بیش از چهار ماه از سرکوب خونین اعتراضات سراسری دیماه ۱۴۰۴ در جریان انقلاب ملی ایرانیان گذشته، اما برای شماری از بازداشتشدگان که پس از هفتهها یا ماهها بازجویی و زندان، با قرار وثیقه آزاد شدهاند، زندگی هنوز به حالت عادی بازنگشته است.
این افراد در ظاهر، دیگر پشت میلههای زندان نیستند، اما بسیاری از آنها عملا با پابند الکترونیکی، وثیقههای چند میلیارد تومانی، ممنوعالخروجی، احضارهای مکرر یا تهدید دائمی ماموران امنیتی زندگی میکنند.
اطلاعات رسیده به ایندیپندنت فارسی از شهرهای مختلف ایران نشان میدهد شماری از بازداشتشدگان دیماه برای آزادی موقت ناچار شدهاند وثیقههایی سنگین بسپارند که در برخی موارد، رقم آنها از ۳۰ میلیارد تومان هم فراتر است. در کنار آن، محدودیتهای امنیتی و قضایی، زندگی روزمره این افراد را کاملا مختل کرده است.
یکی از معترضان ۳۳ ساله اهل تهران که در اعتراضهای روز ۱۸ دی در شرق پایتخت بازداشت شد و اکنون با پابند الکترونیکی در منزل والدینش زندگی میکند، به ایندیپندنت فارسی میگوید: «وقتی از زندان بیرون آمدم، فکر کردم بدترین بخش ماجرا تمام شد. اما چند روز بعد فهمیدم اشتباه میکردم. پابند را بستند و گفتند فقط تا شعاع ۱۰ کیلومتری که مشخص کردیم میتوانی رفتوآمد کنی. عملا از سلول به خانه منتقل شدم. این تحقیر دائما با من همراه است.»
او میگوید این شرایط نهتنها آزادی او را محدود کرد، بلکه بر سلامت روانش نیز اثر گذاشت: «شبها وقتی میخوابم، گاهی حس میکنم هنوز در بازداشتگاهم. صدای بسته شدن درها، فریاد بازجوها و کتکها هنوز در ذهنم مانده است.»
وثیقههایی که خانوادهها را به مرز فروپاشی رسانده است
بسیاری از خانوادهها برای تامین وثیقه ناچار شدهاند خانه، خودرو، طلا و پسانداز سالها زندگی خود را در رهن بگذارند. پدر یکی از بازداشتشدگان ۲۳ ساله در کرج به ایندیپندنت فارسی میگوید: «برای وثیقه پسرم، سند خانه و مغازهام را گذاشتم. الان هر روز با این ترس زندگی میکنم که اگر دوباره احضارش کنند یا حکمی صادر شود، همه زندگیمان از دست برود.»
او افزود: «پسرم آزاد شده، اما نه او آرامش دارد و نه ما. یک تماس تلفنی کافی است تا دوباره همهچیز فرو بریزد. خیلی دوست داشتم میتوانستم کاری کنم تا پسرم فرار کند و از ایران خارج شود، ولی خودش میگوید اگر بروم، خانه و مغازه را توقیف میکنند و آنوقت ما و برادر و خواهرش کجا زندگی کنیم؟ از کجا بیاوریم بخوریم؟»
ممنوعالخروجی، احضار و تعلیق از کار و تحصیل
آزادی موقت برای بسیاری از این معترضان با محدودیتهای دیگری مانند ممنوعالخروجی، محرومیت از ادامه تحصیل یا بازگشت به محل کار نیز همراه بوده است.
دانشجوی ۲۴ سالهای از اصفهان که با وثیقه پنج میلیارد تومانی آزاد شده است، میگوید: «یکی از مدیران دانشگاه گفت تا تعیین تکلیف پرونده حق حضور در کلاسها را ندارم. عملا آیندهام متوقف شده است. یعنی مثلا آزادم، اما نه میتوانم درس بخوانم، نه سفر کنم و نه برای آیندهام برنامهریزی کنم.»
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
احضارهای مکرر و تهدید دائمی
بر اساس اطلاعات دریافتی، شماری از آزادشدگان بهطور منظم به نهادهای امنیتی احضار میشوند و درباره ارتباطات، فعالیت در شبکههای اجتماعی و تماس با رسانهها تحت بازجویی قرار میگیرند.
یکی از معترضان آزادشده در شیراز که او نیز به دلیل تهدید ماموران امنیتی، مانند دیگر مصاحبهکنندگان از انتشار نامش امتناع میکند، میگوید: «هر بار که تلفن با شماره ناشناس یا بدون شماره زنگ میخورد، قلبم میایستد. همیشه فکر میکنم دوباره میخواهند مرا برگردانند زندان. آنجا خیلی ما را کتک میزدند. مطمئنم اگر بازهم بازداشت شوم، دیگر زنده از زندان بیرون نمیآیم.»
بحران روانی خاموش
فعالان مدنی ساکن ایران در گفتگو با ایندیپندنت فارسی میگویند ترکیب زندان، تهدید، محدودیتهای قضایی و فشار اقتصادی، بسیاری از این جوانان را در معرض اضطراب مزمن، افسردگی و اختلال استرس پس از سانحه قرار داده است.
یک منبع نزدیک به خانواده یکی از بازداشتشدگان در مشهد میگوید: «او دیگر مثل قبل نیست. کمحرف شده، شبها کابوس میبیند و بهندرت از خانه بیرون میرود.»
در هفتههای اخیر، همزمان با ادامه صدور و اجرای احکام اعدام برای شماری از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، از جمله تازهترین مورد که اعدام عرفان شکورزاده در روز دوشنبه ۲۱ اردیبهشت به اتهام «همکاری با سیا و موساد» بود، نگرانی معترضان آزادشده نیز بهطور چشمگیری افزایش یافته است. بسیاری از این افراد میگویند همچنان نمیدانند سرنوشت پروندههایشان چه خواهد شد و آیا آزادی موقت آنان در نهایت به زندانهای طولانیمدت یا حتی احکام سنگینتر منتهی میشود یا خیر.
یکی از این اهالی ساری در مازندران به ایندیپندنت فارسی میگوید: «وقتی از زندان بیرون آمدم، مادرم گریه میکرد و میگفت خدا را شکر آزاد شدی. اما واقعیت این است که من هنوز آزاد نشدهام. فقط شکل زندانم عوض شده است. دائما به اداره اطلاعات یا زندان ساری احضار میشوم که وضعیت پابندم را چک کنند یا همچنان تهدید میکنند که یک وقت فکر نکنم واقعا آزاد شدهام.»
روایتهای رسیده به ایندیپندنت فارسی نشان میدهد برای بسیاری از بازداشتشدگان دیماه ۱۴۰۴، آزادی نه به معنای پایان سرکوب، بلکه مرحلهای تازه از همان مجازات است که در آن، زندان از پشت دیوارهای اوین، فشافویه، عادلآباد، وکیلآباد و... به درون خانهها، خانوادهها و ذهن این جوانان منتقل شده است.
در شرایطی که جمهوری اسلامی همزمان با گرفتاری در یکی از عمیقترین بحرانهای اقتصادی و معیشتی دهههای اخیر، همچنان بر اجرای احکام اعدام، صدور وثیقههای سنگین و تشدید فشارهای امنیتی اصرار دارد، بسیاری از این معترضان میگویند تنها پرسشی که هر روز با خود تکرار میکنند این است که آیا روزی دوباره طعم واقعی آزادی را خواهند چشید یا خیر.

