دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا، ماموریت نیروهای ویژه ایالات متحده برای نجات یک خلبان این کشور را که در ایران سقوط کرده بود «یکی از جسورانهترین عملیاتهای جستجو و نجات در تاریخ ایالات متحده» توصیف کرد.
این خلبان آمریکایی یک جت جنگنده افــ۱۵ را هدایت میکرد که روز جمعه در منطقهای دورافتاده در ایران ساقط شد. او و یک خلبان دیگر هر دو نجات یافته و با موفقیت از ایران خارج شدهاند.
عملیات نجات او در حالی انجام شد که موفق شد دو روز از دست ماموران جمهوری اسلامی که تلاش میکردند او را پیدا کنند و گروگان بگیرند، بگریزد و تا زمان رسیدن نیروهای کمکی، پنهان شود.
ماموریت نجات این خلبان و همچنین خلبان دیگری که او هم در بخش دیگری از ایران نجات یافت، از طریق دهها هواپیمای جنگی و هلیکوپتر و با شرکت صدها افسر نیروهای ویژه اجرا شد. در این بین، دو فروند از پنج هواپیمای نجات در یک فرودگاه دورافتاده در داخل ایران دچار مشکل شدند که نیروهای آمریکایی برای جلوگیری از افتادنشان به دست دشمن، آنها را منفجر کردند. در حین این عملیات پیچیده که به سرعت هم نیاز داشت، سازمان سیا با ادعای پیدا شدن خلبان دوم، نیروهای جمهوری اسلامی را فریب داده بود.
با اینکه دونالد ترامپ این عملیات را اتفاقی ویژه در تاریخ نظامی آمریکا خواند که دو خلبان این کشور به طور جداگانه از عمق خاک دشمن نجات داده شدند، دیلی میل به شش مورد دیگر از جسورانهترین ماموریتهای نجات در تاریخ اشاره کرده است.
اسکات اوگریدی، بوسنی ۱۹۹۵
خلبان آمریکایی به نام اسکات اوگریدی دوم ژوئن ۱۹۹۵ در حال گشتزنی هوایی معمول بر فراز بوسنی بود که یک موشک از صربستان به هواپیمایش اصابت کرد. این موشک از یک سامانه متحرک شلیک شد که واحدهای اطلاعاتی از وجود آن بیاطلاع بودند و هشدارها برای تغییر مسیر به اوگریدیــ که آن زمان ۲۹ سال داشتــ بسیار دیر صادر شد.
موشک حدود سه متر پشت صندلی او به هواپیما اصابت کرد. به همین دلیل، او دسته خروج اضطراری را کشید و پس از بیش از ۲۵ دقیقه سقوط آزاد به منطقهای باز در نزدیکی یک بزرگراه رسید. اوگریدی که میدانست نیروهای شبهنظامی در تعقیبشاند و از ناحیه صورت و گردن نیز دچار سوختگی شده بود، برای فرار از دست آنها به داخل جنگل دوید.
او با تشنگی و گرسنگی و رطوبت شدید دستوپنجه نرم کرد و زمانی که آب بسته اضطراریاش در روز چهارم تمام شد، مورچهها و گیاهان را خورد. در طول شش روزی که در حال فرار بود، اغلب شبها حرکت میکرد تا از دست نیروهای صرب در امان بماند. در شب ششم، توانست با یکی از همرزمانش در آسمان تماس برقرار کند و خیلی زود چهار هلیکوپتر تفنگداران دریایی، در فاصله ۱۳۰ کلیومتری عمق خاک دشمن، به سمت او حرکت کردند. حدود ۴۰ هواپیمای دیگر نیز در نزدیکی منطقه مراقبت میکردند تا در صورت مختل شدن عملیات نجات از سوی نیروهای صرب، وارد عمل شوند.
صبح روز بعد، اوگریدی با یک تپانچه ۹ میلیمتری در دست، از دل جنگل بهسوی نیروهای نجاتدهنده دوید.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
بیل کلینتون، رئیسجمهوری وقت آمریکا، چهار روز بعد در مراسمی در پنتاگون گفت: «شجاعت اوگریدی باعث افتخار همه آمریکاییها است.»
فیلم جنگی «پشت خطوط دشمن» (Behind Enemy Lines) محصول سال ۲۰۰۱ با بازی اوون ویلسون و جین هکمن برداشتی آزاد از داستان اوگریدی است.
بت ۲۱، ویتنام ۱۹۷۲
موزه ملی نیروی هوایی ایالات متحده ماموریت نجات سرهنگدوم آیسیل (جین) همبلتون را یکی از دشوارترین عملیاتهای نجات در طول جنگ توصیف از کرده است.
