روزهای نخست ماه مهر و آغاز سال تحصیلی جدید برای چندین نسل در ایران یادآور خاطرات تلخ و شیرین و بهیادماندنی مدرسه و کلاسهای درس است؛ کلاسها و مدارسی که شکل امروزی آنها حاصل بیش از یک قرن آموزش نوین است. این مسیر از نخستین تلاشها برای گذاشتن سنگ بنای آموزش نوین با تاسیس مدارسی آغاز شد که حالا بخش مهمی از تاریخ علمی، فرهنگی، اجتماعی و حتی سیاسی ایران محسوب میشوند. دبیرستان البرز، فیروزبهرام، سنلویی و ژاندارک از جمله همین مدارساند که تعداد قابلتوجهی از دانشمندان، نویسندگان، شاعران، هنرمندان، پزشکان، استادان دانشگاه و دیگر شخصیتهای برجسته در آنها تحصیل کردند.
نخستین تلاشها برای پایهگذاری آموزش نوین در ایران از اواخر دوران قاجار شروع شد. تا آن زمان، عمدتا مکتبخانهها وظیفه اصلی سوادآموزی به کودکان را با شیوههای سنتی برعهده داشتند. رفتوآمد ایرانیان به کشورهای خارجی و آشنایی با شیوههای نوین آموزش، افرادی مانند میرزا حسن رشدیه را بر آن داشت که برای تاسیس مدارس نوین در ایران پیشگام شوند.
بهتدریج افراد و گروههای دیگری نیز به این تلاش پیوستند و در نتیجه مدارسی در تهران و برخی دیگر از شهرها تاسیس شدند که هرچند خاستگاه و سرگذشتهای متفاوت داشتند، آثاری که از خود باقی گذاشتند تقریبا شبیه به هم بود؛ اینکه هم در زمینه توسعه آموزش نوین نقشآفرینی کردند و هم شخصیتهای برجستهای از آنها بیرون آمدند. آغاز سال تحصیلی جدید فرصتی مناسب برای بازخوانی سرگذشت این مدارس است.
دبیرستان البرز، کالج آمریکاییها از صادق چوبک تا حسین امانت
پیشینه دبیرستان البرز با نام قدیمی «کالج آمریکاییها» به سالهای پایانی سلطنت ناصرالدینشاه قاجار بازمیگردد. در آن دوران که هنوز مدرسه به شکل امروزی آن در تهران پدیدهای نوظهور بود، مبلغان آمریکایی فرقه مسیحیت پرسبیتری که فعالیت آموزشی خود را ابتدا برای مسیحیان آغاز کرده بودند، در سال۱۲۵۲ خورشیدی مدرسهای ابتدایی در محله ارامنه تهران راهاندازی کردند. مدرسه در آغاز کوچک بود، اما بهتدریج گسترش یافت، زبان فارسی به زبان اصلی آموزش تبدیل شد و دانشآموزان مسلمان را نیز جذب کرد.
نقطه عطف تاریخ این مدرسه با ورود ساموئل مارتین جردن و همسرش، مری، به تهران در سال ۱۲۷۷ خورشیدی رقم خورد. جردن بیش از چهار دهه از زندگی خود را صرف گسترش این مرکز کرد.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
شیوه تربیتی جردن بر آموزش علوم نوین، فعالیتهای ورزشی، پرورش اجتماعی و مشارکت فعال دانشآموزان استوار بود. کتابخانهای با حدود ۲۰ هزار جلد کتاب، آزمایشگاههای پیشرفته، خوابگاه، درمانگاه و زمینهای ورزشی وسیع هم در مجموعه ایجاد شدند که در مدارس آن دوره ایران، بیسابقه بود.
در سال ۱۳۱۱ خورشیدی، پس از اینکه دولت به دستور رضاشاه، مدارس را به استفاده از نامهای ایرانی ملزم کرد، نام «کالج آمریکایی تهران» نیز به «کالج البرز» تغییر یافت. سیاست دولت برای ملیسازی مدارس خارجی سرانجام بین سالهای ۱۳۱۷ و ۱۳۱۹ به واگذاری کامل مجموعه به دولت انجامید. جردن پس از چهار دهه مدیریت از البرز کنار رفت و مدیریت آن به وزارت معارف واگذار شد.
