از لحظهای که صدای انفجار در دبستان شجره طیبه میناب دهها خانواده را برای همیشه داغدار کرد، بیش از ۱۰۰ روز گذشته است. جنگ میان آمریکا، اسرائیل و جمهوری اسلامی ایران پایان یافته، آتشبس برقرار شده و مقامهای سیاسی و نظامی درباره آینده منطقه سخن میگویند، اما برای خانوادههایی که فرزندانشان را در آن صبح خونین از دست دادند، مهمترین پرسش همچنان بیپاسخ مانده است: چه کسی مسئول این فاجعه بود؟
مدرسه شجره طیبه در شهر میناب نهم اسفند ۱۴۰۴، همزمان با نخستین ساعات آغاز جنگ، هدف حملهای قرار گرفت که به یکی از مرگبارترین رخدادها برای غیرنظامیان در جنگ تبدیل شد. از همان ساعات نخست، درباره عامل حمله، نوع تسلیحات مورداستفاده و حتی شمار قربانیان روایتهای متناقضی منتشر شد. با گذشت ماهها برخی از این تناقضها برطرف شدهاند.
آنچه تقریبا تمامی گزارشهای منتشرشده بر سر آن توافق دارند، وقوع یک فاجعه انسانی بزرگ است. جمهوری اسلامی ایران شمار قربانیان را بیش از ۱۶۵ نفر اعلام کرده است. برخی گزارشهای سازمان ملل هم از کشته شدن دستکم ۱۶۸ نفر خبر دادهاند. از طرفی شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران، کشته شدن بیش از ۱۰۸ دانشآموز را تایید کرده است. در کنار دانشآموزان، تعدادی از معلمان و کارکنان مدرسه نیز جانشان را از دست دادند.
این آمارها اگرچه متفاوتاند، در یک نکته اشتراک دارند؛ دهها کودک در محیطی کشته شدند که قرار بود امنترین مکان زندگی روزمره آنان باشد.
بر اساس گزارش رسانههای دولتی ایران، این مدرسه در جریان حملات هوایی صبح روز ۹ اسفند هدف اصابت موشک قرار گرفت. حمله حدود ساعت ۱۰ صبح، همزمان با حضور دانشآموزان در مدرسه و در یکی از ساعات عادی آموزشی، رخ داد و به کشته و زخمی شدن شمار زیادی از افراد حاضر در ساختمان انجامید.
درباره تعداد دانشآموزان حاضر در زمان حمله، روایتهای متفاوتی منتشر شده است. وزارت آموزش و پرورش ایران این تعداد را ۲۶۴ نفر اعلام کرده است. بنا بر این گزارشها، بخش عمده دانشآموزان را دختران هفت تا دوازده ساله تشکیل میدادند. همچنین شیوا راد، از شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران، گفته است که مدیریت مدرسه پس از آغاز حملات هوایی تصمیم به تعطیلی گرفته بود، اما بسیاری از والدین پیش از وقوع انفجار فرصت نیافتند خود را به مدرسه برسانند.
گزارشها حاکی است که موشک در فاصله زمانی حدود ساعت ۱۰ تا ۱۰:۴۵ صبح، همزمان با جابهجایی دانشآموزان بین کلاسها، به ساختمان مدرسه اصابت کرد. شدت انفجار موجب تخریب بخش بزرگی از ساختمان دوطبقه، فروریختن دیوارها و سقف و گرفتار شدن شماری از دانشآموزان و کارکنان زیر آوار شد. تصاویر منتشرشده از محل حادثه نیز گستردگی ویرانی را نشان میدهد و بیانگر آن است که دستکم نیمی از ساختمان مدرسه بر اثر این حمله تخریب شده است.
در همین حال، برخی گزارشها از وقوع حملات متوالی خبر میدهند. بر اساس روایت دو امدادگر هلال احمر و یکی از والدین دانشآموزان، پس از نخستین اصابت، مدیر مدرسه گروهی از دانشآموزان را برای حفظ امنیت به نمازخانه منتقل و با خانوادهها تماس گرفته بود تا فرزندانشان را تحویل بگیرند، اما اندکی بعد همان محل نیز هدف حمله دیگری قرار گرفت. یکی از والدین گفته است دخترش از حمله نخست جان سالم به در برده بود، اما زمانی که او در راه مدرسه بود، حمله بعدی رخ داد و فرزندش جان باخت. شهردار میناب و وزارت آموزش و پرورش ایران نیز اعلام کردهاند که این مدرسه در مجموع سه بار هدف حمله قرار گرفته است.
