یک اعلان کوچک در روزنامه اطلاعات، آغاز رسمی استفاده بینالمللی از نماد شیر و خورشید سرخ ایران در یکی از بزرگترین گروه امدادرسانی بشردوستانه جهان بود؛ جایی که هدفش کاهش رنج انسانها، فارغ از مرز، مذهب و سیاست بود.
در حالی ۱۸ اردیبهشت، روز جهانی صلیب سرخ و هلال احمر گرامی داشته میشود که عضویت «شیر و خورشید سرخ ایران» در جامعه جهانی صلیب سرخ، به ۱۰۳ سالگی رسیده است. از زلزله بویینزهرا و رودبار و منجیل تا جنگ هشت ساله ایران و عراق و زلزله بم، امدادگران سرخپوش در بسیاری از لحظات تلخ تاریخ معاصر ایران، نخستین گروههایی بودند که به مناطق بحرانزده رسیدند؛ حضوری که بخشی از حافظه جمعی ایرانیان را شکل داده است.
ایده کمک به انسانها بدون توجه به ملیت، مذهب و وابستگی سیاسی، همزمان با شکلگیری اندیشههای مدرن حقوق بشر و انساندوستی در اروپا قوت گرفت. جنگهای گسترده، قحطیها و فجایع انسانی این پرسش را پیش کشیدند که آیا میتوان نهادی فراتر از دولتها ایجاد کرد که وظیفه اصلی آن کاهش رنج انسانها باشد؟ این ایده در قرن نوزدهم به شکلگیری جنبش جهانی صلیب سرخ و هلال احمر انجامید؛ شبکهای که امروز در بیش از ۱۹۰ کشور حضور دارد و یکی از بزرگترین ساختارهای امدادرسانی جهان با حضور میلیونها نیروی داوطلب به شمار میرود.
هانری دونان و شکلگیری ایده صلیب سرخ
نامگذاری روز جهانی صلیب سرخ و هلال احمر به مناسبت تولد هانری دونان، بازرگان انساندوست سوییسی، انجام شد. او پس از مشاهده وضعیت هزاران مجروح رهاشده در میدان جنگ در میانه قرن نوزدهم، گروههای امدادرسانی از میان داوطلبان تشکیل داد و ایده ایجاد نهادهای امدادی بیطرف را مطرح کرد.
همزمان، فلورانس نایتینگل، پرستار بریتانیایی، نیز در جنگ کریمه با سازماندهی مراقبت از مجروحان و اصلاح وضعیت بهداشتی بیمارستانهای نظامی، در شکلگیری مفهوم امدادرسانی سازمانیافته و بیطرفانه نقش مهمی داشت.
مجموع این ایدهها در سال ۱۸۶۳ به تاسیس «کمیته بینالمللی امداد به مجروحان» انجامید که بعدها به «کمیته بینالمللی صلیب سرخ» (ICRC) تغییر نام داد. کنوانسیونهای ژنو نیز دولتهای امضاکننده را موظف کردند مجروحان، اسرای جنگی و غیرنظامیان را بدون توجه به طرف درگیری، تحت حمایت قرار دهند. تلاشهای این نهاد درنهایت سه بار در سالهای ۱۹۱۷، ۱۹۴۴ و ۱۹۶۳، جایزه صلح نوبل را برای صلیب سرخ جهانی به همراه آورد.
شکلگیری شیر و خورشید سرخ ایران
ایران از نخستین کشورهای منطقه بود که به معاهدات بشردوستانه بینالمللی پیوست. پس از زلزلههای ویرانگر اواخر دوره قاجار، تلاش برای ایجاد یک نهاد امدادی مدرن شدت گرفت. دکتر امیرخان امیراعلم، رئیس بهداری ارتش و استاد دارالفنون، مقررات صلیب سرخ جهانی را ترجمه و مقدمات تشکیل یک جمعیت امدادی ملی را فراهم کرد.
دولت قاجار در سال ۱۲۵۳ خورشیدی (در زمان ناصرالدینشاه) کنوانسیونهای ژنو را پذیرفت و در سال ۱۲۸۱ (در زمان مظفرالدین شاه قاجار) نشان شیر و خورشید را بهعنوان نماد ملی خود معرفی کرد.
اساسنامه جمعیت شیر و خورشید ایران در اسفند ۱۳۰۱ به امضای محمدحسن میرزای قاجار (برادر و ولیعهد احمدشاه) رسید و نخستین جلسه رسمی آن در مرداد ۱۳۰۲ تشکیل شد. این جمعیت بلافاصله به فدراسیون بینالمللی صلیب سرخ و هلال احمر پیوست و نشان شیر و خورشید سرخ را ثبت کرد.
همگام با سیاست مدرنسازی نهادهای عمومی در دوره رضاشاه پهلوی و حضور فعال ایران در جامعه ملل، «جمعیت شیر و خورشید سرخ ایران» در سال ۱۳۰۸ بهطور رسمی در جامعه جهانی صلیب سرخ پذیرفته شد. ریاست این جمعیت در آن دوره با شاهدخت شمس پهلوی بود.
نمادهای سرخ جهانی؛ از صلیب و هلال تا شیر و خورشید و کریستال
نشان صلیب سرخ بر زمینه سفید ابتدا در کشورهای دارای پیشینه مسیحی استفاده میشد، اما نمایندگان ایران و عثمانی خواهان استفاده از نشانی متفاوت شدند. به این ترتیب، «هلال احمر» و نشان «شیر و خورشید سرخ» پس از جنگ جهانی اول در کنوانسیون ژنو به رسمیت شناخته شدند.
