روزهایی تاریخی در حال شکل‌گیری است

ضعف بی‌سابقه جمهوری اسلامی اکنون امکان‌هایی ایجاد کرده است که حتی دو سال پیش نیز تصورناپذیر به نظر می‌رسید

علی خامنه‌ای، رهبر سابق جمهوری اسلامی‌ــ Instagram/middleeastimages

چهل‌وهفت سال پس از آنکه حکومتی شرور در ایران بر سر کار آمد و صلح جهانی را تهدید کرد، قدرتمندترین کشور جهان برای درهم‌شکستنش وارد عمل شده است. اسرائیل این هدف را با آمریکا مشترک می‌داند و از شهروندان اسرائیلی بار دیگر خواسته شده است تا زمان تحقق این هدف، تاب‌آوری نشان دهند.

سخنان رئیس‌جمهوری آمریکا و نخست‌وزیر اسرائیل جای هیچ تردیدی باقی نمی‌گذارد: این بار قصد دارند تا انتها ادامه دهند و اگر شهروندان شجاع ایران به پا خیزند و اقدام کنند، نتیجه مثبت خواهد بود.

جمهوری اسلامی فقط از یک طریق می‌توانست از حمله آمریکا جلوگیری کند: پذیرش سه مطالبه اصلی آمریکا درباره برنامه هسته‌ای. نخست، همه اورانیوم غنی‌شده‌ای که در سال‌های اخیر انباشته بود از خاک ایران خارج شود. در مقابل، جبران مالی کامل پیشنهاد شده بود، اما جمهوری اسلامی باید کنترل این مواد را واگذار می‌کرد. دومین خواسته برچیدن همه زیرساخت‌هایی بود که امکان غنی‌سازی اورانیوم را فراهم می‌کند.

این موضوع به سه تاسیسات فردو، نطنز و اصفهان اشاره دارد که این فرایند با استفاده از ده‌ها هزار سانتریفیوژ در آن‌ها انجام شده است و همچنین، مجتمع‌های جدیدی که به‌عنوان جایگزین‌های مستحکم‌تر تاسیسات بمباران‌شده در حال ساخت‌اند و نیز کارخانه‌هایی که سانتریفیوژ و دیگر اجزای مرتبط را تولید می‌کنند. 

Read More

This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)

سومین مطالبه این بود که توافق بدون محدودیت زمانی معتبر باقی بماند. همان‌گونه که دونالد ترامپ در گفت‌وگو با رهبران منطقه تاکید کرد: «اوباما درک نکرد که توافق میان کشورها برای چند سال نیست، بلکه برای صدها سال است.»

علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، این شرایط را قاطعانه رد کرد. او سال‌ها پیش به این نتیجه رسیده بود که آمریکا در هر صورت مصمم به سرنگونی جمهوری اسلامی است. بر همین اساس، به مذاکره‌کنندگان دستور داد با هرگونه امتیازدهی اساسی مخالفت کنند. او ترجیح داد آنچه خسارت به‌نسبت قابل‌تحمل به ساختارهای حکومتی و نظامی جمهوری اسلامی می‌دانست را بپذیرد تا اینکه تحقیر احتمالی‌ را قبول کند که در بلندمدت می‌توانست حکومتش را به خطر اندازد.

جمهوری اسلامی درباره گستره عملیات مورد انتظار دچار توهم نبود و استقرار نیروهای نظامی آمریکا در خاورمیانه را در مقیاسی که بیش از دو دهه دیده نشده بود، زیر نظر داشت. فرض تهران این است که دولت آمریکا توان ادامه کارزاری طولانی را ندارد. بر این اساس، جمهوری اسلامی آماده است حملات را تحمل کند، توان عملیاتی پایه‌اش را حفظ کند، بیشترین آسیب ممکن را به نیروهای آمریکا در منطقه وارد کند و تا زمانی دوام آورد که ترامپ تمرکزش را از دست بدهد و توجهش به موضوعی دیگر معطوف شود.

حوثی‌ها حدود یک سال پیش در عملیاتی که به دستور ترامپ انجام شد، همین کار را با موفقیت انجام دادند. آن‌ها در برابر چندین هفته حملات شدید مقاومت کردند تا اینکه آمریکا آنچه منتقدان «پیروزی نمادین» نامیدند اعلام کرد و به آن پایان داد.

چالش کنونی آمریکا تضعیف این راهبرد بقا از ریشه است‌ــ نه صرفا به اجرای عملیات بسنده کند، بلکه زمینه یک انقلاب را فراهم کند. این همان چشم‌اندازی است که اهمیت این لحظه اقتضا می‌کند: اقدام‌هایی مداوم و بی‌وقفه در مقیاسی بی‌سابقه برای فروپاشی حکومت. این رویکرد به‌عنوان تنها پاسخ مناسب به تهدید جمهوری اسلامی معرفی می‌شود؛ تهدیدی که از سال ۱۹۷۹ و وقوع انقلاب اسلامی پیوسته رشد کرده است.

تسلط اسلام‌گرایان بر ایران یکی از پرتبعات‌ترین رویدادهای پنجاه سال گذشته تلقی می‌شود. بازتاب جهانی آن با دیگر نقاط عطف بزرگ این دوره رقابت می‌کند: فروپاشی اتحاد شوروی در ۱۹۹۱، حملات تروریستی ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ در آمریکا و ظهور اینترنت در دهه ۱۹۹۰. طی دهه‌ها، میلیون‌ها نفر بهای سنگینی به‌دلیل قدرت‌گیری حکومت شیعی ایدئولوژیک در تهران پرداخته‌اند. بی‌ثباتی در خاورمیانه، آسیب مداوم به اقتصاد جهانی و نقش جمهوری اسلامی در رشد سازمان‌های تروریستی در تقریبا همه قاره‌ها فقط چند نمونه است.

ضعف بی‌سابقه جمهوری اسلامی اکنون امکان‌هایی ایجاد کرده است که حتی دو سال پیش نیز تصورناپذیر به نظر می‌رسید.

ترجمه از وای‌نت

دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مقاله لزوماً سیاست یا موضع ایندیپندنت فارسی را منعکس نمی کند.

بیشتر از دیدگاه