در توافق آمریکا با جمهوری اسلامی، مردم ایران و لبنان نادیده گرفته شدند

قرار بود حزب‌الله خلع سلاح و حکومت آیت‌الله‌ها سرنگون شود، اما توافق با ایران احتمال تحقق این اهداف را از میان می‌برد

ما در یک لحظه تاریخی قرار داریم. اگرچه هنوز جرئيات دقیق توافقی که میان آمریکا و جمهوری اسلامی ایران به امضا رسید، مشخص نیست، با گزارش‌هایی که منتشر شده است، به نظر می‌رسد در این میان، مردم ایران و لبنان‌اند که نادیده گرفته شده‌اند.

این توافق آثار و تبعاتی خواهد داشت که هیچ‌کدام مطلوب تلقی نمی‌شوند. نخست اینکه حکومت ایران مشروعیت بین‌المللی خواهد یافت. دوم اینکه، در این توافق به موشک‌های بالیستیک هیچ اشاره‌ای نشده و این بدان معنا است که ایران همچنان تهدیدی برای منطقه باقی خواهد ماند و اسرائیل نیز همچنان در معرض تهدید موشک‌های بالیستیک خواهد بود. سوم اینکه میان جمهوری اسلامی ایران و نیروهای نیابتی تروریستی آن هیچ تفکیکی در نظر گرفته نشده است. پیامد این امر آن است که حزب‌الله، حوثی‌ها، شبه‌نظامیان شیعه در عراق و البته حماس، همچنان با حمایت و تامین مالی تهران، به فعالیت ادامه خواهند داد.

مورد چهارم این است که توافق در حال شکل‌گیری، خیانت به مردم ایران است. آنان برای سرنگونی حکومت آیت‌الله‌ها و دستیابی به حداقلی از آزادی به خیابان‌ها آمدند. ترامپ آنان را تشویق کرد که به مبارزه ادامه دهند و وعده داد که «کمک در راه است». آنان این وعده را باور کردند. ده‌ها هزار نفر کشته شدند، با این حال مردم ایران می‌خواستند باور کنند که این خونریزی سرانجام به سقوط حکومت ترور خواهد انجامید و می‌دانیم که هرچه امید بیشتر باشد، ناامیدی نیز عمیق‌تر خواهد بود.

Read More

This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)

هر توافقی که منعقد شود، به معنای به‌ این است که آمریکا حکومتی را که اکنون هم قدرتمندتر و هم رادیکال‌تر شده، به رسمیت شناخته است. آینده خاورمیانه به‌طور کلی و آینده مردم ایران به‌طور خاص، هرگز تا این اندازه نومیدکننده به نظر نرسیده بود. دیگر مشخص نیست که آیا ارزش‌های اخلاقی هنوز در مناسبات بین‌المللی جایگاهی دارند یا نه، زیرا روشن است که در این توافق، این ارزش‌ها زیر پا گذاشته شده‌اند.

ایرانیان رها شده‌اند. لبنانی‌ها نیز همین‌طور. آنان تازه احساس کرده بودند که شاید سرانجام بتوانند از سلطه جمهوری اسلامی ایران رها شوند؛ سلطه‌ای‌‌‌ــ از طریق حزب‌الله‌ــ که طی دهه‌های گذشته لبنان را ویران کرد و به ورطه ورشکستگی کشاند. لبنان ظرفیت بازسازی دارد و کشورهای بسیاری نیز آماده کمک به آن‌اند، اما اکنون احتمال تحقق چنین آینده‌ای بسیار اندک است. توافق با تهران تضمین می‌کند که حزب‌الله همچنان به ویرانی و نابودی لبنان ادامه دهد. همین مسئله درباره حماس نیز صدق می‌کند.

بر اساس تصمیم‌های پیشین، قرار بود هم حزب‌الله و هم حماس خلع سلاح شوند، اما توافق با جمهوری اسلامی ایران عملا احتمال تحقق چنین هدفی را از میان می‌برد.

