در حالی که گفته میشود احمد وحیدی، فرمانده جدید سپاه پاسداران، که در پی مجروح شدن و وضعیت جسمانی نامعلوم مجتبی خامنهای، عملا به فرد شماره ۱ جمهوری اسلامی و تصمیمگیر اصلی در مسائل کلان تبدیل شده، او در تمام ۴۰ روز جنگ، هرگز در انظار عمومی ظاهر نشده است.
پس از کشته شدن علی خامنهای، رهبر پیشین جمهوری اسلامی و همچنین محمد پاکپور، فرمانده پیشین سپاه پاسداران، در آغاز حملات ۹ اسفند، احمد وحیدی فرمانده کل سپاه پاسداران شد؛ انتصابی که در شرایطی بیسابقه و در میانه فروپاشی بخشی از ساختار فرماندهی نظامی جمهوری اسلامی صورت گرفت و برای اولین بار در تاریخ این نظام، فرمانده کل سپاه را گروهی از فرماندهان این نهاد نظامی و پیش از انتخاب رهبر جدید جمهوری اسلامی، انتخاب کردند. با این حال از همان زمان، وحیدی عملا از صحنه عمومی حذف شد.
در طول ۴۰ روز گذشته، هیچ تصویر، ویدیو از حضور میدانی او منتشر نشد و تنها نشانه فعالیتش، پیام تسلیتی بود که ۲۸ اسفند، پس از کشته شدن غلامرضا سلیمانی، رئيس پیشین سازمان بسیج مستضعفین، منتشر شد و دوباره در سکوت کامل فرو رفت.
این غیبت در حالی است که احمد وحیدی یکی از باسابقهترین چهرههای امنیتی و نظامی جمهوری اسلامی محسوب میشود. او که کارشناسی ارشد مهندسی الکترونیک و دکترای مطالعات استراتژیک دارد، از اعضای اولیه سپاه پاسداران پس از انقلاب ۱۳۵۷ بود و از سال ۱۳۶۴ تا ۱۳۶۷ معاونت سازمان اطلاعات سپاه پاسداران را برعهده گرفت.
وحیدی از سال ۱۳۶۷ فرمانده سپاه قدس شد و تا سال ۱۳۷۶ که قاسم سلیمانی جانشین او شد، بهعنوان اصلیترین چهره در طراحی و اجرای عملیاتهای برونمرزی و ترورها یا بمبگذاریهای خارجی سپاه پاسداران شناخته میشد.
در آن دوران، ساختار نیروی قدس سپاه بهعنوان سازمان نظامی مستقل از بدنه سپاه، تثبیت شد و ارتباطات منطقهای جمهوری اسلامی در لبنان، سوریه و دیگر نقاط خاورمیانه گسترش یافت. در همین راستا، نام احمد وحیدی در پروندههای بینالمللی متعددی هم مطرح شد. از جمله آنکه او یکی از متهمان اصلی انفجار سال ۱۹۹۴ در مرکز یهودیان آرژانتین، آمیا، در بوئنوسآیرس بود که ۸۵ کشته غیرنظامی به جا گذاشت. اینترپل سالها است برای وحیدی اعلان قرمز صادر کرده و دولت آرژانتین نیز بارها خواستار بازداشت او شده است.
وحیدی در ادامه مسیر خود، به یکی از چهرههای کلیدی در توسعه توان نظامی و موشکی جمهوری اسلامی تبدیل شد. او در دولت محمود احمدینژاد وزیر دفاع بود و در پیشبرد برنامههای موشکی، گسترش صنایع دفاعی و همکاریهای نظامی با متحدان منطقهای و گروههای نیابتی جمهوری اسلامی، از جمله دولت سوریه، حزبالله لبنان یا حماس در غزه نقش موثری ایفا کرد. پس از آن، نیز بهعنوان مشاور نظامی رهبر جمهوری اسلامی و سپس وزیر کشور در دولت ابراهیم رئیسی فعالیت کرد؛ سمتی که به او امکان داد در مدیریت امنیت داخلی و سرکوب و کشتار مردم در اعتراضهای سراسری سال ۱۴۰۱ نقشی محوری داشته باشد.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
احمد وحیدی پیش از آغاز جنگ جاری، در آبان ۱۴۰۴، به سمت جانشین ستاد کل نیروهای مسلح منصوب شده بود. جایگاهی که نشان میداد او یکی از گزینههای اصلی برای مدیریت ساختار نظامی در شرایط بحرانی است. اکنون با کشته شدن شماری از فرماندهان ارشد، این نقش بهطور کامل به او منتقل شده است و گفته میشود عملا هدایت بخش مهمی از تصمیمگیریهای نظامی و امنیتی را بر عهده دارد.
همزمان، وضعیت نامشخص مجتبی خامنهای نیز این معادله را پیچیدهتر کرده است. گزارشها حاکی از آن است که او در حمله ۹ اسفند به «بیت رهبری» بهشدت مجروح شده است و حتی برخی روایتها از قرار داشتن او در وضعیت کما خبر میدهند. در چنین شرایطی و با توجه به کشته شدن دهها چهره تاثیرگذار دیگر در جنگ جاری مانند علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، اسماعیل خطیب، وزیر اطلاعات یا علی شمخانی، دبیر شورای دفاع، خلا بزرگ در راس هرم قدرت موجب شده است تا موقعیت احمد وحیدی بیش از پیش برجسته شود و به باور برخی تحلیلگران نزدیک به نهادهای امنیتی، حتی در یک ماه گذشته از نفوذش از محمدباقر قالیباف هم بیشتر شود
با این حال همین موقعیت، او را به یکی از اصلیترین اهداف احتمالی در جنگ جاری، بهويژه پس از آغاز حملات احتمالی آمریکا به زیرساختها و چهرههای ارشد باقیمانده جمهوری اسلامی تبدیل کرد. در هفتههای اخیر، حملات هدفمند اسرائیل به فرماندهان نظامی ارشد مانند علیرضا تنگسیری، فرمانده نیروی دریایی سپاه، نشان داد که سطوح بالای فرماندهی سپاه پاسداران همچنان مستقیم در تیررس حملات قرار دارند.
در چنین شرایطی، ادامه پنهان ماندن احمد وحیدی بیش از آنکه یک انتخاب باشد، به ضرورتی برای بقا تبدیل شده است. فرماندهای که اکنون در راس ساختارهای سیاسی و نظامی جمهوری اسلامی قرار دارد، اما ناچار است در سایه، عملیاتها را هدایت کند. آیا عوض شدن اوضاع و برقراری آتشبس سرانجام باعث خواهد شد که او از پشت پرده بیرون بیاید و کنترل اوضاع را آشکارا در دست بگیرد؟

