کارزار تازه پوما (Puma) روی بستری از فرش دستباف با مرکزیت یک قالی نقشه ترنج با زمینه ماهی درهم (هراتی) شکل گرفته است و در مجموعه «میراث ادامه دارد» (The Legacy Lives On) این شرکت تولیدکننده کفش و لوازم ورزشی، رنگهای عنابی، گلبهی، اخرایی (اُکر) و نخودی جایگزین رنگهای تندوتیزی شدهاند که معمولا در قفسه فروشگاههای پوما میبینیم.
ویدیوهای تبلیغاتی که فرشهای پهنشده روی پشتبام خانهای روستایی در هند را به تصویر میکشد، ممکن است به چشم یک ایرانی آشنا به نظر برسد، زیرا هنر نساجی، قالیبافی و حتی معماری ایران و هند در بعضی دورهها چنان درهم تنیدهاند که بدون دانستن تاریخ اثر و بررسی کارشناسی، تشخیص مرز میان آنها آسان نیست.
این شباهت نه حاصل یک اتفاق است و نه میتوان آن را به تقلید ساده فروکاست، بلکه پشت آن چند قرن رفتوآمد انسانها و تبادل طرح، ماده و مهارت قرار دارد.
اندرو هاتن، فروشنده و پژوهشگر فرش در ادینبورگ، در یکی از سفرهایش به هند نمونه جالبی از همین پیوند را پیدا و اینگونه توصیف کرد:« فرشی بافتهشده در هند از روی طرح کلاسیک «باغی خشتی» بختیاری ایران». تاریخ ۱۹۸۶ میلادی روی نقشه فرش دیده میشد.
در نگاه اول، چنین نمونهای شاید داستان آشنای «کپی فرش ایرانی» را به ذهن بیاورد، اما رابطه قالیبافی ایران و هند بسیار قدیمیتر از کارگاههای تجاری معاصر است.
اگر این تاریخ طولانی را ساده کنیم، میتوان سه دوره متفاوت را از یکدیگر جدا کرد؛ دورههایی که در هر یک، دلیل سفر نقش و شیوه بافت ایرانی به هند متفاوت بود.
وقتی شاهان به دنبال بهترین استادکاران بودند
نخستین مرحله به عصر تیموری و سپس دربار گورکانی هند بازمیگردد. در آن دوران، جابهجایی هنرمندان و صنعتگران میان دربارها امری معمول بود و شاهان و سلاطین ثروتمند بهترین نقاشان، خوشنویسان، معماران و استادکاران را به خدمت میگرفتند. لذا مرزهای سیاسی امروز برای تعریف هویت این هنرمندان چندان کارآمد نیست.
هرات، سمرقند، تبریز، قزوین، اصفهان، لاهور و آگرا بخشهایی از شبکهای فرهنگی بودند که زبان فارسی و هنر ایرانی در قسمت بزرگی از آنها رایج بود.
در قالیبافی هند، یکی از نقاط عطف مهم به دوره اکبرشاه گورکانی در قرن شانزدهم میلادی بازمیگردد. کارشناسان موزه متروپولیتن نیویورک بر این باورند که پیش از اکبرشاه، تولید فرش در هند چندان گسترده نبود، اما مورخان دربار او از ایجاد کارگاههای سلطنتی در فاتحپور سیکری، لاهور و آگرا خبر دادهاند. فرشهای اولیه گورکانی نیز به نمونههای همزمان ایرانی، بهویژه فرشهای هرات، شباهت زیادی داشتند.
در کتاب فارسی «آیین اکبری» نوشته ابوالفضل علامی، مورخ دربار اکبرشاه، هم آمده است که شاه استادکاران باتجربه را به خدمت گرفت و قالیبافان در شهرهای مختلف امپراتوری او مستقر شدند. پژوهشگران احتمال میدهند که برخی از نخستین بافندگان از هرات آمده باشند. در این زمان از ارسال قالیهای جوشقان کاشان به هند هم سخن به میان آمده است.
