دومین پسر علی خامنهای، رهبر پیشین جمهوری اسلامی، در سالهای اخیر به یکی از چهرههای مهم در معادلات قدرت در جمهوری اسلامی ایران تبدیل شده است. هرچند مجتبی خامنهای دههها بیشتر در پشت صحنه فعالیت میکرد و حضور علنی محدودی داشت، تحولات سیاسی داخلی و منطقهای، بهویژه مسئله جانشینی رهبری، موجب شد که نام او بیش از گذشته در تحلیلها و گزارشها مطرح شود.
البته تجربه احمد خمینی، فرزند بنیانگذار جمهوری اسلامی، نیز اغلب بهعنوان نمونهای هشداردهنده مطرح بوده است. احمد خمینی در سالهای پایانی عمر روحالله خمینی یکی از چهرههای بانفوذ در ساختار قدرت جمهوری اسلامی محسوب میشد و بسیاری او را گزینه بالقوه برای نقشهای مهم در آینده نظام میدانستند.
با این حال، پس از درگذشت آیتالله خمینی در سال ۱۹۸۹، روند تحولات سیاسی به گونهای پیش رفت که علی خامنهای به رهبری رسید و احمد خمینی بهتدریج از ساختار اصلی قدرت کنار گذاشته شد. او بهعنوان نماینده رهبر در شورای عالی امنیت ملی فعالیت کرد و نظارت بر آرامگاه پدرش را بر عهده داشت. در سال ۱۹۹۵، احمد خمینی در سن ۵۰ سالگی بهطور ناگهانی در اثر ایست قلبی درگذشت، مرگی که در برخی روایتها مشکوک توصیف شده است.
این تجربه در فضای سیاسی جمهوری اسلامی بهعنوان نمونهای از سرنوشت فرزندان رهبران مطرح میشود و مجتبی خامنهای نیز از چنین پیشینهای آگاه است.
مجتبی خامنهای با دختر غلامعلی حداد عادل، رئیس پیشین مجلس شورای اسلامی، ازدواج کرده است. این پیوند خانوادگی او را به یکی از شبکههای مهم سیاسی در ساختار قدرت ایران متصل میکند. در میان فرزندان رهبر پیشین جمهوری اسلامی، مجتبی قدرتمندترین آنها توصیف میشود. سایر پسران علی خامنهای نیز در حوزههای مختلف فعالاند، اما میزان نفوذ آنها کمتر از مجتبی ارزیابی میشود.
مسعود خامنهای، که با خواهرزاده کمال خرازی، وزیر امور خارجه پیشین جمهوری اسلامی، ازدواج کرده است، در برخی گزارشها فردی فعال در دفتر حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب معرفی شده است. مصطفی خامنهای که با دختر آیتالله عزیز خوشوقت ازدواج کرده است، بیشتر وقت خود را صرف فعالیتهای حوزوی و مطالعات دینی میکند. میثم خامنهای نیز که با دختر محمود لولاچیان، از بازرگانان شناختهشده بازار تهران، ازدواج کرده است، در برخی روایتها فردی دارای فعالیت سیاسی توصیف شده است، اما نفوذ او کمتر از مجتبی ارزیابی میشود.
مجتبی در سال ۱۹۶۹ در مشهد متولد شد و در قم به تحصیل علوم دینی پرداخت و زیر نظر آیتالله محمدتقی مصباح یزدی آموزش دید. مصباح یزدی که در سال ۲۰۲۱ درگذشت، از چهرههای سرسخت جناح تندرو بود که از توسعه سلاح هستهای دفاع میکرد.
در واقع، نام مجتبی در سال ۲۰۰۹ سر زبانها افتاد، زمانی که به سازماندهی تقلب انتخاباتی کمک کرد. او همچنین در سرکوب «جنبش سبز» که در اعتراض به نتیجه انتخابات شکل گرفت نقش داشت.
