیری از این تحول نگذشته بود که ولادیمیر پوتین بار دیگر به ریاست جمهوری رسید و در صدد تصحیح اشتباهات سیاسی گذشته از جمله تصویب قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل در مورد لیبی که موقعیت استراتژیک روسیه را تضعیف کرده بود، شد. بنابر این، مسکو، حمایت خود را از تلاش های چین برای پشتیبانی از رژیم بشار اسد اعلام کرد و مسیر تمام اقدامات بین المللی و منطقه ای را برای پایان دادن به بحران جنگ در سوریه مسدود کرد. مسکو نه تنها مانع محکومیت رژیم بشار اسد در سرکوبی اعتراضات مردمی شده بلکه با هر گونه اقدام نظامی که هدف از آن تغییر رژیم دمشق باشد، مخالفت کرد. حتی هنگامی که واشنگتن رژیم بشار اسد را متهم به استفاده از سلاح های شیمیایی علیه تظاهر کنندگان کرد و باراک اوباما قصد داشت در واکنش به جنایت بشار اسد، مواضع دولت سوریه را هدف حمله قرار دهد، مسکو به شدت واکنش نشان داد و از حمله نظامی آمریکا علیه رژیم بشار اسد جلوگیری کرد.

افزون بر چین و روسیه که به عنوان دو بازیگر بین المللی وارد بحران سوریه شده بودند، ایران نیز با توجه به منافع استراتژیک خود در منطقه، از همان آغاز قصد مداخله در بحران سوریه کرد و اهمیت سوریه برای ایران تبدیل به یک مسئله سرنوشت ساز شد. طوری که دولت ایران به صورت مستقیم وارد معرکه سوریه شد و جنگجویان شیعه مذهب را از کشورهای همسایه نیز با خود به جنگ سوریه برد تا به بهانه ای دفاع از عتبات مقدسه، برای حمایت از رژیم بشار اسد وارد جنگ شوند. مسئله جنگ سوریه برای تهران از اهمیت فوق العاده برخوردار شد، به ویژه زمانی که آیت الله خامنه ای، دفاع از دمشق را به عنوان دفاع از تهران تلقی کرده و تأکید داشت که سقوط شهر اهواز در استان خوزستان می تواند برای ایران از سقوط سوریه کم هزینه تر باشد. از همین جهت، ایران، مسئله سوریه را از همان نخست در اولویت قرار داد و دخالت نظامی خود را با اعزام "مشاوران نظامی" سپاه قدس به سوریه آغاز کرد و از سوی دیگر، نیروهای حزب الله لبنان برای حمایت از رژیم بشار اسد وارد سوریه شدند و مسئولیت محافظت از دمشق و حومه آن را بر عهده گرفتند و از هیچ تلاش و قربانی برای جلوگیری از سقوط دمشق دریغ نکردند.

شاید بتوان گفت که مهمترین تغییر استراتژیک در بحران سوریه که رژیم بشار اسد را از سقوط حتمی نجات داده و از مرحله دفاع به مرحله هجوم انتقال داد، نبرد سرنوشت ساز "قصیر" در سال 2013، بود. در این نبرد گروه های مسلح وابسته به محور ایران با گروه های افراطی به رهبری سازمان النصره وارد معرکه خونین شدند و این درگیری در نهایت به سود رژیم سوریه تمام شد.

از سوی دیگر و همزمان با تشدید جنگ در قصیر، اعتراضات ضد دولتی در مصر باعث سقوط دولت محمد مرسی شد و پایان حکومت اخوان المسلمین را رقم زد، بازتاب این شکست، ترکیه را به شدت نگران کرد و نقش ترکیه در تحولات جهان عرب به ویژه در صحنه جنگ سوریه، سیر قهقرایی خود را آغاز کرد. سپس ورود نظامیان روسیه به سوریه، استراتژی ترکیه در سوریه را با شکست رو به رو کرد و از آن زمان تا کنون، آنکارا سعی در جلوگیری از افزایش خسارت ها دارد.

در مقابل، نقش ایران و روسیه در تحولات سوریه گسترش بی سابقه یافت و مرحله دیگری از تقسیم قدرت و نفوذ در قلمرو سوریه آغاز شد، در این میان، ایالات متحده که نقش خود را در ترسیم مرزهای نفوذ ایران و روسیه در مناطق شرقی رود فرات محدود کرده بود، در انتظار روشن شدن اوضاع در این پهنه آشوب خیز باقی ماند.

https://www.independentarabia.com

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مقاله، نظر نویسنده بوده و سیاست یا موضع ایندیپندنت فارسی را منعکس نمی‌کند.

© IndependentArabia

بیشتر از دیدگاه