تاثیر هنر ایران در فرشهای گورکانی قرن هفدهم همچنان قدرتمند باقی ماند، اما بافندگان هندی بهتدریج زبان بصری خود را به آن افزودند. برای نمونه، در یکی از فرشهای گورکانی مجموعه اشمولین، ساختار اصلی از الگوی کلاسیک هراتی گرفته شده است، اما گلهای نیلوفر حاشیه آن هندیاند.
فرش گورکانی در نهایت به سنتی مستقل تبدیل شد و آنچه از ایران و آسیای مرکزی به هند رسید، با گلها، جانوران، مواد اولیه، رنگها و سلیقه بصری هند درآمیخت و محصولی تازه ساخت.
حتی دولت هند هم امروز در معرفی مراکز مشهور قالیبافی، به همین پیشینه اشاره میکند و مینویسد که بنا بر روایت تاریخی این صنعت، استادکاران ایرانی در قرن شانزدهم میلادی هنگام سفر در هند، حوالی مادوسینگ مستقر شدند و دارهای قالیبافی برپا کردند.
وقتی تجارت جای دربار را گرفت
مرحله دوم، کمتر از دوره دربارها، بر جابهجایی آزاد هنرمندان و بیشتر بر منطق تجارت استوار بود. با قدرت گرفتن شرکتهای تجاری اروپایی، عامل تازهای وارد رابطه میان طراحی و تولید شد: اگر کالایی را میشد در نقطهای دیگر ارزانتر یا متناسبتر با سلیقه بازار تولید کرد، دیگر ضرورتی نداشت در همان جغرافیایی بافته شود که سنت آن شکل گرفته است.
اسناد تاریخی نشان میدهند که تاجران کمپانی هند شرقی در ایران خریدوفروش فرش را رصد میکردند. در دهههای ۱۷۸۰ و ۱۷۹۰، برابر با حدود دهههای ۱۱۶۰ و ۱۱۷۰ خورشیدی، نمایندگان این کمپانی درباره فرشهای خراسان و کالاهای موجود در بوشهر گزارش میدادند. جان مالکوم نیز سال ۱۸۰۱، حدود ۱۱۸۰ خورشیدی، مراکز تولید فرش ایران را برای دستگاه تجاری بریتانیا ثبت کرد.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
در هند نیز گسترش تجارت استعماری به توسعه تولید فرش برای بازار غرب کمک کرد. کارشناسان بریتانیایی در بررسی فرشی عظیم که سال ۱۸۴۷ (۱۲۲۶ خورشیدی) در هند برای خانوادهای اسکاتلندی سفارش داده شد، به رشد تجارت فرش هند برای مصرف غربی در میانه قرن نوزدهم و نقش ساختار تجاری بریتانیا در آن اشاره میکنند.
با ورود پیدا کردن شرکتها و تاجران اروپایی، سفارشدهنده خارجی به یکی از عوامل تعیینکننده طرح، اندازه و محل تولید تبدیل شد. صنعت فرش هند نیز برای بازار صادراتی گسترش یافت و در چنین ساختاری، طرحهایی با ریشه یا تاثیر ایرانی میتوانستند هزاران کیلومتر دورتر از محل شکلگیری خود برای مشتری اروپایی بافته شوند.
وقتی ایران بازارش را از دست داد
مرحله سوم بسیار نزدیکتر به روزگار ما است، اما این بار دیگر مسئله فقط تبادل فرهنگی نیست.
به گزارش خبرگزاری فرانسه، صادرات فرش دستباف ایران که در اوایل دهه ۱۹۹۰ به بیش از دو میلیارد دلار در سال میرسید، در سال منتهی به مارس ۲۰۲۵ (اسفند ۱۴۰۳ خورشیدی) به حدود ۴۱.۷ میلیون دلار سقوط کرد. در حالی که حتی در سال ۲۰۱۷ (۱۳۹۵ تا ۱۳۹۶ خورشیدی) ارزش صادرات هنوز بیش از ۴۰۰ میلیون دلار بود.
