در شرایطی که کاخ سفید سفر برنامهریزیشده جیدی ونس، معاون رئیسجمهوری آمریکا، به پاکستان را برای دور دوم گفتگوهای آتشبس با جمهوری اسلامی به حالت تعلیق درآورده و تهران از ادامه مذاکره خودداری کرده است، دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا گفت که تصمیم دارد به تهران برای ارائه یک پاسخ منسجم، فرصت بیشتری بدهد.
با این حال، در شرایط کنونی تنها عملیات نظامی علیه جمهوری اسلامی متوقف شده است و محاصره دریایی و آمادگی نیروهای آمریکایی برای عملیات احتمالی در آینده ادامه دارد. به این ترتیب دولت ترامپ تصمیم دارد پس از عملیات «خشم حماسی» که طی آن در حملات مشترک با اسرائیل مواضع جمهوری اسلامی را هدف قرار داد و به کشته شدن علی خامنهای و بسیاری از چهرههای ارشد نظام منجر شد، حالا با استفاده از ابزار اقتصادی، فشارهای بیشتری به رژیم حاکم بر ایران وارد کند.
روز چهارشنبه، اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، گفت که ایالات متحده از طریق عملیات «خشم اقتصادی»، به فشار بر جمهوری اسلامی ادامه خواهد داد و خاطرنشان کرد که محدود کردن تجارت دریایی ایران، «شریانهای اصلی درآمدی» رژیم را هدف قرار میدهد.
بسنت در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «همانطور که رئیسجمهوری دونالد ترامپ روشن کرد، نیروهای دریایی ایالات متحده به محاصره بندرهای ایران ادامه خواهند داد.»
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
او افزود: «ظرف چند روز، مخازن جزیره خارگ پر میشود و چاههای نفت آسیبپذیر ایران [در برابر توقف تولید] تعطیل خواهند شد. محدود کردن تجارت دریایی ایران مستقیما شریانهای اصلی درآمدی حکومت را هدف میگیرد.»
جزیره خارگ قلب تپنده صنعت نفت ایران محسوب میشود که ۹۰ درصد صادرات کشور از طریق آن انجام میشود.
بسنت در ادامه، تاکید کرد که وزارت خزانهداری آمریکا از طریق عملیات خشم اقتصادی به اعمال فشار حداکثری برای تضعیف سازمانیافته توانایی تهران در تولید، جابهجایی و بازگرداندن وجوه مالی ادامه خواهد داد.
او هشدار داد که هر «شخص یا شناوری که این جریانها راــ از طریق تجارت و امور مالی پنهانــ تسهیل کند، در معرض تحریمهای ایالات متحده قرار میگیرد. ما همچنان داراییهایی را که سران فاسد به نام مردم ایران به سرقت بردهاند، مسدود میکنیم.»
ایالات متحده پس از شکست مذاکرات در اسلامآباد، محاصره دریایی بر بندرهای ایران را اعمال کرد.
پس از مطلب بسنت، دونالد ترامپ نیز در شبکه اجتماعی تروث سوشال نوشت که «ایران از نظر مالی در حال فروپاشی است!» او تاکید کرد که «جمهوری اسلامی میخواست تنگه راهبردی هرمز را باز نگه دارد، زیرا در حال از دست دادن منابع مالیاش است».
ترامپ بار دیگر با تکرار مواردی مانند نابود شدن نیروی دریایی جمهوری اسلامی و منهدم شدن تاسیسات هستهای در حمله بمبافکنهای بیــ۲، گفت که تنگه هرمز کاملا تحت کنترل آمریکا است و هیچ کشتی حق عبور به سمت بندرهای ایران را ندارد.
رئیسجمهوری آمریکا افزود که جمهوری اسلامی ایران گرفتار فاجعه اقتصادی است و روزانه ۵۰۰ میلیون دلار از دست میدهد.
ترامپ با انتقاد از نشریه والاستریت ژورنال و مواضعش، افزود: «اوباما میلیاردها دلار به تهران داد تا به سمت سلاح هستهای برود. آنها طی ۴۷ سال، افراد ما و بسیاری دیگر را کشتند و از هر رئیسجمهوری به جز من، سوءاستفاده کردند. و من چه چیزی به آنها دادم؟ کشوری درهمریخته. کشورشان در یک فاجعه اقتصادی قرار گرفته و بهسختی سرپا مانده است.»
