شهر نورآباد ممسنی در جریان اعتراضهای دیماه ۱۴۰۴، یکی از کانونهای اصلی انقلاب ملی شیر و خورشید بود و مردم معترض این شهر به تناوب تجمعهای گستردهای برپا کردند. در جریان همین اعتراضها نیز دهها تن از اهالی این شهر کشته شدند و تعدادی نیز بازداشت شدهاند که آمار دقیقی از آنها وجود ندارد. با این حال، منابع محلی و حقوق بشری هشدار دادهاند که برخی از بازداشتیها در معرض خطر صدور احکام سنگین، شکنجه و تلاش برای اخذ اعتراف اجباری قرار دارند.
منابع حقوق بشری روز دوشنبه هفتم اردیبهشت، از صدور حکم «محاربه» برای آرتین سالاری، جوان ۲۰ ساله اهل نورآباد ممسنی خبر دادند. آرتین در جریان اعتراضهای دیماه به همراه تعداد دیگری از اهالی نورآباد ممسنی بازداشت شد و گزارشها حاکی از آن است که طی دو هفته اخیر، برای او احکام بسیار سنگینی صادر شده است. با وجود اطلاع از صدور حکم «محاربه»، هنوز درباره جزئیات پرونده، مصادیق اتهام و مراحل دادرسی آرتین سالاری اطلاعات شفافی در دست نیست.
همزمان، نگرانیها درباره وضعیت کیوان احمدی، هنرمند اهل نورآباد ممسنی، نیز افزایش یافته است. از بازداشت او نیز حدود یک ماه میگذرد و آنطورکه منابع محلی خبر دادهاند، در شرایطی نامشخص بهسر میبرد و از محل نگهداری یا وضعیت او هیچ اطلاعی در دست نیست.
بر اساس گزارشهای محلی، کیوان احمدی در شیراز بازداشت شد و پیگیریهای خانوادهاش برای کسب اطلاع از وضعیت او تاکنون بینتیجه بوده است.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
گفته میشود که اتهام کیوان احمدی به حضور او در مراسم یادبود یکی از جاویدنامان نورآباد ممسنی مرتبط است. کاربران شبکههای اجتماعی طی هفتههای اخیر بهتناوب تصاویری از کیوان احمدی منتشر کردند. برخی نیز ویدیوهایی از او را با اشتراک گذاشتند که در حال خواندن ترانهای بختیاری است.
برخی منابع حقوق بشری نیز تاکید کردهاند که «جان کیوان احمدی در خطر است و او را بارها برای گرفتن اعتراف اجباری تحت شکنجه قرار دادهاند».
معترضان شهر نورآباد ممسنی در جریان انقلاب ملی شیر و خورشید در دیماه و پس از آن در مراسم یادبود جاویدنامان، شعارهایی مانند «پرچم شیر و خورشید ممسنی درخشید»، «مرگ بر خامنهای»، «رضا رضا پهلوی، این است شعار ملی»، «داس، چکش، عمامه، ۵۷ تمامه» و «شاه میآد به کشورش، ممسنی پشت سرش» سر دادند.
ویدیوها و تصاویری که از اجتماع گسترده مردم ممسنی بیرون آمد، واکنشهای زیادی در پی داشت و بسیاری از کاربران در شبکههای اجتماعی این شهر را «نورچشم ایران» خواندند.
شاهزاده رضا پهلوی نیز در پیامی خطاب به مردم این شهر نوشت: «مردم شریف و عشایر غیور نورآباد ممسنی، حضور دلاورانه شما در نفی رژیم ضحاکی و دفاع از کیان ایران، با برافراشتن پرچم ملی شیر و خورشید و درفش کاویانی، جلوهای آشکار از تداوم ایستادگی و مبارزه است. این حضور میهنپرستانه با وجود آن کشتار بزرگ، نشانه عزم استوار شما و نمایانگر مسیر پیروزی ملت بزرگ ایران است.»
اهالی نورآباد ممسنی پس از کشته شدن علی خامنهای، در نهم اسفندماه نیز با پرچم شیروخورشید به خیابانها آمدند و شادی و پایکوبی کردند. حالا بازداشتیهای این شهر در معرض خطر پروندهسازیهای مبهم و اتهامزنیهای بیاساس قرار گرفتهاند.