چند سال بعد، با حضور محمدعلی مجتهدی در مسند ریاست، دوران برجسته دیگری در البرز آغاز شد. مدیریت مقتدرانه و قانونمدار او تا آستانه انقلاب ۱۳۵۷ ادامه یافت. نکته قابلتوجه اینکه بیشتر دانشآموختگان این مدرسه از نسلهای مختلف و در حوزههای مختلف ادبی، علمی و هنری به چهرههای شاخص تبدیل شدند؛ صادق چوبک، محمدعلی اسلامی ندوشن، داریوش آشوری، همایون کاتوزیان، همایون خرم، جمشید مشایخی، خسرو سینایی، و حسین امانت، معمار برج آزادی، از جمله چهرههایی بودند که در این مدرسه درس خواندند.
ساختمان اصلی دبیرستان البرز در محدوده چهارراه کالج، در خیابان انقلاب و خیابان البرز قرار دارد و همچنان کاربری آموزشی خود را حفظ کرده است.
فیروزبهرام، مدرسهای به اهتمام پارسیان زرتشتی
شکلگیری دبیرستان فیروزبهرام محصول سنت نیکوکاری زرتشتیان ایران و پارسیان هند و تلاش آنان برای گسترش آموزش نوین در ایران بود. این جریان پیش از پایهگذاری مدرسه فیروزبهرام، برخی مدارس زرتشتی دیگر در تهران و سایر شهرها راهاندازی کرده بود.
نام مدرسه از جوانی به نام «فیروز بهرام بیکاجی» گرفته شد؛ جوانی از پارسیان زرتشتی هند که در ۲۰ سالگی از دنیا رفت و پدرش سالها بعد، تصمیم گرفت به یاد او هزینه ساخت مدرسهای در ایران را تامین کند.
در ایران هم یکی از چهرههای اصلی پیشبرد این طرح ارباب کیخسرو شاهرخ، نماینده زرتشتیان در مجلس شورای ملی و رئیس انجمن زرتشتیان تهران بود. زمینی متعلق به انجمن زرتشتیان نیز برای ساخت مدرسه در نظر گرفته شد.
مراسم گذاشتن سنگ بنای مدرسه در اردیبهشت ۱۳۱۱ برگزار شد. در این مراسم، کنار مقامهای دولتی و شخصیتهای زرتشتی، رابیندرانات تاگور، شاعر و متفکر هندی و برنده جایزه نوبل ادبیات، که آن هنگام به ایران سفر کرده بود، هم حضور داشت.
ساخت مدرسه با سرعت پیش رفت و کمتر از ۹ ماه بعد، در دوم دیماه ۱۳۱۱ گشایش یافت. ساختمان مدرسه در محدوده خیابان میرزا کوچکخان امروزی و در مجاورت مجموعههای متعلق به زرتشتیان تهران قرار دارد.
فیروزبهرام اگرچه به همت زرتشتیان ساخته شد، تنها برای آموزش کودکان زرتشتی شکل نگرفت و دانشآموزانی از سایر ادیان هم آنجا درس خواندند. همین ویژگی سبب شد مدرسه بهتدریج از محدوده جامعه زرتشتی فراتر رود و به یکی از مدارس شناختهشده تهران تبدیل شود.
در سالهای نخست، دختران نیز در فیروزبهرام تحصیل میکردند، اما با ساخته شدن دبیرستان انوشیروان دادگر، مدرسهای که آن هم با کمک مالی یکی از پارسیان هند برای آموزش دختران ساخته شد، دانشآموزان دختر به آنجا منتقل شدند و فیروزبهرام به دبیرستان پسرانه تبدیل شد.
ایرج افشار، کتابشناس و ایرانشناس، یحیی ذکاء، پژوهشگر تاریخ هنر و فرهنگ ایران، عزتالله نگهبان، از پایهگذاران باستانشناسی دانشگاهی در ایران، و سیدحسین نصر، فیلسوف و استاد دانشگاه، از جمله کسانی بودند که بخشی از دوران تحصیل خود را در فیروزبهرام گذراندند. حسنعلی منصور نیز که بعدها نخستوزیر ایران شد، در فیروزبهرام درس خواند.
سنلویی، مدرسه نیما یوشیج و صادق هدایت
پیش از آنکه البرز و فیروزبهرام به مدارسی شناختهشده در تهران تبدیل شوند، مدرسهای در پایتخت فعالیت خود را آغاز کرده بود که زبان و ادبیات فرانسه بخش محوری برنامه آموزشی آن بود. مدرسه سنلویی در سال ۱۸۶۲ (دوره ناصرالدینشاه)، با تشویق ژوزف آرتور کنت دو گوبینو، وزیرمختار فرانسه در ایران، تاسیس شد و فعالیت خود را تنها با ۱۵ دانشآموز آغاز کرد.