گفتههای وزیر خزانهداری آمریکا و دونالد ترامپ درباره ورشکستگی اقتصادی جمهوری اسلامی همزمان با دهمین روز محاصره دریایی بندرهای ایران است که بر اساس گزارشها، هزینههای هنگفت اقتصادی برای سپاه پاسداران به همراه داشته است.
پیشتر هم گزارشهای متعددی اشاره کردهاند که پس از پایان جنگ ۱۲ روزه، اقتصاد جمهوری اسلامی ایران «فلج» شد و با ادامه جنگ و فشارهای اقتصادی ایالات متحده، این وضعیت رو به وخامت است.
به گفته کارشناسان، اقتصاد جمهوری اسلامی در سالهای اخیر، با مجموعهای از بحرانهای پیچیده مواجه بوده است که هر یک بهتنهایی هم میتوانند یک نظام اقتصادی را بیثبات کنند؛ از ناترازیهای انرژی و تحریمهای بینالمللی گرفته تا سیاستهای داخلی بیثبات و رکود تورمی که زنجیره تامین، تولید و تجارت خارجی را بهشدت مختل کردهاند.
پیامدهای این وضعیت بسیار قابلتوجه بودند. برای نمونه، کمبود گاز و برق صنایع انرژیبر مانند فولاد، سیمان و پتروشیمی را تحت تاثیر قرار داد، زیرا حتی پیش از جنگ اخیر نیز، اقتصاد جمهوری اسلامی به دلیل سالها تحریم، بهشدت تحت فشار بود.
جنگ جدید که از ۲۸ فوریه آغاز شد و طی آن آمریکا و اسرائیل دوباره به ایران حمله کردند، اوضاع اقتصادی تهران را بهمراتب وخیمتر کرد. طبق تحلیلها، محاصره تنگهای که بیش از ۹۰ درصد از تجارت سالانه ۱۰۹.۷ میلیارد دلاری ایران از آن عبور میکند، برای بقای اقتصادی این رژیم تهدیدی بیسابقه به شمار میرود.
بنیاد دفاع از دموکراسیها، براورد میکند که این محاصره میتواند روزانه حدود ۴۳۵ میلیون دلار خسارت اقتصادی به تهران وارد کند که معادل حدود ۱۳ میلیارد دلار در ماه است.
با توجه به اینکه نفت و گاز ۸۰ درصد درآمد صادراتی دولت ایران را تشکیل میدهند، از کار افتادن مراکز کلیدی مانند جزیره خارگ که ۹۲ درصد صادرات نفت خام ایران از آنجا انجام میشود، به معنای از دست رفتن ۱۳۹ میلیون دلار درآمد روزانه است. این خسارت با از دست رفتن روزانه حدود ۵۴ میلیون دلار درآمد صادرات پتروشیمی و ۷۹ میلیون دلار صادرات غیرنفتی تشدید میشود، آن هم در حالی که مسیرهای جایگزین موثری برای صادرات آنها وجود ندارد.
این محاصره برای ظرفیت ذخیرهسازی زیرساختهای انرژی ایران هم به مثابه یک «بمب ساعتی» است، زیرا به دلیل با ظرفیت محدود ذخیرهسازی (حدود ۲۰ میلیون بشکه) و تولید مازاد روزانه ۱.۵ میلیون بشکه، این مخازن تنها ظرف ۱۳ روز، پر خواهند شد.
پس از پر شدن مخازن، تهران مجبور میشود تولید برخی میدانهای نفتی قدیمی را متوقف کند، اما این توقف میتواند پدیدهای به نام «مخروطی شدن آب» (water coning) ایجاد کند که طی آن آب به داخل چاه نفت نفوذ و استخراج نفت را دشوار یا حتی غیرممکن میکند و نتیجه آن از بین رفتن دائمی بخشی از ظرفیت تولید است که میتواند تا ۵۰۰ هزار بشکه در روز از ظرفیت تولید جمهوری اسلامی بکاهد که معادل حدود ۱۵ میلیارد دلار خسارت سالانه جبرانناپذیر است.
این محاصره اقتصاد داخلی شکننده ایران را هم به سمت یک ابرتورم سوق میدهد. از بین رفتن درآمدهای ارزی همزمان با سقوط فاحش ارزش ریال در برابر دلار و رسیدن تورم مواد غذایی به ۱۰۵ درصد (تا فوریه ۲۰۲۶)، تقریبا تمام ابزارهای اقتصادی حکومت را از بین برده است.

