جنگ علیه رژیم ایران به سود دلار نفتی تمام می‌شود

پکن سال‌ها با صرف هزینه‌های دیپلماتیک و مالی سنگین زیرساخت‌های لازم برای نظام یوان نفتی را ایجاد کرده بود، که چالشی واقعی و فزاینده برای سلطه دلار محسوب می‌شد. اما جنگ علیه رژیم ایران بار دیگر اراده راهبردی آمریکا را به معادله بازگردانده است

عکس تزیینی، بشکه‌های نفت روی دلارــ ایمنا

گزارشی از دویچه بانک این بحث را مطرح می‌کند که جنگ ایران به‌منزله «طوفانی کامل» برای دلار نفتی‌ــ ارز اصلی مورد استفاده در خرید‌و‌فروش نفت‌ــ به شمار می‌آید. بر اساس این گزارش، درگیری نظامی آمریکا در خلیج فارس، تبدیل تنگه هرمز به ابزار فشار، و گزارش‌هایی مبنی بر اینکه تهران در ازای دریافت مبلغی به یوان اجازه عبور می‌دهد، در مجموع ضربه‌ای تاریخی به سلطه دلار وارد می‌کنند. این استدلال در نگاه اول قانع‌کننده به نظر می‌رسد، اما دقیقا وارونه است.

برای درک موضوع، باید به تهدیدی نگاه کرد که پیش از آغاز این درگیری متوجه دلار نفتی بود. چین سال‌ها به‌صورت نظام‌مند زیرساخت‌هایی برای جایگزینی سلطه دلار در تجارت نفت ایجاد کرده بود: مسیرهای تسویه با یوان؛ پلتفرم ام‌بریج (mBridge) که به موسسات مالی اجازه می‌دهد مسیرهای دلاری را دور بزنند و از رمزارز استفاده کنند؛ و گسترش روابط مالی و فناوری با تولیدکنندگان منطقه خلیج فارس. جاه‌طلبی پکن کودتای ناگهانی نبود، بلکه فرسایش تدریجی و ساختاری بود: اگر سهم کافی از معاملات نفتی به یوان منتقل شود و دلار نفتی مازاد به دارایی‌های چینی تبدیل شود، ساختار سلطه دلار به‌تدریج از درون تهی خواهد شد.

نظام دلار نفتی که از توافق سال ۱۹۷۴ میان آمریکا و عربستان سعودی بر سر امنیت در برابر قیمت‌گذاری نفت شکل گرفت، بر سه ستون استوار است: قیمت‌گذاری نفت به دلار، تسویه معاملات به دلار، و سرمایه‌گذاری درآمدهای نفتی در دارایی‌های دلاری. از آنجا که نفت نقش محوری در تولید صنعتی و حمل‌ونقل جهانی دارد، پرداخت به دلار نوعی جاذبه ایجاد می‌کند که تجارت، پس‌انداز و ذخایر جهانی را دلاری می‌کند. اگر این تجارت نفتی دلاری تضعیف شود، کل این ساختار شروع به تغییر خواهد کرد.

Read More

This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)

واشنگتن این موضوع را دریافته است. کشورهای خلیج فارس به رهبری عربستان سعودی از کارزار آمریکا علیه جمهوری اسلامی حمایت کرده‌اند و عملکرد نظامی آمریکا را تا حد زیادی مثبت ارزیابی کرده‌اند. صرف‌نظر از ارزیابی‌ها درباره نحوه جنگ، یک نکته روشن است: زمانی که تعهد امنیتی آمریکا به آزمون گذاشته شد، پابرجا ماند.

سپس باید به نیمکره غربی نگاه کرد، که حذف نیکلاس مادورو و بازگشت نفوذ آمریکا بر ذخایر نفتی ونزوئلا بخش دیگر همین راهبرد است. اگر آمریکا مستقیم یا غیرمستقیم بر نفت نیمکره غربی کنترل پیدا کند، به ذخایری دست خواهد یافت که از کل ذخایر اوپک بیشتر است. واشنگتن دارد خود و حوزه نفوذش را در جایگاه تامین‌کننده غالب در نظم نفتی قرار می‌دهد، با تمام اهرم‌های ارزی که این موقعیت همراه دارد. آمریکا دیگر به نفت خلیج فارس برای مصرف داخلی نیاز ندارد، اما نیاز دارد که جهان همچنان نفت را با دلار خریداری کند. این اقدام‌ها در راستای حفظ همین سازوکار است.

منطق راهبردی نفت نشان می‌دهد که این جنگ احتمالا چگونه به پایان خواهد رسید و گزینه‌ها روشن‌تر از آن است که بسیاری تصور می‌کنند. سناریو ملایم‌تر شبیه مدل ونزوئلا است: یک دولت ایرانی به‌شدت تضعیف‌شده وارد نوعی سازش عملی با آمریکا می‌شود، واشنگتن بدون هزینه‌ اشغال بر جریان نفت ایران نفوذ پیدا می‌کند، و عبور آزاد و مبتنی بر دلار از تنگه هرمز از سر گرفته می‌شود. این سناریو ممکن است، اما مستلزم وجود طرف ایرانی منسجمی است که بتواند توافقی پایدار ارائه دهد.

و مشکل همین‌جا است. فشار نظامی مداوم رژیم حاکم بر ایران را به میزان قابل‌توجهی تضعیف کرده است. با ضرب‌الاجل ترامپ و فشار چین برای حل‌وفصل مناقشه، تهران سر میز مذاکره آمده، اما مشخص نیست که رهبری فعلی توان ارائه توافقی پایدار را داشته باشد.

این امر احتمال سناریو سخت‌تر را افزایش می‌دهد: نیروهای آمریکا جزیره خارگ‌ــ پایانه اصلی صادرات نفت ایران‌ــ را تصرف و حفظ کنند و حضوری دائمی برای کنترل تنگه هرمز داشته باشند. این رویکرد در اجرا خشن و از نظر هزینه سنگین خواهد بود، اما از نظر راهبردی کاملا روشن است: کنترل گلوگاهی که یک‌پنجم نفت جهان از آن عبور می‌کند به‌معنای کنترل بحث درباره ارزی است که برای پرداخت استفاده می‌شود.

چین با ناخرسندی تحولات را دنبال خواهد کرد. پکن سال‌ها با صرف هزینه‌های دیپلماتیک و مالی سنگین زیرساخت‌های لازم برای نظام یوان نفتی را ایجاد کرده بود، که چالشی واقعی و فزاینده برای سلطه دلار محسوب می‌شد. اما جنگ ایران بار دیگر اراده راهبردی آمریکا را به معادله بازگردانده است.

دلار نفتی دو پایه دارد: «نفت» و «دلار». چین در هر دو حوزه پیشرفت‌هایی داشت. اما فعلا آمریکا است که در خلیج فارس، کاراکاس و تنگه هرمز به‌شدت در حال مقابله است. سرنوشت بلندمدت دلار به این بستگی دارد که واشنگتن به این راهبرد ادامه خواهد داد، و آیا گذار جهانی انرژی در نهایت این رقابت را بی‌معنا خواهد کرد یا خیر. هیچ‌کدام از این نتایج قطعی نیستند. اما کسانی که به این نتیجه رسیده‌اند دلار نفتی در آستانه فروپاشی است، نقشه را وارونه خوانده‌اند. طوفان واقعی است، و دلار در حال مقاومت است.

ترجمه از وال‌استریت ژورنال

دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مقاله لزوماً سیاست یا موضع ایندیپندنت فارسی را منعکس نمی کند.

بیشتر از دیدگاه