این روزها بسیاری از مردم ایران در وضعیتی میان بیم و امید به سر میبرند؛ امید به سر آمدن فصل تاریکی و رسیدن روز آزادی و بیم از تداوم شرایط موجود در صورت بقای جمهوری اسلامی. این وضعیت ممتد بیم و امید تقریبا تمام تصمیمگیریهای افراد از سادهترین امور زندگی تا تصمیمهای بزرگی مانند مهاجرت را تحت تاثیر قرار داده است.
گزارشهای میدانی و تحلیل وضعیت جامعه امروز ایران آشکار میکند که هزاران ایرانی در حالی که به روز رهایی امیدوارند، همزمان راههای کوچ را هم بررسی میکنند. برخی حتی برای ترک ایران گامهای عملی را هم برداشتهاند. محمد یکی از همین افراد است که دو هفته پیش از مسیر زمینی وارد ترکیه شد و حالا در یک کارواش اصطلاحا «سیاه» کار میکند تا بتواند برای خانوادهاش پول بفرستد. او میگوید: «هیچ راه دیگری وجود نداشت. اگر آن وضعیت را ادامه میدادم، امروز باید مینشستم و گرسنگی بچههایم را تماشا میکردم.»
محمد تا حدود دو سال پیش، در یکی از مناطق مرکزی تهران مغازه داشت و وضعیت مالیاش در حد متوسط بود. گاهی درآمدش فقط کفاف اجاره خانه و مغازه را میداد و گاهی کسبوکارش رونق بیشتری میگرفت. با این حال، زندگی هرچند بهسختی اما میگذشت تا اینکه اوضاع اقتصادی بهشدت بههم ریخت. چکهایش یکی پس از دیگری برگشت خورد، تورم از کسبوکارش پیشی گرفت و در نهایت، محمد را که نانآور یک خانواده چهار نفره است، از پا انداخت.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
او که آن زمان یک پژو ۲۰۶ داشت، مغازهاش را جمع کرد و مشغول کار در اسنپ شد، اما با رسیدن موعد تمدید اجاره خانه، صاحبخانه از او خواست ۵۰۰ میلیون تومان به مبلغ ودیعه اضافه کند و محمد که چنین پولی نداشت، ناچار شد ماشینش را که حالا دیگر تنها منبع درآمدش بود، بفروشد.
او با باقیمانده پول، یک پراید قدیمی خرید، اما کار با خودرو فرسوده، به گفته خودش، مثل «آب در هاون کوبیدن» بود، چون هرچه کار میکرد، صرف تعمیر ماشین میشد. در این میان، قطعیهای مکرر اینترنت، اختلال در جیپیاس و وخامت اوضاع اقتصادی هم مزید بر علت شد.
در نهایت محمد نتوانست اجاره خانه دو ماه را پرداخت کند و در تامین هزینههای خوردوخوراک دو فرزند خردسالش درماند و خطر آوارگی و گرسنگی خانوادهاش را تهدید میکرد. این بود که ناچار شد ایران را ترک کند و خود را به ترکیه برساند.
او که حالا شبها در اتاقکی در یک کارواش میخوابد، میگوید: «من هم مثل خیلیها امیدوارم اتفاقهای خوبی بیفتد، اما نمیتوانستم تا آن زمان بنشینم و دست روی دست بگذارم. اگر اینها (جمهوری اسلامی) رفتند که من هم مثل خیلیهای دیگر برمیگردم ایران، ولی اگر نرفتند، برنمیگردم و هرطور شده خانوادهام را هم به اینجا میآورم.»
البته اینکه محمد بتواند در ترکیه بماند و در آینده خانوادهاش نیز به او ملحق شوند، تنها به تصمیم او و خانوادهاش بستگی ندارد، بلکه بیش از هر چیز به قوانین مهاجرتی فعلی ترکیه وابسته است که دریافت اقامت قانونی را برای او، خانوادهاش و بسیاری دیگر، تقریبا ناممکن میکند، چون آنها «تمکن مالی» لازم را برای اخذ اقامت ندارند.
اقامتهای صوری و نجومی در ترکیه
ترکیه تا پیش از این به اتباع برخی کشورها، از جمله ایران، اقامت توریستی یک ساله و دو ساله میداد که امکان تمدید نیز داشت. متقاضیان برای دریافت این نوع اقامت، باید در یکی از شهرهای ترکیه خانه اجاره میکردند و بابت بیمه و هزینههای اداری (حق خاک) نیز مبلغی میپرداختند، اما این روند از حدود دو سال پیش متوقف شد و متقاضیان ناچار شدند به مسیرهای دیگری مانند دریافت اجازه کار، اقامت تحصیلی یا خرید ملک روی بیاورند.
همزمان، بازار کار افراد و شرکتهایی که مدعی دریافت اقامت از این روشها بودند، نیز رونق گرفت. در این میان، بسیاری هم به دام سوداگران افتادند و هدف کلاهبرداری قرار گرفتند. بسیاری دیگر نیز با وجود چندین سال زندگی در ترکیه، به ایران بازگشتند.
حالا در شرایطی که گرانی بیداد میکند، کسبوکارها زمینگیر شدهاند و مردم در تنگنای مالی شدید قرار دارند و وخامت اوضاع اقتصادی حتی وعدههای غذایی بسیاری از ایرانیان را هم متاثر کرده، میل به مهاجرت و اقدام برای آن بهتدریج روبهافزایش است.
این روند را میتوان از خیل پیامها در گروههای تلگرامی و گفتگو با برخی کارگزاران امور اقامتی در ترکیه هم مشاهده کرد. دو تن از آنها در شهرهای استانبول و آنتالیا به ایندیپندنت فارسی گفتند که در هفتههای اخیر تعداد متقاضیان دریافت اقامت ترکیه و افرادی که برای مشاوره تماس میگیرند، بهطور چشمگیری افزایش یافته است.
