در دومین سالگرد کشته شدن حسن نصرالله، حزبالله لبنان دیگر آن جایگاه و نفوذی را ندارد که پیش از سپتامبر ۲۰۲۴ در سیاست داخلی لبنان و معادلات نظامی منطقه داشت. کشته شدن رهبران و فرماندهان ارشد، وارد آمدن خسارت سنگین به زیرساختهای نظامی، سقوط حکومت بشار اسد در سوریه و افزایش فشارهای سیاسی برای خلع سلاح، موقعیت این گروه مورد حمایت حکومت ایران را به شکل محسوسی تغییر داده است.
اورشلیمپست با انتشار گزارشی در این باره نوشت: با این حال، تضعیف حزبالله به معنای پایان نقش آن در لبنان یا منطقه نبوده است. بازگشت این گروه به میدان نبرد در حمایت از ایران، سرپیچی از پذیرش خلع سلاح از سوی دولت لبنان و تداوم درگیریها در جنوب نشان میدهد حزبالله، به رغم از دست دادن بخشی از توان گذشته، همچنان یک نیروی سیاسی و نظامی سازمانیافته است.
حسن نصرالله، دبیرکل وقت حزبالله، ۲۷ سپتامبر ۲۰۲۴ در حمله هوایی اسرائیل به مقر زیرزمینی این گروه در حومه جنوبی بیروت کشته شد. نصرالله بیش از سه دهه رهبری حزبالله را در اختیار داشت و در این مدت این گروه به مهمترین متحد غیردولتی جمهوری اسلامی ایران در منطقه و یکی از بازیگران اصلی سیاست لبنان تبدیل شده بود. کشته شدن او، در کنار حذف شماری از فرماندهان ارشد، یکی از سنگینترین ضربات به ساختار رهبری حزبالله از زمان تأسیس آن بود.
اکنون دو سال بعد از این تحولات، پرسش اصلی دیگر این نیست که حزبالله چه میزان از قدرت پیشین خود را از دست داده است، بلکه این است که چگونه این تشکیلات پس از مجموعهای از ضربات اطلاعاتی و نظامی، از انفجار دستگاههای پیجر گرفته تا کشته شدن رهبران ارشد و قطع بخش مهمی از شریانهای تدارکاتی زمینی از خاک سوریه، همچنان توانسته ساختار نظامی و سیاسی خود را حفظ کند.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
از انفجار پیجرها تا کشته شدن نصرالله؛ ضربه به هسته فرماندهی
برای درک وضعیت فعلی حزبالله باید به ماههای منتهی به حمله ۲۷ سپتامبر ۲۰۲۴ بازگشت. ضربه به ساختار فرماندهی این گروه پیش از کشته شدن نصرالله آغاز شده بود. صالح العاروری، از رهبران ارشد حماس که در بیروت حضور داشت، و وسام الطویل، از فرماندهان حزبالله، در ژانویه همان سال کشته شدند و در ماههای بعد نیز اسرائیل حملات هدفمند علیه فرماندهان این گروه را ادامه داد.
در ۱۷ و ۱۸ سپتامبر ۲۰۲۴، انفجار همزمان هزاران پیجر و دستگاه ارتباطی اعضای حزبالله، شبکه ارتباطی این گروه را با بحرانی بیسابقه مواجه کرد. پس از این ماجرا، گزارشهای رسانههای بینالمللی نشان داد برنامهریزی برای نفوذ به سامانه ارتباطی حزبالله از سالها پیش آغاز شده بود و عملیات پیجرها تنها بخشی از یک برنامه اطلاعاتی گستردهتر محسوب میشد.
تنها حدود ده روز بعد، اسرائیل مقر زیرزمینی حزبالله در ضاحیه جنوبی بیروت را هدف قرار داد. ارتش اسرائیل بعدتر اعلام کرد دهها بمب سنگرشکن در این حمله به کار گرفته شده است. منابع اسرائیلی شمار بمبها را در گزارشهای مختلف بین ۸۳ تا حدود ۱۰۰ بمب اعلام کردند. نصرالله در این عملیات همراه با علی کرکی، فرمانده جبهه جنوبی حزبالله، و شماری دیگر از فرماندهان کشته شد.