پس از انقلاب ۱۳۵۷، جمهوری اسلامی ایران استفاده از نشان شیر و خورشید سرخ را کنار گذاشت و به هلال احمر پیوست. با این حال، نشان شیر و خورشید سرخ در اسناد کنوانسیونهای ژنو همچنان بهعنوان یکی از نشانهای رسمی ثبت شده است.
در سال ۲۰۰۶ نیز «کریستال سرخ» (Red Crystal) با هدف ایجاد نمادی غیرمذهبی برای اعضایی که مایل به استفاده از صلیب یا هلال نیستند به رسمیت شناخته شد. این تصمیم راه را برای عضویت رسمی سازمان امدادی اسرائیل در جنبش جهانی صلیب سرخ و هلال احمر باز کرد. اسرائیل پیش از آن، به دلیل استفاده از نشان ستاره داوود سرخ، دههها خارج از این ساختار قرار داشت.
جمهوری اسلامی و تغییر نشان به هلال احمر
کمتر از دو سال پس از انقلاب ۱۳۵۷، جمهوری اسلامی در تلاش برای محو نمادهای ملی ایرانی اعلام کرد که برای هماهنگی بیشتر با کشورهای اسلامی، از این پس از نشان هلال احمر استفاده خواهد کرد.
وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران نیز تیرماه ۱۳۵۹ طی اطلاعیهای اعلام کرد که ایران از حق انحصاری استفاده از شیر و خورشید سرخ صرفنظر میکند، هرچند حق بازگشت به این نشان را برای خود محفوظ میداند.
در دیماه ۱۳۶۲، نام رسمی این نهاد به «جمعیت هلال احمر جمهوری اسلامی ایران» تغییر یافت.
بیطرفی بشردوستانه در سایه سیاست
صلیب سرخ و هلال احمر بر اصل بیطرفی تاکید دارند، اما در دهههای اخیر برخی حکومتهای اقتدارگرا متهم شدهاند که از ساختارهای امدادی برای اهداف سیاسی و امنیتی و اقتصادی استفاده کردهاند.
جمهوری اسلامی ایران نیز بارها با چنین اتهامهایی روبرو بوده است؛ از جمله پناه گرفتن در اماکن درمانی، استفاده از آمبولانس برای جابهجایی نیروهای امنیتی یا انتقال بازداشتشدگان در اعتراضات خیابانی و همچنین اتهام انتقال تجهیزات یا تسلیحات با هواپیماهایی که گفته میشد حامل کمکهای بشردوستانه هلال احمرند.
در بخشهای مالی نیز هلال احمر جمهوری اسلامی در سالهای گذشته درگیر پروندههای «اختلاس»، «تضییع حقوق دولتی» یا «فساد اداری» بوده است. هرچند مقامهای جمهوری اسلامی این اتهامها را رد کردهاند، منتقدان اشاره میکنند بهرهبرداری امنیتی یا نظامی جمهوری اسلامی از نمادهای امدادی اعتماد عمومی به این نهادها را تضعیف کرده است.
چالش اعتماد؛ استقلال مالی یا وابستگی؟
تجربه جهانی نشان میدهد اعتبار صلیب سرخ و هلال احمر بیش از هر چیز به استقلال، بیطرفی و اعتماد عمومی وابسته است. با این حال بخش بزرگی از بودجه کمیته بینالمللی صلیب سرخ (ICRC) و فدراسیون جهانی صلیب سرخ و هلال احمر (IFRC) از سوی دولتها تامین میشود. بخش دیگری از منابع مالی این نهادها نیز از کمکهای مردمی میآید که البته مستقیما به میزان اعتماد عمومی وابستهاند.
در بسیاری از حکومتهای اقتدارگرا، مرز میان نهاد امدادی و ساختار حکومتی مبهم است. در چنین کشورهایی مانند جمهوری اسلامی، مدیران را دولت تعیین میکند، بودجه دولتی سهم بالایی دارد و شفافیت مالی محدودتر است. همین مسئله امکان استفاده سیاسی یا امنیتی از ساختار امدادی را به یکی از نگرانیهای دائمی تبدیل کرده است.
جمعیت هلال احمر نیز با وجود بودجه گسترده و تامین بخشی از منابع از درآمدهای داخلی، همچنان با چالشهای مالی و پرسشهایی درباره میزان استقلال خود روبرو است.
با وجود همه این مناقشات سیاسی، تصویر شیر و خورشید سرخ یا هلال احمر پس از ۵۷ در حافظه جمعی ایرانیان بیش از هر چیز با روزهای بحران گره خورده است. چادرهای سفید پس از زلزله بم، آمبولانسهایی که در میانه آژیرها و موشکباران جنگ ایران و عراق مجروحان را جابهجا میکردند، سگهای زندهیابی که در میان آوار رودبار، منجیل و کرمان به دنبال بازماندگان میگشتند و امدادگرانی که در برف، سیل و ویرانی، اغلب پیش از هر نهاد دیگری به مناطق حادثهدیده رسیدند. برای چند نسل از ایرانیان، این تصاویر بخشی از خاطره جمعی از تلخترین روزهای کشور است.
تاریخ صلیب سرخ و هلال احمر تنها روایت امدادرسانی نیست، بلکه روایت تقابل دائمی میان یک ایده جهانی و واقعیت سیاست نیز به شمار میرود؛ ایدهای که در قرن نوزدهم با هدف کاهش رنج انسانها، فارغ از مرز و مذهب شکل گرفت، اما در جهان امروز بارها زیر فشار جنگها، رقابت دولتها، تحریمها و سوءظنهای امنیتی قرار داشته است.
شاید مهمترین پرسش این جنبش پس از بیش از یک قرن، همچنان همان پرسش اولیه باشد: در جهانی که سیاست و جنگ بر همه چیز سایه انداختهاند، آیا میتوان نهادی واقعا بیطرف برای کمک به انسانها باقی ماند؟