سنلویی بهتدریج گسترش یافت. در سال ۱۲۸۸، مدرسه عمارت شجاعالسلطنه را خرید؛ ساختمانی ۱۳ اتاقه که فضای لازم برای پذیرش دانشآموزان بیشتر را که بسیاری از آنان شبانهروزی بودند، فراهم کرد. برنامه آموزشی سنلویی ابتدا مشابه دوره ابتدایی فرانسه بود، اما بعدها دورههای متوسطه نیز به آن افزوده شد و دانشآموزان در کنار دروس رایج، بر زبان فرانسه تسلط پیدا میکردند.
جایگاه ویژه سنلویی در تاریخ فرهنگی ایران از آن جهت اهمیت بسیار دارد که چهرههای برجستهای آنجا درس خواندند. یکی از مشهورترین آنان نیما یوشیج بود که مسیر شعر فارسی را تغییر داد. نیما در حدود ۱۲ سالگی از یوش به تهران آمد و در سنلویی با نظام وفا، شاعر و معلم ادبیات، آشنا شد؛ معلمی که استعداد او را کشف و به سرودن شعر تشویق کرد. پژمان بختیاری نیز در همین مدرسه با نیما همکلاس و دوست شد.
صادق هدایت هم بخشی از دوران متوسطه خود را در سنلویی گذراند. حضور در این فضای فرانسویزبان در آشنایی اولیه او با ادبیات فرانسه و حتی سفر به این کشور نقشی کلیدی داشت. داریوش شایگان، فیلسوف و اندیشمند برجسته معاصر، نیز از دیگر دانشآموختگان این مدرسه بود.
پرویز ناتل خانلری، ادیب، زبانشناس، علینقی وزیری، موسیقیدان، داوود پیرنیا، بنیانگذار برنامه «گلها»، و غلامرضا رشید یاسمی، شاعر، نویسنده و مترجم نیز از دیگر دانشآموختگان این مدرسه بودند.
در سال ۱۳۱۳، وقتی وزارت معارف وقت، مدارس را ملزم کرد نام خود را ایرانی کنند، نام سنلویی نیز به «مدرسه تهران» تغییر یافت. این مدرسه سالها بعد نیز با دبیرستان رازی ادغام شد و به فعالیت مستقل خود پایان داد. ساختمان قدیمی آن نیز که اوایل دهه ۱۳۴۰ به عباسآباد منتقل شده بود، بعدها از میان رفت.
ژاندارک، مدرسهای برای دختران در تهران دوره قاجار
مدرسه ژاندارک را میتوان شاخه دخترانه همان مدرسه سنلویی دانست که با اهتمام کاتولیکهای فرانسوی در تهران آغاز به کار کرد.
ژاندارک در دو مقطع ابتدایی و متوسطه فعالیت داشت و برنامه درسی آن فراتر از الگوهای سنتی بود. در مقطع ابتدایی حساب، املا، تاریخ، جغرافیا و خیاطی تدریس میشد و در دوره متوسطه، دختران با جبر، هندسه، علوم طبیعی، ادبیات، اقتصاد خانه و بهداشت آشنا میشدند. در کنار همه اینها، زبان و فرهنگ فرانسه یکی از محورهای اصلی آموزش در این مدرسه بود.
در دهه ۱۳۱۰، همزمان با سیاست دولت رضاشاه برای تغییر نام مدارس خارجی، نام این مجموعه به «منوچهری» تغییر یافت و در دهههای بعد، به یکی از معتبرترین مدارس دخترانه تهران تبدیل شد؛ به طوری که در اوایل دهه ۱۳۴۰، حدود هزار دانشآموز در دوره متوسطه آن تحصیل میکردند. بسیاری از دانشآموزان خانوادههای مرفه پس از پایان دوره تحصیل در ژاندارک، برای ادامه تحصیل راهی خارج از کشور میشدند یا دو سال پایانی دبیرستان را در مدرسه رازی، که کلاسهای مختلط داشت، میگذراندند.
این مدرسه محل تحصیل زنانی بود که بعدها در تاریخ معاصر ایران نقشآفرین شدند. فخرعظمی ارغون، شاعر، روزنامهنگار و از پیشگامان حقوق زنان، ملکه ملکزاده، باستانشناس و سکهشناس، و آذرنوش صدرسالک، نوازنده پیشکسوت چنگ، از دانشآموختگان این مدرسه بودند.
نام فرخرو پارسا، که بعدها به عنوان نخستین وزیر زن در تاریخ ایران ثبت شد، نیز با ژاندارک پیوند خورده است؛ با این تفاوت که او در این مدرسه تدریس میکرد.