اگر توافقی که در نهایت امضا می‌شود، با نسخه آمریکایی تفاهم‌های گزارش‌شده مطابقت داشته باشد، به توافق هسته‌ای سال ۲۰۱۵ موسوم به برجام که زمینه گسترش نفوذ منطقه‌ای تهران را فراهم کرد، شباهت زیادی خواهد داشت.

خود ترامپ بارها آن توافق را بد و دارای نقایص جدی توصیف کرد و اصرار داشت که توافقی بسیار بهتر به دست خواهد آورد. او سال ۲۰۱۸ از برجام خارج شد و تحریم‌های سنگینی علیه جمهوری اسلامی ایران اعمال کرد که آسیب‌های قابل‌توجهی به اقتصاد ایران وارد کردند.

با این حال، یکی از نخستین اقدام‌های بایدن پس از ورود به کاخ سفید در ژانویه ۲۰۲۱، عقب‌نشینی از آن سیاست تحریمی بود، اما اکنون چه؟ ترامپ در حال قرار گرفتن در جایگاه بایدن است و در بهترین حالت، به توافقی مشابه توافق پیشین بازمی‌گردد که این خود اشتباهی بزرگ است. همچنین سیاست کاهش تحریم‌ها را دوباره احیا می‌کند که اشتباهی حتی بزرگ‌تر است، زیرا به جمهوری اسلامی ایران اجازه خواهد داد در حوزه‌های دیگر، از جمله توسعه موشک‌های بالیستیک، تسلیح نیروهای نیابتی و اقدام‌های بی‌ثبات‌کننده در منطقه‌، پیشروی کند.

غرب نهایت ضعف خود را آشکار کرده است. هنگامی که موضوع فلسطین مطرح می‌شود، جهان آزاد سرشار از خشم و اعتراض می‌شود، اما وقتی سخن از ایرانیان است، سکوت حکم‌فرما است. با هر معیاری که سنجیده شود، رنجی که ایرانیان متحمل می‌شوند، به‌مراتب بیش از رنج فلسطینیان است. همان‌گونه که مردم ایران زیر سلطه حکومتی قرار دارند که آنان را سرکوب و سرمایه‌هایی عظیم را صرف ماشین مرگ می‌کند، فلسطینیان نیز تحت حاکمیت رهبری‌ زندگی می‌کنند که تروریسم را بر آشتی و رفاه ترجیح می‌دهد.

شگفت‌آور آنکه جهان آزاد، تقریبا همان‌گونه که عملا در کنار حماس قرار گرفت، از حکومت ایران نیز محافظت می‌کند و در تظاهرات‌ها، اسرائیل و ایالات متحده را هدف قرار می‌دهد. یعنی کشورهایی که در حال مبارزه با این حکومت‌های سرکوبگرند. نمونه آن اینکه در ماه آوریل، جمهوری اسلامی ایران به عضویت یکی از مهم‌ترین کمیته‌های سازمان ملل متحد درآمد؛ کمیته‌ای که بر موضوعاتی چون حقوق بشر، وضعیت زنان و مقابله با تروریسم نظارت دارد. کانادا، فرانسه، اسپانیا، نروژ، هلند، استرالیا، بریتانیا، فنلاند، اتریش و سوییس از این عضویت حمایت کردند.

پیش‌تر این امیدواری وجود داشت که رابطه ویژه میان نتانیاهو و ترامپ به یک هماهنگی بی‌سابقه‌ میان دو طرف منجر شود. این اتفاق در سطح تاکتیکی رخ داد. حملات مشترک علیه ایران، بدون تردید یک دستاورد بود،‌ اما این همکاری تاکتیکی به همسویی راهبردی تبدیل نشد. در سطح راهبردی، به‌سختی می‌توان اشتباهی را یافت که ترامپ مرتکب نشده باشد. اکنون تحقق هدف نهایی، یعنی از میان بردن تهدید جمهوری اسلامی ایران، ناگزیر به رئیس‌جمهوری بعدی آمریکا واگذار خواهد شد و تنها می‌توان امیدوار بود که آن جانشین عملکرد بهتری داشته باشد.

برگرفته از وای‌نت

دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مقاله لزوماً سیاست یا موضع ایندیپندنت فارسی را منعکس نمی کند.

بیشتر از دیدگاه