یکی از آنها به نام افشین، تنها در یک هفته گذشته بیش از ۵۰ تماس از افراد مختلف داشته که درباره ارزانترین راههای دریافت اقامت در ترکیه پرسوجو کردهاند و همگی نیز این پاسخ را شنیدهاند که ارزانترین نوع اقامت یک ساله بین هزار تا دو هزار دلار هزینه دارد.
اخذ اقامت دانشجویی یکی از روشهای رایج فعلی است. در این روش، متقاضی با پرداخت شهریه یک ساله دانشگاههای خصوصی (بین دو تا چهار هزار دلار) ثبتنام میکنند، اما در کلاسها شرکت نمیکند و صرفا از مزیت اقامت دانشجویی بهره میبرند. برخی از این افراد وارد بازار کار غیررسمی در ترکیه میشوند و برخی دیگر از طریق فعالیتهای آنلاین، امرار معاش میکنند. با این حال مشکل اصلی این نوع اقامت آن است که متقاضیان بابت یک سال اقامت، مبلغ قابلتوجهی پرداخت میکنند، اما اغلب امکان تمدید آن را ندارند، چون سال اول در کلاسها حاضر نشدهاند.
روش دوم خرید ملک است. بر اساس قوانین ترکیه، متقاضیان باید ملکی به ارزش حداقل ۲۰۰ هزار دلار خریداری کنند. اگرچه بهخصوص در سالهای قبل، تعداد قابلتوجهی از ایرانیان از طریق خرید ملک در ترکیه اقامت گرفتهاند، این گزینه اکنون برای بسیاری از افراد که در اثر شرایط اقتصادی وخیم ایران داراییهایشان را از دست دادهاند، دستنیافتنی است.
روش سوم که این روزها تبلیغات گستردهای برای آن انجام میشود، دریافت اقامت از طریق اجازه کار است. در این مدل، کارگزاران در همکاری با شرکتهای بزرگ و هتلهای ترکیه در ازای دو تا چهار هزار و ۵۰۰ دلار برای متقاضیان اقامت از نوع اجازه کار میگیرند. با این حال، متقاضیان علاوه بر مبلغ اولیه، باید هزینه بیمه را هم که حدود ۱۲ هزار لیر در ماه است، خودشان پرداخت کنند.
یک روش دیگر هم وجود دارد که بر اساس آن، واسطهها بابت معرفی افراد تازهوارد به کارفرمایان برای اشتغال در بخش غیررسمی و غیرقانونی، حق دلالی میگیرند که معمولا معادل یک ماه حقوق کارگر است. در تمامی این روشها، کل مبلغ ابتدای کار دریافت میشود و بخش قابلتوجهی از آن به جیب کارگزاران میرود.
نکته قابلتوجه این است که دشوار و در برخی موارد ناممکن شدن زندگی در ایران برای برخی افراد و شرکتها در ترکیه به منبع درآمد تبدیل شده است و از آن سود میبرند. فردی که در یکی از شهرهای ترکیه خدمات گردشگری به ایرانیان ارائه میدهد، باور دارد این چرخه کاذب با اطلاع و همکاری کامل نهادهای مسئول در ترکیه انجام میشود و چون به منبعی برای سودآوری تبدیل شده است، جلو آن را نمیگیرند.
او میگوید: «من نمیتوانم باور کنم اداره مهاجرت ترکیه خبر ندارد دانشگاههای خصوصی و هتلهای بزرگ با گرفتن پولهای نجومی برای ایرانیان اقامت صوری میگیرند. این چیزی نیست که از دید دولت ترکیه پنهان بماند.»
محمد برای اینکه بتواند در ترکیه اقامت قانونی داشته باشد، باید یکی از راههای موجود را انتخاب کند؛ درخواست برای اقامت توریستی که خطر بالای رد شدن و دستور ترک خاک را دارد. اقامت دانشجویی هم پس از یک سال قابل تمدید نیست و درخواست اقامت با اجازه کار هم هزینه بالایی دارد. او میگوید: «فعلا که تا سه ماه طبق قانون میتوانم اینجا باشم. امیدوارم که تغییر بزرگ رخ بدهد و برگردم، اما به هر دلیلی اگر روزنهای باز نشد، میروم ایران پرایدم را میفروشم، پولش را میآورم اینجا و اقامت کاری میگیرم.»
محمد میداند با دستمزدی که از کار در ترکیه بهدست میآورد و مبلغی که باید ماهیانه بابت بیمه بپردازد، امکان اجاره خانه در ترکیه راــ حداقل فعلاــ ندارد و مجبور است با کسی همخانه شود، اما این حسن را برایش دارد که میتواند پولی هرچند اندک، برای خانوادهاش بفرستد.
محمد یکی از میلیونها ایرانی است که داروندارش را به دلیل اوضاع اقتصادی نابسامان در ایران از دست داده و این روزها نیز در بیم و امید زندگی را سپری میکند و همچنان که به رسیدن روزهای خوب امیدوار است، این را هم میداند که بیکاری و بیپولی، تهدیدی جدی برای بقای انسان است؛ تهدیدی جدی که ایرانیان با گوشت و پوست خود آن را لمس میکنند و مدعیان حقوق بشر وضعیت آن را نادیده میگیرند.
با در نظر گرفتن این شرایط میتوان گفت به همان میزان که آزادی ایران احتمالا بازگشت میلیونی ایرانیان خارج از کشور را در پی خواهد داشت، تداوم شرایط موجود هم میتواند به بزرگترین کوچ قرن منجر شود.