از همان ساعات نخست پس از بمباران، مقامهای جمهوری اسلامی ایران، آمریکا و اسرائیل را مسئول مستقیم حمله معرفی کردند و از «جنایت جنگی» سخن گفتند. عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، در نشست شورای حقوق بشر سازمان ملل این حمله را «نسلکشی» توصیف کرد. در مقابل، مقامهای آمریکایی از تایید یا رد مسئولیت حمله خودداری کردند و وعده تحقیقات رسمی دادند.
اما با گذشت زمان، گزارشهای رسانههای بینالمللی تصویر پیچیدهتری از ماجرا ارائه کردند. خبرگزاری رویترز به نقل از منابع آگاه گزارش داد که تحقیقات اولیه داخلی ارتش آمریکا، احتمال مسئولیت داشتن نیروهای آمریکایی در این حمله را مطرح کرده است. در این گزارش آمده بود که ممکن است اطلاعات هدفگیری مورداستفاده در عملیات قدیمی یا ناقص بوده باشند. به این ترتیب این فاجعهبارترین پرده از سلسله حملات نظامی آمریکا در جنگ اخیر بود.
رسانههای بینالمللی در کنار ارائه شواهدی که نشان میدهد آمریکا مسئول این بمباران است میگویند که نشانهای نیافتهاند که تایید کند مدرسه عمدا هدف قرار گرفته است. آمریکا هم از روز نخست این رویداد میگوید که تحقیقات پنتاگون و سنتکام همچنان ادامه دارد و واشنگتن هنوز نتیجه نهایی آن را منتشر نکرده است.
دونالد ترامپ نیز در پاسخ به پرسش خبرنگاران درباره پرونده میناب گفته بود که این موضوع همچنان در دست بررسی است و نتایج تحقیقات پس از تکمیل منتشر خواهد شد.
در این میان، اظهارات برد کوپر، فرمانده ستاد فرماندهی مرکزی آمریکا، هم برای توجیه این تحقیقات طولانی و هنوز بینتیجه مطرح شد. او در جلسه استماع سنای آمریکا اعلام کرد که تحقیقات درباره حمله به مدرسه میناب «پیچیده» است. او دلیل این پیچیدگی را این دانست که این مدرسه در محدوده یا مجاورت یک پایگاه فعال موشکهای کروز جمهوری اسلامی ایران قرار داشت. البته این مقام نظامی آمریکایی در مورد اینکه چرا تمهیدات ضروری برای مصون ماندن مناطق غیرنظامی و به ویژه مدارس و اماکن آموزشی مراعات نشده، پاسخی نداشت.
بررسی نسخههای آرشیوی وبسایت مدرسه، تصاویر ماهوارهای و گزارش رسانههای بینالمللی نشان میدهد که مدرسه شجره طیبه در مجاورت مجموعهای وابسته به سپاه پاسداران قرار داشت. با این حال، حتی وجود تاسیسات نظامی در نزدیکی مدرسه، به خودی خود رافع مسئولیت مهاجمان نیست، زیرا بر اساس تعهدات بینالمللی و حقوقبشری، طرف مهاجم موظف است میان اهداف نظامی و غیرنظامی تمایز قائل شود و پیش از حمله، تمامی اقدامهای ممکن را برای جلوگیری از تلفات غیرنظامیان انجام دهد.
به گزارش گاردین، دبستان «شجره طیبه» اگرچه در مجاورت مجموعهای از ساختمانهای متعلق به نیروی دریایی سپاه پاسداران در میناب قرار داشت، اما بررسی تصاویر ماهوارهای و شواهد موجود نشان میدهد که این مدرسه ماهیتی غیرنظامی داشته است. به نوشته این روزنامه، ساختمان مدرسه با دیوار از تاسیسات نظامی مجاور جدا شده بود و هیچ نشانهای از استفاده نظامی از آن دیده نمیشد. وجود نقاشیهای کودکانه روی دیوارها، خطکشیهای حیاط و سایر ویژگیهای معمول یک محیط آموزشی نیز این ارزیابی را تقویت میکند.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
به بیان دیگر، اگر به صورت رسمی هم تایید شود که نیروهای آمریکایی یا هر نیروی دیگری مدرسه را هدف قرار دادهاند، وجود یک مرکز نظامی در نزدیکی آن نمیتواند به تنهایی توجیهکننده کشته شدن بیش از ۱۰۰ کودک باشد.