پیشینه تاریخی و اجتماعی نورآباد ممسنی
نورآباد ممسنی شهری آرمیده در آغوش رشتهکوههای زاگرس است که مردمانش از دیرباز، به سلحشوری، مهماننوازی، رشادت و شجاعت و نیز صفا و صمیمیتی کمنظیر شهرهاند. این شهر با پیشینه تاریخی هزاران ساله، در شمالغربی استان فارس قرار دارد و با شهرستانهای کازرون، رستم، سپیدان و همچنین استان کهگیلویه و بویراحمد همجوار است.
بیشتر اهالی شهر نورآباد از چهار طایفه بزرگ لر شامل بکش، جاوید، دشمنزیاری و رستماند که بخشی از آنها یکجانشین و بخشی کوچرو هستند. در کنار آنان، طوایفی از ایل بزرگ قشقایی هم حضور دارند. فرهنگ منطقه آمیزهای از سنتهای ایلی و روستایی است که بر پایه مهماننوازی، شجاعت، همبستگی طایفهای، پایبندی به آیینها و رسوم کهن و پیوند عمیق اجتماعی شکل گرفته و طی هزاران سال، در دل تحولات تاریخی، تداوم یافته است.
زبان غالب مردم گویش لری است که پیوندهای زبانی آن تا دوره ساسانی دنبال شده و در بخشهای مرکزی، دشمنزیاری، رستم و بخشهایی از ماهور میلاتی رایج است.
در کنار آن، بخشی از ایلات قشقایی بهویژه طوایف کشکولی و درهشوری به زبان ترکی سخن میگویند و در برخی روستاهای دهستان رستم نیز زبان عربی در کنار لری رواج دارد؛ تنوعی زبانی که بازتاب تاریخ کوچها و همزیستی اقوام در این منطقه است.
در متون تاریخی، از نورآباد ممسنی با نام «شولستان» نیز یاد شده که به معنای سرزمین شولها است؛ قومی که دامدار بودند و به سبب وجود مراتع گسترده، آب فراوان و دشتهای حاصلخیز، این منطقه از زاگرس جنوبی را برای زندگی برگزیدند.
پیشینه این سرزمین بر پایه اسناد تاریخی، به دوران پیش از تاریخ بازمیگردد و آثار بهجامانده از هزاره هشتم تا سوم پیش از میلاد نشاندهنده شکلگیری نخستین استقرارهای انسانی در این اقلیم است.
ممسنی در قلمرو تمدنهای بزرگ فلات ایران قرار داشت و در این منطقه، یادگارهایی از دوره عیلامی چون نقشبرجسته کورنگون تا نشانههای استقرارهای حکومتی و راههای ارتباطی دوره ماد و هخامنشی دیده میشود. این روند در عصر اشکانی با ساخت نیایشگاهها و در دوره ساسانی با شکلگیری شهرها و سازههای عمرانی، ادامه یافت و جایگاه ممسنی را بهعنوان گذرگاهی مهم میان پارس، خوزستان و کرانههای خلیج فارس تثبیت کرد.
ممسنی در سدههای نخست ورود اسلام به ایران، بخشی از ایالت فارس بود و در مسیر کاروانها و رفتوآمدهای تجاری و نظامی قرار داشت. در این دوران، ساختارهای قبیلهای و ایلی بیشازپیش شکل گرفت و هویت اجتماعی منطقه حول پیوندهای طایفهای و کوچهای فصلی استوار شد؛ ویژگی که تا قرنهای بعد نیز استمرار یافت.
در دوران صفویه و سپس زندیه و قاجاریه، ممسنی یکی از مراکز مهم ایلات جنوب ایران شناخته میشد. طوایف گوناگون این منطقه گاه در پیوند با قدرت مرکزی و گاه در تقابل با آن، در تحولات محلی و منطقهای نقشی اثرگذار ایفا کردند. کوهستانهای صعبالعبور ممسنی هم پناهگاه استقلال ایلی بود و هم عرصه مقاومت در برابر نفوذ کامل حکومتهای مرکزی.
آغاز دوره پهلوی و سیاست تمرکزگرایی دولت مدرن بهتدریج سیمای ممسنی را تغییر داد و نورآباد بهعنوان مرکز شهری منطقه شکل گرفت و گسترش یافت. از این زمان، زندگی شهری در کنار سنتهای ایلی و روستایی رشد کرد و منطقه وارد مرحلهای تازه از تحول اجتماعی شد.
پس از انقلاب ۱۳۵۷، ممسنی همچون بسیاری از شهرهای ایران مسیری پیچیده از تغییرات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی را طی کرد و مهاجرت، مشکلات معیشتی، نابرابری و سرکوب این شهر را نیز مانند دیگر نقاط ایران تحت تاثیر قرار داد.

