تلفات سنگین جنگ افغانستان؛ از مرگ ۴۰ هزار نفر تا رنج بازماندگان 

روایت قربانیان نشان می‌دهد که پیامدهای این جنگ برای بسیاری از خانواده‌ها همچنان ادامه دارد 

یکی از بازماندگان منازعات مسلحانه در افغانستان گریه می‌کند و دیگران تلاش می‌کنند او را آرام کنند‌ــ SHAH MARAI / AFP

هیأت معاونت سازمان ملل متحد در افغانستان (یوناما) سه‌شنبه ۱۰ شهریور (یکم سپتامبر)، درباره حقوق قربانیان منازعات مسلحانه در افغانستان گزارشی منتشر کرد؛ قربانیانی که سال‌ها پس از زخمی‌ شدن یا از دست دادن بستگانشان، همچنان با دردهای جسمی، آسیب‌های روانی، فقر و دشواری دسترسی به درمان و عدالت مواجه‌اند.  

بر اساس گزارش یوناما به عنوان «حقوق قربانیان پس از چند دهه منازعات مسلحانه در افغانستان»، از آغاز سال ۲۰۰۹ تا ۱۵ اوت ۲۰۲۱، حدود ۴۰ هزار غیرنظامی در افغانستان در منازعات مسلحانه کشته و بیش از ۷۷ هزار نفر زخمی شدند.  

این گزارش بر اساس مصاحبه با ۱۹۵ قربانی منازعات مسلحانه و بستگان آنان، نمایندگان ۲۳ سازمان غیردولتی فعال در زمینه رسیدگی به نیازهای قربانیان و ۲۳ مقام رژیم طالبان تهیه شده است.

مصاحبه‌‌شوندگان گفته‌اند که برای اعاده حقوقشان اقدام‌های محدودی انجام گرفته و تلاش‌ها برای پاسخگو کردن عاملان، محدود و با موانع متعدد همراه بوده است. 

Read More

This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)

طرف‌های درگیر منازعه در دوره حکومت پیشین افغانستان نیروهای حامی حکومت و گروه‌های مخالف آن بودند. به این ترتیب که نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی افغانستان، گروه‌های مسلح طرفدار حکومت و نیروهای نظامی بین‌المللی در شمار نیروهای حامی حکومت قرار داشتند و گروه‌های مخالف حکومت نیز طالبان، شاخه خراسان گروه دولت اسلامی (داعش) و سایر گروه‌های مسلح غیردولتی در نظر گرفته شدند. 

طالبان که یکی از طرف‌های اصلی جنگ و از عوامل عمده تلفات غیرنظامیان بودند، اکنون پنج سال است که قدرت را در افغانستان در اختیار دارند. این گروه در این مدت، روند ثبت داده‌های بیومتریک خانواده‌ نیروهای کشته‌‌شده خود و افراد دچار معلولیت وابسته به خود را پیش برده است. 

طالبان از جنگ دودهه‌ای خود با دولت پیشین افغانستان که با حملات مسلحانه، انفجاری، انتحاری و گروگان‌‌گیری همراه بود، با عنوان «جهاد» و پایان «اشغال» افغانستان یاد می‌کنند، با این حال روایت قربانیان نشان می‌دهد که پیامدهای این جنگ برای بسیاری از خانواده‌ها که وابستگی به طالبان نداشتند همچنان ادامه دارد. 

یکی از مصاحبه‌‌شوندگان گفت که سال ۲۰۰۱، گلوله‌ای که طالبان شلیک کردند به پایش اصابت کرد و با گذشت بیش از دو دهه، همچنان درد آن را احساس می‌کند. او افزود که این جراحت توانایی جسمی و فعالیت‌های روزمره‌اش را تحت تاثیر قرار داده است. 

بسیاری از قربانیان دیگر نیز همچنان با دردهای مزمن ناشی از سوختگی و باقی‌ ماندن ترکش در بدنشان زندگی می‌کنند. روایت‌های آنان و خانواده‌هایشان از ادامه آسیب‌های جسمی، سوزش بدن و خون‌ریزی حکایت دارد که با وجود گذشت سال‌ها از زمان وقوع رویداد، برطرف نشده‌اند. 