او رابطهای بسیار نزدیک با فرماندهان سپاه پاسداران دارد و همچنین با شبکههای مالی تحت کنترل رهبر جمهوری اسلامی کامل آشنا است. در سال ۲۰۱۹، آمریکا مجتبی خامنهای را تحریم کرد، بهدلیل اینکه بهعنوان نماینده رهبر جمهوری اسلامی فعالیت میکرد، با وجود اینکه جز فعالیت در دفتر پدرش هرگز به سمتی دولتی انتخاب یا منصوب نشده بود.
در سال ۲۰۲۱، با انتخاب ابراهیم رئیسی به سمت رئیسجمهوری، بسیاری از ناظران رئیسی را گزینه بدیهی برای جانشینی رهبر جمهوری اسلامی میدانستند. رئیسی در ساختار جمهوری اسلامی سابقه حضور در دو شاخه مهم حاکمیت را داشت: قوه قضاییه و ریاستجمهوری. به همین دلیل، از نظر سوابق اجرایی، یکی از گزینههای برجسته برای رهبری آینده محسوب میشد. با این حال، در ساختار سیاسی جمهوری اسلامی، ریاستجمهوری اغلب جایگاهی است که بخش عمدهای از مسئولیتها و انتقادهای عمومی متوجه آن میشود. تجربه روسای جمهوری پیشین، از جمله حسن روحانی، نشان داده است که این جایگاه میتواند به تضعیف موقعیت سیاسی افراد منجر شود.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
در سال ۲۰۲۴، ابراهیم رئیسی در سانحه سقوط هلیکوپتر جان خود را از دست داد. این حادثه یکی از رقبای احتمالی مجتبی خامنهای برای جانشینی رهبری را از صحنه سیاسی حذف کرد. پس از این حادثه، گزارشها حاکی از آن بود حضور عمومی مجتبی خامنهای افزایش پیدا کرده است. در همان سال ویدیویی منتشر شد که او درباره تصمیمش برای تعلیق کلاسهای درس حوزویاش توضیح میداد. این نخستین باری بود که او در یک ویدیو صحبت میکرد. پیش از آن، تصاویر منتشرشده از مجتبی بیشتر مربوط به حضورش در مراسم رسمی، مانند راهپیمایی روز قدس، بود.
پس از انتشار این ویدیو، مجتبی بار دیگر در انظار عموم ظاهر شد. او همراه برادرانش در دیداری در دفتر حزبالله در تهران حضور پیدا کرد؛ دیداری که پس از کشته شدن هاشم صفیالدین، رئیس شورای اجرایی حزبالله، در حمله اسرائیل صورت گرفت. دفتر رهبر جمهوری اسلامی تصاویر این دیدار را منتشر کرد، اقدامی که در گذشته کمتر سابقه داشت. در همان دوره، تصاویر دیگری نیز منتشر شد که مجتبی را در حال عیادت از نیروهای حزبالله نشان میداد که در حمله انفجار پیجرها و بیسیمها در سال ۲۰۲۴ مجروح شده بودند.
بر اساس گزارش روزنامه القدس العربی، مجتبی خامنهای ممکن است میلیاردر باشد و علاوه بر حدود ۳۰۰ میلیون دلار طلا و الماس و حسابهایی در بانکهای سوییس، ثروت عظیمی در بانکهایی در امارات متحده عربی، سوریه، ونزوئلا و آفریقا داشته باشد. بخش زیادی از ثروت مجتبی خامنهای از مالیات فروش نفت به چین و هند به دست آمده است.
گزارشها حاکی از آن است که او در ماه ژانویه با استفاده از رمزارز، ۳۲۸ میلیون دلار به دبی منتقل کرده است.
سرمایهگذاریهای او در سراسر جهان املاک ۱۰۰ میلیون پوندی در خیابان معروف به «خیابان میلیاردرها» در لندن را نیز شامل میشود. گفته میشود او در ایران بخشی از محله گرانقیمت عباسآباد در شمال مرکزی تهران و همچنین زمینهای وسیعی در نزدیکی شهر مشهد را در اختیار دارد. او همچنین یک هواپیمای جت خصوصی، یک بالگرد برای سفرهای فوری، ناوگانی از خودروهای مرسدس، و تعدادی اسب دارد.