همبلتون تنها بازمانده هواپیمای ئیبیــ۶۶ (EB-66) خود با نام رمز بت ۲۱ بود که پس از اصابت یک موشک زمینبههوا در حدود ساعت ۱۷ روز ۲ آوریل ۱۹۷۲، توانست سالم از هواپیما خارج شود.
این نظامی ۵۳ ساله چتر نجات خود را در ارتفاع حدود ۲۸ هزار پا (نزدیک به ۸.۵ کیلومتر) باز کرد و پس از ۱۶ دقیقه به زمین رسید؛ درست در میانه «تهاجم عید پاک» نیروهای ویتنام شمالی که عملیاتی گسترده با استفاده از تانکهای سنگین و واحدهای سیار برای نفوذ به ویتنام جنوبی بود.
این سرباز بعدا گفت که باز کردن زودهنگام چتر نجات جانش را نجات داد، زیرا این کار زمان لازم را ایجاد کرد تا مه به منطقه برسد و او از دید دشمن پنهان بماند. در غیر این صورت ۳۰ هزار سرباز دشمن در اطراف او را میدیدند. او در جنگل پنهان شد، روز سوم ذرت پیدا کرد و آب باران نوشید و زنده ماند.
دو روز بعد، یک هلیکوپتر سیکورسکی اچاچــ۳ئی (Sikorsky HH-3E)، ملقب به «غول سبز»، که برای نجات همبلتون فرستاده شده بود، سرنگون شد که روحیه او را بهشدت تضعیف کرد.
نیروهای آمریکایی یک روستا را که گمان میکردند منبع حمله به آن هلیکوپتر بود، با خاک یکسان کردند، اما زمانی که هامبلتون در مسیر یک تلاش نجات دیگر از آن منطقه عبور میکرد، هدف حمله قرار گرفت و از پشت با چاقو زخمی شد. او سپس بهسوی رودخانهای که قرار بود از آنجا نجات داده شود دوید، اما در یک باغ موز گم شد و در چالهای به عمق ۶ متر سقوط کرد و دستش شکست.
در نهایت، پس از بیش از ۱۱ روز فرار، یک تیم از نیروهای ویژه نیروی دریایی با قایق به محل رسید و او را نجات داد.
در جریان حملهای که هواپیمای او را سرنگون کرد، حدود پنج نفر جان باختند و در سقوط هلیکوپتر غول سبز و یک هلیکوپتر نجات دیگر، نیز ۱۰ نفر کشته شدند.
داستان نجات هامبلتون الهامبخش فیلم «خفاش ۲۱» (Bat 21) محصول سال ۱۹۸۸ با بازی جین هکمن و دنی گلاور شد.
براوو دو صفر، عراق ۱۹۹۱
براوو دو صفر (Bravo Two Zero) اسم رمز گشت هشت نفره نیروهای ویژه هوابرد بریتانیا (SAS) بود که سال ۱۹۹۱ و در جریان جنگ اول خلیج فارس به عراق اعزام شدند.
بر اساس یک روایت، ماموریت این گروه جمعآوری اطلاعات، ایجاد یک پایگاه دیدهبانی و رصد تحرکات دشمن بود، اما روایت دیگری هم وجود دارد که میگوید آنها برای یافتن و انهدام سکوی پرتاب موشکهای اسکاد عراق اعزام شده بودند.
این مردان ابتدا در یک پایگاه عملیاتی پیشرفته در عربستان سعودی مستقر شدند و سپس با یک هلیکوپتر شینوک نیروی هوایی سلطنتی بریتانیا به داخل عراق منتقل شدند، اما اندکی پس از فرود، با مشکل ارتباطی مواجه شدند و دیگر قادر به دریافت پیام از طریق رادیو نبودند.
دو روز بعد یک چوپان جوان این گشت را شناسایی کرد و اعضا به این نتیجه رسیدند که موقعیتشان لو رفته است. آنها تصمیم گرفتند عقبنشینی کنند و تجهیزات اضافی را جا بگذارند، اما هنگام خروج هدف تیراندازی قرار گرفتند. با این حال موفق شدند بدون تلفات فرار کنند.
در حالی که این گروه مسیر ۱۲۰ کیلومتری به سمت شمالغرب و مرز سوریه را آغاز کرده بود، نیروهای ائتلاف تصور میکردند آنها به سمت عربستان سعودی در حال حرکتاند؛ موضوعی که تلاشهای نجات را تا چندین روز بینتیجه گذاشت.