پس از کشته شدن نصرالله، هاشم صفیالدین محتملترین جانشین او به شمار میآمد. صفیالدین، پسرخاله نصرالله و رئیس شورای اجرایی حزبالله، روابط نزدیکی با حکومت ایران داشت، در حوزه علمیه قم تحصیل کرد و پسرش رضا با دختر قاسم سلیمانی ازدواج کرده است. با این حال، صفیالدین پیش از آنکه رسما به دبیرکلی حزبالله انتخاب شود، در حمله دیگری از سوی اسرائیل کشته شد.
در نهایت شورای حزبالله ۲۹ اکتبر ۲۰۲۴ نعیم قاسم، معاون دیرینه نصرالله، را به مقام دبیرکلی جدید انتخاب کرد. او سازمانی را تحویل گرفت که بخش مهمی از فرماندهان، شبکه ارتباطی و زیرساخت نظامی آن طی چند هفته هدف قرار گرفته بود.
حزبالله پس از نصرالله؛ پیوند با تهران در شرایطی متفاوت
کشته شدن رهبران حزبالله تنها عامل تغییر موقعیت این گروه نبود. سقوط حکومت بشار اسد در سوریه در دسامبر ۲۰۲۴ یکی از مهمترین مسیرهای ارتباطی حکومت ایران با حزبالله را با اختلال جدی روبهرو کرد. سوریه سالها مسیر اصلی انتقال جنگافزار، تجهیزات و نیرو میان ایران و لبنان بود و تغییر حکومت در دمشق هزینه و دشواری این ارتباط را افزایش داد. رویترز نیز سقوط حکومت بشار اسد را، در کنار پیامدها و خسارتهای جنگ ۲۰۲۴ اسرائیل و حزبالله، از عوامل اصلی افول نفوذ شبکه منطقهای جمهوری اسلامی ایران ارزیابی کرده است.
در حوزه مالی نیز فشار بر حزبالله افزایش یافت. کنترل شدیدتر فرودگاه بیروت، مسدود شدن شریانهای تدارکاتی در سوریه و اقدامات آمریکا برای مقابله با شبکههای انتقال پول، امکان جابهجایی منابع را دشوارتر کرد. مقامهای لبنانی در فوریه ۲۰۲۵ دو میلیون و ۵۰۰ هزار دلار پول نقد را از مسافری در بدو ورود توقیف کردند؛ رقمی که به گفته منابع رویترز، برای حزبالله فرستاده شده بود. با این همه، گزارشهای بعدی نشان داد جمهوری اسلامی ایران همچنان انتقال منابع مالی به حزبالله را ادامه میدهد و کاهش توان مالی این گروه به معنای قطع حمایتهای تهران نبوده است.
رابطه حزبالله و حکومت ایران در دوره نعیم قاسم همچنان راهبردی باقی مانده است. تهران مخالفت خود با خلع سلاح حزبالله را اعلام کرده و این گروه نیز جایگاه ایران را در راهبرد منطقهای خود حفظ کرده است. رویترز در سپتامبر ۲۰۲۵ گزارش داد که تلاش نعیم قاسم برای گشودن مسیر گفتگو با عربستان سعودی نیز با تشویق و ابتکار دیپلماتیک ایران انجام شده بود.
آزمون مهمتر برای حزبالله در سال ۲۰۲۶ فرارسید. پس از آغاز حملات آمریکا و اسرائیل به ایران در ۲۸ فوریه، حزبالله دوم مارس با حمله به اسرائیل وارد درگیری شد. اسرائیل در پاسخ عملیات هوایی و زمینی گستردهای را در لبنان آغاز کرد. دولت لبنان همان روز فعالیت نظامی حزبالله را ممنوع اعلام کرد؛ اقدامی که نشاندهنده شکاف آشکار میان تصمیم حزبالله برای ورود به جنگ و سیاست رسمی دولت لبنان بود.