یکی از قربانیان که آثار سوختگی بر سراسر بدنش باقی مانده است، می‌گوید حتی در زمستان هم نمی‌تواند نزدیک بخاری بنشیند و تحمل گرما را ندارد. او می‌افزاید: «حتی وقتی زیر آفتاب راه می‌روم هم تمام بدنم می‌سوزد.» 

در روایتی دیگر، فردی می‌گوید که ترکش‌های بمب دست‌‌ساز به سینه پسرش اصابت کردند و همچنان باعث درد او می‌شوند. او افزود که پسرش در ناحیه سر و دست‌ها واکنش‌های التهابی دارد که اغلب با بی‌حسی، سوزش یا ورم همراه است. یکی از کلیه‌های او نیز پس از این رویداد برداشته شده است. 

فرد دیگری درباره وضعیت دختر و خواهرزاده‌اش گفت که دخترش همچنان با تبعات جراحات سوختگی مواجه است و پوستش چنان آسیب‌‌پذیر شده است که گاهی با یک خراش ساده خون‌ریزی می‌کند. او افزود که دختر و خواهرزاده‌اش هر دو گاهی دچار خون‌ریزی از گوش می‌شوند. ترکش‌هایی نیز در هر دو ران خواهرزاده‌اش باقی مانده‌اند که در جریان جراحی‌ها در کابل، خارج نشدند. 

بسیاری از مصاحبه‌‌شوندگان، سال‌ها پس از زخمی‌ شدن، همچنان به درمان نیاز دارند. شماری از آنان گفته‌اند که ناتوانی در پرداخت هزینه‌های درمان باعث شده است با دردهای جسمی خود زندگی کنند و نتوانند مراحل درمانشان را تکمیل کنند. 

زنی که در جریان جنگ میان طالبان و ارتش پیشین افغانستان در روستایش، بر اثر شلیک سلاح‌های سنگین زخمی شده بود، همچنان برای خارج کردن قطعات فلزی از پایش به بیمارستان مراجعه می‌کند. 

یکی دیگر از مصاحبه‌‌شوندگان هم گفت که در استخوان ساق پای راستش میله آهنی دارد. او افزود که پایش پس از درمان بهبود یافت، اما در زمستان همچنان در همان ناحیه احساس درد می‌کند. این پزشک به او گفت که می‌تواند میله را خارج کند، اما او توان پرداخت هزینه یک عمل جراحی دیگر را ندارد. 

مرد دیگری گفت پسر زیر ۱۸ سالش که برای تامین مخارج خانواده کارگری می‌کرد، بر اثر انفجار مینی که طالبان کار گذاشته بودند، زخمی شد. این مرد پسرش را برای درمان و خارج کردن ترکش‌ها از بدنش به پاکستان فرستاد، اما دندان‌های پسرش که در این رویداد شکسته بودند، همچنان ترمیم نشده‌اند، زیرا خانواده توان پرداخت هزینه ترمیم آن‌ها را ندارد. 

گزارش یوناما در کنار آسیب‌های جسمی، روایت خانواده‌هایی را بازتاب داده است که همچنان با پیامدهای روانی کشته‌ شدن بستگانشان زندگی می‌کنند. 

در ۵ ژوییه ۲۰۱۹، شلیک سلاح‌های سنگین در استان پکتیا، خانواده حاجی دیناگل را داغدار کرد. برکت‌الله، پسر ۱۲ ساله او، بر اثر اصابت ترکش در دم جان باخت. بادشاه‌گل، دختر هشت ساله‌اش، نجیب‌الله، پسر ۱۰ ساله‌اش، کریم، برادرزاده ۱۶ ساله‌اش، و عایشه، خواهرزاده ۱۵ ساله‌اش، نیز زخمی شدند. دیناگل همراه با بی‌بی حلیمه، خواهرزاده ۱۸ ساله‌اش، کودکان زخمی را به بیمارستان منتقل می‌کرد که خودرو حامل آنان نیز هدف حمله هوایی قرار گرفت. در این حمله، نجیب‌الله و بی‌بی حلیمه در دم جان باختند. 