در فوریه ۲۰۲۶، همزمان با آغاز عملیات خشم حماسی و حمله مشترک آمریکا و اسرائیل به جمهوری اسلامی، گزارشهای متناقضی درباره سرنوشت مجتبی خامنهای منتشر شد. برخی گزارشها از کشته شدنش خبر میدادند، اما رسانههای دولتی جمهوری اسلامی بعدا اعلام کردند که او از حمله به بیت رهبری جان سالم به در برده است. گزارشها حاکی از آن است که در این حمله، علی خامنهای، همسرش، دخترش، همسر مجتبی و چند تن دیگر از اعضای خانواده کشته شدند.
زنده ماندن مجتبی در چنین حملهای در برخی روایتها با حادثه سال ۱۹۸۱ مقایسه شده است، زمانی که علی خامنهای از یک سوءقصد جان سالم به در برد اما دستش آسیب دید. آن زمان، برخی هواداران او را «شهید زنده» توصیف کردند و این حادثه به تقویت جایگاه سیاسی و انتخابش به ریاستجمهوری کمک کرد. در ادبیات سیاسی جمهوری اسلامی چنین نمادهایی اهمیت زیادی دارند و برخی تحلیلگران معتقدند رخداد مشابه میتواند موقعیت مجتبی را نیز تقویت کند.
گزارشهایی نیز منتشر شده است که مجلس خبرگان رهبری تحت فشار سپاه پاسداران مجتبی خامنهای را بهعنوان رهبر انتخاب کرده است، هرچند تایید رسمی چنین خبری هنوز منتشر نشده است.
در هرگونه روند انتقال قدرت، ارتباط نزدیک مجتبی با سپاه پاسداران میتواند نقش مهمی ایفا کند. گفته میشود او در سالهای گذشته در ایجاد شبکهای از متحدان در برخی نهادهای امنیتی و نظامی از جمله نیروی قدس سپاه، سازمان اطلاعات سپاه و قرارگاه ثارالله نقش داشته است. همچنین نشانههایی وجود دارد که برخی جریانها در داخل ساختار قدرت تلاش کردهاند جایگاه دینی او را برجستهتر نشان دهند. در برخی گزارشهای رسانهای، هرچند بهندرت، از او با عنوان «آیتالله» یاد شده است، عنوانی که او بهطور رسمی ندارد.
در سالهای اخیر نیز پوسترهایی در تهران مشاهده شده است که از نامزدی مجتبی خامنهای برای رهبری حمایت میکردند. در جمهوری اسلامی، پیشتر نیز نمونههایی از تلاش برای ارتقای جایگاه دینی برخی چهرهها دیده شده است. برای مثال، ابراهیم رئیسی در زمان ریاست قوه قضاییه و سپس ریاستجمهوری بهتدریج با عنوان «آیتالله» خطاب میشد، در حالی که پیشتر عنوان او «حجتالاسلام» بود.
با وجود این تحولات، مسیر احتمالی مجتبی برای رسیدن به رهبری بدون مانع نیست. برخی گزارشها حاکی از آن است زمانی که او در قم کلاسهای فقه سطح عالی برگزار میکرد، برخی روحانیون به این اقدام واکنش منفی نشان داده بودند و آن را تلاشی برای تقویت موقعیت او در روند جانشینی تلقی کردند. در صورت مطرح شدن جدی نامش در مجلس خبرگان، چنین مخالفتهایی ممکن است دوباره صورت بگیرد.
با این حال، تجربه تاریخی جمهوری اسلامی نشان میدهد که داشتن عالیترین مرتبه حوزوی لزوما شرط لازم برای رسیدن به مقام رهبری نبوده است. خود علی خامنهای نیز هنگام انتخاب بهعنوان رهبر در سال ۱۹۸۹ از نظر جایگاه علمی در حوزه در سطح میانی قرار داشت.