این جنگ نشان داد حزبالله به رغم ضربات واردشده در ۲۰۲۴ هنوز از توان عملیات نظامی و وارد شدن به نبرد منطقهای برخوردار است، اما همزمان محدودیتهای آن نیز آشکار شد. پیشروی نیروهای اسرائیلی در جنوب لبنان، تخریب گسترده زیرساختها و آوارگی صدها هزار نفر، هزینه تصمیم نظامی حزبالله را برای لبنان افزایش داد. در ماههای بعد مذاکرات با میانجیگری آمریکا به توافقی چارچوبی برای خروج تدریجی نیروهای اسرائیلی در برابر خلع سلاح حزبالله و استقرار ارتش لبنان در جنوب این کشور منجر شد؛ روندی که هنوز به طور کامل اجرا نشده است.
کاهش نفوذ سیاسی؛ خلع سلاح همچنان گره اصلی لبنان
تحولات سیاسی لبنان نیز نشاندهنده تغییر توازن قدرت است. انتخاب جوزف عون به مقام ریاستجمهوری و تشکیل دولت به ریاست نواف سلام پس از یک دوره طولانی بنبست سیاسی، در شرایطی صورت گرفت که حزبالله نسبت به سالهای قبل توان کمتری برای تحمیل ترجیحات سیاسی خود داشت.
این تغییر در سال ۲۰۲۵ آشکارتر شد؛ زمانی که دولت لبنان ارتش را مأمور تهیه طرحی برای انحصار سلاح در چارچوب نیروهای رسمی کشور کرد. حزبالله با این تصمیم مخالفت کرد و هشدار داد که را «بیاعتبار» میداند. در سپتامبر همان سال، دولت یک برنامه چندمرحلهای را به تصویب رساند که بر اساس آن انحصار اعمال قدرت و جمعآوری سلاح ابتدا از جنوب لبنان و سپس در سایر مناطق به اجرا گذاشته شود.
اجرای کامل این طرح اما به مراتب دشوارتر از تصویب آن بود. حزبالله همچنان در جامعه شیعه لبنان، مجلس و ساختار سیاسی کشور پایگاه قابل توجهی دارد و بخش مهمی از سلاحهای راهبردی آن نیز خارج از جنوب لبنان نگهداری میشود. مقامهای لبنانی و منابع امنیتی هشدار دادهاند که تلاش برای خلع سلاح اجباری بدون توافق سیاسی تنشهای داخلی و فرقهای را افزایش میدهد.
همزمان، عملیات نظامی اسرائیل در جنوب ادامه یافته است. ارتش اسرائیل در سپتامبر ۲۰۲۶ اعلام کرد یک شبکه بزرگ زیرزمینی متعلق به حزبالله را در ارتفاعات علیالطاهر منهدم کرده است. تصاویر منتشرشده از سوی ارتش اسرائیل تونلها و تأسیسات زیرزمینی در این منطقه را نشان میدهد؛ هرچند جزئیات مربوط به گستردگی و کارکرد این شبکه عمدتا مبتنی بر اطلاعات ارائهشده از سوی ارتش اسرائیل است.
تخریب تونلها، کشته شدن فرماندهان و عقب رانده شدن نیروهای حزبالله از برخی مناطق به خودی خود مسئله سلاح این گروه را حل نکرده است. مذاکرات لبنان و اسرائیل با میانجیگری آمریکا خروج تدریجی نیروهای اسرائیلی را به استقرار ارتش لبنان و پیشرفت در خلع سلاح حزبالله گره زده است. حزبالله نیز واگذاری کامل زرادخانه خود را نپذیرفته و ادامه حضور اسرائیل در خاک لبنان را به عنوان یکی از دلایل حفظ سلاح مطرح میکند.
اکنون دو سال پس از کشته شدن حسن نصرالله، حزبالله دیگر همان تشکیلات پیش از سپتامبر ۲۰۲۴ نیست. این گروه شمار بسیاری از فرماندهان، زیرساختها و آزادی عمل سیاسی خود را از دست داده و سقوط حکومت اسد نیز یکی از تکیهگاههای اصلی منطقهای آن را از میان برده است، اما حزبالله همچنان مسلح، سازمانیافته و دارای پایگاه سیاسی و اجتماعی است و توانسته پس از ضربات سنگین، بخشهایی از ساختار خود را بازسازی کند.