شهبانو فرح دیبا نیز بخشی از دوران تحصیل خود را در ژاندارک گذراند و سپس برای تکمیل تحصیلات متوسطه به مدرسه رازی رفت. امروز نیز مجموعه تاریخی ژاندارک و کلیسای مجاور آن در بافت تاریخی مرکز تهران، در محدوده خیابانهای جمهوری و منوچهری، پابرجا است و در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
مدرسه رازی، آموزش زبان فرانسوی در پایتخت
در کنار سنلویی و ژاندارک، مدرسه رازی یکی دیگر از مراکز مهم آموزش زبان فرانسه در تهران بود. پیشینه این مدرسه به مجموعه آموزشی «ایرانیــفرانسوی»، (Franco-Persan) بازمیگردد که مدرسه دخترانه آن در سال ۱۲۸۷ به همت یوسفخان ریشار مودبالملک، مدرس زبان فرانسه در دارالفنون، تاسیس شد. این مجموعه بعدها دبیرستان پسرانهای نیز راهاندازی کرد و حدود سال ۱۲۹۵، برای نخستینبار در ایران، دوره سهساله متوسطهای ویژه دختران با هدف تربیت آموزگار دوره ابتدایی ایجاد کرد.
برنامه آموزشی این مدرسه بسیار گسترده بود و زبانهای فرانسه، فارسی، عربی و انگلیسی در کنار ریاضیات، فیزیک، شیمی، علوم طبیعی، تاریخ و جغرافیا در آن تدریس میشد.
در اوایل دهه ۱۳۱۰، نام این مجموعه به «رازی» تغییر یافت. در دهههای بعد هم گسترش پیدا کرد و به یکی از شاخصترین مدارس فرانسویزبان تهران تبدیل شد؛ تا جایی که در اوایل دهه ۱۳۴۰، ساختمان جدید و بزرگی در خیابان پهلوی آن زمان، ولیعصر کنونی، در شمال میدان ونک برای آن احداث شد.
یکی از ویژگیهای بارز مدرسه رازی، مختلط بودن کلاسها بود که باعث میشد بسیاری از دختران مدرسه ژاندارک پس از پایان کلاس دهم، دو سال پایانی دبیرستان خود را در رازی بگذرانند.
رازی نیز مانند دیگر مدارس بزرگ آن دوران، دانشآموختگانی داشت که بعدها به چهرههایی شناختهشده تبدیل شدند. علاوه بر شهبانو فرح پهلوی، لیلی امیرارجمند، نخستین مدیر کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، نیز از دانشآموختگان نامآشنای این مدرسه بود.
مدارسی که از آنها نام برده شد، در کنار دارالفنون که چند دهه پیشتر با هدف آموزش علوم و فنون جدید تاسیس شد، کانونهایی تاثیرگذار در تاریخ آموزش و فرهنگ معاصر ایران بودند. با این حال، این فهرست به همین چند نام محدود نمیشود و در تهران و دیگر شهرهای بزرگ ایران، مدارس دیگری نیز شکل گرفتند که هر یک در تغییر نظام آموزشی کشور و تربیت نسلهای بعد سهم داشتند.
دبیرستان انوشیروان دادگر در تهران که مانند فیروزبهرام با حمایت پارسیان هند و زرتشتیان ایران شکل گرفت، کالج انگلیسیها در تهران، دبیرستان ادب در اصفهان و مدارس رشدیه و مموریال در تبریز، تنها نمونههایی دیگر از مدارسیاند که بخشی از تاریخ آموزش نوین ایران را رقم زدند.
خاستگاه و شیوه اداره این مدارس یکسان نبود. برخی با حمایت دولت یا نیکوکاران ایرانی شکل گرفتند، برخی حاصل فعالیت برخی باورمندان به سایر ادیان جز اسلام بودند و برخی دیگر را نیز نهادها و مبلغان خارجی تاسیس کردند، اما در نهایت در ساختار آموزش نوین ایران ادغام شدند.
در گذر زمان، برخی از این مدارس از میان رفتند، از برخی تنها ساختمانهای تاریخی به جا ماند و تعدادی نیز پس از بیش از یک قرن همچنان کاربری آموزشی دارند. با این همه، نام بسیاری از آنها امروز بیش از هر چیز با دانشآموزانی به یاد آورده میشود که روزگاری پشت نیمکتهای آن مدارس نشستند و سالها بعد به چهرههای شناختهشده علم، ادبیات، هنر، سیاست و فرهنگ ایران تبدیل شدند.