همین مسئله باعث شده است تا پرونده میناب تنها یک پرونده نظامی نباشد، بلکه به یکی از مهمترین پروندههای حقوق بشری جنگ اخیر تبدیل شود.
ابهامها درباره نحوه این حمله همچنان ادامه دارد. مقامهای جمهوری اسلامی ایران در روزهای نخست از اصابت موشکهای کروز تاماهاک سخن گفتند، اما چند هفته بعد، یکی از نیروهای سپاه پاسداران در گفتگو با صداوسیما روایت متفاوتی ارائه کرد و گفت که پیش از انفجار، تعدادی پهپاد از سمت دریا به سوی منطقه در حرکت بودند و نیروهای حاضر در محل حتی فرصت یافتند با سلاحهای سبک و سپس تیربار دوشکا به سوی آنها شلیک کنند.
طرف آمریکایی این رویداد هنوز درباره نوع تسلیحات به کار رفته در این بمباران به صورت رسمی گزارشی منتشر نکرده است. چند روز بعد از این رویداد دونالد ترامپ گفت که موشک تاماهاک به سمت مدرسه شلیک شده ولی مدعی شد که این موشک تاماهاک را ایران و کشورهای دیگر هم تولید میکنند. این ادعای تولید موشک تاماهاک در ایران البته درست نبود و ترامپ و وزارت جنگ این کشور هم پس از آن ترجیح دادند که صرفا به این بسنده کنند که موضعشان را پس از انتشار گزارش رسمی و تحقیقات پنتاگون اعلام خواهند کرد.
همزمان، سازمان ملل متحد نیز تحقیقات مستقلی را آغاز کرده است و اعضای هیئت حقیقتیاب سازمان ملل اعلام کردهاند که به دنبال دسترسی مستقیم به محل حادثه و بررسی مستقل شواهدند. آنان تاکید کردند که تعیین مسئولیت نهایی بدون دسترسی به اسناد، تصاویر، بقایای تسلیحات و اطلاعات میدانی امکانپذیر نیست.
عفو بینالملل، دیدهبان حقوق بشر و شماری از گزارشگران ویژه سازمان ملل خواستار تحقیقات شفاف و پاسخگویی عاملان حادثه شدهاند. این نهادها تاکید میکنند که علاوه بر تعیین مسئول فاجعه، مرگ دهها کودک در یک مرکز آموزشی نیازمند بررسی مستقل، شفاف و عمومی است.
مهمترین بخش ماجرا نیز همین است: اینکه با وجود پایان جنگ، هنوز هیچ پاسخ قطعی برای خانواده قربانیان وجود ندارد. نه نتیجه تحقیقات آمریکا منتشر شده، نه تحقیقات سازمان ملل به پایان رسیده و نه درباره جزئیات آنچه در میناب رخ داد، گزارش جامعی در اختیار افکار عمومی قرار گرفته است.
قربانیان غیرنظامی جنگها اغلب پس از خاموش شدن سلاحها نیز قربانی باقی میمانند؛ قربانی سکوت، فراموشی و فقدان پاسخگویی.
کودکان کشته شده میناب هیچ گاه به خانه باز نخواهند گشت. آنها برای همیشه داغی بر دل خانوادهها و مردم ایران هستند. کودکانی بیخبر از جنگ در چشم بر همزدنی جانشان را از دست دادند. تلخی جانکاه این رویداد آن است که هنوز آنچه به این فاجعه منجر شد، روشن نیست و به نظر میرسد طولانی شدن روند تحقیقات نه به دلیل پیچیدگی پرونده که اقدامی سیاسی است.
پرونده میناب امروز بیش از آنکه پروندهای درباره آمریکا، اسرائیل یا جمهوری اسلامی ایران باشد، پروندهای درباره حق کودکان برای امنیت و حفاظت از غیرنظامیان در زمان جنگ است؛ حقی که در آن روز از کودکان میناب سلب شد.