یک سال بعد، بادانا، دختر ۱۷ ساله دیناگل، به زندگی خود پایان داد. خانواده‌اش گفتند که او پس از دست دادن برادرانش، افسرده شده بود. دیناگل وضعیت اعضای خانواده‌اش را به «اجساد زنده» تشبیه کرد و گفت: «به نظر می‌رسد که ما زنده‌ایم، اما در واقع همه ما مرده‌ایم. اعضای خانواده من نمی‌خواهند با دیگران دیدار یا با آنان صحبت کنند.»  

در روایتی دیگر، مردی گفت که ربایش و کشته‌ شدن پدرش به دست اعضای طالبان، خانواده‌اش را دچار ترس کرد و آن‌ها از آسیب رساندن طالبان به خود نگران بودند. به گفته این مرد، کوچه‌ای که پدرش آنجا ربوده شد، مسیر اصلی دسترسی روستای آنان به بازار است و او تقریبا هر روز از آن عبور می‌کند. گذشتن از این کوچه، هر بار یاد پدرش و چگونگی کشته‌ شدن  او را زنده می‌کند. 

نیم قرن جنگ و منازعات مسلحانه در افغانستان، زندگی زنان و دختران را هم تحت تاثیر قرار داده است. بسیاری از زنان در این جنگ‌ها نان‌‌آور خانواده خود را از دست دادند و پس از آن، با دشواری‌های اقتصادی و اجتماعی بیشتری روبه‌رو شدند. 

یکی از زنانی که همسرش کشته شده، می‌گوید بیرون رفتن بدون محرم برایش دشوار است و دیدن خانواده‌های دیگر همراه با محرم، او را اندوهگین می‌کند. او افزود که شب‌ها بسیار گریه می‌کند: «فقط در خانه می‌نشینم و فکر می‌کنم اگر همسرم زنده بود، ما هم مثل همسایگانمان خانواده‌ای شاد می‌بودیم.» 

زن دیگری نیز زندگی زنان بیوه را در فرهنگ جامعه‌اش دشوار توصیف کرد و گفت از زمان بیوه‌ شدن، لباس نو نپوشیده، از لوازم آرایش استفاده نکرده و در محافل اجتماعی، از جمله جشن‌های عروسی، شرکت نکرده است. او این محدودیت‌ها را برای محافظت از خود در برابر اتهام‌های احتمالی و دروغین، مانند «روابط نامشروع» یا «زنا»، پذیرفته است و افزود که گاهی که در جمع حضور دارد، احساس می‌کند دیگران به او نگاه می‌کنند. 

این روایت‌ها نشان می‌دهد که برای شماری از زنان، کشته‌ شدن همسر یا پدر، علاوه بر سوگ و از دست دادن حامی اقتصادی، با محدودیت در رفت‌وآمد، دشواری دسترسی به درمان و کناره‌گیری از زندگی اجتماعی همراه شده است. 

بر اساس گزارش یوناما، در حکومت پیشین افغانستان، حمایت مالی از قربانیان از چهار مسیر انجام می‌شد: «کد ۹۰» یا صندوقی که منابع آن در اختیار رئیس‌‌جمهوری بود، پرداخت‌های وزارت شهدا و معلولان، برنامه‌ حمایتی نهادهایی از جمله اداره توسعه بین‌المللی آمریکا (USAID) و پرداخت‌های جبرانی نیروهای خارجی از جمله آمریکا و ناتو، اما این چهار مسیر در دوران حاکمیت مجدد طالبان تعطیل شدند.  

در این گزارش آمده است که در دوره حکومت پیشین، به خانواده هر غیرنظامی کشته‌‌شده در منازعات، حدود ۱۰۰ هزار افغانی، معادل هزار و ۳۳۳ دلار و به هر زخمی، ۵۰ هزار افغانی معادل ۶۶۷ دلار پرداخت می‌شد. افراد دارای معلولیت ناشی از جنگ هم در دوره حکومت پیشین ماهانه بین ۱۰ تا ۲۰ دلار دریافت می‌کردند. 

اکنون مقام‌های رژیم طالبان مدعی‌اند که تمام خانواده‌های قربانیان، یتیمان و زنان بیوه ثبت شده‌اند و به آنان کمک نقدی ماهانه پرداخت می‌شود. 

بیشتر از جهان