در همین گزارش آمده است که رقبایی مانند هند، چین، نپال و پاکستان از این فرصت استفاده کرده و به دنبال پر کردن شکاف در بازار جهانیاند.
اینجا تفاوت مهمی وجود دارد. هنگامی که نقشهای که با نام کاشان، کرمان، تبریز یا بختیاری شناخته میشود، صرفا برای پاسخ به تقاضای بازار در مرکز تولیدی دیگری بازتولید میشود، با پدیدهای متفاوت از شکلگیری فرش گورکانی مواجهایم. اولی میتواند حاصل چند قرن آمیزش فرهنگی و شکلگیری سنتی مستقل باشد، در حالی که دومی بیشتر به رقابت صنعتی و تجاری معاصر مربوط است؛ روندی که در فروشگاههای شناختهشده جهانی مانند «فرش جیپور»، تامین کننده فرشهای بهکاررفته در کارزار تبلیغاتی پوما، میبینیم.
علاوه بر تولید فرش با نقشههای مشهور کاشان، قم و کرمان و فروش آن، این تولیدکنندهها به مشتری بافت فرشهایی مشابه فرشهای عتیقه ایرانی در کشمیر را با قیمتهای چند ۱۰هزار دلار وعده میدهند.
فرشی که بازارش سقوط کرد، اما تصویرش نه
طنز ماجرا این است که همزمان با کوچک شدن سهم ایران از تجارت جهانی فرش، تصویر فرش ایرانی همچنان یکی از نشانههای تجمل در مد و طراحی داخلی غرب باقی مانده و سختتر شدن دسترسی به نمونههای اصیل فرش ایرانی آن را در نظر مشتری کالای لوکس، خواستنیتر کرده است.
رالف لورن نمونه روشنی است. استفاده این طراح آمریکایی از فرش ایرانی پدیده تازهای نیست. فروشگاه مشهور خیابان مدیسون این خانه مد از زمان افتتاح در سال ۱۹۸۶ (۱۳۶۵ خورشیدی) با فرشهای ایرانی آراسته شده بود و شرکت همچنان از این فرشها بهعنوان بخشی از جهان بصری رالف لورن یاد میکند.
در نمایش پنجاهمین سال فعالیت رالف لورن در «سنترال پارک» نیویورک نیز مسیر محل نمایش با فرشهای ایرانی پوشانده شد.
این زبان بصری همچنان ادامه دارد. در نمایش پاییز ۲۰۲۶ (۱۴۰۵ خورشیدی) رالف لورن در نیویورک، فضای نمایش و محل پذیرایی با فرشهای ایرانی، پردههای مخملی و نقاشیهای دیواری آراسته شده بود.
رالف لورن همچنین فرشهایی میفروشد که آشکارا از نمونههای تاریخی ایران الهام گرفتهاند. برای مثال، مجموعه «وکسفورد» (Wexford) بر اساس فرشهای سراب قرن نوزدهم طراحی شدند و بزرگترین اندازه آن در بریتانیا بیش از ۱۳ هزار پوند قیمت دارد. البته در توضیحات کالا، از محل تولید نامی برده نشده است، اما فروشگاههایی که نمونههای دستدوم آن را میفروشند، آن را بافت هند میدانند.
دسترسی آسانتر و بازاریابی وسیعتر و متنوعتر فرشهای هندی باعث شده است طراحان برای بازآفرینی فضای فرش ایرانی، سراغ کالاهای تولید هند بروند.
«فرش ایرانی در هند چه میکند؟» پاسخ کوتاهی ندارد. گاهی استادکاری از هرات نقش و مهارتش را با خود برده، گاه شاهی گورکانی برای قالیبافان کارگاه ساخته و گاه تاجری اروپایی طرح و اندازهای متناسب با بازار خود سفارش داده است. در دهههای اخیر نیز عقب راندن ایران از بازار جهانی، فرصت بیشتری در اختیار تولیدکنندگان رقیب گذاشته است.