این گروه هنگام تلاش برای برقراری ارتباط با یک هواپیمای عبوری ائتلاف، بهاشتباه به دو گروه پنجنفره و سهنفره تقسیم شد و هر گروه بهطور جداگانه به سمت سوریه حرکت کرد.
شب بعد، وینس فیلیپس از گروه سهنفره بر اثر سرما جان باخت و استن مکگوان هم روز بعد اسیر شد، اما سومین عضو این گروه به نام کالین آرمسترانگ که بعدها با نام مستعار «کریس رایان» کتابی درباره این ماجرا نوشت، از یک حمله عراق جان سالم به در برد و بهتنهایی به مسیر ادامه داد. او موفق شد آنچه را «طولانیترین فرار و گریز در تاریخ اسایاس» توصیف شد، رقم بزند و طی شش شب حدود ۳۲۰ کیلومتر در بیابان پیماید تا خود را به سوریه برساند.
یک روز پس از اسارت مکگوان، یکی از اعضای گروه پنجنفره به نام باب کونسیلیو هم به دست افراد مسلح غیرنظامی کشته شد و استیون لین نیز همان صبح پس از عبور از رودخانه فرات بر اثر سرمازدگی جان باخت. سه عضو باقیمانده گروه پنجنفره بعدها اسیر شدند و تحت شکنجه قرار گرفتند. آنها در نهایت به زندان ابوغریب منتقل و کمی بعد آزاد شدند.
عملیات باراس، سیرالئون ۲۰۰۰
بریتانیا در ماه مه ۲۰۰۰ نیروهایی را به سیرالئون، مستعمره سابق خود در غرب آفریقا، اعزام کرد تا در قالب یک ماموریت حافظ صلح سازمان ملل، شهروندان خارجی در این کشور را که درگیر جنگ داخلی بود، تخلیه کنند.
روز ۲۵ اوت سال ۲۰۰۰، یک گشت خودرویی حامل ۱۱ عضو هنگ سلطنتی ایرلند و یک سرباز سیرالئونی وارد قلمرو یک باند مسلح معروف به پسران وست ساید شدند. پس از محاصره، گشت مجبور به تسلیم شد، سربازان گروگان گرفته و در اعماق جنگل نگهداری شدند.
طبق گفته موزه ملی ارتش، «پسران وست ساید» خطرناک و غیرقابل پیشبینی بودند و به دلیل مصرف الکل و مواد مخدر رفتار بیثباتی داشتند. گروگانها هدف ضربوشتم قرار میگرفتند و حتی با اجرای صحنههای اعدام نمایشی، تهدید میشدند.
دو روز بعد، فرمانده این هنگ مذاکرات حضوری را برای آزادی گروگانها آغاز کرد. به مذاکرهکنندگان اجازه داده شد برخی گروگانها را ببینند و یکی از آنها موفق شد بهطور مخفیانه نقشه پایگاه این گروه را منتقل کند. سپس نیمی از گروگانها در ازای دریافت یک تلفن ماهوارهای آزاد شدند.
در همین حال، نیروهای ویژه به منطقه اعزام و در جنگل انبوه پنهان شدند تا اطلاعات جمع کنند. آنها برای جلوگیری از لو رفتن، روزها در سکوت کامل زندگی کردند.
پس از دو هفته، درخواستهای گروه نامعقول و افراطی»شد. با افزایش نگرانی از احتمال اعدام گروگانها، عملیات نجاتی با نام عملیات باراس طراحی شد. در سپیدهدم ۱۰ سپتامبر، نیروهای ویژه با هلیکوپترهای مجهز به سلاحهای سنگین به منطقه منتقل شدند و با استفاده از طناب، در روستای گبری بانا فرود آمدند و همه گروگانها را نجات دادند.
در این عملیات هیچ هلیکوپتری سرنگون نشد، اما یکی از نیروهای توپخانه جان باخت. به تمام نیروهای بریتانیایی که در این عملیات شرکت داشتند، مدال خدمات عملیاتی برای سیرالئون اعطا شد.
نجات قلعه جوگروم، افغانستان ۲۰۰۷
در عملیاتی که به عنوان یکی از جسورانهترین عملیاتهای جنگ افغانستان شناخته میشود، گروهی از تفنگداران دریایی سلطنتی بریتانیا خود را به دو هلیکوپتر آپاچی بستند تا جسد متیو فورد، یک سرباز بریتانیایی، را نجات دهند.
سرجوخه متیو فورد پس از حمله به قلعه جوگروم، یک موضع تحت کنترل طالبان در استان هلمند، حین عملیات مفقود شد. اطلاعات نظامی حاکی از آن بود که رهبران ارشد طالبان در این محل پنهان شدهاند و این قلعه بهعنوان مرکزی برای هدایت فعالیتهای شورشی در سراسر منطقه عمل میکند. با این حال در جریان عملیات، طالبان یک ضدحمله غافلگیرکننده انجام دادند و نیروهای کماندویی ناچار به عقبنشینی شدند، اما پس از بازگشت، مشخص شد که فورد جا مانده است و اثری از او نیست.
نیروها گزینههای خود را بررسی کردند. در داخل هلیکوپترهای آپاچی فضایی برای حمل مسافر وجود ندارد و این هلیکوپترها فقط یک خلبان و یک تیرانداز را حمل میکنند. با این حال، در شرایطی مانند سقوط یک هلیکوپتر پشت خطوط دشمن، این امکان وجود دارد که افراد با استفاده از تجهیزات ایمنی، خود را به بدنه خارجی آپاچی ببندند و به محل امن منتقل شوند.
در عملیاتی که پیش از آن هرگز انجام نشده بود، چهار تفنگدار داوطلب شدند خود را به دو هلیکوپترها ببندند و برای یافتن همرزمشان به پرواز درآیند. عملیاتی که در آن زمان «بیسابقه» توصیف شد.
در حالی که آنها به محل نزدیک میشدند، برای منحرف کردن توجه طالبان، بمبی در نزدیکی منطقه فرود آمد. این نیروها زیر آتش دشمن از هلیکوپترها پیاده شدند، اما فورد را در حالی یافتند که جان باخته بود. با این حال جسد او را به یکی از هلیکوپترها بستند و به محل امن منتقل کردند.
یورش انتبه، اوگاندا ۱۹۷۶
یورش انتبه یک ماموریت ضدتروریستی اسرائیلی در پاسخ به جبهه مردمی برای آزادی فلسطین بود که یک هواپیمای ایرفرانس را ربوده بود.
این پرواز که در ۲۷ ژوئن، از تلآویو به پاریس میرفت، در حین توقف در آتن ربوده شد و ابتدا به لیبی و سپس به اوگاندا پرواز کرد. هواپیما در فرودگاه بینالمللی انتبه فرود آمد. جایی که هواپیماربایان با حمایت عیدی امین، دیکتاتور سابق اوگاندا، خواستار آزادی ۴۰ زندانی در اسرائیل و ۱۳ زندانی در چهار کشور دیگر شدند. امین بیش از ۱۰۰ سرباز اوگاندایی در اختیار آنها قرار داد تا ۲۴۸ مسافر و خدمه را به یک بخشی متروکه در فرودگاه منتقل کنند.
آدمربایان ۹۴ مسافر اسرائیلی و ۱۲ خدمه ایرفرانس را جدا کردند و ۱۵۰ مسافر غیراسرائیلی را با پروازی به پاریس فرستادند.
در حالی که دولت اسرائیل ابتدا تلاش میکرد به یک راهحل دیپلماتیک برسد، سازمان موساد در حال برنامهریزی برای یک ماموریت نجات احتمالی بود. ارتش اسرائیل در جریان طراحی عملیات، با کمک کارکنان شرکت ساختمانی اسرائیلی که پیشتر ترمینال اصلی فرودگاه را ساخته بود، ماکت محل نگهداری گروگانها را تهیه کرد.
نیروهای عملیاتی متشکل از حدود ۱۰۰ کماندو با هواپیماهای ترابری اسرائیلی به سمت اوگاندا پرواز کردند. نیروهای اسرائیلی یک مرسدس سیاه، مشابه خودرو عیدی امین، را هم به منطقه منتقل کرده بودند تا از آن برای عبور از ایستبازرسیها استفاده کنند، اما سربازان اوگاندایی این خودرو را متوقف کردند زیرا آنها میدانستند امین اخیرا یک مرسدس سفید خریده است. در نتیجه نیروهای اسرائیلی با استفاده از سلاحهای مجهز به صداخفهکن آنها را هدف قرار دادند.
سپس به سمت ترمینال دویدند و درگیری مسلحانهای با هواپیماربایان آغاز شد. دو گروگان و یکی از هواپیماربایان در تبادل آتش کشته شدند. پس از کشته شدن همه هواپیماربایان، گروگانها به هواپیماهای اسرائیلی منتقل شدند. در همین زمان، سربازان اوگاندایی از برج مراقبت فرودگاه شروع به تیراندازی کردند.
نیروهای اسرائیلی پس از دفع حمله نیروهای اوگاندایی، باقیمانده گروگانها را سوار هواپیماها کردند و منطقه را ترک کردند. کل عملیات ۵۳ دقیقه طول کشید که ۳۰ دقیقه آن درگیری مستقیم بود.

